وب گردي ارديبهشت ماه 1392

نشر حوض نقره رو شايد بشناسي و شايد هم نچ. وبگاه خوش طرح و لعابي داره. ساده و بي تکلف. حس ايروني رو مي شه توش چشيد و يه جرعه سرکشيد. شاباجي، چسب زخم، طلعت خانم ، خانجون و بوي ريحون، خنده لهجه ندار از کتاب هاي منتشره اين ناشره. اگه دوست داري توي دمادم خفت گيري معيشت و کار و زندگي َلختي وِلو شي و يا خواننده گريزپاي کتابخونه رو به مطالعه کتاب س‍ُرش بدي اين ناشر شايد بتونه تيک اولت باشه. 

هواخوري مي خواد با بيان سبک زندگي، روابط اجتماعي، موفقيت، تکنولوژي، سلامت روح، سلامت جسم، و شگفت انگيزها ببرت تو يه زندگي خوب و موفق. حالا با خبر شده و يا گزارش و حرف دل.

وبلاگ نيوز اخبار و گزارش هاي مرتبط با وبلاگ ها و شبکه هاي اجتماعي رو بعضا روايت مي کنه.

Library Thing يه شبکه از عاشقان و سينه سوخته هاي کتابه.بيش از يک ميليون و شش صد هزار نفر از سراس جهان له شده کتاب تو اين شبکه عضون.  اين کتاب بي مروت چيه که مي تونه جنس مشترک بين گروهي از مردم بشه و باعث اشتراک گذاري علائق  و سلائق و در نهايت رفيق غار و نار اونها


خاطره ای از استاد حری

سلام. این خاطره به درخواست آقای رحیمی در وبلاگ منتشر می شود.

با سلام و احترام به خدمت شما

خاطره ای از میان فراوان خاطراتی که از دکتر حری داشتم به خدمت ارسال می کنم.

   سال 84 از مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. دل کندن از آن فضا برایم سخت بود و تلاش فراوانی کردم که در آن محیط بمانم. دست قضا باعث شد که بعد از 84 به عنوان کارمند در کتابخانه دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران مشغول به کار شوم. به این سبب ارتباطم با اساتید بزرگوار و فیهم دانشگاه تهران ادامه یافت. سال 87 که در کنکور دکتری دانشگاه چمران پذیرفته شدم مثل هر دانشجوی این مقطع سراز پا نمی شناختم و دنبال این بودم که جایی بورس شوم تا مجبور نباشم فاصله هزار کیلیومتری تهران- اهواز را هر هفته له له کنان طی کنم. همان سال بود که دانشگاه شهرم (یکی از شهرهای غرب کشور) فراخوان پذیرش دانشجوی بورسیه داده بود و من هم یکی دو بار با ارسال نامه­هایی که بر من معلوم نگشت سرانجام به کجا راه یافتند! بخت خویش را آزموده بودم. اما دست من کوتاه و خرما بر نخیل.

روزی تصمیم گرفتم از دکتر حری کمک بگیرم. تصمیمم قطعی شد، در زدم.

دکتر حری: بفرمائید

من: سلام استاد

  استاد با دیدن من از جایشان بلند شدند و من خجالت زده . . .، این خاصیت دکتر حری بود که با اینکه 2 سال شاگرد ایشان بودم و به قول خودشان 3 سالی هم بود همکارشان شده بود اما باز هم برایم سخت بود ایشان را به زحمت بندازم،چاره ای نبود، مساله را گفتم.

دکتر حری: بفرماید بشیند آقای رحیمی حالتون خوبه؟

من: خدا را شکر. به لطف شما.

دکتر حری: درسا چطورن؟

من: خوبه استاد. در حال سعی بین تهران و اهوازم. زحمتی داشتم.

دکتر حری: خواهش می کنم.

من: شنیدم با مدیر گروه شهر (؟) دوست هستید.

دکتر حری: آره، چطور مگه؟

من: درخواست بورس دادم، خواستم شما ریش گرو بزارید.

دکتر حری: حتما. شماره تماس مدیر گروه را دارید؟

من: نه ولی می گیرم میارم خدمت شما.

بعد از اتاق ایشان خارج شدم و با چند واسطه شماره مدیرگروه وقت را یافتم و مجددا به حضور ایشان رسیدم. بلافاصله تلفن را برداشت و شماره گرفت و به من تعارف کرد بنشینم.

بعد از خوش و بش با مدیر گروه سرآخر گفتن غرضم یه سلام روستایی بود. آقای رحیمی دانشجوی من بودن و همکنون هم همکارم هستن از لحاظ  علمي و اخلاقي  ایشان را تایید می کنم و گویا مایل هستن به زادگاهشون برگردن و بعد از چند دقیقه تلفن را گذاشتن. آری دکتر حری به دانشجویانش احترام می گذاشت. البته تماس ایشان راه گشا نبود ولی همیشه یادآوری این لطف ایشان برایم خوشایند است.

روحش شاد و یادش گرامی باد

صالح رحيمي- دانشجوي دكتري دانشگاه اهواز

استخدام کارشناس ارشد کتابداری در تهران

"پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی در نظر دارد برای تکمیل نیروی تخصصی کتابخانه های خود از بین آقایان فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته کتابداری تعدادی را برای همکاری دعوت نماید.

متقاضیان می توانند مدارک خود را از قبیل: (تحصیل، سوابق تجربی و مهارتی، ICDL و...) به صندوق پستی 6419-14155 ارسال نمایند."

جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا را دنبال نمایید

شماره تماس 88041448 (آقای دکتر رادفر )

یادمان استاد حری در نمایشگاه کتاب امسال


مراسم یادبودی به مناسبت درگذشت استاد فرزانه "جناب آقای دکتر حری" در محل بیست و ششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به همت دانشجویان و علاقه‌مندان به این استاد فرزانه  در تاریخ 17/2/92 از ساعت 18 – 20 برگزار میشود.
از علاقه‌مندان به آن استاد گرامی و فرزانه برای حضور در این مراسم و گرامیداشت یاد و خاطره آن استاد عزیز دعوت به عمل می‌آید.
مکان : نمایشگاه بین‌الملی کتاب، طبقه دوم شبستان، روبروی سالن یاس، سرای اهل قلم کارنامه نشر
منبع : روابط عمومی ادکا

برنامه نشست ها و کارگاه های سرای اهل قلم در نمایشگاه کتاب امسال

دکتر حری از میانمان رفت ...

نمیدانم چطور باید گفت ....

پیام  آور خبر ناخوش بودن ، بسیار سخت است . اما چه باید کرد که کار روزگار این است . دکتر عباس حری، استاد برجسته رشته ، امروز در روز 52 دوم از 77 سالگی دار فانی را وداع گفت.

روحش شاد که آخرین بار در مراسم سالگرد شورای کتاب کودک او را چه شاد و همچون همیشه خندان دیدیم.

کامنت های این پست برای ابراز همدردی شما باز است . 

اطلاعات بعدی در خصوص زمان و مکان مراسم خاکسپاری ایشان طی این پست ارائه خواهد شد.

-----------------------------------------------

مراسم تشیع پیکر استاد برجسته کتابداری ایران(دکتر عباس حری) صبح روز سه شنبه 10 اردیبهشت، ساعت 10:30 از مقابل دانشکده کتابداری دانشگاه تهران، واقع در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به نشانی تقاطع بزرگراه چمران و جلال آل احمد- روبروی کوی نصر- نبش خیابان نسیم برگزار خواهد شد.

-----------------------------------------------

مراسم ترحیم دکتر عباس حری روز چهارشنبه این هفته (11 اردیبهشت 92) ازساعت 18 الی 19:30 در مسجد النبی(تهران- انتهای خیابان امیر آباد) برگزار میشود

--------------------------------------------

گزارش تصویری مراسم خاکسپاری

گزارش تصویری مراسم خاکسپاری آن مرحوم را در وبلاگ پیک کتابداری دانشجویان دانشگاه الزهرا دنبال نمایید


مراقب کلمه عبورتان باشید!

اکثر ما کتابدارها و به طور کلی همه کاربران، برای استفاده از ایمیل، چت کردن، حسابهای بانکی، استفاده از رایانه در سرکار، و خیلی موارد دیگر ناگزیریم که از کلمات عبور استفاده کنیم. کلمات عبوری که گاهی فراموشش میکنیم. گاهی هم آنقدر ضعیف هستند که دیگران به راحتی می فهمند و می توانند از حساب کاربری مان سوء استفاده کنند. مثل اتفاقی که چند سال پیش برای خود من افتاد و یک نفر که آخر هم نمیدانم که بود به رمز عبور یک وبلاگ دسترسی یافت و متاسفانه امکان روزآمد سازی آن دیگر فراهم نشد. یا فرد دیگری توانسته بود رمز ایمیل مرا حدس بزند و از آن سوء استفاده کرده بود. مدتی پیش مقاله ای کوتاه مربوط به سال 2010 درباره کلمات عبوری که افراد مورد استفاده قرار می دهند خواندم. در این مقاله فهرستی از این کلمات عبور ذکر شده بود. این کلمات عبور عبارت بودند از:

 1.        123456

2.        12345

3.        123456789

4.        Password

5.        iloveyou

6.        princess

7.        rockyou

8.        1234567

9.        12345678

10.     abc123

11.     Nicole

12.     Daniel

13.     babygirl

14.     monkey

15.     Jessica

16.     Lovely

17.     michael

18.     Ashley

19.     654321

20.     Qwerty

بر اساس توصیه های این مقاله، سعی کنید از اول کلمات جمله، برای ساختن کلمه عبور استفاده کنید. همه کلمه های عبور باید حداقل هشت کاراکتر را که چهارعدداز آنها با دیگری متفاوت باشد در بر بگیرند. اگر فقط کلمه یا فقط حرف مورد استفاده واقع شود ممکن است به راحتی لو برود. برای یک هکر، هیچ کاری ندارد که از مخزن اطلاعات شما رمز گشایی کند. شاید لازم باشد به جای کلمه عبور، از جملات استفاده کنیم تا امنیت اطلاعات حفظ شود. مثالی که نویسنده زده بود به این ترتیب است

This little piggy went to market’ might become ‘tlpWENT2m.’”

 

 اصل این مقاله عنوانش به شرح زیر است:

Top 20 most common passwords of all time revealed: ‘123456,’ ‘princess,’ ‘qwerty’

By Joe McKendrick

نیاز به نیروی کتابدار برای کار پروژه ای آنلاین

 به تعدادی تحصیلکرده کتابداری با شرایط زیر جهت انجام کار پروژه ای آنلاین نیاز است 

1. آشنا با مهارت های جستجو ساده و پیشرفته در محیط وب

2. حضور آنلاین حداقل 4 ساعت روزانه در محیط وب

زمان این اطلاعیه به اتمام رسید.

علاقه مندان اطلاعات زیر را حداکثر تا تاریخ 7 اردیبهشت 1392  به آدرس ......  ارسال نمایند .

نام ونام خانوادگی /تحصیلات(رشته، دانشگاه، مقطع) / آدرس / پست الکترونیکی/ شماره همراه

روز جهانی کتاب و حق نشر مبارک

امروز 3 اردیبهشت (23 آپریل) روز جهانی کتاب و حق نشر نام دارد . به گفته برنامه تقویم تاریخ رادیو این روز را دولت اسپانیا سالها قبل به یونسکو پیشنهاد داده است و از آن پس در سراسر دنیا علاقه مندان حوزه کتاب این روز را مبارک میدانند 

اگر میخواهید بدانید این روز را امسال در امارات متحد عربی چگونه جشن گرفته اند، گزارش خانم فاطمه سعدونی را در وبلاگ عکس های کتابداری ایران دنبال نمایید.

به نظر می رسد برد خبری این روز مهم در رسانه های جمعی ما کمتر از اخبارقیمت ها ، اخبار زلزله، اخبار انتخابات و ... است .اگر فردی از جشن گرفتن این روز جهانی در ایران هم خبر دارد ممنون میشویم در بخش کامنت های این مطلب، منعکس نماید.

این کار شما نیست!

در کتابخانه نشسته بودم که شنیدم دو نفر مراجعه کننده با یکی از نیروهای کار دانشجویی صحبت میکردند. یکی از آنها می گفت شما کتابها را حفظید؟ یعنی میتوانید بدون جستجو در نرم افزار بگویید کتابی که میخواهیم کجاست؟ طرف کمی من و من کرد و آرام گفت باید بروید سرچ کنید تا بتوانم برایتان پیدا کنم. مراجعه کننده گفت آخر آن آقایی که دیروز اینجا بود همه کتابها را از برش بود. هر چی میخواستیم می دانست دارید یا ندارید. به هر حال ممنون. و رفت. این هم نتیجه تسلط خوب یک کتابدار بر مجموعه اش هست که سبب می شود کاربر دنبال او برای رفع نیاز اطلاعاتی اش بگردد. برایم جالب بود که کاربری را دیدم که خدمت کتابدار فعال او را به کتابخانه جذب کرده و مورد اعتماد کاربران است. 

تاکسی نوشت کتابی

دوستی ماجرای جالبی را از گفتگوی مسافران تاکسی تعریف کردند که این ماجرا را به صورت خلاصه برای شما نقل می کنم:

در تاکسی نشسته و مشغول مطالعه کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد بودم. مسافری غرولند میکرد و میگفت چقدر بی نظم! نمیشد درست و حسابی صف بگیرند تا حق کسی ضایع نشه؟! فکر میکنند قهرمان شدند دو تا ماشین زودتر سوار میشن! کسی چیزی نگفت. راننده از من پرسید: چشمهایتان اذیت نمیشه توی نور کم مطالعه میکنید؟ گفتم: چرا. ولی کتابش خیلی خواندنی هست. نمیشه ازش دل کند. مسافر دیگری گفت بله واقعاً وقتی کتاب جذاب باشه همه جا میشه مطالعه اش کرد. متاسفانه سرانه مطالعه ما خیلی کم است. خودم آنقدر داخل شرکت در گیر کار شدم و وقتی هم میام منزل، سریع میرم سراغ اینترنت. دیگر اصلاً کمتر وقت میکنم کتاب بخونم. راننده گفت: ای آقا! من توی آموزش و پرورش بودم. سروکارم با کتاب و نوشتن بود. از درس دادن هم خسته شدم. اینقدر گرفتار شدم که نمیرسم کتاب را ورق بزنم. دیگری هم گفت: منم هر شب جلوی تلویزیون خوابم میبره! مسافر دیگر گفت: حسنش اینه که وقتی کتاب میخوانیم چند دقیقه ای از سختی های زندگی دور میشیم و میریم در یک دنیای دیگر.  بحث گرم شده بود و رسیده بود به کتابهای مشترکی که مسافران خوانده بودند که این گفتوی کتابی با رسیدن به مقصد به پایان رسید.