چهره های ماندگار
ما بقدر خاطرهها زندهایم...
اخیراٌ شاهد هفتمین دوره برگزاری مراسم چهرهای ماندگار بودیم یک حرکت فرهنگی ارزشمندی که نه من نه شما و نه قطعاٌ هیچ ایرانی دیگری که به آب و خاک این سرزمین عشق میورزد به شکوه و عظمت آن شکی نداشت . چند شب پیش، وقتی پخش برنامه مربوط به چهرههای ماندگار از رسانه ملی یعنی تلویزیون پخش میشد با دقت نگاه کردم و منتظر بودم که شاید این بار نامی از کسانی که عمری را در خدمت به اندیشمندان و سرافرازان گذراندهاند، برده شود اما دریغ ! پزشکان متخصص که بدون شک بهترین دوران علم آموزیشان را در کتابخانهها سرکردهاند، اساتیدی که کتاب انیس و مونسشان و کتابخانه خانه دومشان است، هنرمندانی که بدون کتاب و مطالعه حتماٌ دستشان خالی بود. فرهیختگانی که بدون یاری خادمان علم و ادب یعنی کتابداران این قشر نامآور اما گمنام نمیدانم از چه جایگاهی برخوردار بودند؛ همه بودند و چه خوب بود بودنشان و چه عزیزند این بزرگواران. نمیدانم چه کسی و چه مرجعی در انتخاب این چهرهها نقش دارند، نمیخواهم هم بدانم ولی خوب میدانم که جای استاد من، اساتید من و یا همکارانم آنجا چقدر خالی بود. مگر کمند کسانی که عمری را برای تهیه منابع و مراجع و راهنماهای مورد استفاده آنها طی کردند؛ از هوشنگ ابرامی که امروز حتی یک عکس و کمترین اطلاعی از آن نداریم تا اساتید حاضر ایرج افشار، کامران فانی، پوری سلطانی، نوش آفرین انصاری، عباس حری و امثال آنها گرفته تا فتاحی، دیانی، مهراد و و و ... و کتابداران زیادی که در گوشه گوشه کتابخانهها عمری از پا نایستادهاند، به راستی کتابداری چیست و کتابدار کیست، چرا باید اینگونه باشد، چرا باید روز کتابدار اینقدر بیصدا بگذرد و کتابدار اینقدر غریب بماند، چرا حتی تقویم فراموش کند روز کتابدار را ثبت نماید؟ پس کی؟
حسرت میخورم اما من که حرفهام را مقدس میدانم، من که به عشق همکاران کتابدارم به حرفهشان ایمان دارم، من که قدر زحمات اساتیدم را میدانم و دستشان را میبوسم به تعداد اساتید، همکاران و دانشجویانی که تازه قدم در این راه گذاشتهاند، میگویم روزتان مبارک روزتان مبارک روزتان مبارک...