تبليغاتX
Iranian Librarian Bloggers

در مدت زمانی که مشغول مطالعه برای آزمون دکتری بودم، همیشه به این فکر می کردم که آیا این تنها راه حل است؟، منظور من آزمون دکتری، شیوه برگزاری امتحانات، و در نهایت نحوه انتخاب دانشجو برای چنین مقطعی مهم است که اساس و درون مایه آن بر پژوهش، تحقیق، مطالعه و دانش عمیق در حوزه کتابداری و مفاهیم جدید و قدیم آن استوار شده. طی این مدت با برخی از اساتید و دوستان در این خصوص گفتگوهایی داشته ام و تقریبا می توان گفت نگرشها و دیدگاههای افراد در این خصوص متفاوت است. برخی به شیوه های سنتی پای بند هستند و آنها را ابزار و روش مناسبتری برای انتخاب دانشجو در این مقطع می دانند و برخی دیگر معتقد به بهره گیری از روشهایی همچون حذف آزمون تخصصی و در مقابل ارائه پرونده پژوهشی توسط شخص داوطلب هستند. قصدم این نیست که در این مجال به طرد یکی در مقابل پذیرش آن دیگری بپردازم اما لازم است برخی مطالب بازگو شود و سیاستگذاران و مسئولین امر نیز نسبت به وضعیتی که در آینده رخ خواهد داد گوش به زنگ باشند. بنابر اخباری که همگان مطلع هستید، پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد امسال به نسبت سالهای قبل، رشدی چندین درصدی داشته است. با توجه به خروجی های این افراد در سالهای آتی و نیز باقیمانده داوطلبانی آزمون های دکتری امسال، ما قطعا شاهد افزایش بیشمار داوطلبان آزمونهای دکتری خواهیم بود. کاری به درست یا غلط بودن سیاست افزایش پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی و رشد کمی در مقابل رشد کیفی ندارم اما مطمئنا اگر سیاستورزی درست، علمی و قابل قبولی در ماههای فعلی برای پذیرش دانشجو در مقطع دکتری توسط مراکز ذی صلاح انجام نشود، بلبشویی که در سالهای بعد رخ خواهد داد به سادگی قابل کنترل نیست.
در دانشکده های کتابداری و اطلاع رسانی خارج از کشور، ملاک انتخاب دانشجو در مقطع دکتری، ارائه پرونده پژوهشی پرمایه ( مقالات و کتب تالیفی و ترجمه، پروژه های تحقیقاتی، سوابق کاری و اجرایی در تخصص مورد نظر، مشارکت در بحثها و فعال بودن در عرصه های مختلف مرتبط با حوزه و فن، و در نهایت پرونده مطلوب آموزشی) می باشد. این روند، گرچه ممکن است با برخی شرایط و ویژگیهای داخلی سازگار نبوده و مستلزم پیشنیازهای خاصی باشد، اما می تواند الگوی مناسبی برای انتخاب و گزینش دانشجو تلقی گردد. ضمن اینکه تجربیات حاصل از آزمونهای تخصصی و کتبی نیز می تواند در این امر تاثیر مثبتی داشته باشد (البته با در نظر گرفتن شرایطی خاص).
در هر حال، چشم انداز مقاطع تحصیلات تکمیلی و دکتری در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ایران چندان خوشایند نیست. مسائل و مشکلاتی جدی در این خصوص به چشم می خورند که لازم است اقداماتی برای رفع آنها صورت گیرد.

+ نوشته شده در 87/03/01ساعت 11:21 توسط سید مهدی حسینی |

با سلام
به دوستانی که در آزمون کتبی دکترای اهواز پذیرفته شده اند تبریک عرض می کنم و امیدوارم در مرحله بعد (مصاحبه) نیز موفق و پیروز باشند. بخصوص آقایان: علی منصوری، امین زارع، صالح رحیمی و رسول زوارقی و خانمها: طاهره کرمی و مریم صابری. فهرست کل اسامی پذیرفته شدگان را می توانید در این صفحه ملاحظه کنید.

+ نوشته شده در 87/01/25ساعت 13:48 توسط سید مهدی حسینی |

نکته: ارسال این مطلب به وبلاگ گروهی با هدف اطلاع رسانی صورت می گیرد نه تبلیغات!

 اگر به دنبال برنامه‌اي جامع و در عين حال ساده و كاربرپسند براي مديريت كتابخانه شخصي و يا عمومي مي‌گرديد، مي‌توانيد از يكي از محصولات رايگان «كانون فرهنگي آفتابگردان» استفاده نماييد.

 برخي از امكانات برنامه:
- تعريف "عضو" براي كتابخانه از طريق فرم‌هايي كاربرپسند
- فرم مربوط به وارد كردن مشخصات كتاب‌هاي كتابخانه در بانك اطلاعاتي
- فرم مربوط به ثبت مشخصات عضو و كتاب هنگام تحويل كتاب به عضو
- تأييد برگشت كتاب تنها با يك كليك
- جستجو بين اعضا از طريق شماره عضويت و يا نام خانوادگي
- پرينت گرفتن مشخصات يك عضو و يا تمامي اعضا
- جستجو بين كتب كتابخانه از طريق شماره كتاب و يا نويسنده
- چاپ ليست كتب يك نويسنده خاص
- چاپ ليست كتب يك موضوع خاص
- تعريف موضوعات مختلف براي سيستم
- ويرايش مشخصا يك عضو و يا يك كتاب در نهايت سادگي
- و ده‌ها امكان مفيد ديگر...

نکته دوم: ظاهرا برای دانلود این نرم افزار، نیاز به ثبت نام کردن در وب سایت گروه فرهنگی آفتابگردان است. به این نکته هم توجه کنید.

برای دانلود نرم افزار و نیز کسب اطلاعات بیشتر، کلیک کنید

+ نوشته شده در 86/12/05ساعت 18:59 توسط سید مهدی حسینی |

در پست قبلی، به مسئله عدم وجود دانشکده ای مستقل در حوزه تخصصی علوم کتابداری  و اطلاع رسانی در ایران پرداختم. سه تن از دوستان هم رشته ای در این خصوص دیدگاههایی را مطرح کردند همچون" نیاز به تثبیت موقعیت، شناساندن حرفه و کارکردهای آن به جامعه  و اقشار آن، پرداختن به کمیات به جای کیفیات"،...

حال سوالهای بعدی من اینجا شکل می گیرد (اینها سوالهای شما هم هست):

 

-       چگونه می توان به "علم و حرفه کتابداری و اطلاع رسانی"،( بعد از قریب به 40 سالی که از تولد آن در ایران می گذرد)، هویتی دوباره بدهیم؟، با استفاده از چه ابزارها و دیدگاههایی می توان این موقعیت آن را در حال حاضر تثبیت کرد؟، هویت بخشی، تثبیت موقعیت حرفه و کیفی گرایی را باید از کجا  و کدام مرحله شروع کرد؟، ضمن اینکه باید بدانیم "کتابداری" در بین عوام و خواص مملکت چه جایگاه و تعریفی دارد؟، علاوه بر آن، آیا نباید در تعاریف و مفاهیم مرتبط با این رشته در فرهنگهای لغت و واژه نامه ها، تغییراتی صورت گیرد؟، آیا کتابداری فقط "علم تنظیم  و محافظت از کتب" است؟ (همان تعریفی که در فرهنگهای لغت، زیر مدخل library science، نگاشته شده است!)؛ ...

اما اینجا سوال بعدی من مطرح می شود که : آیا با وجود اینکه در حال حاضر کتابداری و اطلاع رسانی ایران از مشکل "هویت" رنج می برد، اما آیا نبایستی برای این رشته نه چندان نوپا ولی به شدت پویا، محیطی مستقل برای پرورش "متخصص حرفه مند"، تهیه و تدارک دید؟ (این سوال بویژه زمانی شکل جدی تری به خود می گیرد که بدانیم  با وجود اینکه تنها 3 سال از شکل گیری مبحث کارآفرینی در ایران گذشته است، اما هم اکنون دانشگاه تهران و شاید یکی دو دانشگاه کشور، دانشکده ای مستقل تحت عنوان "دانشکده کارآفرینی" دایر کرده اند) باید پرسید آیا اهمیت حرفه و علم کتابداری و اطلاع رسانی کمتر از کارآفرینی است؟، مگر نه اینکه در سالهای اخیر "علم سنجی" به مبحث روز در ایران تبدیل شده و قشر وسیعی از هر طیف سیاسی و علمی، نان و نام خود را در آن می جویند؟، مگر نه این است که در یکی دو سال اخیر، "مدیریت دانش"، دغدغه فکری و ذهنی صاحبنظران است و راهکارهای عینی  و عملی آن مایه تشویش کارگزاران؟، یعنی اهمیت این مسائل که از قضا جزو مهم ترین چالش های فعلی و آینده کتابداری ایران هستند، هنوز تا به آن حدی نرسیده است که بتوان در دانشکده ای مستقل در کنار گروههایی نظیر سازماندهی دانش (برای آموزش فهرست نویسی، رده بندی، نمایه سازی، چکیده نویسی، آئین نگارش و کارورزی)، فناوری اطلاعات (برای آموزش رایانه، جستجو در وب، بانکهای اطلاعاتی، نرم افزارهای کتابخانه ای، برنامه های آفیس همچون تایپ، پایگاه داده، طراحی وب، ...)، اطلاع رسانی (برای آموزش خدمات مرجع شناسی عمومی و تخصصی، مرجع الکترونیک، اشاعه گزینشی اطلاعات، مراکز اطلاع رسانی، کتابداری کودک، سواد اطلاعاتی، ...)، آنها را نیز آموزش دید و اختصاصا به آنها پرداخت؟

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 9:9 توسط سید مهدی حسینی |

قبل از اینکه این مطلب را مطالعه فرمایید، لطفا نیم نگاهی به این لینک بیندازید؛ جهت اطلاع عرض کنم که این یک جستجوی ساده در گوگل برای یافتن مدارس، دانشکده ها، یا کالج های تخصصی و دانشگاهی علوم کتابداری و اطلاع رسانی (در آمریکا) است. لابد همگی هم مستحضر هستید که در این دانشکده ها، چیزی که تدریس و تعلیم داده می شود "موضوعات مرتبط با علوم کتابداری و اطلاع رسانی" است و لاغیر!، نه روان شناسی، نه علوم تربیتی، نه کودکان استثنایی، نه فلسفه تعلیم و تربیت و نه احیانا ادبیات، جغرافیا، تاریخ، باستان شناسی و....!؛ (روسای آن هم متخصص علم کتابداری و اطلاع رسانی هستند، کتابخانه های تخصصی خودشان را دارند، به علاوه موسسه های تحقیقاتی و پژوهشی تخصصی کتابداری نیز برای خودشان دایر کرده اند).
اینجا اولین سوالی که سالها در ذهن من شکل گرفته و فعلا هم پاسخ درست و حسابی برای آن پیدا نکرده ام را مطرح میکنم (این سوال شما هم هست): چرا بعد از این همه سالها که کتابداری و اطلاع رسانی در ایران، حالا تا اندازه ای به این اندازه از بلوغ و تکامل رسیده (که این همه متقاضی برای مقطع دکتری دارد!)، ما هنوز یک دانشکده مستقل علوم کتابداری و اطلاع رسانی در این مملکت نداریم؟!، مگر نمی گوییم اطلاعات اهرم قدرت در جهان صنعتی زده و اطلاعاتی امروز است؟!، مگر اینجا و آنجا نخوانده ایم که کتابداری و اطلاع رسانی، چندین شعبه و شاخه و انشعاب پیدا کرده؟!، این دایرکتوری گوگل را ببینید، این همه گرایش در این عرصه!،...

جواب این سوال را از من نپرسید که دانشجویی بیش نیستم!، از آنهایی بخواهید که باید بدانند.
(جهت اطلاع: این هم وب سایت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و صفحه مربوط به گروه کتابداری و اطلاع رسانی آن است!؛ حال مثلا آن را با این مقایسه کنید، یا با این یکی ...)
 
+ نوشته شده در 86/11/11ساعت 21:30 توسط سید مهدی حسینی |

 گروه کاری کتابخانه کنگره آمریکا، گزارشی درباره آینده "کنترل کتابشناختی" منتشر کرده است. در این گزارش، سیستمهای کنترل کتابشناختی آینده را سیستمهایی تعاملی، تحت وب، نامتمرکز، و از نظر حوزه کاری "بین المللی" توصیف کرده است. همچنین در این گزارش مفصل، پیش نیازهای بهره گیری از  نظامهای کنترل کتابشناختی آینده را تجهیز و بهره گیری از فناوریهای نوین مدیریت اطلاعات تحت وب، پیروی از استانداردهای نوین تبادل اطلاعات کتابشناختی، ارتقا نرم افزارهای جامع به پذیریش این استانداردها، بهره گیری از معیارهای کاربرپسندانه در طراحی نظامهای کتابشناختی و در نظر گرفتن نیازهای کاربران عام و خاص فعلی و آتی، بهبود دسترس پذیری به منابع مدرن، کهن، تخصصی و ویژه، تلفیق استانداردهای کتابخانه ای و استاندادرهای وب و  … موارد دیگر دانسته است.

برای دانلود این گزارش مفید و ارزشمند، پیوند زیر را دنبال کنید:

 

- دانلود (نوع فایل: PDF؛ حجم فایل: 444 Kb)

+ نوشته شده در 86/10/30ساعت 19:15 توسط سید مهدی حسینی

با سلام

در کارگاهی که هفته قبل (5 شنبه، 13 دی 1386)، توسط انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برگزار گردید، نرم افزارهای مدیریت کتابخانه دیجیتال GreenStone و نرم افزار مدیریت اصطلاحنامه Thmanager، معرفی و حاضران در کارگاه بطور عملی با این نرم افزارها آشنا شدند. برای تکمیل معلومات دوستان شرکت کننده در کارگاه و نیز اطلاع رسانی به افرادی که خواهان کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند، فایلهای تکمیلی زیر، در مورد نظام ساده سازماندهی دانش و نرم افزار مدیریت اصطلاحنامه Thmanager در اختیار قرار می گیرند:

* تکمیل: به دلیل محدودیت در پهنای باند وب سایت Semaho.ir، لینک دانلود فایل نرم افزار را عوض کردم

فایل پاورپوینت اسلاید با عنوان (بررسی عملی و نظری نظام ساده سازماندهی دانش در زبان فارسی): (حجم: 300 Kb؛ نوع فایل: PPT)

- نرم افزار فارسی شده مدیریت اصطلاحنامه Thmanager: (حجم فایل: 70 Mg؛ نوع فایل: Winrar)

- نمونه مدخلهای فارسی شده اصطلاحنامه یونسکو برای وارد کردن در نرم افزار (حجم: 264 Kb؛ نوع فایل: Winrar)

- چکیده مقاله و سایر اطلاعات را در این صفحه مطالعه نمایید./

+ نوشته شده در 86/10/15ساعت 19:1 توسط سید مهدی حسینی

اگر فرصت دارید به این صفحه بروید و کمی آن برانداز کنید. به سوالی که پرسیده شده است و جوابهایی که در مقابل این سوال ارائه شده است کمی بیندیشید. من برداشتم اینچنین بود:

۱- آیا ما منبع فارسی دیگری (نظیر همین وبلاگ) برای سوال کردن نداشتیم که این کاربر عزیز در یک وب سایت انگلیسی زبان سوال خود را پرسیده است؟

۲- آیا این سوال شایسته یک دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی است؟ (منظورم نه از نظر محتوای سوال، که از نظر شکل ارائه است؛ البته با این پیش فرض که این کاربر عزیز، دانشجوی این رشته است، گرچه اگر کارمند هم بود، بایستی خود بهتر از همه جواب سوالش را می دانست!)

۳- به جوابهای داده شده دقت کنید (برای کسانی که در حوزه "خدمات مرجع" پژوهش می کنند، نمونه عینی بسیار خوبی است از عدم هماهنگی بین زبان پرس و جو)

۴- چرا ما یک چنین وب سایتی (پرسش و پاسخ) به زبان فارسی نداریم؟!

... بقیه اش را شما بگویید.

+ نوشته شده در 86/09/19ساعت 12:10 توسط سید مهدی حسینی |

همایش دو روزه ادکا، بعد از ماهها تلاش و کوشش دانشجویان علوم کتابداری و اطلاع رسانی گروههای مختلف کتابداری دانشگاههای ایران، به پایان خود رسید. اما درسها و تجربیات ارزنده و فراموش نشدنی از تلاش گروهی - دانشجویی به همراه داشت. تجربه شیرین، آموزنده و البته مشکل کار گروهی در قالب همایش دانشجویی برای ارائه یافته های نو در زمینه خدمات مرجع به عنوان یکی از مهم ترین خدمات اطلاع رسانی و اطلاع دهی کتابخانه ای، مطمئنا برای همه دوستانی که به نحوی درگیر برگزاری چنین همایشهایی بوده اند واضح و مبرهن است. اما همانگونه که در مطلبی درباره همایش ملی اصطلاحنامه اشاره کرده بودم، همایش ادکا نباید به عنوان نقطه پایانی مباحث درباره خدمات مرجع تلقی شود، بلکه باید آغازی باشد برای بحث و تبادل نظر بیشتر  و کاربردی کردن تئوریها و نظریات مطرح شده در همایش و در آن صورت است که همایش، به نتایج واقعی خود دست یافته است.

 اینجانب به نوبه، به همت و تلاش ارزشمند اعضای ادکا در برگزاری هر چه بهتر این همایش درود می فرستم. به امید موفقیتهای بیشتر  :)

+ نوشته شده در 86/09/15ساعت 23:44 توسط سید مهدی حسینی |

برای کسب اطلاعات از نتایج نهایی داوری مقالات اولین همایش سراسری ادکا، پیوند زیر را دنبال کنید:

http://www.adka.ir/home/hamayesh

در ضمن، دوستانی که مایل هستند در این همایش شرکت کنند، می توانند جهت تکمیل فرم ثبت نام به نشانی زیر مراجعه نمایند:

http://www.adka.ir/home/register.htm

همایش راس ساعت ۸:۳۰ روز چهارشنبه این هفته آغاز می گردد. برنامه های سخنرانی، برنامه های آغازین و سایر برنامه ها متعاقبا از طریق وب سایت ادکا (http://www.adka.ir/home) به اطلاع می رسد.

+ نوشته شده در 86/09/12ساعت 11:6 توسط سید مهدی حسینی

همایش ملی اصطلاحنامه امروز برگزار شد و حدود دو ساعت قبل با معرفی مقالات برتر و اهدای جوایز به پایان رسید. در این همایش ملی، که به قول استاد فرزانه جناب آقای دکتر فتاحی، نماد مشترک همکاری علمی حوزه و دانشگاه بود، دانشگاهیان سهم خود را به خوبی ایفا کردند. پایان کار این همایش، پایان بحث و جدل پیرامون اصطلاحنامه ها و تاثیر آنها در فرایندهای بازیابی دانش در عصر اطلاعات نیست، بلکه آغازی است برای عملی کردن راهکارها، اندیشه ها، نوآوری ها، و نظریه های مطرح شده در این همایش تا وضعیت اصطلاحنامه ها و سازو کارهای توسعه عملی و علمی این ابزار مفید توسعه، بهبود و ارتقاء یابد. اخبار و حاشیه های این همایش را دوستانم در وبلاگ گروهی در پستهای آتی به اطلاع خوانندگان و عزیزانی که به هر دلیل نتوانستند در این اجتماع علمی شرکت کنند خواهند نوشت؛ اما شخصا معتقدم این همایش نیاز به کارگاههای آموزشی و سخنرانی های متعددی خواهد داشت که امید است در دستور کار انجمنهای دانشجویی دانشگاهها و انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی ایران قرار بگیرد.

+ نوشته شده در 86/08/24ساعت 21:59 توسط سید مهدی حسینی |

همگی استناد رسمی را می شناسیم: نویسنده ای مشخص، مقاله ای منتشر شده، یا مجله ای که به آن در نوشته ای استناد شده است. این استناد یا با نقل قول است، یا با ذکر پیشینه ها، یا با ارائه نمونه و یا هر چیز دیگر و مشخصه عمده آن هم ارجاع به آن منابع در انتهای نوشته می باشد. اینها استنادات رسمی هستند یا حالا هر اسمی که صاحبنظران تحلیل استنادی برای آن در نظر گرفته اند. اما من به روی دیگر موضوع فکر می کنم: استنادات غیررسمی که بسیار پرکاربرد هستند و نقش مهمی در شکل گیری و تولد یک مقاله و پژوهش دارند اما در اکثر موارد بیان نمی شوند و به قولی به آنها استناد نمی شود!. از دیدگاه من استنادات غیررسمی را در می توان شامل موارد زیر دانست:

۱- نوشته های وبلاگی: در عصر فعلی، وبلاگها از نظر سرعت انتقال اطلاعات  و تبدیل دانش شخصی به دانش اجتماعی از دیگر محملهای اطلاعاتی پیشی گرفته اند. این را از آمار و ارقام منتشر شده در سایتهایی مثل Technorati می توان بدست آورد. بسیار پیش آمده که مطالبی در وبلاگها نوشته می شود که خود انگیزه اولیه پژوهشی عملی را باعث می شوند. اما هیچ گاه در منابع آن پژوهش به آن وبلاگ استناد نمی شود. حتی اگر نویسنده با خواندن دو خط از آن وبلاگ، جرقه ای برای نگارش یک مقاله در ذهنش شکل گرفته، اما خود را بی نیاز از استناد به آن وبلاگ می بیند!.

2- دوست، یا صاحب نظر، یا استادی که انگیزه های اولیه شکل گیری یک مقاله در هنگام مکالمه تلفنی، گفتگوهای رودرو، در مهمانی، در حاشیه های کنفرانس یا یک سخنرانی با وی شکل گرفته است. اما هیچ گاه در هیچ کجای آن مقاله اشاره ای هر چند مختصر به آن فرد نمی شود.

3- منابع مکتوب و غیرمکتوب، که هنگام مطالعه یا مشاهده آنها، موضوعی برای نگارش یک مقاله در ذهن فرد شکل می گیرد، اما چون از دیدگاه فرد، نیازی به استناد به این منابع نیست، به فراموشی سپرده می شوند.... و هر عامل یا منبع دیگری که به طور غیررسمی، منبعی برای نویسنده بوده اند اما به آنها اشاره ای نمی شود.

سوال من این است: چرا به استنادات غیررسمی بها نمی دهیم در حالی که عامل اولیه و تاثیر گذار در شکل گیری یک پژوهش هستند؟، آیا حتما باید یک منبع، مکتوب یا قابل مشاهده باشد تا به آن استناد کرد؟

اگر از وبلاگی استفاده می کنیم، خوب است به آن استناد کنیم؛ اگر گفتگو با دوستی منجر به شکل گیری یک موضوع برای نگارش یک مقاله، پایان نامه یا پژوهشی شد، به وی در انتهای مقاله با ذکر اسم استناد کنیم؛ اگر منبعی مکتوب یا غیرمکتوب، عامل مهمی برای نگارش مقاله بوده اند، در انتهای مقاله و در بخش "منابع برای مطالعه بیشتر" یا در ابتدای مقاله با ذکر مقدمه ای کوتاه به آن استناد کنیم. و فراموش نکنیم: اگر بر کسب دانشی توفیق یافته ایم، بر شانه های کسانی ایستاده ایم که قبل از ما برای رسیدن به آن دانش در تکاپو بوده اند.

+ نوشته شده در 86/08/21ساعت 9:20 توسط سید مهدی حسینی |

...
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود

قیصر امین پور (تولد: ۱۳۳۸ - مرگ: ۱۳۸۶)

- آخرین عکسهای خبرگزاری مهر از زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در 86/08/08ساعت 10:23 توسط سید مهدی حسینی |

به نرم افزارهای تحلیل استنادی، تا زمانی که منحصرا در اختیار موسسه اطلاعات علمی (ISI) بود، احساس نیاز نمیشد. زیرا همه آمار و ارقام و اطلاعات مربوط به تحلیل استنادی از طریق پایگاه علمی این موسسه در دسترس پژوهشگران، در صورت اشتراک، قرار می گرفت. اما امروزه، با ایجاد و توسعه پایگاههای مختلف و نیز ورود مفاهیم جدید به این حوزه، نرم افزارها از جمله نیازمندیهای پژوهشگران حوزه های مختلف علم سنجی است. شخصا اطلاعاتی در مورد نرم افزارهایی که توسط موسسات مختلف تولید و ارائه شده است، جز یکی دو مورد، ندارم. اما از دوستان عزیز، اگر کسی نرم افزارهایی در این خصوص می شناسد، برای اطلاع مابقی دوستان لطفا در بخش کامنتها ذکر کنید، باشد که رستگار شوید!؛ اما بعد...

نرم افزار Harzing's Publish or Perish، یکی از نرم افزارهای بسیار مفیدی است که توسط شرکت Harzing، با هدف سهولت محاسبه میزان استنادات به مقالات علمی در "پژوهشگر گوگل"، تهیه شده است. این نرم افزار، علاوه بر محاسبه میزان استنادات به یک نویسنده، یا یک نشریه، شاخص هایی نظیر h-index، g-index، hc-index، درصد استنادات به نویسنده/مقاله، مقاله/نویسنده، AW-index  و معیارهای دیگر استنادی را مشخص می کند (البته دوستانی که در حوزه تحلیل استنادی فعالیت می کنند، می توانند صحت و سقم این معیارها را بسنجند)؛ علاوه بر همه اینها، امکان ذخیره اطلاعات کتابشناختی مقالات یک نویسنده در قالب فایلهای Endnote، Bibtx، و غیره وجود دارد. یعنی این نرم افزار علاوه بر کاربرد در تحلیل استنادی، می تواند به عنوان مکملی برای بازیابی اطلاعات از پژوهشگر گوگل شناخته شود. برای دانلود این نرم افزار، پیوند زیر را دنبال کنید.

- دانلود نرم افزار Harzing؛ فایل EXE؛ حجم: 322 KB؛ آخرین نسخه: 8 سپتامبر 2007

+ نوشته شده در 86/08/06ساعت 12:28 توسط سید مهدی حسینی |

این روزها گذرتان به صفحه خانگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی در وب افتاده است؟، اگر نه حتما یک نیم نگاهی به این صفحه بیندازید. این وب سایت الگوی خوبی شده است برای سایر کتابخانه های دانشگاهی و منطقه ای ایران. البته اگر مسئولان کتابخانه منطقه ای توجهی به این امر داشته باشند!

پیوندهای مرتبط:
-وب سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی (http://nlai.ir)
- وب سایت کتابخانه منطقه ای شیراز (http://www.srlst.com)
+ نوشته شده در 86/08/01ساعت 9:8 توسط سید مهدی حسینی |

این کتابخانه کوچک و جمع و جور، شبیه یک چرخ دستی طراحی شده، و به راحتی جابجا میشود. دسته این چرخ دستی به عنوان نگهداره کتابها عمل می کند. لینک همراه با توضیحات بیشتر

+ نوشته شده در 86/07/19ساعت 10:57 توسط سید مهدی حسینی |

ماه رمضان است و ايام رياضت و پرهيزگاري؛ از دوستان عزيز روزه دار، التماس دعا داريم. اما بعد...

از قديم گفتند آدميزاد دو جور تغذيه ميشه؛ يا با غذاي روح كه كتاب و خواندن و انديشيدن است و يا با غذاي جسم كه نان و پنير باشد و جويدن!، غذاي روح براي مغز است و غذاي جسم براي شكم كه اين روزها بايد سركيسه دومي را با طناب روزه داري و گرسنگي محكم كرد اما براي اولي - يعني مغز - در هيچ دين و مكتبي، تعطيلي و روزه داري حكم نشده است!

اين مقدمه چيني بالا را براي اين گفتم كه بگم اگر اين روزها از حوالي ميدان انقلاب و خيابونهاي اطراف آن گذر كنيد، چند تا از اين اغذيه فروشي ها و ساندويچي ها و فلافليها را مي بييند كه از هله هوله فروشي به كتابفروشي روي آوردند، انواع و اقسام كتابهاي مذهبي، داستاني، سياسي، آموزشي و ... به جاي ساندويچ و فلافل و چايي، در گوشه كنارهاي اين مغازه ها، به طور نامرتب روي هم تلانبار شدند و به عابرين چشمك مي زنند. هر چند اين تغييرات موقتي هستند و بعد از تعطيلات عيد فطر، اين شكم خيره سر ياد ياران هميشگي خود را خواهد كرد اما همين كه عده اي فروشنده، فهميدند كه چطوري و با جابجا كردن خوردني ها با خواندني ها، كركره مغازه شان را در ايام ماه رمضان بالا نگه دارند و تنور كاسبي شان را روشن، خود جاي بسي اميدواري است كه غذاي روح همچنان در سبد خريد مردم قرار دارد...
+ نوشته شده در 86/07/06ساعت 12:32 توسط سید مهدی حسینی |

در تمام عمرم نرم افزاری به افتضاحی نمایه ندیده ام، نرم افزاری فوق العاده سنگین، غیر قابل ارتقاء با کلی ایرادهای فنی عجیب و غریب؛ همه رقم که با این محصول مشترک دولتی و بی خاصیت سر و کله می زنم بیشتر می فهمم چرا اکثر محصولات نرم افزاری دولتی یک بار مصرف هستند!، با آن پشتیبانی فوق العاده ۲۴ ساعته اش!، که وقتی بعد از کلی تماس و تلفن و فاکس و رفت و آمد، به مهندسانش!، ایرادات نرم افزار را می گویی یک راه حل قشنگ و شسته و رفته می گذارند جلوی پایت: سیستمت ویروسی است جانم، یک ویروس کش روی سرورت نصب کن، دیگه از کلاینتهایت سی دی نمی خواد موقع نمایش متن کامل مقاله!!؛ حال می کنید جواب را؟!، حیف آن دو میلیون تومانی که برای خرید این نرم افزار بی خاصیت صرف کردیم!، واقعا حیف!

اما حالا شرکتی پیدا شده که محصولی مشابه نمایه اما به مراتب خیلی بهتر از آن را تولید کرده است: فهرستگان محصول ایلا نرم افزار، را که فکر کنم در برخی از مراکز موجود باشد. کلیه فرمتهای مقالات، بر خلاف نمایه، متنی و به راحتی قابل جستجو و پرینت است. ضمنا با کلاینت اینترنتی به راحتی کاربران شبکه می توانند در آن جستجو کنند. موقع نصب نرم افزار هم اصلا نیازی به دست و پنجه نرم کردن با آن نیست. اما یک ایراد خیلی بزرگ این وسط وجود دارد: پایه گذار نرم افزاری نمایه، یعنی شرکت طرف قرارداد با هیئت امنای کتابخانه های عمومی، همین شرکتی است که فهرستگان را تولید کرده است!، این یعنی اینکه الان نرم افزار نمایه، دو طرف حقوقی پیدا کرده که هر کدام مدعی هستند حقوق معنوی و مادی نمایه به آنها تعلق دارد. فهرستگان به مراتب خیلی بهتر از نمایه است و اصلا قابل قیاس با آن نیست.حالا این وسط مانده ایم کماکان با نمایه کشتی بگیریم یا برویم فهرستگان را تهیه کنیم تا برای همیشه از شر نمایه و آن ایرادات بی سر و تهش خلاص شویم.

تکمیل: لینک جدید فهرستگان ایلا نرم افزار

+ نوشته شده در 86/06/22ساعت 12:6 توسط سید مهدی حسینی |

این تصویری از آخرین لحظات حیات مرحوم پرفسور حسابی است.

مشاهده تصویر بزرگتر

+ نوشته شده در 86/06/21ساعت 11:52 توسط سید مهدی حسینی |

دیشب در برنامه صد فیلم تلویزیون، یکی از برجسته ترین آثار سینمایی کلینت استیوود، به نمایش درآمد. کار خون، برای کسانی که عاشق سینمای پلیسی-معمایی هستند از بهترین ها است. اما از جذابیتهای سینمایی فیلم که بگذریم، بایستی نکته ای را یادآور شوم که مطمئنم دوستان کتابدار ما هم که فیلم را دیده اند، آن را فراموش نکرده اند. صحنه ای که کلینت استیوود برای جستجوی اطلاعات مورد نظرش راهی کتابخانه ای عمومی می شود و با استفاده از رایانه ای در آن محل، به جستجو می پردازد. این صحنه برای هر بیینده یا فرد عادی ممکن است آنچنان عادی و طبیعی و یا بی اهمیت باشد که اصلا اشاره ای به آن ضروری نیاید. اما برای دو نفر باید مهم باشد: یکی کارگردان فیلم و دیگری کتابدار. برای کارگردان فهیمی مانند استیوود، لوکیشن صحنه باید با سکانس صحنه سازگار باشد، یعنی اگر سکانس مربوط به یافتن اطلاعاتی برای کشف واقعیتی است، آن محل غیر از کتابخانه نیست. بر همین اساس است که کارگردان زحمت رفت و آمد را بر خود و تیم فیلمسازش متقبل می شود و خود را موظف به حضور در کتابخانه ای برای به تصویر کشیدن آن سکانس می داند. چه حتی این صحنه ۱۰ ثانیه هم به طول نینجامد. دقیقا همانی که در فیلم کار خون به تصویر کشیده شده است. زیرا برای استیوود و امثال او، این واقعیت پذیرفته شده است که اطلاعات هم مانند پول، غذا، اسلحه، و شنا محلی دارد. و آن محل کتابخانه است نه جای دیگر. حتی اگر کتاب نباشد و گرنه چه ایرادی داشت اگر استیوود، از اداره پلیس، یا کافی نت، یا هر جای دیگر به پایگاه اطلاعاتی متصل میشد و از آنجا در منابع آن جستجوی می کرد.

برای کتابدار هم باید مهم باشد، زیرا می پذیرد که واقعا هر فردی به اطلاعات نیاز دارد و اطلاعات مستند، معتبر و با ارزش، در کتابخانه یافت می شود و کتابخانه نیز، نهادی ضروری برای اجتماع است و برای برآوردن نیازی، خلق شده است./

مطالب مرتبط:

- کتابداری در هنر هفتم

+ نوشته شده در 86/06/17ساعت 10:4 توسط سید مهدی حسینی |

۱- کوچیک که بودم، توی محله خودمون یک کتابخانه فسقلی راه انداختم و به بچه های محل کتاب امانت می دادم. یادم هست یه جعبه میوه برداشته بودم و دوربرش را با کارتن و روزنامه چسب کاری کردم که هم اون کتابخانه کوچولو رنگ و لعابی به خودش بگیره و هم اینکه زمختی چوبهای جعبه، کتابها را اذیت نکنه!، ۱۵ تا کتاب خودم داشتم و مابقی را بچه های محل آورده بودند، فکر کنم ۳۰ تایی شد؛ بعدش شروع کردم به امانت دادنشون!، اولاش همه ولگردهای محل استقبال کردند، اما خب بودند چند نفری که کلی هم مسخرم کردند و حتی یکی دوبار سعی کردند بلایی سر کتابخانه، یعنی همون جعبهه!، و کتابهاش بیارند اما نتونستند. یواش یواش دیدم کتاب نو داره میره و دوسه روز بعد یا پاره پوره و زهوار درفته داره می آد!، یا اصلا نمی آد!، ... اون کتابخانه، سه هفته ای دوام نیاورد و بعدش جمعش کردم!، با ۱۵ تا کتاب که نصفش مال خودم بود و نصفش مال بقیه و مابقیش هم گم و گور شد!

۲- بزرگتر شدم و شدم معتاد روزنامه همشهری!، خب واسه اینکه رنگی بود و یه روزنامه رنگی ۲۵ تومنی را کی بود که نخره و ورقش نزنه!؛ چند مدتی تصمیم گرفتم تیکه های مهمی که اطلاعات بدرد بخوری توشون بود را قیچی کنم و یه بایگانی کوچیک برای خودم درست کنم. یک ماهی ادامه دادم و بعدش دیدم کلی کاغذ قیچی شده رو دستم مونده که توی هر کدوم یا مقاله ای بود، یا نکته ای جالب، یا تعریفی از کلمه ای، یا متنی ادبی و خواندنی. مونده بودم با این همه مطلب چی کار کنم. ریختمشون توی کیسه بزرگی و گذاشتمش کنار و دست از قیچی کردن روزنامه برداشتم!، تجربه جالبی بود اما سرنوشت اون همه اطلاعات گونی بود پر از کاغذ باطله که یه روز نصیب نمکی محل شد!

۳- بزرگتر شدم و شدم کتابدار؛ حالا جایی کار می کنم که پر از کتاب، مجله، روزنامه، انواع و اقسام بانکهای اطلاعاتی، نسخ خطی، آرشیوهای صوتی و تصویری، و یک خط اینترنت پرسرعت هستش!؛ دائیم راست می گفت که این پسره ازبس کتاب می خونه و با کتابها ور میره، آخرش توی کتابخانه ای استخدام میشه! و شدم!

یاد آن کودک در خاطره ها خفته، بخیر!

+ نوشته شده در 86/06/05ساعت 20:15 توسط سید مهدی حسینی |

اول: از همه سالروز تولد این وبلاگ را به همه نویسندگان محترم وبلاگ و نیز خواننده های خوب آن تبریک می گویم.

دوم: سالروز تولد امام علی را به همه شیعیان و رهروان واقعی حضرتش تبریک می گویم.

سوم: روز پدر را به همه پدران کتابدار و غیرکتابدار تبریک می گویم؛ و

چهارم: روز مرد را به همه پسرهای کتابدار و غیرکتابدار منجمله خودم تبریک می گویم!!

+ نوشته شده در 86/05/04ساعت 12:18 توسط سید مهدی حسینی |

۱- هفته قبل  و در یک برنامه پرمخاطب تلویزیونی و رسمی، نام کتابداران و کتابداری اما به نحوی غیررسمی بر سر زبانها افتاد. اعتراف به اینکه قرار بود انجمنی تحت عنوان "انجمن کتابداران دانشگاهی"، تاسیس شود تا از طریق آن، دسترسی به منابع دیجیتالی برای کتابخانه های دانشگاهی به راحتی میسر گردد و به این ترتیب مسیرهای منتهی به انقلاب مخملی هموارتر گردد. انقلابی بدون خون ریزی و خشونت و تنها بر اساس تغییرات ایدئولوژیکی در رفتارهای سیاسی و اجتماعی اقشار تاثیر گذار جامعه نظیر کارگران، دانشجویان، معلمان، سیاستمداران، زنان و ...،  و هدایت این تغییرات به سمت تحولات اساسی و بنیادی در نظام سیاسی و حکومتی و در نهایت شکل گیری نوع جدیدی از حکومت بر پایه خواسته های رهبران انقلاب

۲- حال باید پرسید چه ارتباطی بین کتابداران، کتابخانه ها و اساسا بین اطلاعات  و انقلاب وجود دارد؟، مگر نه اینکه انقلاب مفهومی سیاسی است؟ پس چه رابطه ای بین سیاست و اطلاعات است که دومی پیش نیاز اولی قرار گرفته است و بدون تقویت آن، مسیرهای منتهی به خواسته های سیاسی ناهموار خواهد ماند.  و خلاصه کلام اینکه "کتابداران و اطلاع رسانان را چه به سیاست؟!"، حقیقت امر این است که در دنیای امروز، سیاست با اطلاعات درآمیخته شده است و هر یک به نوعی و در برخی جریانات مکمل دیگری بوده اند. در سالهای اخیر، مطالعاتی برای بررسی میزان تاثیر اطلاعات در تحولات سیاسی جوامع صورت گرفته است. این مطالعات همزمان با گسترش جریان اطلاعات از طریق توسعه فناوریها نظیر وب، ماهواره و شبکه های ارتباطی رشد چشمگیری داشته اند. بر همین اساس، مفهوم "اطلاع گرا" خلق شد. فرد اطلاع گرا، به دنبال کشف تاثیر جریانهای اطلاعات در تغییر و تحولات سیاسی جوامع است. وی به دنبال این است تا بفهمد اطلاعات تا چه حد در ساختارهای جوامع اطلاعاتی و شبکه ای نفوذ کرده است و تا چه میزان اهرم قدرت سران و گروههای سیاسی شده است. در علوم کتابداری و اطلاع رسانی نیز شاخه جغرافیای سیاسی اطلاعات تا حدودی به این امر می پردازد.

۳- اطلاعات اهرم قدرت در جهان امروز است. نیز، اطلاعات ابزاری برای هر گونه تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی محسوب می شود. محملهای اطلاعاتی در دنیای امروز، هر کدام می توانند وسیله ای باشند برای رسیدن به هدفی سیاسی و انقلابی و یکی از این محملها، همانا کتاب است. بر همین اساس است که گروهها، احزاب و سازمانهای سیاسی - ایدئولوژیکی، با چاپ بروشور، کتاب، جزوه، نشریه، روزنامه، دائره المعارف به اطلاع رسانی مبادرت ورزیده، و در عصر فناوری با بهره گیری از امکانات ارتباطی اینترنت به انتشار اطلاعات می پردازند.

۴- در هفته ای که گذشت، نگاههای متفاوتی به سمت کتابداران کتابخانه ها چرخید. شاید از این به بعد برخی به دیده شک و تردید به این قشر چشم بیندوزند و تحرکات آنها را زیر نظر بگیرند و برخی دیگر، شاید، به دیده ابزاری برای رسیدن به وسیله ای!

پیوندهای مرتبط

 - جستجوی گوگل اسکالار درباره اطلاعات و سیاست؛ لینک

- اسلاید اطلاعات و فرایندهای سیاسی؛ لینک

+ نوشته شده در 86/04/31ساعت 12:46 توسط سید مهدی حسینی |

يك استراتژي كلي بنياد سوروس دارد كه در پنج شش برنامه درواقع براي اين يارگيري اساتيد و دانشجوها استفاده مي‌شود فهرست وار من عرض مي‌كنم يك برنامه‌ اي فل برنامه آشكار يك سازماني كه متعلق به بنياد سوروس است كه برنامه آشكارش كمك به كتابخانه‌هاي دانشگاهی ايران براي دسترسي بيشتر به منابع ديجيتالي است اما آن بعد دو شبكه‌سازي به چه شكلي عملياتي مي‌شد تفاهم نامه‌اي كه ‌اي فل و ايرانيان انجام مي‌خواستند بدهند با دو شرط بوده است شرط يك اين است كه يك نهاد، جديد در ايران تاسيس بشود كه ترجيحا اين نهاد نهاد غير دولتي باشد يعني از جامعه مدني باشد و از بدنه وزارت علوم و از يك نهاد مثل كتابخانه ملي بيايد بيرون و در قالب يك چيزي مثل انجمن كتابداران دانشگاهي تاسيس بشود و اين طرف‌ اي‌فل شود شرط دوم اين است كه يك فرد يك شخص به عنوان رابط به ‌اي فل معرفي شود و نقش اين رابط سفر كردن به كنفرانس‌ها و نشست‌هاي اروپا و نهايتا آوردن آن نهاد NGO به عنوان يك عضو در شبكه‌هاي بين‌المللي كه در واقع در آن بنياد سوروس حضور قوي داشته باشد

گزیده از اعترافات کیان تاجبخش

+ نوشته شده در 86/04/28ساعت 10:30 توسط سید مهدی حسینی |

... فراکتابداری، نه یک نظریه در کتابداری که درباره ماهیت کتابداری است. فراکتابداری، از یک سو مفهومی وسیع است که رویکردهای مختلف در تفسیر منابع دانش را تحت پوشش قرار می دهد و از سوی دیگر الگوی ارتباط بین حداقل عناصر اساسی و ضروری است که بر بیشتر دیدگاهها و تفاسیر مختلف درباره ماهیت دانش ذخیره شده قابل اجراست. نکته مهم در اینجا این است که تعبیر فراکتابخانه محدود به کتابداری سنتی نیست. بلکه بر پایه مطالعه شباهتها، تفاوتها، و وجوه مشترک فعالیت های متنوع پردازش منابع، از مرحله گردآوری منابع فیزیکی، و از طریق انتقال نظری محتوای منابع (انتقال اطلاعات)، به یک توصیف متافیزکی رکوردهای اطلاعاتی و ماهیت شناختی قرار گرفته است...

ادامه مطلب در وبلاگ شخصی

+ نوشته شده در 86/04/03ساعت 12:46 توسط سید مهدی حسینی |

به نظر می رسد برنامه بزرگداشت استاد کامران فانی، در تاریخ ۳۰ خرداد  یعنی فردا، برگزار نمی شود. این را از اطلاعیه ای که در محل کارمان ابلاغ کرده بودند فهمیدم. اگر دوستان اطلاعی در این زمینه دارند لطفا ما را نیز مطلع کنند. /

خبر تکمیلی: بنابر مطلب مندرج در خبرگزاری مهر، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، بنابر دلایلی که امکان اعلام آن وجود ندارد (!)، برگزاری این مراسم را لغو کرده است. (بیشتر... )

+ نوشته شده در 86/03/29ساعت 16:40 توسط سید مهدی حسینی |

سلام.

توجه شما را به دو نقشه جالب و البته متفاوت جلب می کنم.

یکی نقشه سنجش توسعه دیجیتالی کشورهای جهان در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ است که توسط اتحادیه جهانی مخابرات تهیه شده است و دیگری نقشه جهانی علوم .

برای طراحی این نقشه، گروهی از پژوهشگران بیش از 800 هزار مقاله را در 776 مدل مختلف رتبه بندی و استنادهای این مقالات را با یکدیگر مشخص کرده اند.این نقشه تا حدودی می تواند ارتباطات علمی و بین رشته ای شاخه های مختلف دانش بشری را ترسیم کند. مجله Nature، جزئیات کامل همراه با تصویر واضح تری از این نقشه ارزشمند را منتشر کرده است.

پیوندهای مرتبط:

- نقشه سنجش جهانی توسعه دیجیتالی کشورهای جهان (فایل PDF، حجم 6 مگابایت)

- نقشه جهانی علوم

الف) نسخه didi

ب) نسخه seedmagazine

ج) مقاله مجله Nature

+ نوشته شده در 86/03/09ساعت 14:7 توسط سید مهدی حسینی |

امروز اتفاقا به مطلب جالبی برخوردم که گفتم بد نیست آن را با شما با اشتراک بگذارم. فقط جهت اطلاع!، "تمامی سطور عینا از وبلاگ "نقد فرهنگ"، با اجازه احتمالی ایشان!، برداشت شده است.

در واپسین روزهای سال ۱۳۸۵ توفیق حضور در اولین کنگره ملی علوم انسانی در تهران را یافتم. همانطور که پیشتر گفته بودم این کنگره توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. انگیزه اصلی من از حضور در این کنگره آشنایی با فضای علوم انسانی در ایران و شناختن گرایشها و طیفهای فعال در این عرصه بود که تا حدود زیادی حاصل شد. متاسفانه طی سالهای حضور در دانشگاه هنر کمتر امکان ارتباط و آشنایی با اصحاب علوم انسانی را یافته بودم. حضور در این کنگره نکات جالب دیگری هم برای من به همراه داشت. خصوصا اینکه چند ماه قبل تجربه حضور در یک کنفرانس بزرگ مشابه در دانشگاه آکسفورد را هم یافته بودم. به نظرم رسید شاید از رهگذر مقایسه این دو همایش علمی بتوان به برخی تفاوتهای معنادار رسید. البته اینجا صرفا به بیان این تفاوتها بدون قضاوت و داوری می پردازم و نتیجه گیری احتمالی را بر عهده خواننده محترم می گذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/02/24ساعت 19:8 توسط سید مهدی حسینی |

بسیاری از واژه های مدرن امروزی در زبان فارسی را مدیون مرحوم حسابی هستیم.واژه هايي زيبا نظير دانشگاه، دانشكده، دانشسرا ..... ايشان آغازگر واژه سازي علمي در زبان فارسي بودند. سنتي كه امروزه كمتر به آن توجه مي شود. امروز در خلال وبگرديها، به صفحه اي برخوردم كه حاوي مقاله اي از پرفسور حسابي درباره زبان فارسي بود. اين مقاله را بخوانيد و اين صفحه را كه واژه نامه اي آنلاين از واژه هاي فارسي است ملاحظه كنيد./

پيوندهاي مرتبط:

- توانايي زبان فارسي در واژه سازي

- واژه نامه پارسي سره

 

+ نوشته شده در 86/02/16ساعت 20:46 توسط سید مهدی حسینی |

نقل به مضمون از وبلاگ کتابدار پارسی:


انجمن کتابخانه های تخصصی آمریکا در سال 1993 شعبه­ای در بین کشورهای عرب حوزه خلیج فارس راه­اندازی کرده است. این شعبه از انجمن به نام "انجمن کتابخانه های تخصصی شعبه خلیج ع ر ب ی" معروف است که هر ساله کنفرانسی هم در یکی از این کشورهای عرب برگزار می کند. کشورهای عضو: عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، عمان، کویت، بحرین. آدرس وبگاه:

http://units.sla.org/chapter/cag/

ما امضاءکنندگان مراتب اعتراض خود را نسبت به تحریف نام خلیج فارس اعلام کرده و درخواست می شود نام این انجمن به شرح دادخواست تغییر داده شود. آدرس دادخواست: http://www.petitiononline.com/pgulf123/petition.html 

از دوستان و همکاران خواهشمند است که اعتراض­نامه را امضاء  نمایند و این یادداشت را در وبلاگ های خود کپی کرده و همزمان با پست الکترونیکی برای دوستان خود ارسال کنند. بعد از جمع آوری امضا، نامه ای برای رییس انجمن پیش گفته ارسال خواهد شد.

+ نوشته شده در 86/02/05ساعت 19:27 توسط سید مهدی حسینی |