آیا وبلاگ نویسی یک نوع آنفلوآنزای اطلاعاتی است؟
آنفلونزاي اطلاعاتي (برگرفته از وبلاگ کتابداري و مديريت دانش)
اينفلونزا که معادل فارسي آنفلونزاي اطلاعاتي را برايش برگزيده ام يکي از چندين واژه جديدي است که با توسعه تکنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطي پا به عرصه وجود گذاشته است. اين واژه را براي اولين بار لوک نيسميت در کنفرانس سال 2006 اگلين (شبکه کتابداران کتابخانه هاي دولتي استراليا) طرح نمود. اينفلونزا خود برگرفته از اصطلاح ديگري بنام افلونزاست. در سال 2005 کليو هميلتون و ريچارد دنيس استراليايي کتابي منتشر نمودند با عنوان افلونزا .در اين کتاب آنها مخاطبان را مورد پرسش قرار دادند که : اگر اوضاع اقتصادي بسيار بهتر از گذشته است (توليد ناخالص ملي استراليا طي سالهاي 1980 تا 2005 دو برابر شده است) چرا ما شادتر نيستيم؟ما سخت کار ميکنيم تا قسط وامهايمان را بپردازيم و کالاهاي مختلف بخريم. اما افزايش ثروت ما فقط رشد خواسته هايمان براي داشتن هاي بيشتر را سبب ميشود. وابستگي ما به پول و ماديات استقلالمان را از ما ميگيرد و براي ما خوشبختي به ارمغان نمي آورد. اکنون ثابت شده است که وقتي سطح درآمد به ميزان مشخصي ميرسد، افزايش بيشتر آن موجبات خرسندي ملي را فراهم نمي آورد. از اوان دهه 1990 استراليا آلوده به افلونزا شده است که وابستگي بيمارگونه و رو به تزايد به پول و ماديات است.افلونزا سبب مصرف زدگي، تجمل گرايي، چند شيفت کاري، اتلاف منابع و صدمه به محيط زيست ميشود. اين فشارها به اختلالات رواني، استرس و بيگانگي با مردم ميشود که در نهايت مردم را به الکل و اعتياد سوق ميدهد.افلونزا بيماري است که بسياري افراد به آن دچارند و معالجه اش بسيار دشوار است. مشکل در فراواني ثروت نيست بلکه در وابستگي به آن و عدم کنترل بهينه آنست. براي رهايي از اين بيماري، بسياري از استراليايي ها تصميم گرفته اند تا ساعات کارشان و بالتبع درآمدشان را کاهش داده و در اهداف زندگيشان خانواده، دوستان و آرامش را فراتر از پول قرار دهند. ما نياز داريم که اهداف زندگيمان را فراتر از ماديات برده و بسمت ديگر عوامل خوشبختي سوق دهيم. اصطلاح افلونزا برگرفته از فيلم مستند آمريکايي بود که در سال 1997 با همين عنوان پخش شد. قشر متوسط آمريکا غالبا بخاطر اينکه هيچوقت از زندگيشان راضي نيستند مورد انتقاد واقع شده اند. آنها دائما وسايل جديد ميخواهند و هرگز به آنچه دارند راضي نيستند. گروههاي فراواني در آمريکا مصرف گرايي را مورد انتقاد قرار داده اند از هيپي ها گرفته در دهه 1960 تا گروههاي مذهبي در دهه 1990. افلونزا اصطلاحي است که بوسيله منتقدان مصرف گرايي باب شده است. اين اصطلاح ترکيبي است از affluence بمعناي فراواني و Influenzaافلونزا يک حالت اضطراب، استرس و دردآور است که نتيجه سگ دويي براي بيشتر داشتن مال و دارايي است. يک نوع اعتياد دائم به رشد اقتصادي.برگرديم به آنفلونزاي اطلاعاتي. اين بيماري نيز وابستگي اعتياد گونه به کسب اطلاعات بيشتر و بيشتر است. اطلاعات بيشتر موجب اختلال در تصميم گيري ميشود. ما به اطلاعات بهتر نياز نداريم بلکه نياز به ارتباطات بهتر داريم. تنوع اطلاعات بهتر از ميزان بيشتري از همان نوع اطلاعات است. دسترسي بيشتر به اطلاعات انسان را از درک عميق بازميدارد و دانشي سطحي را به ارمغان مي آورد.مشکل از اطلاعات نيست بلکه از وابستگي به اطلاعات است. آنفلونزاي اطلاعاتي قابل قياس با چاقي است که مصرف بيش از اندازه مواد غذايي است. در اينجا نيز مشکل از غذا نيست بلکه در مصرف بيش از اندازه است.
وبلاگ گروهي كتابداران ايران با همكاري كتابداران وبلاگ نويس ايراني جهت اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف در علوم كتابداري و اطلاع رساني تهيه شده است.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما خوانندگان عزيز ما را در بالابردن كيفيت اين وبلاگ ياري خواهد كرد. جهت همكاري با اين وبلاگ با مدير وبلاگ تماس بگيريد.