بایکوت الزویر

 

پس از اعتراض دانشگاههای کشور؛

3 هزار دانشمند خارجی "الزویر" را بایکوت کردند/ جنبش علیه دشمنی با علم

بیش از 3 هزار پژوهشگر و استاد دانشگاه که در میان آنها برندگان مدالهای علمی نیز به چشم می خورند اعتراض نامه آنلاینی را برای بایکوت سایت "الزویر" به امضا رساندند.

به گزارش خبرگزاری مهر، بسیاری از کتابخانه های دانشگاههای دنیا در دوران بحران اقتصادی مجبور شدند اشتراک خود را با مجلات علمی فسخ کنند. در نتیجه این اقدام، محققان دیگر نمی توانند به تحقیقاتی که همکاران آنها در دانشگاههای دیگر منتشر کرده اند دسترسی آزاد داشته باشند.

شاید موضوع همایش اردیبهشت ماه دانشگاه الزهرا با عنوان:

 تجاری ‏سازی خدمات و کالاهای اطلاعاتی: آری یا خیر!

محل مناسبی برای پرداختن به این موضوع باشد

نقل در گروه بحث مشهد. ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

پايان نامه ها : دسترسي آزاد انگليسي و حصر ايراني

پايان نامه هاي را شايد بتوان ناب ترين پژوهش ها ناميد چرا که پژوهشگر جوان و پرشور آن را تاليف، استادان باتجربه آن را ارزيابي و از محيط علمي و دانشگاهي بيرون مي آيد. اما چرا اين پايان نامه  ها عاقبت به خير نمي شوند و کمتر به آنها توجه مي شود؟ چرا در طرح هاي تحقيقاتي کلان محلي از اعراب ندارند  و به جاي تغيير ات و اصلاحات مورد نياز دوباره چرخ را اختراع مي کنند؟ شايد به خاطر منفعت طلبي، شايد به خاطر نبود قانون سفت و سخت حقوق مادي و معنوي، و شايد به خاطر منيت هاي بي ارزش.

در کتابخانه هاي دانشگاهي ايران چنان از پايان نامه ها محافظت مي شود که گمان مي رود ماترک ما کتابداران است و بايد همانند کتاب هاي زمان رنسانس و قبل از‌ آن زنجير به پاي آن بست. اما وظيفه ما اشاعه اطلاعات و استفاده هر چه بيشتر از منابع کتابخانه است و نه محبوس کردن آن. اما اين ترس ما کتابداران به خاطر توبيخ نشدن، آيين نامه هاي تنگ نظرانه و نبود قانون کپي رايت جامع است چرا که تورم دانشجوي پژوهشگر کوشا را شايد کم  بتوان ديد. 

اخيرا کتابخانه ملي انگلستان در طرحي ( ادامه دارد)

همایش تخصصی حقوق مالکیت مادی و معنوی نرم افزارهای رایانه ای

گروه آموزشی و انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب برگزار مي‌كند:

همایش تخصصی حقوق مالکیت مادی و معنوی نرم افزارهای رایانه ای و سایر آثار فرهنگی دیجیتال (چالشها و راهکارها)

زمان :
16 دی 88 ساعت 13:30

مکان :
میدان امام حسین ، جنب بیمارستان بوعلی ، مجتمع ولیعصر دانشگاه آزاد اسلامی ، تالار اجتماعات شهید باکری

مهلت ثبت نام :
15 دی 88

اطلاعات بيشتر: http://www.cscam.net

دسترسي آزاد از رويا تا واقعيت

دسترسي آزاد يا باز ( Open Access ) چيست؟ چگونه آغاز شد و چه روندي را گذرانده است؟ وظيفه کتابداران، جامعه دانشگاهي، نشريات و  صنعت نشر و ... در اين خصوص چيست و چگونه مي توانند به اين جنبش کمک نمايند؟آخرين خبر د ر خصوص جنبش دسترسي آزاد آنکه 5 دانشگاه و مرکز تحقيقاتي 

Cornell University, Dartmouth College, Harvard University, the Massachusetts Institute of Technology, and the University of California at Berkeley

در يادداشت تفاهمي بر دسترسي آزاد به نشريات تاکيد نمودند. اما سئوالي  که به ذهن خطور مي کند  آن است که  اگر اين جنبش به بار بنشيند پايگاه هاي اطلاعاتي همانند پروکوئست( Proquest) ، ساينس دايرکت( Science Direct) ، ابسکو (Ebsco) ، امرالد( Emerald) ، سيج( Sage) ، و غيره در کجاي اين معادله جاي مي گيرند و آيا مرکز ثقل جريان اطلاعات معتبر، جاري و جديد از نشريات به کانون ديگري نقل مکان مي نمايد؟

بازهم سرقت از آثار فکري کتابداران

مقايسه نماييد :

اینترانت چیست و چه کاربردهایی در کتابخانه ها دارد؟

و

اینترانت چیست و چه کاربردهایی در کتابخانه ها دارد؟

چه کسي جوابگو است؟ و چرا اين گونه اعمال هر از گاهي سر مي زند؟ دلايل خود را بنويسيد

سرقت ادبي از نوع کتابداري

امروز در گروه بحث ايران کيس IRANKIS خانم کتابداري ميلي زده و گله نمود که  دو تن از کتابداران فلان وزارت خانه مقاله ايشان را که در فصلنامه کتاب چاپ شده بود را در نشريه داخلي اين وزارت خانه و به نام خود چاپ کردند. دو مقاله را مقايسه کردم و ديدم حق با ايشان است. فقط عنوان، نام مولف ،منابع  و مآخذ و بعضي جاهاي تلخيص و تغيير کرده بود. چرا؟

دزدی در روز روشن؟

دزدی در روز روشن توسط استاد

در دانشگاه برای کاری کلاسی  مقاله ای را آماده کرده بودم که استاد مربوط به اون درس که ظاهرا تا  اون لحظه در مورد موضوعی که من کار کرده بودم  حتی مطلبی هم نشنیده بودند، کاملا از موضوع استقبال کرده  و از من خواستند که وقت بیشتری برای اون مقاله اختصاص بدم  تا بشه اون کار رو برای چاپ در یک از نشریات کتابداری ارسال کرد. من دوباره شروع به کار بر روی اون مقاله کردم و استاد محترم هم اظهار  داشتند که مقاله را با آشناهایی که دارند در یکی از نشریات معتبر منتشر خواهند کرد. من در دیدارهایی که با ایشون داشتم پیگیر اینکه کار انتشار مقاله به کجا رسید بودم و ایشون هم حتی گفتند که این مقاله برای چاپ در یکی از نشریات معتبر اکسپت گرفته . از اون زمان تقربیا بیشتر از یک سال گذشته و من منتظر بودم که بلاخره این کار منتشر خواهد شد. ولی در کمال تعجب چند روز پیش در وبگردی در یکی از نشریه های  علمی - پژوهشی میان رشته ای  به مقاله ای با عنوانی شبیه به عنوان مقاله مذکور برخوردم که از قضا اسم استاد بزرگوارم به همراه  نام یکی دیگر از بزرگان رشته کتابداری (بدون ذکر نام من) در پای این مقاله بود، در صورتی که ایشون حتی یک ویرایش کوچیک هم بر روی این کار انجام نداده بودند و فقط و فقط کمی کلمات عنوان رو جابجا کرده بودند ... در حالی که هاج و واج مونده بودم  واقعا تاسف خوردم  به  خاطر واژه  گرانمایه " استاد " ، که هستند کسانی که ارزش اونو نمی دونن و به بهایی اندک اونو می فروشن . افرادی که دوست دارند به هر نحوی که شده  ترقی کنند حتی با زیر پا گذاشتن حق و حقیقت ، حتی با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران.

من اسمی از این دو استاد بزرگوار نمی برم چون فکر می کنم شان و مقام یک استاد خیلی بالاتر از این حرفهاست حتی اگر خودشون واقف به اون شان و مقام نباشند. ولی نمی دونم اسم اینکار رو چی میشه گذاشت؟ در حالت مودبانه شاید گفت عدم رعایت حق مولف ،  و اگر با هم تعارف نداشته باشیم و نخواهیم با کلمه ها بازی کنیم، دزدی در روز روشن!

مبارزه با دزدی ادبی

به پیشنهاد یکی از اساتید محترم (جناب آقای دکتر نقشینه) به وبلاگی با عنوان "استادان علیه تقلب" مراجعه کردم. در معرفی این وبلاگ آمده است:

"این وبلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانشجویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرند."

انتشار نشریه به هر قیمتی!؟

سلام. برای طولانی نشدن مطلب٬ ابتدا این مطالب را از وبلاگ کتابداری درباره مقاله ای چاپ شده در یکی از نشریات تخصصی کتابداری و چاپ مجدد آن در یک نشریه دانشجویی کتابداری به نام شخص دیگر (سرقت علمی) بخوانید. و اما بحث درباره نشریات دانشجویی (و البته غیر دانشجویی) است که به هر قیمتی باید منتشر شوند و نقش اساتید و مسولان در آموزش دانشجویان در امر نگارش مقالات مورد نشر است. از اساتید محترم و مسولان تقاضا کنم نظارت خود را بر انجمن های علمی- دانشجویی و انتشارات آنها بیشتر کنند و به دانشجویان یاد بدهند که این قدر تابلو مقاله نچاپند!!!
پی نوشت: چند وقت پیش با دکتر نوروزی در مورد همین موضوع صحبت می کردم و اینکه اکثر مقالات و مطالب وبلاگم را در جاهای مختلف به صور گوناگون دوباره چاپ می کنند (البته با ارجاعی نه چندان علمی) و ایشان اشاره به مقاله شان کردند که شخص دیگری با نام خود در جایی دیگر به چاپ رسانده بود.
به یاد دارم که خانم شادی ضابط در وبلاگش مدتی به این موضوع پرداخت و لیستی از سرقت های وبلاگی را هم جمع آوری کرد با عنوان: به این می گویند دزدی٬ یعنی نمی دانید؟ اما خب اگر بگوییم وبلاگ رسانه ای غیر رسمی است و باید انتظار چنین اتفاقاتی را هم داشت٬ درست٬ اما سرقت از یک نشریه تخصصی که به روشنی ذکر کرده است: "نقل مطالب با ذکر منبع کاملاً آزاد است. انتشار متن كامل ‌مطالب منوط‌ به‌ كسب ‌اجازه ‌است. انتشار متن ‌كامل  مطالب (چاپي يا الكترونيكي)بدون مجوز  پژوهشگاه، پيگرد قانوني دارد." را چگونه می توان توجیه کرد؟
     بدینوسیله از سردبیران محترم هر دو نشریه تقاضای رسیدگی و پاسخ در اسرع وقت را می نمایم.

روز جهاني کتاب و کپي رايت 9 روز ديگر برگزار مي شود

 روز جهاني کتاب و کپي‌رايت با شرکت نويسندگان، ناشران و کتابداران و در حمايت از حقوق مولفان و پديدآورندگان ايده‌ها و انديشه‌هاي نو در بيشتر کشورهاي جهان برگزار مي شود به گزارش يونسکو هدف از برگزاري مراسم ويژه اين روز که 23هرسال آوريل برگزار مي شود، ارتقاي سطح مطالعه، انتشار و حمايت از دارايي و منافع روشنفکران از طريق کپي‌رايت است.يونسکو ضمن اعلام اين مطلب افزود:« روز جهاني کپي رايت، عنواني نمادين براي ادبيات جهاني و مصادف با تولد و سال مرگ بسياري از نويسندگان شاخص جهان همانند شکسپير، سروانتس، ولاديمير ناباکوف است.ايده برگزاري اين مراسم نخستين بار 23 آوريل در کاتالونيا مطرح شد که در روز "سنت جرج" بنا به سنت ويژه اي همراه با هر کتابي که فروخته مي شد، شاخه رزي نيز اهدا مي کردند.نخستين موفقيت‌هاي جهاني در بزرگداشت و موفقيت روز جهاني کتاب و  کپي‌رايت وابسته به حمايتي بود که از سوي تمام گروه‌هاي و افراد علاقمند و مرتبط با کتاب اعم از نويسندگان؛ ناشران، معلمان، کتابداران و موسسات عمومي و خصوصي،NGO هاي انسان دوستانه و رسانه هاي گروهي ابراز شد.

ادامه نوشته

سرقت ادبي

سلام به همه دوستان عزيز

امروز مشغول جستجو در اينترنت بودم كه به يك وب نگاشت مخصوص سرقت ادبي در دنيايي مجازي برخورد كردم.شما هم ببيند

عطف به سرفت علمی و چسب و قیچی(بدون سوگیری)

مدتها پیش در یکی از شماره های مجله... مقاله ای از ... چاپ شده بود. یکی از دوستان به طور اتفاقی دریافت که این مقاله عینا دوسال پیش در مجله دیگری تحت عنوان... منتشر شده است. بعد از این اوره کای بزرگ یکی از دوستان به نویسنده تبه کار ایمیل زد و گفت ظاهرا یک نفر مقاله شما را دوسال پیش چاپ کرده لطفا پی گیری و شکایت کنید!! حال که هم بحث سرقت علمی پیش آمده و هم بحث چسب و قیچی به خانم کرمی پیشنهاد می کنیم برای اینکه این عادتهای رذیله حداقل از جامعه کتابداری ما دور گردد لینک یا بخشی را به آثار سرقتی و توام با چسب و قیچی در این وبلاگ اختصاص دهند و دوستانی که مقالاتی از این دست یافتند بلافاصله در این بخش منعکس کنند و اطلاع رسانی را از نوع شفاف صورت دهند. البته بدون استفاده از هرگونه نقطه چین یا علامت اختصاری!(  بدون سوگیری مجددا)

سرقت علمی

پیرو مطلب "چسب و قیچی" سرکار خانم پاکدامن و نظرات مختلفی که در مورد آن مطرح شد، با آقای دکتر خسروی در این مورد صحبت می کردیم که یک نمونه بامزه را معرفی کردند. لطفا قسمت یادداشتهای برگه فهرستنويسي این کتاب را ببینید. نویسنده این کتاب شاگرد آقاي منزوي بوده اند و پايان نامه ايشان را تمام و كمال به نام خود چاپ كرده و جالب اينكه يك نسخه نيز به جناب منزوي اهدا نموده اند.

‏وضعیت فهرست نویسی : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍س‍ی‌ ق‍ب‍ل‍ی‌
‏رده بندي کنگره : BP۲۲۰‭/‮ال‍ف‌‬۲۷‮ال‍ف‌‬۲
‏شماره کتابشناسی ملی : ‭م‌۸۱-۳۸۷۰۵
‏سر شناسه : اب‍ن‌ک‍م‍ون‍ه‌، س‍ع‍دب‍ن‌ م‍ن‍ص‍ور، - ق‌۶۸۳
‏عنوان قراردادی : [الاب‍ح‍اث‌ ع‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌]]
‏عنوان و نام پديدآور : ت‍ن‍ق‍ی‍ح‌ الاب‍ح‍اث‌ ل‍ل‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌/ لاب‍ن‌ ک‍م‍ون‍ه‌ ع‍زال‍دول‍ه‌ س‍ع‍دب‍ن‌ م‍ن‍ص‍ورب‍ن‌ س‍ع‍دب‍ن‌ ال‍ح‍س‍ن‌ب‍ن‌ ه‍ب‍ه‌ال‍ل‍ه‌ ال‍ب‍غ‍دادی‌؛ ح‍ق‍ق‍ه‌ و ق‍دم‌ ل‍ه‌ و ع‍ل‍ق‌ ع‍ل‍ی‍ه‌ م‍ح‍م‍د ک‍ری‍م‍ی‌ زن‍ج‍ان‍ی‌ اص‍ل‌
‏وضعيت نشر : ت‍ه‍ران‌: ان‍ج‍م‍ن‌ آث‍ار و م‍ف‍اخ‍ر ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌، ۱۳۸۳.
‏مشخصات ظاهری : ص‌ ۲۹۲
‏شابک : ‎964-7874-38-3‬
‏يادداشت کلی : ع‍رب‍ی‌

ای‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ ب‍ه‌ ت‍ن‍ق‍ی‍ح‌ الاب‍ح‍اث‌ ن‍ی‍ز م‍ع‍روف‌ است.تصحيح ؛ تعليقات و مقدمه اين اثر توسط علي نقي منزوي انجام شده است . اين اثر يكي از نمونه هاي سرقت علمي است.

‏يادداشت عنوان و پديدآور : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍س‍ی‌ ب‍راس‍اس‌ اطلاع‍ات‌ ف‍ی‍پ‍ا.
‏يادداشت کتابنامه ، ... : ک‍ت‍اب‍ن‍ام‍ه‌: ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ب‍ه‌ص‍ورت‌ زی‍رن‍وی‍س‌
‏عنوانهای گونه گون ديگر : الاب‍ح‍اث‌ ع‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌
‏عنوانهای گونه گون ديگر : ت‍ن‍ق‍ی‍ح‌ الاب‍ح‍اث‌
‏عنوانهای گونه گون ديگر : الاب‍ح‍اث‌ ع‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌. ش‍رح‌
‏موضوع : ن‍ب‍وت‌
‏موضوع : م‍وس‍ی‌، پ‍ی‍ام‍ب‍ر ی‍ه‍ود
‏موضوع : ی‍ه‍ودی‍ت‌ -- ع‍ق‍ای‍د
‏موضوع : ع‍ی‍س‍ی‌ م‍س‍ی‍ح‌
‏موضوع : م‍س‍ی‍ح‍ی‍ت‌ -- ع‍ق‍ای‍د
‏موضوع : م‍ح‍م‍د(ص‌)، پ‍ی‍ام‍ب‍ر اس‍لام‌، ۵۳ ق‍ب‍ل‌ از ه‍ج‍رت‌ - ق‌۱۱
‏موضوع : اس‍لام‌ -- ع‍ق‍ای‍د
‏موضوع : اب‍ن‌ک‍م‍ون‍ه‌، س‍ع‍دب‍ن‌ م‍ن‍ص‍ور، - ۶۸۳ق‌. الاب‍ح‍اث‌ ع‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌ -- ن‍ق‍د و ت‍ف‍س‍ی‍ر
‏شناسه افزوده : اب‍ن‌ک‍وب‍ه‌، س‍ع‍دب‍ن‌ ک‍ری‍م‍ی‌، - ۶۸۳ق‌. الاب‍ح‍اث‌ ع‍ن‌ ال‍م‍ل‍ل‌ ال‍ث‍لاث‌. ش‍رح‌
‏شناسه افزوده : ک‍ری‍م‍ی‌ زن‍ج‍ان‍ی‌ اص‍ل‌، م‍ح‍م‍د، ۱۳۵۲ - ، وی‍راس‍ت‍ار و م‍ص‍ح‍ح‌
‏شناسه افزوده : م‍ح‍ق‍ق‌، م‍ه‍دی‌، م‍ق‍دم‍ه‌ ن‍وی‍س‌
‏رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۳

وجدان و اخلاق دو حلقه کم رنگ شده در جامعه علمی ما

با سلام و آرزوی بهروزی
 
پس از افشاگری صورت گرفته توسط خانم پاکدامن و سایر دوستان ( از جمله آقا یا خانم بهتر است نگویم ) بار دیگر جامعه کتابداری ناباورانه چشمهای خواب آلوده خویش را گشود و بر عملی غیراخلاقی و غیرحرفه ای تاسف خورد . شما را به خدا نگوئید مهم نیست و یا اتفاق مهمی رخ نداده و یا دور از جان بقیه این کار را کرده اند ما چرا  نکنیم. همین موارد کوچک و کوچک است که کم کم تمام مبانی اخلاقی و حرفه ای را زیر سوال می برد و اوضاع را به گونه ای پیش می برد که دیگر سنگ بر سنگ بند نخواهد شد. سوال من اين است كه همین پارسال چند مورد از این موارد در همین وبلاگ منعکس شد ؟ بنده خود موارد متعددی گاه از اساتیدی سراغ دارم که بیان آنها باعث شرم و شگفتی خوانندگان می شود. به راستی جایگاه اخلاق و وجدان در فعالیتهای علمی ما در کجا قرار دارد؟ چرا بعضی از ما به خاطر پربارتر کردن شناسنامه پژوهشی خود حاضریم به هر عملی از جمله سرقت کامل اطلاعات دست بزنیم ؟ بنده متاسفم ولی این سوال مدام در این چند ساله در ذهن من در رفت و آمد است که چگونه استادی که خود این کاره است  می تواند فرهنگ استناددهی و رعایت حق مولف را به شاگردان خود بیاموزد ؟ البته تجربه ثابت کرده که این افراد با وجود درخششهای مقطعی دیر یا زود چهره واقعیشان براي همگان برملا شده و آثار آنها هیچگاه در میان آثار فاخر علمی شان و جايگاهي نخواهد یافت. ببخشید این پست کمی تلخ بود ولی این مباحث از جمله مباحث اساسی است که جای طرح بیشتری در وبلاگ دارد و خدمت خانم پاکدامن عرض کنم که وظیفه ما در این وبلاگ تنها اطلاع رسانی نیست بلکه باید واقعا ریشه یابی کرد و دلیل این ناهنجاریها را در جامعه علمیمان یافت تا....
 
نکته حاشیه ای : چند روزیست خبری از مدیره وبلاگ نیست. دلمان برای پستهای ایشان تنگ شده است ....
 
 

چسب و قیچی

شاید این پست جنجالی باشد اما وظیفه اطلاع رسانی خود می دانم که ذکر نمایم .

مقاله ای در  آخرین شماره فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی - آستان قدس رضوی (شماره پیاپی ۳۵/ پاییز ۱۳۸۵) به چاپ رسیده است که مصداق واقعی (چسب و قیچی) یا به عبارتی (کپی و پیست) است . هر چه در منابع و ماخذ این مقاله جستجو کردیم (همراه یکی از دوستان الزهرایی) چیزی جز این نبود .
بیابید پرتقال فروش را ؟؟؟
 به دلیل پاره ای مسائل امنیتی از ذکر دقیق مقاله فوق معذورم . اما خود می توانید جستجو نمایید .