در مدت زمانی که مشغول مطالعه برای آزمون دکتری بودم، همیشه به این فکر می کردم که آیا این تنها راه حل است؟، منظور من آزمون دکتری، شیوه برگزاری امتحانات، و در نهایت نحوه انتخاب دانشجو برای چنین مقطعی مهم است که اساس و درون مایه آن بر پژوهش، تحقیق، مطالعه و دانش عمیق در حوزه کتابداری و مفاهیم جدید و قدیم آن استوار شده. طی این مدت با برخی از اساتید و دوستان در این خصوص گفتگوهایی داشته ام و تقریبا می توان گفت نگرشها و دیدگاههای افراد در این خصوص متفاوت است. برخی به شیوه های سنتی پای بند هستند و آنها را ابزار و روش مناسبتری برای انتخاب دانشجو در این مقطع می دانند و برخی دیگر معتقد به بهره گیری از روشهایی همچون حذف آزمون تخصصی و در مقابل ارائه پرونده پژوهشی توسط شخص داوطلب هستند. قصدم این نیست که در این مجال به طرد یکی در مقابل پذیرش آن دیگری بپردازم اما لازم است برخی مطالب بازگو شود و سیاستگذاران و مسئولین امر نیز نسبت به وضعیتی که در آینده رخ خواهد داد گوش به زنگ باشند. بنابر اخباری که همگان مطلع هستید، پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد امسال به نسبت سالهای قبل، رشدی چندین درصدی داشته است. با توجه به خروجی های این افراد در سالهای آتی و نیز باقیمانده داوطلبانی آزمون های دکتری امسال، ما قطعا شاهد افزایش بیشمار داوطلبان آزمونهای دکتری خواهیم بود. کاری به درست یا غلط بودن سیاست افزایش پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی و رشد کمی در مقابل رشد کیفی ندارم اما مطمئنا اگر سیاستورزی درست، علمی و قابل قبولی در ماههای فعلی برای پذیرش دانشجو در مقطع دکتری توسط مراکز ذی صلاح انجام نشود، بلبشویی که در سالهای بعد رخ خواهد داد به سادگی قابل کنترل نیست.
در دانشکده های کتابداری و اطلاع رسانی خارج از کشور، ملاک انتخاب دانشجو در مقطع دکتری، ارائه پرونده پژوهشی پرمایه ( مقالات و کتب تالیفی و ترجمه، پروژه های تحقیقاتی، سوابق کاری و اجرایی در تخصص مورد نظر، مشارکت در بحثها و فعال بودن در عرصه های مختلف مرتبط با حوزه و فن، و در نهایت پرونده مطلوب آموزشی) می باشد. این روند، گرچه ممکن است با برخی شرایط و ویژگیهای داخلی سازگار نبوده و مستلزم پیشنیازهای خاصی باشد، اما می تواند الگوی مناسبی برای انتخاب و گزینش دانشجو تلقی گردد. ضمن اینکه تجربیات حاصل از آزمونهای تخصصی و کتبی نیز می تواند در این امر تاثیر مثبتی داشته باشد (البته با در نظر گرفتن شرایطی خاص).
در هر حال، چشم انداز مقاطع تحصیلات تکمیلی و دکتری در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ایران چندان خوشایند نیست. مسائل و مشکلاتی جدی در این خصوص به چشم می خورند که لازم است اقداماتی برای رفع آنها صورت گیرد.
با سلام
به دوستانی که در آزمون کتبی دکترای اهواز پذیرفته شده اند تبریک عرض می کنم و امیدوارم در مرحله بعد (مصاحبه) نیز موفق و پیروز باشند. بخصوص آقایان: علی منصوری، امین زارع، صالح رحیمی و رسول زوارقی و خانمها: طاهره کرمی و مریم صابری. فهرست کل اسامی پذیرفته شدگان را می توانید در این صفحه ملاحظه کنید.
اگر به دنبال برنامهاي جامع و در عين حال ساده و كاربرپسند براي مديريت كتابخانه شخصي و يا عمومي ميگرديد، ميتوانيد از يكي از محصولات رايگان «كانون فرهنگي آفتابگردان» استفاده نماييد.
برخي از امكانات برنامه:
- تعريف "عضو" براي كتابخانه از طريق فرمهايي كاربرپسند
- فرم مربوط به وارد كردن مشخصات كتابهاي كتابخانه در بانك اطلاعاتي
- فرم مربوط به ثبت مشخصات عضو و كتاب هنگام تحويل كتاب به عضو
- تأييد برگشت كتاب تنها با يك كليك
- جستجو بين اعضا از طريق شماره عضويت و يا نام خانوادگي
- پرينت گرفتن مشخصات يك عضو و يا تمامي اعضا
- جستجو بين كتب كتابخانه از طريق شماره كتاب و يا نويسنده
- چاپ ليست كتب يك نويسنده خاص
- چاپ ليست كتب يك موضوع خاص
- تعريف موضوعات مختلف براي سيستم
- ويرايش مشخصا يك عضو و يا يك كتاب در نهايت سادگي
- و دهها امكان مفيد ديگر...
نکته دوم: ظاهرا برای دانلود این نرم افزار، نیاز به ثبت نام کردن در وب سایت گروه فرهنگی آفتابگردان است. به این نکته هم توجه کنید.
در پست قبلی، به مسئله عدم وجود دانشکده ای مستقل در حوزه تخصصی علوم کتابداری و اطلاع رسانی در ایران پرداختم. سه تن از دوستان هم رشته ای در این خصوص دیدگاههایی را مطرح کردند همچون" نیاز به تثبیت موقعیت، شناساندن حرفه و کارکردهای آن به جامعه و اقشار آن، پرداختن به کمیات به جای کیفیات"،...
حال سوالهای بعدی من اینجا شکل می گیرد (اینها سوالهای شما هم هست):
- چگونه می توان به "علم و حرفه کتابداری و اطلاع رسانی"،( بعد از قریب به 40 سالی که از تولد آن در ایران می گذرد)، هویتی دوباره بدهیم؟، با استفاده از چه ابزارها و دیدگاههایی می توان این موقعیت آن را در حال حاضر تثبیت کرد؟، هویت بخشی، تثبیت موقعیت حرفه و کیفی گرایی را باید از کجا و کدام مرحله شروع کرد؟، ضمن اینکه باید بدانیم "کتابداری" در بین عوام و خواص مملکت چه جایگاه و تعریفی دارد؟، علاوه بر آن، آیا نباید در تعاریف و مفاهیم مرتبط با این رشته در فرهنگهای لغت و واژه نامه ها، تغییراتی صورت گیرد؟، آیا کتابداری فقط "علم تنظیم و محافظت از کتب" است؟ (همان تعریفی که در فرهنگهای لغت، زیر مدخل library science، نگاشته شده است!)؛ ...
اما اینجا سوال بعدی من مطرح می شود که : آیا با وجود اینکه در حال حاضر کتابداری و اطلاع رسانی ایران از مشکل "هویت" رنج می برد، اما آیا نبایستی برای این رشته نه چندان نوپا ولی به شدت پویا، محیطی مستقل برای پرورش "متخصص حرفه مند"، تهیه و تدارک دید؟ (این سوال بویژه زمانی شکل جدی تری به خود می گیرد که بدانیم با وجود اینکه تنها 3 سال از شکل گیری مبحث کارآفرینی در ایران گذشته است، اما هم اکنون دانشگاه تهران و شاید یکی دو دانشگاه کشور، دانشکده ای مستقل تحت عنوان "دانشکده کارآفرینی" دایر کرده اند) باید پرسید آیا اهمیت حرفه و علم کتابداری و اطلاع رسانی کمتر از کارآفرینی است؟، مگر نه اینکه در سالهای اخیر "علم سنجی" به مبحث روز در ایران تبدیل شده و قشر وسیعی از هر طیف سیاسی و علمی، نان و نام خود را در آن می جویند؟، مگر نه این است که در یکی دو سال اخیر، "مدیریت دانش"، دغدغه فکری و ذهنی صاحبنظران است و راهکارهای عینی و عملی آن مایه تشویش کارگزاران؟، یعنی اهمیت این مسائل که از قضا جزو مهم ترین چالش های فعلی و آینده کتابداری ایران هستند، هنوز تا به آن حدی نرسیده است که بتوان در دانشکده ای مستقل در کنار گروههایی نظیر سازماندهی دانش (برای آموزش فهرست نویسی، رده بندی، نمایه سازی، چکیده نویسی، آئین نگارش و کارورزی)، فناوری اطلاعات (برای آموزش رایانه، جستجو در وب، بانکهای اطلاعاتی، نرم افزارهای کتابخانه ای، برنامه های آفیس همچون تایپ، پایگاه داده، طراحی وب، ...)، اطلاع رسانی (برای آموزش خدمات مرجع شناسی عمومی و تخصصی، مرجع الکترونیک، اشاعه گزینشی اطلاعات، مراکز اطلاع رسانی، کتابداری کودک، سواد اطلاعاتی، ...)، آنها را نیز آموزش دید و اختصاصا به آنها پرداخت؟
گروه کاری کتابخانه کنگره آمریکا، گزارشی درباره آینده "کنترل کتابشناختی" منتشر کرده است. در این گزارش، سیستمهای کنترل کتابشناختی آینده را سیستمهایی تعاملی، تحت وب، نامتمرکز، و از نظر حوزه کاری "بین المللی" توصیف کرده است. همچنین در این گزارش مفصل، پیش نیازهای بهره گیری از نظامهای کنترل کتابشناختی آینده را تجهیز و بهره گیری از فناوریهای نوین مدیریت اطلاعات تحت وب، پیروی از استانداردهای نوین تبادل اطلاعات کتابشناختی، ارتقا نرم افزارهای جامع به پذیریش این استانداردها، بهره گیری از معیارهای کاربرپسندانه در طراحی نظامهای کتابشناختی و در نظر گرفتن نیازهای کاربران عام و خاص فعلی و آتی، بهبود دسترس پذیری به منابع مدرن، کهن، تخصصی و ویژه، تلفیق استانداردهای کتابخانه ای و استاندادرهای وب و … موارد دیگر دانسته است.
برای دانلود این گزارش مفید و ارزشمند، پیوند زیر را دنبال کنید:
- دانلود (نوع فایل: PDF؛ حجم فایل: 444 Kb)
در کارگاهی که هفته قبل (5 شنبه، 13 دی 1386)، توسط انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برگزار گردید، نرم افزارهای مدیریت کتابخانه دیجیتال GreenStone و نرم افزار مدیریت اصطلاحنامه Thmanager، معرفی و حاضران در کارگاه بطور عملی با این نرم افزارها آشنا شدند. برای تکمیل معلومات دوستان شرکت کننده در کارگاه و نیز اطلاع رسانی به افرادی که خواهان کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند، فایلهای تکمیلی زیر، در مورد نظام ساده سازماندهی دانش و نرم افزار مدیریت اصطلاحنامه Thmanager در اختیار قرار می گیرند:
* تکمیل: به دلیل محدودیت در پهنای باند وب سایت Semaho.ir، لینک دانلود فایل نرم افزار را عوض کردم
فایل پاورپوینت اسلاید با عنوان (بررسی عملی و نظری نظام ساده سازماندهی دانش در زبان فارسی): (حجم: 300 Kb؛ نوع فایل: PPT)
- نرم افزار فارسی شده مدیریت اصطلاحنامه Thmanager: (حجم فایل: 70 Mg؛ نوع فایل: Winrar)
- نمونه مدخلهای فارسی شده اصطلاحنامه یونسکو برای وارد کردن در نرم افزار (حجم: 264 Kb؛ نوع فایل: Winrar)
۱- آیا ما منبع فارسی دیگری (نظیر همین وبلاگ) برای سوال کردن نداشتیم که این کاربر عزیز در یک وب سایت انگلیسی زبان سوال خود را پرسیده است؟
۲- آیا این سوال شایسته یک دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی است؟ (منظورم نه از نظر محتوای سوال، که از نظر شکل ارائه است؛ البته با این پیش فرض که این کاربر عزیز، دانشجوی این رشته است، گرچه اگر کارمند هم بود، بایستی خود بهتر از همه جواب سوالش را می دانست!)
۳- به جوابهای داده شده دقت کنید (برای کسانی که در حوزه "خدمات مرجع" پژوهش می کنند، نمونه عینی بسیار خوبی است از عدم هماهنگی بین زبان پرس و جو)
۴- چرا ما یک چنین وب سایتی (پرسش و پاسخ) به زبان فارسی نداریم؟!
... بقیه اش را شما بگویید.
اینجانب به نوبه، به همت و تلاش ارزشمند اعضای ادکا در برگزاری هر چه بهتر این همایش درود می فرستم. به امید موفقیتهای بیشتر :)
http://www.adka.ir/home/hamayesh
در ضمن، دوستانی که مایل هستند در این همایش شرکت کنند، می توانند جهت تکمیل فرم ثبت نام به نشانی زیر مراجعه نمایند:
http://www.adka.ir/home/register.htm
همایش راس ساعت ۸:۳۰ روز چهارشنبه این هفته آغاز می گردد. برنامه های سخنرانی، برنامه های آغازین و سایر برنامه ها متعاقبا از طریق وب سایت ادکا (http://www.adka.ir/home) به اطلاع می رسد.
۱- نوشته های وبلاگی: در عصر فعلی، وبلاگها از نظر سرعت انتقال اطلاعات و تبدیل دانش شخصی به دانش اجتماعی از دیگر محملهای اطلاعاتی پیشی گرفته اند. این را از آمار و ارقام منتشر شده در سایتهایی مثل Technorati می توان بدست آورد. بسیار پیش آمده که مطالبی در وبلاگها نوشته می شود که خود انگیزه اولیه پژوهشی عملی را باعث می شوند. اما هیچ گاه در منابع آن پژوهش به آن وبلاگ استناد نمی شود. حتی اگر نویسنده با خواندن دو خط از آن وبلاگ، جرقه ای برای نگارش یک مقاله در ذهنش شکل گرفته، اما خود را بی نیاز از استناد به آن وبلاگ می بیند!.
2- دوست، یا صاحب نظر، یا استادی که انگیزه های اولیه شکل گیری یک مقاله در هنگام مکالمه تلفنی، گفتگوهای رودرو، در مهمانی، در حاشیه های کنفرانس یا یک سخنرانی با وی شکل گرفته است. اما هیچ گاه در هیچ کجای آن مقاله اشاره ای هر چند مختصر به آن فرد نمی شود.
3- منابع مکتوب و غیرمکتوب، که هنگام مطالعه یا مشاهده آنها، موضوعی برای نگارش یک مقاله در ذهن فرد شکل می گیرد، اما چون از دیدگاه فرد، نیازی به استناد به این منابع نیست، به فراموشی سپرده می شوند.... و هر عامل یا منبع دیگری که به طور غیررسمی، منبعی برای نویسنده بوده اند اما به آنها اشاره ای نمی شود.
سوال من این است: چرا به استنادات غیررسمی بها نمی دهیم در حالی که عامل اولیه و تاثیر گذار در شکل گیری یک پژوهش هستند؟، آیا حتما باید یک منبع، مکتوب یا قابل مشاهده باشد تا به آن استناد کرد؟
اگر از وبلاگی استفاده می کنیم، خوب است به آن استناد کنیم؛ اگر گفتگو با دوستی منجر به شکل گیری یک موضوع برای نگارش یک مقاله، پایان نامه یا پژوهشی شد، به وی در انتهای مقاله با ذکر اسم استناد کنیم؛ اگر منبعی مکتوب یا غیرمکتوب، عامل مهمی برای نگارش مقاله بوده اند، در انتهای مقاله و در بخش "منابع برای مطالعه بیشتر" یا در ابتدای مقاله با ذکر مقدمه ای کوتاه به آن استناد کنیم. و فراموش نکنیم: اگر بر کسب دانشی توفیق یافته ایم، بر شانه های کسانی ایستاده ایم که قبل از ما برای رسیدن به آن دانش در تکاپو بوده اند.
...
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود
قیصر امین پور (تولد: ۱۳۳۸ - مرگ: ۱۳۸۶)
نرم افزار Harzing's Publish or Perish، یکی از نرم افزارهای بسیار مفیدی است که توسط شرکت Harzing، با هدف سهولت محاسبه میزان استنادات به مقالات علمی در "پژوهشگر گوگل"، تهیه شده است. این نرم افزار، علاوه بر محاسبه میزان استنادات به یک نویسنده، یا یک نشریه، شاخص هایی نظیر h-index، g-index، hc-index، درصد استنادات به نویسنده/مقاله، مقاله/نویسنده، AW-index و معیارهای دیگر استنادی را مشخص می کند (البته دوستانی که در حوزه تحلیل استنادی فعالیت می کنند، می توانند صحت و سقم این معیارها را بسنجند)؛ علاوه بر همه اینها، امکان ذخیره اطلاعات کتابشناختی مقالات یک نویسنده در قالب فایلهای Endnote، Bibtx، و غیره وجود دارد. یعنی این نرم افزار علاوه بر کاربرد در تحلیل استنادی، می تواند به عنوان مکملی برای بازیابی اطلاعات از پژوهشگر گوگل شناخته شود. برای دانلود این نرم افزار، پیوند زیر را دنبال کنید.
- دانلود نرم افزار Harzing؛ فایل EXE؛ حجم: 322 KB؛ آخرین نسخه: 8 سپتامبر 2007

این کتابخانه کوچک و جمع و جور، شبیه یک چرخ دستی طراحی شده، و به راحتی جابجا میشود. دسته این چرخ دستی به عنوان نگهداره کتابها عمل می کند. لینک همراه با توضیحات بیشتر
اما حالا شرکتی پیدا شده که محصولی مشابه نمایه اما به مراتب خیلی بهتر از آن را تولید کرده است: فهرستگان محصول ایلا نرم افزار، را که فکر کنم در برخی از مراکز موجود باشد. کلیه فرمتهای مقالات، بر خلاف نمایه، متنی و به راحتی قابل جستجو و پرینت است. ضمنا با کلاینت اینترنتی به راحتی کاربران شبکه می توانند در آن جستجو کنند. موقع نصب نرم افزار هم اصلا نیازی به دست و پنجه نرم کردن با آن نیست. اما یک ایراد خیلی بزرگ این وسط وجود دارد: پایه گذار نرم افزاری نمایه، یعنی شرکت طرف قرارداد با هیئت امنای کتابخانه های عمومی، همین شرکتی است که فهرستگان را تولید کرده است!، این یعنی اینکه الان نرم افزار نمایه، دو طرف حقوقی پیدا کرده که هر کدام مدعی هستند حقوق معنوی و مادی نمایه به آنها تعلق دارد. فهرستگان به مراتب خیلی بهتر از نمایه است و اصلا قابل قیاس با آن نیست.حالا این وسط مانده ایم کماکان با نمایه کشتی بگیریم یا برویم فهرستگان را تهیه کنیم تا برای همیشه از شر نمایه و آن ایرادات بی سر و تهش خلاص شویم.

برای کتابدار هم باید مهم باشد، زیرا می پذیرد که واقعا هر فردی به اطلاعات نیاز دارد و اطلاعات مستند، معتبر و با ارزش، در کتابخانه یافت می شود و کتابخانه نیز، نهادی ضروری برای اجتماع است و برای برآوردن نیازی، خلق شده است./
مطالب مرتبط:
۲- بزرگتر شدم و شدم معتاد روزنامه همشهری!، خب واسه اینکه رنگی بود و یه روزنامه رنگی ۲۵ تومنی را کی بود که نخره و ورقش نزنه!؛ چند مدتی تصمیم گرفتم تیکه های مهمی که اطلاعات بدرد بخوری توشون بود را قیچی کنم و یه بایگانی کوچیک برای خودم درست کنم. یک ماهی ادامه دادم و بعدش دیدم کلی کاغذ قیچی شده رو دستم مونده که توی هر کدوم یا مقاله ای بود، یا نکته ای جالب، یا تعریفی از کلمه ای، یا متنی ادبی و خواندنی. مونده بودم با این همه مطلب چی کار کنم. ریختمشون توی کیسه بزرگی و گذاشتمش کنار و دست از قیچی کردن روزنامه برداشتم!، تجربه جالبی بود اما سرنوشت اون همه اطلاعات گونی بود پر از کاغذ باطله که یه روز نصیب نمکی محل شد!
۳- بزرگتر شدم و شدم کتابدار؛ حالا جایی کار می کنم که پر از کتاب، مجله، روزنامه، انواع و اقسام بانکهای اطلاعاتی، نسخ خطی، آرشیوهای صوتی و تصویری، و یک خط اینترنت پرسرعت هستش!؛ دائیم راست می گفت که این پسره ازبس کتاب می خونه و با کتابها ور میره، آخرش توی کتابخانه ای استخدام میشه! و شدم!
یاد آن کودک در خاطره ها خفته، بخیر!
دوم: سالروز تولد امام علی را به همه شیعیان و رهروان واقعی حضرتش تبریک می گویم.
سوم: روز پدر را به همه پدران کتابدار و غیرکتابدار تبریک می گویم؛ و
چهارم: روز مرد را به همه پسرهای کتابدار و غیرکتابدار منجمله خودم تبریک می گویم!! ![]()
۲- حال باید پرسید چه ارتباطی بین کتابداران، کتابخانه ها و اساسا بین اطلاعات و انقلاب وجود دارد؟، مگر نه اینکه انقلاب مفهومی سیاسی است؟ پس چه رابطه ای بین سیاست و اطلاعات است که دومی پیش نیاز اولی قرار گرفته است و بدون تقویت آن، مسیرهای منتهی به خواسته های سیاسی ناهموار خواهد ماند. و خلاصه کلام اینکه "کتابداران و اطلاع رسانان را چه به سیاست؟!"، حقیقت امر این است که در دنیای امروز، سیاست با اطلاعات درآمیخته شده است و هر یک به نوعی و در برخی جریانات مکمل دیگری بوده اند. در سالهای اخیر، مطالعاتی برای بررسی میزان تاثیر اطلاعات در تحولات سیاسی جوامع صورت گرفته است. این مطالعات همزمان با گسترش جریان اطلاعات از طریق توسعه فناوریها نظیر وب، ماهواره و شبکه های ارتباطی رشد چشمگیری داشته اند. بر همین اساس، مفهوم "اطلاع گرا" خلق شد. فرد اطلاع گرا، به دنبال کشف تاثیر جریانهای اطلاعات در تغییر و تحولات سیاسی جوامع است. وی به دنبال این است تا بفهمد اطلاعات تا چه حد در ساختارهای جوامع اطلاعاتی و شبکه ای نفوذ کرده است و تا چه میزان اهرم قدرت سران و گروههای سیاسی شده است. در علوم کتابداری و اطلاع رسانی نیز شاخه جغرافیای سیاسی اطلاعات تا حدودی به این امر می پردازد.
۳- اطلاعات اهرم قدرت در جهان امروز است. نیز، اطلاعات ابزاری برای هر گونه تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی محسوب می شود. محملهای اطلاعاتی در دنیای امروز، هر کدام می توانند وسیله ای باشند برای رسیدن به هدفی سیاسی و انقلابی و یکی از این محملها، همانا کتاب است. بر همین اساس است که گروهها، احزاب و سازمانهای سیاسی - ایدئولوژیکی، با چاپ بروشور، کتاب، جزوه، نشریه، روزنامه، دائره المعارف به اطلاع رسانی مبادرت ورزیده، و در عصر فناوری با بهره گیری از امکانات ارتباطی اینترنت به انتشار اطلاعات می پردازند.
۴- در هفته ای که گذشت، نگاههای متفاوتی به سمت کتابداران کتابخانه ها چرخید. شاید از این به بعد برخی به دیده شک و تردید به این قشر چشم بیندوزند و تحرکات آنها را زیر نظر بگیرند و برخی دیگر، شاید، به دیده ابزاری برای رسیدن به وسیله ای!
پیوندهای مرتبط
- جستجوی گوگل اسکالار درباره اطلاعات و سیاست؛ لینک
- اسلاید اطلاعات و فرایندهای سیاسی؛ لینک
خبر تکمیلی: بنابر مطلب مندرج در خبرگزاری مهر، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بنابر دلایلی که امکان اعلام آن وجود ندارد (!)، برگزاری این مراسم را لغو کرده است. (بیشتر... )
توجه شما را به دو نقشه جالب و البته متفاوت جلب می کنم.
یکی نقشه سنجش توسعه دیجیتالی کشورهای جهان در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ است که توسط اتحادیه جهانی مخابرات تهیه شده است و دیگری نقشه جهانی علوم .
برای طراحی این نقشه، گروهی از پژوهشگران بیش از 800 هزار مقاله را در 776 مدل مختلف رتبه بندی و استنادهای این مقالات را با یکدیگر مشخص کرده اند.این نقشه تا حدودی می تواند ارتباطات علمی و بین رشته ای شاخه های مختلف دانش بشری را ترسیم کند. مجله Nature، جزئیات کامل همراه با تصویر واضح تری از این نقشه ارزشمند را منتشر کرده است.
پیوندهای مرتبط:
- نقشه سنجش جهانی توسعه دیجیتالی کشورهای جهان (فایل PDF، حجم 6 مگابایت)
- نقشه جهانی علوم
الف) نسخه didi
در واپسین روزهای سال ۱۳۸۵ توفیق حضور در اولین کنگره ملی علوم انسانی در تهران را یافتم. همانطور که پیشتر گفته بودم این کنگره توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. انگیزه اصلی من از حضور در این کنگره آشنایی با فضای علوم انسانی در ایران و شناختن گرایشها و طیفهای فعال در این عرصه بود که تا حدود زیادی حاصل شد. متاسفانه طی سالهای حضور در دانشگاه هنر کمتر امکان ارتباط و آشنایی با اصحاب علوم انسانی را یافته بودم. حضور در این کنگره نکات جالب دیگری هم برای من به همراه داشت. خصوصا اینکه چند ماه قبل تجربه حضور در یک کنفرانس بزرگ مشابه در دانشگاه آکسفورد را هم یافته بودم. به نظرم رسید شاید از رهگذر مقایسه این دو همایش علمی بتوان به برخی تفاوتهای معنادار رسید. البته اینجا صرفا به بیان این تفاوتها بدون قضاوت و داوری می پردازم و نتیجه گیری احتمالی را بر عهده خواننده محترم می گذارم.
پيوندهاي مرتبط:
- توانايي زبان فارسي در واژه سازي
انجمن کتابخانه های تخصصی آمریکا در سال 1993 شعبهای در بین کشورهای عرب حوزه خلیج فارس راهاندازی کرده است. این شعبه از انجمن به نام "انجمن کتابخانه های تخصصی شعبه خلیج ع ر ب ی" معروف است که هر ساله کنفرانسی هم در یکی از این کشورهای عرب برگزار می کند. کشورهای عضو: عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، عمان، کویت، بحرین. آدرس وبگاه:
http://units.sla.org/chapter/cag/
ما امضاءکنندگان مراتب اعتراض خود را نسبت به تحریف نام خلیج فارس اعلام کرده و درخواست می شود نام این انجمن به شرح دادخواست تغییر داده شود. آدرس دادخواست: http://www.petitiononline.com/pgulf123/petition.html
از دوستان و همکاران خواهشمند است که اعتراضنامه را امضاء نمایند و این یادداشت را در وبلاگ های خود کپی کرده و همزمان با پست الکترونیکی برای دوستان خود ارسال کنند. بعد از جمع آوری امضا، نامه ای برای رییس انجمن پیش گفته ارسال خواهد شد.