این دیگر چه کتابخانه ای هست دارید؟!

مدتی است مطالعه کتاب باستانی پاریزی و هزاران سال انسان را شروع کرده ام. در بخشی از این کتاب، مصاحبه کننده با ایشان، درباره چهره های مختلف ادبی و علمی و فرهنگی کشور می پرسد تا می رسد به دکتر لطفعلی صورتگر! روزی مرحوم باستانی پاریزی بدون وقت قبلی میخواهد به اتاق دکتر سیاسی برود و از قضا در آنجا دکتر صورتگر را می بیند. دکتر صورتگر می پرسد: آقای دکتر سیاسی! این دیگر چه کتابخانه ای است شما دارید؟! من هر بار کتابی را خواستم متصدی می گوید نیست! این که نمیشود کتاب نباشد. دکتر سیاسی گفت: سرکار چه کتابی میخواهید؟ بگویم اقای باختری مدیر داخلی کتابخانه برایتان بیاورد. آقای باختری آمد و دکتر صورتگر همان جملات خود را تکرار کرد. اقای باختری دفتر امانت را آورد و بعد صورتش از خنده شکفت! معلوم شد کتاب مورد نظر دکتر صورتگر مدتهاست نزد خودش به صورت امانت بوده! بعد از این ماجرا دکتر صورتگر با آقای باختری روبوسی می کند و ماجرا تمام می شود! آری گاهی اوقات چنین است و ما همه چیز را به گردن نبودن منابع اطلاعاتی در کتابخانه می اندازیم!

کتاب پوری به آخر رسید

استاد پوری سلطانی که عمری را در امر فرهنگ ایران سپری نمود، روز گذشته بدلیل نارسایی ریوی دار فانی را وداع گفت.

اینکه استاد سلطانی را مادر کتابداری دانست ظلم مسلم به اوست. چرا که جستجو در وب نشان میدهد بسیاری از افراد غیر کتابدار او را فردی شهیر میشناختند طوری که خبر فوت این بزرگ بانوی ایران را در خبرگزاری های عمومی انتخاب، ایلنا، ایسنا، الف، آنا، تابناک، همشهری، خبرآنلاین، ایبنا، خلیج فارس و ... شبکه های اجتماعی کتابداری(library2) و غیر کتابداری (بخارا)به صورت گسترده منتشر شد. پس اگر او را محدود به کتابداری ایران بدانیم در حقش جفا نمودیم.

 

واریز هزینه داوری نشریه فصلنامه کتاب به حساب انجمن کتابداری: پوری مدنی

سرسختی در قبول برگزاری شب بخارا به نام او: پوری متواضع

ایستادگی در مقابل تلاطم های ناروای زندگی : پوری مستحکم

و بسیاری پوری های دیگر که در وجود استاد سلطانی نهادینه بود.

 

منبع عکس: گروه شبهای بخارا

خدارا شاکریم که هم عصر او بودیم و این فرصت برایمان محیا بود که حضورش را حس کنیم.

امید که ادامه دهنده راه او باشیم

در پناه حق، بهشتی باشد

اختتامیه جشنواره کتابخوانی مجازی

 مراسم اختتامیه جشنواره کتابخوانی مجازی جهت تقدیر از همکاران افتخاری و اهدای جوایز برندگان با حضور هنرمندان، نویسندگان و چهره های مطرح فرهنگی برگزار خواهد شد. قسمت های مختلف برنامه ی اختتامیه شامل سخنرانی نویسندگان مطرح، کمدی استندآپ، شعر طنز، جشن امضا و... می باشد. مکان: میدان فاطمی، تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و کردستان، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس زمان: سه شنبه 21 مهرماه از ساعت 14.30

سلام به کتابخانه

پنجشنبه، روز استراحت باید باشد ولی گویا عادت به کار روزانه باعث شده که حتی یک روز پنجشنبه هم یک ربع به شش صبح بیدار شویم و مشغول کار باشیم. مدتی هست که دارم با نرم افزار ام پی تری کاتر کلنجار می روم که بشود پادکست با آن درست کرد که تا حدی هم موفق شدم ولی هنوز باید رویش کار کرد. داوری یکی دو مقاله و برنامه ریزی برای هفته آینده. موقع اعلام نظر برای داوری مقاله ها دست و دلم می لرزد که نکند واقعاً حق مقاله رد شدن نباشد؟ نکند جای اصلاح داشته باشد؟ شاید ایده ای دارد که اگر بیشتر رویش کار کند مقاله قوی تر میشود. خلاصه مثل دادن نمره آخر ترم دانشجوها عذاب وجدان آور است. این کار که تمام شد رفتیم دنبال کارهای دیگری که عقب مانده بود.
سر ظهر سری زدم به کتابخانه عمومی. کتابی امانت گرفتم، روزنامه های روز را برداشتم و گفتگویی هم با کتابدار کتابخانه داشتم. ولی کتابخانه مثل همیشه خلوت بود. یک لحظه آرزو کردم که ای کاش مثل روز سلام به سینما، کودکان در مطالعه فرهنگنامه کودکان و نوجوان و سایر کتابهای رده سنی شان از هم سبقت می گرفتند و بزرگترها دور هم حلقه می زدند و جمع خوانی میکردند. خلاصه کتابخانه آنقدر شلوغ میشد که میز و صندلی ها را جمع می کردند و کف کتابخانه موکت یا فرش پهن می شد و همه سرشان در کتاب بود یا درباره کتابی که خوانده بودند با هم بحث و تبادل نظر می کردند. کتابدار هم آنقدر سرش شلوغ می شد که نمیدانست به چه کسی جواب دهد. در راه بازگشت به منزل، چراغ قرمز طولانی بود و مشغول مطالعه روزنامه شدم و از بوق ممتد خودروی عجول پشت سری، فهمیدم که چراغ سبز شده. در منزل مشغول بقیه کارها شدیم. در هنگام استراحت ضمیمه روزنامه ایران را میخواندم که چشمم افتاد به برگ آخر که نقل قولی از بورخس درباره وسوسه کتاب بود. بورخس گفته بود: ((بعضی وقتها به کتابهایی که در خانه دارم نگاه میکنم، به نظرم می رسد عمرم کفاف خواندن آنها را نمیدهد. با وجود این نمی توانم در برابر وسوسه خریدن کتابهای تازه مقاومت کنم. هر گاه به کتابفروشی می روم و کتابی درباره یکی از موضوعات ذوقی ام مثلا شعر انگلیسی باستان یا اسکاندیناوی باستان می بینم به خودم می گویم: حیف که نمی توانم این کتاب را بخرم چون یک نسخه اش را الان در خانه دارم.)) بعد از خواندن این جمله، نگاهی به قفسه کتابهایمان انداختم و احساس کردم که این کتابها میگویند چقدر میروی کتابخانه! هرچند تکراری شده ایم ولی بیا مارا بخوان! پس برای چه مارا خریده ای؟! تازه میتوانی ما را امانت هم بدهی. یک آن به سرم زد که طرح کتابدار آپارتمان را در منزل اجرا کنیم. شاید یک وقت اجرا شد! خدا را چه دیدید؟

آرزوهای بزرگ یک کتابدار

سلام . مطلبی در گروه بحث خوندم درمورد مراسم رونمایی از کتاب «ادبستان» شامل فرهنگ ادبیات کودک و نوجوان تالیف صوفیا محمودی، که شنبه شب 16 آذر با حضور هوشنگ مرادی کرمانی، نوش‌‌آفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک، مصطفی رحماندوست و نویسنده اثر در فروشگاه مرکزی شهر کتاب برگزار شده.

پی نوشت: قصدم از گفتن این مطلب اطلاع رسانی در مورد این مراسم نبود شکر خدا الان دیگه خبرا خیلی زود منتشر می شه. راستش همیشه دوست داشتم (یکی از بزرگترین آرزوهام بوده) خانم انصاری رو ٬که متاسفانه افتخار شاگردی اش نصیبم نشد٬ از نزدیک ببینم و همینطورم هوشنگ مرادی کرمانی رو٬ که واقعا با قصه هاش خیلی گریه کردم و خندیدم. اگر ایشون رو می دیدم حتما ازشون گله می کردم که چرا داستان بچه های قالیباف خانه رو نوشتن؟ سال گذشته بطور اتفاقی این کتاب سر راهم قرار گرفت و واقعا تا انتهای کتاب گریه کردم. کتاب و متن اش مثل همیشه عالیه اما واقعا متاثر کننده (اگر این اصطلاح غلطه بهم بگین.)است.

پیشنهاد می کنم این کتاب رو هرگز نخونین.

روز دانشجو مبارک

سلام. روز دانشجو رو به تمامی دانشجویان عزیز خصوصا دانشجویان علم کتابداری و اطلاع رسانی و بازهم خصوصا نویسندگان عزیز این وبلاگ که دانشجو هستند و خوانندگان عزیزتر دانشجو تبریک می گم. امیدوارم همگی در تمامی مراحل تحصیلشون موفق باشن. قدر روزهای دانشجویی تون رو بدونین.

احوال پرسی از استاد

دیروز توفیقی دست داد که همراه ادکایی ها به ملاقات استاد سلطانی عزیز برویم (بیمارستان کسری تهران).

احسنت بر این دانشجویان که به فکر احوالپرسی استاد بودند.

اینجا قصد تقدیر از این اتحادیه دانشجویی را ندارم چرا که شاید وظیفه دانشجویان این باشد که قدر شان استاد را بدانند . اما در ملاقات با استاد سلطانی عزیز نکاتی برایم جالب بود .

اینکه یک استاد کتابداری چطور بدون توجه به تخت های کناری ICU مشتاقانه و با دقت در حال نگارش و مطالعه است... بدون نیم نگاهی به تخت کناری که ملاقات کنندگان آن به صورت وحشت ناکی در حال زاری بودند تمام تمرکزشان را به دفترچه که در حال نگارش بر روی آن بودند داده بودند.

در ابتدا با نگاهی نا مفهوم که حاکی از این کلمه بود "شما؟" گفتم حق دارید . تنها یکبار در کتابخانه ملی برای کارهای انجمنی مزاحم شده ام و در سایر موارد تنها دورادور در همایش ها شاهد حضور پرشورتان بودم...

لبخند نیمه ای بر صورتشان رخ می بندد که نشان از "پس خیلی حالم بد نیست" بود

سپس میگویم که جامعه کتابداری ایران منتظر شماست و دعاگو.  بعد پوستری را که ادکا برایشان حاضر کرده بود به درخواست برادر بزرگوارشان به بخش بردم و نشان دادم . دیدند اما گفتند این را اینجا نگذارید . البته که برادرشان قول دادند زمانی که از ICU به اتاق خصوصی رفتند این پوستر را آنجا برایشان نصب کنند

بعد از خداحافظی کوتاه .. سایر دوستان تک تک به دیدار ایشان رفتند و سعی کردند به نوعی بگویند که منتظرشان هستیم.

عکس های این دیدار را در وبلاگ ادکا ببینید

معرفی ای‌میلی: امضای رایانامه‌ای

یکی از زمینه‌های بروز تفاوت‌های فردی ما انسان‌ها در امضای پای رایانامه‌هایمان (ای‌میل‌های‌مان) است. امضاهایی که افراد زیر یا بالای ای‌میل‌هاشان درج می‌کنند، نمودی از شخصیت اون‌هاست و ظاهرن به‌طور کامل به سلیقه‌ی افراد بستگی داره. به نظر شما یک امضای رایانامه‌ای باید چه‌طوری باشه؟ باید اسم و فامیل واقعی افراد رو شامل بشه؟ باید وضعیت شغلی فرد رو نشون بده؟ باید نشون بده که ما تو چه دانشگاهی درس خوندیم؟ باید لینک داشته باشه به یک وبلاگ یا وبگاه برای معرفی بیشتر؟ باید یک جمله‌ی آموزنده داشته باشه؟ باید منتقل‌کننده‌ی نگرش (Attitude) ما نسبت به مسائل باشه؟ باید به چه زبونی تنظیم شده باشه؟ به عنوان کاربری که روزانه وقت قابل توجهی رو واسه بررسی ای‌میل‌های دریافتی‌ش می‌گذرونه و به عنوان تجربه‌ی شخصی‌م از مواجهه با ای‌میل‌های مختلف، فکر می‌کنم بهتره موارد زیر رو در درج امضا رعایت کنیم:

ادامه نوشته

تولد وبلاگ

سلام. ۱۷ مرداد سالروز تولد وبلاگ گروهی بود. یادم نرفته بود.

۱۷ مرداد1384 اولين پست وبلاگ رو نوشتم و از اون روز تا امروز دوستاي زيادي با اين وبلاگ همكاري كردن و بهش نظر لطف داشتن و همينطور خواننده هاي زيادي كه با نظرات شون مارو دلگرم و تشويق كردن. از همه اين دوستان صميمانه تشكر مي كنم و براي همه آرزوي موفقيت و سلامتي دارم. تشكر ويژه هم دارم از اندك دوستاني كه تا آخرين نفس همراه اين وبلاگ موندن و با وجود مشكلات كار و درس و زندگي همكاري شون رو قطع نكردن. و همينطور هم تشكر ويژه از خواننده هاي عزيزي كه با وجود ركود سالهاي اخير وبلاگ همچنان همراه ما هستن و مي خونن.

به اميد روزهاي بهتر

تعطیلات تابستانی...

سلام. به اطلاع دوستان عزیز می رسانم که بنده تا شهریور ماه در تعطیلات خواهم بود و ممکن است ایمیل ها یا کامنتهای شما را با تاخیر پاسخ بدهم پیشاپیش ضمن آرزوی تعطیلاتی خوب و خوش و قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان٬ عذرخواهی می کنم اگر تاخیری در این مورد پیش آمد. موفق باشید

کرمی

بزرگترین انتشارات جهان تاسیس شد

دو بنگاه انتشاراتی برتلمن و پرسن، امروز، دوشنبه، ۱۰ تیر ۱۳۹۲ بزرگ‌ترین انتشاراتی جهان را تأسیس کردند. این بنگاه انتشاراتی پنگوین – رندوم‌هاوس نام دارد.

برتلمن ۵۳ درصد و رقیب بریتانیایی آن، پرسن ۴۷ درصد سهام این انتشاراتی را به‌خود اختصاص دادند.

این بنگاه انتشاراتی نوبنیاد ۱۰ هزار کارمند دارد و پیش‌بینی شده که سالانه سه میلیارد یورو فروش داشته باشد.

بنگاه انتشاراتی پنگوین – رندوم‌هاوس قصد دارد با شرکت‌های آمازون، اپل و گوگل رقابت کند. هدف این بنگاه انتشاراتی این است که کتاب‌های پرفروش را به گونه‌ای سودآور‌تر در سراسر جهان به زبان‌های مختلف ترجمه کند و نشر دهد.

بنگاه انتشاراتی پنگوین – رندوم‌هاوس از ۲۵۰ واحد نشر تشکیل شده و دفتر مرکزی‌اش در نیویورک قرار دارد.

منبع: www.radiozamaneh.com/80208

گرامیداشت دکتر حری در شورای کتاب کودک

"گرامیداشت دکتر عباس حری" ، موضوع جلسه  هم اندیشی تیر ماه فرهنگنامه کودکان و نوجوانان است .

در این جلسه خانم نوش آفرین انصاری به نقش آقای دکتر حری در شورا و فرهنگنامه ، و آقای عبدالعلی جهانشاهی و خانم میترا لطفی به نقش ایشان در نمایه سازی جلد 11 فرهنگنامه خواهند پرداخت و دیگر همکاران شورا و فرهنگنامه خاطرات شخصی و حرفه ای خود را از آقای دکتر حری مطرح خواهند کرد .

این جلسه در تاریخ 4 تیر 1392 از ساعت 16 تا 18 در کتابخانه تحقیقاتی شورای کتاب کودک برگزار می شود . ورود کلیه علاقمندان آزاد است .

منبع: شورای کتاب کودک

وب گردي خرداد ماه 1392

اين هم نوايي با سبک زندگي جديد شهري و صنعتي و تناول غذاهاي آماده و فراموش کردن پاي پياده گز کردن و خاطره رکاب زدن هاي دوچرخه هاي خورجين دار و از اون ور هم، مصرف فرآورده هاي صنعتي و مصنوعي باعث شده که ديگه اون چهارستون سالم و تنومند مردم قديم رو بايد با حسرت يادش کرد و هر روز آه بکشيم. اين وبگاه تناسب اندام سعي داره با آموزش تغذيه سالم و نرمش و ورزش هاي متنوع کمي به اين بدن هاي بي ريخت شده شهري و صنعتي شکلي بده و نذاره بيش از اين نفرين خور اين جسم خاکي باشيم. سعي اش مشکور.

حدود 15 سال پيش يه هفته نامه در مي اومد به نام حوادث که خيلي از مراجعان بخش نشريات و اسناد مي خوردنش. البته اين دوست داست داشتن خوندن بخش حواث روزنامه ها و مجلات همه گيره و هر کي مي گه نه خالي بنده و بهش توجه نکنين. اتفاقا يه نظرم مي شه به عنوان حربه اي براي جلب مخاطب به کتابخانه ها مخصوصا عمومي استفاده کرد. وبگاه حواث سعي داره هر چي خبره حادثه اي تو ايران و جهان رو يه جا جمع کنه و به معرض ديد کاربران بگذاره.

کارتون ها به خاطر جاذبه هاي بصري و حسي بسيار مي تونه براي يادگيري و آموزش بکار گرفته شه و داستان هاي کارتون ها هم ته نشين سلول هاي خاکستري حافظه مي شه. حتي سال ها به مناسبت هاي مختلف سرباز مي کنه و يا جملات معروف: يادته تو کارتون ... يادش به خير جري ... چرا اين رو مي گي علي بابا وقتي ...، خوب حالا اين قدر دپرس نشو تو اين وبگاه کارتون همه رو يجا هم ببين و هم اگه هم خطت خوب بود دانلود کن و بشين باچاي و تخمه سير نگاه کن.

بعضا کاربران دنبال افراد صاحب نام و مشهور خصوصا قرن اخير هستن و با زدن نام فرد در اينترنت کلي وبگاه پيدا مي کنن و کلافه که کدومش بهتره و اطلاعاتش صحيح تر؟ به نظر مي رسه يکي از اين وبگاه هاي زندگي نامه ها، راهنماي مردم مشهور باشه که افراد رو در موضوعات مختلف طبقه بندي کرده و داده هاي خوبي در اختيار کاربران قرار مي ده.

تا مي گي ژاپن چند تا چيز به ذهنت مي پره: دايره قرمز قلم درشته بولد شده وسط سفيدي پرچمش، هيروشيما، بمب اتم، فن‌ آوري تسخير کننده جهانش، سوني، تعارض به چين، کوروساوا و هفت سامورايي و ريش قرمز، کيمينو، فرهنگ احترام و از خود گذشتگي، ياکوزا. اما اين وبگاه مرکز مطالعات ژاپن اون جنبه ژاپن خوب رو از نظر فرهنگ و هنر ، اقتصاد، فن آوري، زبان و ادبيات به رخ مي کشه

چقدر اینجا عوض شده؟!

خیلی وقت بود که متاسفانه فرصت نشده بود به کتابخانه عمومی نزدیک منزل سری بزنم. ولی عصر پنجشنبه موقعیتش فراهم شد کتابهایی را که امانت گرفته بودیم پس بدهم و روزنامه های امروز را هم بگیرم. برخورد کتابداران شیفت صبح تا ظهر که از دوستان ما هستند همیشه عالی بوده و با ایده های خود رنگ و بویی تازه به کتابخانه داده اند. ولی این بار، انگار...چقدر کتابخانه عوض شده بود! نمای داخلی، چیدمان قفسه ها، اتاق ویژه کودکان. یک سالی هست که اینجا نیامده م! با عرض تاسف و شرمندگی! به هرحال در این مدت هیچ پنجشنبه ای آزاد نبودیم که حداقل سری به کتابخانه محل خود بزنیم. شاید اولین تغییری که خیلی بارز بود و به چشم می آمد، تغییر در ورودی کتابخانه بود. کتابخانه با پارکینگ در مشترک داشته است. به طوریکه کتابخانه در دل آن قرار گرفته بود. لیکن امروز دیدم که کارگران مشغول کشیدن تیغه هستند و در شیک و مجزایی برای ورود به محوطه کتابخانه ایجاد میکنند. خوشحال شدم که بعد ازمدتها بالاخره این تغییر رخ داد. کتابخانه دیگر بیشتر به چشم خواهد آمد و به احتمال زیاد بر مشتریانش افزوده خواهد شد. هنگام برگشتن وقتی از مقابل نانوایی بر میگشتم یکی از نانوانهای زحمت کش را دیدم که از فرط خستگی کف مغازه خوابش برده. در راه فکرمیکردم چقدر ما کتابداران برای او و همه کاربران بالقوه خود که به دلیل مشغله های زیاد نمی رسند به کتابخانه بروند فکر و برنامه ریزی کرده ایم؟ چقدر سعی کرده ایم به میانشان برویم و کتابداری اجتماعی را بینشان ترویج کنیم؟ هرچه زمان جلوتر میرود بیشتر ضرورت کتابدار اجتماع بودن احساس می شود. سعی کنیم حداقل خودمان یک گام به این سمت حرکت کنیم و دانشجویان را نیز به این سمت و سو رفتن تشویق کنیم که بتوانند بر جامعه خود اثرگذار باشند.


كسي دلش به حال كتابها نمي سوزد

سلام. اين روزا هرجا مي ري و با هركي حرف مي زني (فارغ از ميزان تحصيلات و شغل و درآمد و ...) بحث بر سر گراني و تورم و قيمت خونه و ماشين و نان و روغن و كره و شكر و ... حسابي داغه. خيلي ها از اينكه زرنگي كردن و خونه كلنگي شون رو تبديل به چندتا آپارتمان و مغازه كردن خوشحالن... خيلي ها هم ناراحتن كه چرا خونه شون رو بزرگتر نكردن و بعضي ها هم البته اجاره نشين ان و اصلا اين بحث ها براشون رويايي دست نيافتني شده... همينطورم بحث ماشين... خيلي ها قيمت الان ماشين شون رو با دو سال پيش مقايسه مي كنن و خوشحالن كه نفروختن... و اونايي كه فروختن ناراحتن كه اي دل غافل عجب كلاهي سرمون رفت... حتي ديگه اونقدرها بحث پيش رفته كه خيليها از اينكه قبل از گراني چيزي رو خريدن خوشحالن و خيليها از اينكه دس دس كردن و نخريدن ناراحتن كه الان بايد به چندبرابر قيمت بخرن... هر روز توي كوچه و خيابون و اداره و خونه ها بحث بر سر اينه كه ديروز فلان چيز رو اينقدر خريدم و امروز اينقدر... و همه  از اين مقايسه ها وارد بحث هاي داغ اقتصادي و بعدشم سياسي اجتماعي و ... مي شن... اما به قسمت فرهنگي قضيه كه مي رسه همه براحتي از كنارش رد مي شن... انگار نه انگار كه اين جسمي كه صبح تا شب به دنبال نان مي دوه روحي هم داره كه نياز به غذا داره و آب و هواي پاك... انگار نه انگار كه چيزي به اسم كتاب هم وجود داره... كسي (جز تعداد معدودي كه اهل كتاب خوندن ان يا اونايي كه از اين راه (چاپ يا فروش اش) امرار معاش مي كنن) خبر از گراني كاغذ و كتاب و كيفيت بسيار پايين چاپ هاي جديد اين كالاي دوست داشتني نداره... كم كم كتاب از سبد فرهنگي خانواده هاي ايراني داره حذف مي شه (هرچند كه معتقدم هنوز بدرستي وارد سبد خريد خانواده ها نشده بود)... هنوزم بازار كالايي مانند لپ لپ  براي بچه ها از بازار كتاب داغتره... هنوزم اكثر ماها (هم مرد و هم زن)به آرايش ظاهر مون با لباساي مارك دار بيشتر اهميت مي ديم تا به آرايش فكر و روح مون با كتابهايي كه خونديم. همين روزاس كه كتابهاي فارسي ساخت چين هم سر از بازار فرهنگي ما در بيارن (اگر هنوز سر در نياورده باشن!!) ... متاسفانه كسي دلش به حال كتابها نمي سوزد... كسي دلش به حال روح هاي خسته نمي سوزد... كسي دلش به حال بچه هاي كوچك مان كه آينده از آن آنهاست نمي سوزد... آينده اي كه ما داريم برايشان درست مي كنيم... (بدون سوگيري)

پي نوشت: اين مطلب جنبه سياسي ندارد... آنچه در دل يك كتابدار بود فقط و فقط بر زبان كاغذ مجازي جريان يافت.

و این بود انشای من...

سلام. یکی از خوانندگان عزیز توی یه کامنت خصوصی (البته در وبلاگ شخصی خودم) سوالی ازم

 پرسیده که من ترجیح می دم جوابش رو علنی بگم. اینجا بخوانید...

این کار شما نیست!

در کتابخانه نشسته بودم که شنیدم دو نفر مراجعه کننده با یکی از نیروهای کار دانشجویی صحبت میکردند. یکی از آنها می گفت شما کتابها را حفظید؟ یعنی میتوانید بدون جستجو در نرم افزار بگویید کتابی که میخواهیم کجاست؟ طرف کمی من و من کرد و آرام گفت باید بروید سرچ کنید تا بتوانم برایتان پیدا کنم. مراجعه کننده گفت آخر آن آقایی که دیروز اینجا بود همه کتابها را از برش بود. هر چی میخواستیم می دانست دارید یا ندارید. به هر حال ممنون. و رفت. این هم نتیجه تسلط خوب یک کتابدار بر مجموعه اش هست که سبب می شود کاربر دنبال او برای رفع نیاز اطلاعاتی اش بگردد. برایم جالب بود که کاربری را دیدم که خدمت کتابدار فعال او را به کتابخانه جذب کرده و مورد اعتماد کاربران است. 

نوروز 1392 مبارک

بـرآمـد بـاد صـبح و بـوی نـوروز
بـه کـام دوسـتان و بخـت پـیـروز

مُـبارک بـادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

سال نو بر همه کتابداران مبارک
امید که امسال سالی سراسر موفقیت در حیطه کتابداری و کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی کشور رقم بخورد
جهت تبریک سال9به جامعه کتابداری ایران میتوانید از بخش کامنت های این پست استفاده نمایید.
کامنت ها از هم اکنون باز است :)
در پناه حق، بهشتی باشید

یک سال کتابدارانه دیگر هم گذشت...

سلام. یه سال دیگه هم تمام شد. امیدوارم کتابدارهای عزیز از سالی که گذشت راضی و خشنود باشن و به

 سال آینده هم امیدوار. پیشاپیش سال نو همه مبارک باشه.

آزمندخواني دم عيد

دم عيد که مي شه تازه رگ خوانندگي ما انگار بدجوري مي ترنجه و اين در و اون در مي زنيم که چي بخونيم. از کتاب گرفته تا مقاله. مي شينيم سياهه در مياريم از وبگاه‌ها، دوستان و جرايد. بعد رو اندازي به دوست و آشنا و حتي جيب مبارک تا همه منابع مورد نظر رو پانفس خودمون کنيم. حالا گرفتيم مي شينيم برنامه ريزي که فلان روز فلان کتاب، روز فلان فلان مقاله و همين طور هي ذهن بيچاره بي زبون رو تو پيچ خم برنامه ريزي روزهاي عيد پس و پيش مي بريم و مياريمش تا آخر روز 13 بدر. عيد شروع مي شه: روز اول که استراحت مطلق. روز دوم ديد و بازيد از خونه پدر و مادرم يا مادر و پدرش. روز بعد اوه اوه اين فيلم رو نمي شه بي خيال شد محشره محصول سال 2012 . شبش کلاه قرمزي. روز سوم دادشم اينها و خواهرش اينها ميان خونه ما و ناهار و شام رو هم مي ريم بيرون. روز چهارم بريم تا جاده چالوس و ....خلاص.  صبح زود روز 14 شده بايد بري سرکار و بارکشي يه ساک پر کتاب  و مقاله نخونده عودتي.
اين بود خاطره من از تعطيلات عيد.

وب گردي اسفند ماه 1391

تعجب نکنيد با يک کليک بله فقط با يک کليک به تمامي اخبار  روزنامه ها و خبرگزاري ها در يک صفحه دسترسي داشته باشيد. اين شما و اين وبگاه آخرين اخبار.

مي دانم تا بگويم محيط زيست داغ دلتان تازه مي شود از تخريب و تهديد روزافزون محيط زيست در ايران. از درياچه اروميه گرفته تا تالاب بندر انزلي و حتي همين بغل گوشمان دشت ها و محيط زيست زيباي دماوند. اما در اين بومگان شما با بانک اطلاعاتي از منابع مرتبط با محيط زيست آشنا مي شويد.

پورتال خبری فناوری اطلاعات ITPN.IR  اخبار حوزه آي تي را گردآوري و ارائه مي نمايد.

اين پروفسور براي استادان دلش سوخته و آمده فضايي را در اختيار آنان قرار داده تا در آن هر استادي بتواند سئوالات ونمرات و تمرينات و غيره اش را درآنجا قرار دهد به انضمام يک سري قابليت ها ي ديگر همانند ايجاد وبلاگ اختصاصي و غيره 

همه اش شد اين ور آبي يکي هم آن ور آبي: فيد خوان ها دنيايي دارند براي خودشان و کاربران تيز و چالاک به خوبي از آنها براي اطلاع از مسائل مورد علاقه شان به صورت متمرکز  بهره ها مي برند. چند نمونه از بهترين آنها را مي توانيد در اين پيوند واين پيوند و اين پيوند مشاهده نماييد.

abrajabi@gmail.com


شير يا خط؟

کاغذ گران شد که شد به من و تو چه دخلي داره؟ دعا کن ثمن خودرو و پسته و گوشت و مرغ و مايحتاج شکمي و پوشاکي و منزل نکشه بالا . خوب کتاب کمتر بخون. کمتر بخر. اين همه که خوندي و يا مي خونن چي شده و کجا رو گرفتين؟ بنده خدا کمي به خودت بيا. طرف با دو تا ماشين خريد و فروش به اندازه سي سال کار تو، انگار حق  سنواتت رو هلوپي تو جيب زده و بعد تو مي گي کاغذ گرون شد و انتشار کتاب کم و مردم کتاب کمتر مي خونن و فلان کتابفروشي تعطيل شد و کتابفروشي ها دارن کباب سرا و بانک مي شن و نمايشگاه بين المللي کتاب تهران بي مشتري مي شه و روزنامه ها تعداد صفحاتشون رو کم کردن ؟ پسر جان تو نگران نباش برو مجاني کپي شکسته اش رو از اينترنت بگير  و يا از دست فروش هاي کنار حاشيه انقلاب و حالش رو ببر. خدا وکيلي چند دفعه ديدي تو اخبار همين 20 و يا 20 و 30 از گروني کاغذ و تعطيلي کتاب فروشي و به قول تو کاهش سرانه و سبد خريد کتاب حرف بزنن؟ اما تادلت بخواد از گروني طلا و مرغ و گوشت و مسکن و ماشين و پسته گفتن. پس چي پسر جان، برو فکر نان کن که خربزه آبه

وب گردي بهمن ماه 1391

با توکل به خدا سعي مي شود در حلول هر ماه جديد حاصل وبگردي ماه قبل که مرتبط با اهداف وبلاگ گروهي باشد براي خوانندگان وبلاگ نبشته شود.

1- مرجع مقالات تخصصي ايران: وبگاهي براي سفارش مقالات از پايگاه اطلاعاتي ساينس دايرکت( که در آ‌ي اس آي نمايه مي شود). درخواست ترجمه مقاله و ارائه مواد آموزشي از ديگر خدمات اين وبگاه است.

2- برگه دان: معرفي کتاب هاي فارسي از ناشرين ايراني

3- فرهنگ اصطلاحات فارسي: مروري بر معاني و ريشه هاي اصطلاحات رايج امروزي فارسي

4- کتابخانه ما: معرفي کتاب هاي فارسي

دوره آموزشی راهنمایان طبیعت گردی با همکاری نهادهای کتابداری

نخستين دوره آموزشي راهنمايان طبيعت گردي كودكان و نوجوانان روز سه شنبه 19 دي ماه 1391ساعت 16 تالار ايوان شمس برگزار خواهد شد
لازم به ذکر است این برنامه با همکاری شورای کتاب کودک ، انجمن اطلاعات سبز و ... برگزار میشود

براي حضور در اين برنامه، حتما نام و نام خانوادگي خود را به شماره 66 66 66 5097 3000  پيامك كنيد
جهت اطلاعات بیشتر  اینجا را مشاهده فرمایید
 

تسليت به خانم مريم اسدي و اعلام مراسم ختم‎

سرکار خانم مريم اسدي مسوول کميته روابط عمومي انجمن کتابداري جمعه شب پدر خود را از دست دادند. ضمن تسليت و آرزوي سلامتي و صبر براي ايشان و خانواده محترم شان،   مراسم ختم آن مرحوم را به اطلاع دوستان و همکاران ايشان در جامعه کتابداري مي رسانم:
يکشنبه 26 آذر ماه 1391 ميدان امام حسين عليه السلام خيابان 17 شهريور ابتداي خيابان صفاي شرقي حسينيه حضرت علي اکبر از ساعت 15 الي 16 و 30
 دم زمان و روزگار کوتاه تر از بهانه ها براي فقدان حضور و ابراز هم دردي است.بياييم با حضور خود تسلي خاطري براي ايشان که به حق بر  کتابداري و انجمن با نوشته ها و مسئوليت يک تنه کميته روابط عمومي انجمن حق بزرگي بر گردن ما در اين سال ها دارد باشيم
نگذاريم حضور کم رنگ جامعه کتابداري را در مراسم مغفور دکتر حبيبي  دگر بار تکرار کنيم
اين چرخش و نوبت آسياب اجل براي من و شما هم در هر دممان پرسه مي زند
موفق باشيد و سلامت
عباس رجبي

اسماعیل عزیز، به یادت هستیم هنوز

دوستان گرامی، جمعه همین هفته، 28 مهرماه، از ساعت 14 و سی دقیقه تا 16 و سی دقیقه مراسم چهلمین روز درگذشت دوست گرامی مان، مرحوم دکتر اسماعیل حبیبی برگزار می شود. انشاله روز جمعه، بر سر مزار این عزیز، گرد هم جمع خواهیم شد تا روح آن بزرگوار از دست رفته را شاد کنیم و تسلای خاطر خانواده گرامی ایشان باشیم. خیلی سخت است برای یک دوست، شماره قطعه را دادن...

ولی شماره قطعه ایشان: 225، ردیف: 64 و شماره 37

روحش شاد، یادش گرامی.

چقدربه هم بدهکاریم؟

ایستاده‌ام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که می‌جوی و می‌بلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز می‌کنی تا معده‌اش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی می‌برد و چنان کیفی می‌کند که اگر می‌توانست چیزی بگوید، حداقلش یک “آخیش!” یا “به به!” بود. حالا من ایستاده‌ام توی صف ساندویچی،‌ فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به به برگردم سر کارم.

نوبتم که می‌شود .....ادامه مطلب را بخوانید

پی نوشت: داستان بالا از طرف یه گروهی که من هیچوقت یادم نمی یاد عضوش شده باشم به ایمیلم رسیده (گاهی از این داستانها برام می یاد و همه شون نکته های قشنگی دارن) حالا من می خوام ربطش بدم به کتابدارها (نه متخصصین علم اطلاعات و دانش شناسی (بدون سوگیری))... گاهی یه لبخند یا برخورد ملایم و مهربون می تونه مراجعه کننده رو راضی از کتابخونه روانه کنه حتی اگر به کتاب یا منبعی که می خواسته دست نیافته باشه. شاید سخت باشه شما در یه روز به دهها نفر لبخند بزنین یا بهشون بگین موفق باشین اما بدون شک همه اونا راضی و خشنود از کتابخونه تون خارج می شن.

ادامه نوشته

زوج خوشبخت!

چند روز پیش از جلسه مشترک کمیته های انجمن کتابداری برمیگشتم. نزدیک چهار راه ولی عصر در افکار خود بسی مستغرق گشته بودم که از پشت سرم صدای خانم و آقایی می آمد که گویا تازه ازدواج کرده بودند و تازه منزل ابتیاع کرده بودند و قصد داشتند درباره چیدمان داخلی آن با هم مشورت کنند. فقط اینجای صحبتشان را شنیدیم که داشتند درباره کتابخانه خانه شان صحبت میکردند. گوشم کمی تیزتر شد! خانم میگفتند کتابخانه باید شیک و تمیز باشد. با خودم گفتم: احسنت! احسنت! بعد ادامه داد: البته این کتابخانه شیک و تمیز باید کتابهای قشنگ و با کلاس هم داخلش باشه! بریم دنبال یک سری کتابهای شیک که به کتابخانه مان بیاد...

دیگر توی دلم هیچی نگفتم! به بحثهای مطرح شده داخل جلسه و اینکه چطور باید همایش بهمن ماه را برگزار کنیم فکر کردم تا رسیدم مترو!

خوش شانس ها و بدشانس های کتابدرای

سلام. نمی دونم بگم خوشحالم یا ناراحت از اینکه بالاخره یه نفر پیدا شد که واقعیت موجود در جامعه کتابداری ما رو به زبون بیاره و بخشی از حقیقت رو بگه.  دکتر  فتاحی، استاد گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد در مطلبی که در لیزنا منتشر شده  گفته اند: روند تحولات در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در ایران حکایت خاص خود را دارد برخی خوش شانسی آورده اند و برخی بدشانسی! چرا؟

من به شخصه یکی از کتابدران دهه ۸۰ هستم که جزو بدشانس ها بودم اما شاید از نظر دهه ۹۰ ها خوش شانس باشم که حداقل توانستم دستم را به عنوان یه کتابدار جایی بند کنم... اما نسبت به همردیف های دهه هفتادی خودم بدشانس به شمار می روم....بماند بحث من الان خوش شانسی یا بدشانسی من نیست.......حرف آقای دکتر را قبول دارم تا حدی درست است... اما به نظر شما همین خوش شانس های دهه های ۴۰ تا ۶۰ و نسبتا ۷۰ (به قول ایشان) چقدر در اقبال یا ناکامی دهه های بعد تاثیر داشته اند؟ استخدام را نمی گویم... ادامه تحصیل و رشد پژوهشی و این حرف ها منظورم است. بگذارید واضح بگم......چقدر خوش شانس های قبل از ما در ناکامی ما بدشانس ها در ورود به دوره های آموزش عالی و دانشگاه ها به عنوان هیئت علمی تاثیر داشته اند؟  (بدون سوگیری) 

دکتر فتاحی عزیز گفته اند: من از همین نسل خوش شانس هستم که خرشان از پل گذشته است!.... در این شرایط، من به عنوان یک عضو هیئت علمی از "نسل خوش شانس ها"، هنگامی که با دانشجویان تازه وارد روبرو می شوم، چه باید بگویم؟ تنها تلاش می کنم آنها را نسبت به آینده امیدوار سازم، اما جرأت نمی کنم به چشمان آنها نگاه کنم.

به عنوان یه کتابدار آقای دکتر رو تحسین می کنم که واقعیت هرچند تلخ رو با این صراحت بیان کردن. در نسل ما وضعیت برعکس بود....نیمی از کلاس اشتباهی پا به عرصه کتابدرای گذاشته بودن و اساتید مون سعی می کردن بهمون بفهمونن کتابداری چیه؟... بزرگترین حسن اش هم نسبت به رشته های دیگه بازار کارش بود...

متن کامل سخنان دکتر فتاحی رو در ادامه مطلب می تونین بخونین.


 

ادامه نوشته

با هموطنان آذری مان همدردیم

درشرایطی که خیلی از ما در حال وب گردی یا انجام کارهای روزانه خود هستیم، هموطنان زلزله زده آذری مان، دست به گریبان مصایب سختی هستند. ویرانی خانه، از دست عزیزان و بار روانی و عاطفی این قضیه، کم چیزی نیست. اینجاست که وظیفه عاطفی ما کتابداران، حکم میکند که هرکاری از دستمان بر می آید برای این عزیزان انجام دهیم. چه کمکهای نقدی، چه اهدای خون و حتی در کنار آنها بودن و چه یاری معنوی، جهت تسکین دردشان. امید که خداوند به همه بازماندگان این حادثه بزرگ، صبر عطا فرماید و درگذشتگان را قرین رحمت خود گرداند.

7 سال گذشت...

سلام. این روزا خاطره تولد وبلاگ گروهی برایمان دوباره زنده می شود... در چنین روزهایی در چنین هوای گرمی ۷ سال پیش وبلاگ گروهی کار خود را شروع کرد. با جمعی دوستانه و بسیار صمیمی که هر کدام با نهایت تلاش خود هدفی مشترک را دنبال می کردند و امروز به پاس زحمات آن جمع دوستانه و دوستان دیگری که آمدند و رفتند یا ماندند وبلاگ های گروهی زیادی متولد شده اند که هر کدام رسالتی و هدفی دارند. خوشحالم که وبلاگ گروهی کتابداران ایران آغازگر این کار بود. کار گروهی کتابداران چیزی که در میان کتابداران ان زمان به ندرت دیده می شد. تعداد نویسندگان وبلاگ گروهی در زمانی از ۵۰ نفر هم گذشت و این موفقیت بزرگی بود که بدون شک با همراهی و همدلی تک تک دوستان شکل گرفت. بر خود لازم می دانم صمیمانه از تمامی دوستانی که از مرداد ۱۳۸۴ تا کنون در این وبلاگ نوشته اند و خوانده اند تشکر کنم.

کتابخوان حرفه ای (2)

یادتان هست که در پست قبلی ابراز امیدواری کردم که جوانک سوپرمارکتی کتابخوان از آن کتاب احمد محمود خوشش بیاید؟ حالا ادامه ماجرا! چند شب پیش به اتفاق سعید کوچولوی سابق دوم راهنمایی رونده،(سعید وقتی این یادداشتها را میخواند، میگفت چه عجب نوشتی سعید کوچولوی سابق! بدش می آید کسی بهش بگوید کوچولو!) رفتیم از این مغازه مذکور خرید مبسوطی انجام دهیم. کتاب قلعه دیجیتالی دن براون را هم برایش بردم. دیدم کتاب قبلی را پس داد. گفت خیلی خوشم نیامد. اساساً رمانهای خارجی را ترجیح میدهم. رفیقش از گابریل گارسیا مارکز میگفت و نیز کتاب هابیت که داشت آن را میخواند. چند دقیقه ای درباره نویسنده این کتاب که در اسطوره شناسی مطالعاتی داشته و افسانه های ملل را مطالعه کرده و بعد این کتاب را نوشته صحبت کرد. دیگر هیچی نمی شنیدم! با دهانی باز، هاج و واج نگاهش میکردم. اصلاً باورم نمیشد این پسر، اینقدر اهل مطالعه باشد. دچار یاس فلسفی شدم! یعنی تو اسم خودت را گذاشتی کتابدار؟! کتابداری که باید آنقدر اهل مطالعه باشد که جامعه را تحت تاثیر قرار دهد! با آخرین جمله اش به خودم آمدم. میگفت: امروز پیرزنی آمد خرید کند. وقتی کتاب هابیت را دستم دید گفت:((ننه! وقتی خوندیش بده منم بخونم ننه! کتابهای این نویسنده را خیلی دوست دارم!))

جشن تولد 10سالگی پرشین بلاگ همراه با تقدیر از دو وبلاگ کتابداری

پنجشنبه 29تیر1391 - فرهنگسرای اندیشه ، میزبان دهمین سالگرد تولد سرویس وبلاگ نویسی پرشین بلاگ بوده است . این برنامه که با اجرای بسیار خوب دکتر نظری و حضور هنرمندانی جون رضا عطاران و رضا رفیعی و فرهیختگانی چون محمد رضا زائری برگزار شد.

 

در این مراسم از ده وبلاگ نویس برگزیده تقدیر به عمل آمد که از این تعداد،  دو وبلاگ   "کتابداران فردا"  و  "فهرست نویسی منابع اینترنتی" در حوزه کتابداری مورد تقدیر قرار گرفتند.

این مراسم در ساعت 19 با تقدیم کیک تولد پرشین بلاگ که به نقشه ایران مزین شده بود ، به اتمام رسید. سری اول عکس های این جشن را اینجا دنبال کنید

گاهی اوقات شرکت در برنامه های غیر کتابداری نیز لذتبخش است ... نکته قابل ذکر در این جشن تولد: ملاقات با خانمی که فارغ التحصیل کارشناسی کتابداری دانشگاه جندی شاپور اهواز بودند و دانشجوی اشد مشاوره .شرکت ایشان از اهواز در این برنامه برای دست اندرکاران جشن به حدی قابل تقدیر بود که عکس اختصاصی از ایشان به عنوان مهمان ویژه در مجموعه سری اول تصاویر ، درج نموده اند(آخرین عکس).

ضرب المثلی است که میگوید کتابدار به کتابدار میرسد حتی اگر کوه به کوه نرسد.

در پناه حق، بهشتی باشید

گاه میشود انسانیت را پرینت کرد و به شیشه چسباند

مرد کتاب فروش روی شیشه نوشته:

"متناسب با در آمد شما کتاب دلخواه موجود است. اگرنه ,کتاب را به امانت ببرید."


  گاه میشود انسانیت را پرینت کرد و به شیشه چسباند
….


  آدرس: اتوبان نواب- بالاتر از میدان جمهوری- بین آزادی و کلهر

 

پی نوشت: این مطلب را دوستی به ایمیلم ارسال کرده بود. از درستی یا عدم آن اطلاعی ندارم. اما به عنوان یک کار پسندیده آنهم در این روزگار لازم دیدم شما هم از آن اطلاع داشته باشید......که هنوز هم دیر نیست.

پی نوشت ۲: مطلب فوق در همشهری آنلاین هم منتشر شده.

پی نوشت۳: خواننده عزیز غزال خانم در کامنت پست قبلی سوالی پرسیدن٬ خواهش می کنم دوستانی که پیگیر این قضایا هستن ایشون رو راهنمایی کنن.

سلام دوستان
لطفاً در مورد آزمون ارشد در سال آينده هم اطلاع رساني كنيد ؟‌اصلاً كي ثبت نام مي كنند و كي تاريخشه ؟ در ضمن كتابداري را كجاها دارند ؟
البته تو دفترچه مياد ديگه . به هر حال دفترچه ي آزاد و فراگير پيام نور و سراسريش كي مياد ؟

قابل توجه نویسندگان عزیز وبلاگ

سلام. قبل از هر چیز از تک تک دوستانی که همچنان به وبلاگ گروهی ارادت داشته و آن را سرپا نگه داشته اند خسته نباشید و دست مریزاد می گویم. از نویسندگان عزیز خواهش می کنم پستهای خود را به صورت پست ثابت در وبلاگ منتشر نکنند. پست ثابت برای مواقعی تنظیم شده که نویسنده (گان) یک وبلاگ بخواهند توضیحی یا توصیفی درباره وبلاگ خود داشته باشند که همواره در معرض دید خوانندگان قرار گیرد اما وبلاگ گروهی چنین سیاستی ندارد و از شما عزیزان خواهشمندم بدون هماهنگی با مدیریت وبلاگ از گزینه پست ثابت استفاده نفرمایید. متشکرم

گام سیزدهم الزهرایی ها

همایش اردیبهشت ماه انجمن علمی دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه الزهراء از معدود برندهای دانشجویی است که بیش از یک دهه دارای سابقه است. از اولین سال برگزاری این همایش در سال 1378 که فکر میکنم با موضوع کتابخانه های دیجیتالی بود تا به امروز، چهره های زیادی آمدند و رفتند و از خود اثری ماندگار به یادگار گذاشتند. چهره هایی که ارائه دهنده مقاله بودند، هم دبیر علمی، هم امور اجرایی را برعهده داشتند و اکنون هر یک در امور مورد علاقه خود مشغول به کاری هستند. همایش سالانه دانشگاه الزهراء نمونه بارز یک تلاش و مشارکت خستگی ناپذیر و همکاری مثال زدنی است. امسال این دانشجویان سیزدهمین گام تمرین همکاری و مشارکت را بر می دارند و دوروز اهالی کتابداری را دور هم جمع می کنند تا تجربه های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. برای همه این عزیزان و همه کسانی که به نحوی در حوزه کتابداری ایران، نقشی ایفا میکنند آرزوی توفیق داریم.

از طریق وبلاگ پیک کتابداری می توانید ریز برنامه های این همایش دو روزه را در اختیار داشته باشید.

انجمن از نگاه بیرونی

هفته گذشته دو جلسه مهم برگزار شد که در هر کدام، انجمن کتابداری ایران شرکت کرده بود. جلسه اول، با محوریت ممیزی انجمن های علمی حوزه علوم انسانی بود که آقایان دکتر رضایی شریف آبادی، رئیس انجمن کتابداری ایران و دکتر فرج پهلو، رئیس انجمن کتابداری شاخه خوزستان، در آن شرکت کرده بودند. در این جلسه در زمینه تعامل انجمن های علمی با بدنه صنعت و نیز نحوه امتیاز بندی فعالیت های آنها بحث به میان آمد و در نهایت نیز، کارگروههای مختلفی تشکیل شد که هر یک از انجمن ها بر اساس علاقه و تخصص خود در آنها شرکت کردند. انجمن کتابداری ایران در کارگروه مدیریت دانش شرکت نمود که آقای دکتر دری، رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه شهیدبهشتی مدیریت آن را عهده دار بودند. طی این جلسه اطلاعات ارزنده به اشتراک گذاشته شد و همه حاضران در مباحث مشارکت داشتند.

جلسه دوم که در موسسه تحقیقات مخابرات ایران برگزار شد، به میزبانی انجن آی سی تی بود که انجمن کتابداری ایران نیز میهمان این جلسه بود و در این جلسه، بحث در باره چهارمین همایش فناوری اطلاعات و دانش بود که خرداد ماه سال جاری در بابل برگزار می شود. در این جلسه از پیشنهادهای انجمن کتابداری ایران برای برگزاری نشستهایی در خصوص مدیریت دانش- خدمات الکترونیکی کتابخانه ها- علم سنجی استقبال شد و حتی قرار شد که در سالهای آتی نیز از نظرات انجمن کتابداری ایران استفاده شود. طی صحبتی که با آقای دکتر شفیعی رئیس انجمن آی سی تی به عمل آمد، قرار شد که متن نهایی تفاهم نامه دو انجمن تهیه و به امضای طرفین برسد. امید می رود که انجمن کتابداری ایران در آینده، ارتباطات خود را با رشته هایی که پیوند نزدیکی با آنها دارد بیشتر کند. همین تعاملات برون رشته ای، باعث خلق ایده های نو، افکار نو و بدیع و تبادل تجربیات می شود.


کتابخانه فاطمه ها

ساده بي تکلف در حد بضاعت اما با صورت هاي آفتاب خورده بدور از صندلي هاي گردان و کولر آبي و يا گازي و يا نرم افزار کتابخانه اي و شماره رده و بدون تگ هاي فاخر آري دي آي  و اف آر بي آر و مودس و مارک و دوبلين کور 

http://fatemeha.ir/index.php/fa


عطفیات

خیلی وقت بود که عطش عطف داشتیم و تشنه خواندن مطالب جدیدش. بالاخره انتظارها به سر رسید و امروز حوالی ظهر، سایت عطف بالا آمد و با ولع، مشغول خواندن نوشته های دوستان شدیم. نوشته هایی که از دل بر امده و چه شیرین بر دل می نشیند. سید جلال خستگی ناپذیر ما همراه با یاور بخش فنی وب سایت عطف آقای اکبری که بی سروصدا عاشقانه کارش را انجام می دهد، برای این شماره سنگ تمام گذاشته اند. با دست خالی. دست مریزاد به آقای حیدری نژاد و اکبری و همه کسانی که عاشقانه در هر گوشه ای از کهکشان کتابداری ایران زحمت می کشند. عطف جدید بوی بهار و طراوت دارد. اینجاست. از دستش ندهید. 

هفت سال با خانه کتابدار


هفت. هفت، عدد معناداری برای ما ایرانیان است. از هفت سین بگیرید تا...هفت سالگی تاسیس خانه کتابدار. اساساً انگار، در سال 1390 به خصوص در ماه اسفند، چهارشنبه ها شیرین و دوست داشتنی شده اند. از چهارشنبه گرامیداشت خانم میرهادی، چهارشنبه سالگرد تاسیس شورای کتاب کودک و چهارشنبه دیروز که مراسم هفت سالگی خانه کتابدار کودک بود.

بخش عمده ای از مراسم، در پارکینگ خانه، برگزار شد. صحبتهای مثل همیشه شیرین و سرشار از انرژی مثبت استاد انصاری درباره خانه کتابدار و چهره های شاد کودکان و نوجوانانی که عمر و وقت خود را صرف فعالیتهای داوطلبانه مفید در خانه کتابدار میکنند.

همه بچه ها همدیگر را میشناختند و گویی در این خانه بزرگ شده بودند. با عشق و شادی، خانواده هایشان را کنارشان میدیدند و آنها هم از بودن در یک خانه امن و فرهنگی، مثل خانه کتابدار، احساس خشنودی و رضایت میکردند. دیروز همه برای یکدیگر و همه مردم، آرزوی سلامتی و شادی و برکت کردند. دیروز میتوانستید تکثیر شده های خانم انصاری و همکاران زحمت کش ایشان را ببینید که چطور با شور و شعف، عشق خود را به کتابدار و کتابخانه و خانه کتابدار نشان میدادند.

با وجودی که همه در پارکینگ سرپا بودند یا عده ای هم روی زمین نشسته بودند، و حتی بلندگوی بزرگ و سنگین روی شانه یکی از نوجوانها بود، ولی در صورت هیچکس نمیتوانستید اخم و ناراحتی ببینید. دیروز میتوانستید کتابداران و فرهنگسازان آینده را ببینید. کسی به دنبال تغییر اسم نبود، کسی افسرده نبود، از همه مهمتر، بحران مخاطب(!) هم نبود!عشق به کتابخانه و کتابدار و انگیزه درونی، همه را به آنجا کشانده بود.

خانه کتابدار، هفت سالگی ات خجسته و چه فرصتی از این بهتر که بتوانی یک عکس یادگاری با کسی بگیری که دوست داشتی شاگردش باشی ولی نشد و از هر فرصتی و هر جایی که هست و صحبت میکند استفاده میکنی تا از او یادبگیری. یاد بگیری تا برای همیشه یک کتابدار، کتابدار خوب و متعهد بمانی.

چرا نمی نویسم؟

سلام دوستان کتابدار. گفتم قبل از اینکه صدای خوانندگان دربیاد که بابا این چه مدیر وبلاگیه که خودش چیزی نمی نویسه؟ چند خطی درد دل کنم که دیگه دل و دماغ نوشتن ندارم. حالا دیگه بهانه سرکار نبودن و اینترنت بی سرعت (شما بخوانید کم سرعت) و وظایف مهمتر و ... رو ندارم اما دلم بدجور  گرفته  از این زمانه ، از جامعه کتابداری و دیگر هیچ.  متاسفانه نه می شه حرف زد و نه می شه ساکت ماند. شاید سکوت بهتر باشه که سرشار از ناگفته هاست. 

 به هر حال شاید تا مدتی دیگه که نمی دونم کی؟ این وضعیت ادامه پیدا کنه. شاید از وبلاگ نویسی خسته شدم یا ... هر چه هست دلیلی برای نوشتن و ننوشتن ندارم. اما می خوانم، هر روز، و دوست دارم با شما باشم.

تغییر تاریخ مجمع عمومی انجمن کتابداران ایران

طبق برنامه ای که حدود چهار پیش تنظیم شده بود، مقرر گردید مجمع عمومی انجمن کتابداران ایران، دهم اسفند امسال برگزار شود. لیکن، به خاطر تداخل چندین همایش و برنامه دیگر که از برخی از آنها به صورت ناگهانی باخبر شدیم، و نیز احتمال ریزش مخاطب، و علی رغم همه دشواریها در رزرو سالن، تصمیم گرفته شد 30 فروردین سال 1391 زمان برگزاری مجمع عمومی در تالار 500 نفره کتابخانه ملی باشد. لطفا در تقویمهای خود، این تاریخ را ثبت فرمایید. منتظر دیدار همه کتابداران در آن روز هستیم.

جلسه کمیته کتابخانه های تخصصی

امروز ۱۷ بهمن جلسه کمیته کتابخانه های تخصصی از ساعت 14 تا 16 در کتابخانه شرکت مونتکوایران برگزار میشود. نشانی: تهران- خیابان ولی عصر- بالاتر از میدان ونک- خیابان عطار- پلاک 12- جنب ساختمان مرکزی بانک مسکن.

این اطلاعیه توسط خانم دکتر خوانساری، مسئول کمیته کتابخانه های تخصصی انجمن کتابداران ایران تهیه شده است. کتابداران کتابخانه های تخصصی میتوانند در این نشست شرکت کنند.

پاسخ وارده

در حال تصحیح اوراق امتحانی، پاسخ یکی از سوالات امتحانی را که مضمون آن تجربه خود از برخورد با کتابدار را تشریح کنید توجهم را جلب کرد و خواستم این پاسخ را با دوستان عزیز قسمت کنم. چه دیدگاهی راجع به این پاسخ دارید؟ پاسخ این دانشجو به شرح زیر است:

((وقتی به کتابخانه...برای درس خواندن میرفتم، احساس خیلی خوبی داشتم. چون جو خواندن در آنجا حاکم بود. ولی فضایی کوچک داشت و درس خواندن کمی دشوار بود. چون عادت به زمزمه کردن هنگام مطالعه دارم، برای دیگران مزاحمت ایجاد میشد و به من تذکر می دادند. به سراغ کتابدار رفتم و پرسیدم آیا این کتابخانه سالن مطالعه دیگری هم دارد؟ کتابدار، داشت با کامپیوتر یک بازی انجام میداد، با بی تفاوتی و بدون توجه به من، گفت: نه! برو بخش آی تی. دیدم همین فضا هم از سرم زیاد است ولی میزهای مطالعه روبروی درهای ورودی بود و به علت سردی هوا نمی شد تمرکز کرد و درس خواند. ناچار از درس خواندن در کتابخانه منصرف شدم...))

یک نکته در فرهنگ مشارکتی

دیروز به طور اتفاقی در اتوبوس با یکی از اساتید نازنین کتابداری برخورد کردم. طی مجالی کوتاه که باهم بودیم، درباره مسائل مختلفی صحبت کردیم از جمله فرهنگ مشارکت و همکاری. نتیجه کلی بحث ما این شد که مشارکت فقط این نیست که بررسی کنیم چند نفر یا هم یک مقاله یا کتاب یا هر نوع منبع اطلاعاتی را تولید کرده اند. بلکه شامل مشارکت در کارهای داوطلبانه  و نیز همکاری در اداره یک گروه علمی میشود. مهم این نیست که مالکیت یک نهاد بر عهده کیست مهم این است که بتوانیم همکاری کنیم وقتی بخشی از یک گروه یا نهاد خواسته یا ناخواسته، ضعیف عمل می کند، هرکسی که به هر دلیلی، رابطه ای دور یا نزدیک با گروه دارد باید سعی کند مشکل آن را حل کند. بدون هیچگونه چشمداشت و امتیازی. مهم این نیست که گروه و نهاد خاص، متعلق به فرد حقیقی یا حقوقی است مهم این است که پیشرفت و توسعه لازم صورت گرفته و ما نیز سهم کوچکی در آن پیشرفت داشته ایم. حتی اگر از ما نخواهند در توسعه مشارکت کنیم، خود باید به استقبال همکاری و مشارکت برویم. نکته مهمی بود که این استاد نازنین دیروز مطرح کرد و گفتم بد نیست آن را با بقیه دوستان قسمت کنم.

وبلاگ قدیمی مان...

سلام. متاسفانه آدرس وبلاگ قدیمی مون تصرف شده. نمی دونم می شه برش گردوند یا نه؟ خیلی دلم گرفت.دلم براش تنگ شده بود. جاش یه وبلاگ در مورد آموزش وبلاگ نویسی اومده که من این باکس دانستنی ها رو ازش گرفتم. اگه خوشتون نیومد تو کامنت هاتون بگید تا برش دارم.

سلام

سلام. به لطف خداوند و پس از مدتها دوری از محیط کار و حرفه ام از امروز در خدمت شما کتابداران عزیز هستم. قبل از هر چیز بار دیگر از تمامی دوستان نویسنده و خواننده عزیز وبلاگ که در این مدت همچنان چراغ وبلاگ را روشن نگه داشتند تشکر و قدردانی می کنم و برای آنها آرزوی سلامت و سعادت دارم. ضمنا از کلیه دوستانی که در این مدت از طریق ایمیل از من درخواست راهنمایی٬ مقاله٬ مطلب و ... نموده یا تقاضای عضویت در وبلاگ یا ثبت وبلاگ در راهنمای وبلاگ های کتابداری داشته اند عذرخواهی می کنم که بدلیل مشغله و عدم دسترسی به اینترنت نتوانستم به موقع جواب ایمیل آنها را بدهم. به بزرگی خود بر من حقیر ببخشند.

ارادتمند همه شما

جامعه شناسی خودمانی: چرا درمانده ایم؟

ما ملامت گر عیب دگرانیم همه                                                   در هم افتاده و از هم نگرانیم همه

ادیب الممالک فراهانی

یادم هست که دکتر فتاحی در یکی از همایشهای برگزارشده انجمن به این نکته اشاره کردند که باید این موضوع ریشه یابی شود که چرا از بین اینهمه کتابدار که اکثرا از اعضای انجمن هم هستند فقط تعداد معدودی در جلسات شرکت می­کنند؟

آیا عضویت در انجمن یعنی ثبت نام برای دریافت کارت عضویت آنهم برای اینکه شاید روزی برای مصاحبه­ای جایی به کار آید! و دیگر هیچ؟

یک مطلب و یا شاید بهتر باشد بگویم چالش، ذهن را به خود معطوف می­کند که دلایل حضور کمرنگ اعضا در جلسات همایش و به تازگی در مورد کارگاههای انجمن چیست؟

البته این را هم نمی­توان دلیلی موجه دانست که مشغله­های زیاد، ‌فرصت حضور در این مجامع را مشکل کرده؛ چراکه اگر اغراق نباشد شرکت در اینگونه مجامع، علاوه بر رشد اجتماعی فرد، برای رشد حرفه­ای و فرار از راکد ماندن در این دنیایی که هر روز مطالب و خبرهای جالب رشد فناورانه مرتبط با نیازهای کاربران کتابخانه­ها و مراکز اطلاع­رسانی نقش دارد.

به نظر شما علت­های استقبال نه چندان در خور انجمن کتابداری و اطلاع­رسانی در شرکت همایش­­های ماهانه چیست؟

1. زمان برگزاری همایشهای ماهانه و کارگاهها 

2. جذاب نبودن موضوع همایش یا کارگاه

3. مقبول نبودن سخنزانان همایش یا مدرسان کارگاه

4. حضور کمرنگ اعضای هیئت مدیره در جلسات همایش و کارگاه

5. موارد دیگر لطفا ذکر شود

چرا که:

هیچ بیماری در هیچ کجای دنیا، بدون شناخت و باور بیماری، مداوا نگردیده است... چه باور دارم که اگر به وجود بیماری در جامعه مان اعتقاد پیدا کردیم،‌ تک تک خودمان برای خود طبیبان حاذقی خواهیم بود. (نراقی، 1384، ص22)

پایان کول نت 2011

پس از سه روز بحث و تبادل اطلاعات، بین کتابداران در حوزه علم سنجی، وب سنجی و حوزه های مربوطه، کول نت 2011 عصر دیروز به کار خود پایان داد. نکته جالب این همایش بحثها و پرسشها و پاسخهایی بود که بعد از هر ارائه صورت می گرفت و کاملاً چالش و تبادل اطلاعاتی ایجاد می کرد. لازم به ذکر است که سئول، میزبان کول نت بازان در سال 2012 است.

اغاز کول نت


دقایقی است که همایش کول نت 2011 در استانبول آغاز به کار کرده است. هم اینک شما می توانید از طریق نرم افزار اوو با خانم پاکدامن با آی دی mpakdaman در تماس باشید و با کنفرانس همراهی کنید. این طور که از صحبتهای مجری متوجه شدم دکتر یوجین گارفیلد که قرار بود سخنرانی داشته باشد به خاطر عمل جراحی فوری نتوانست در همایش حاضر شود. دکتر هیلدران کرشمر در حال قرائت پیام گارفیلد است. تقریبا تا ساعت هفت شب با همایش کول نت 2011 همراه بودیم و استفاده کردیم.

گرامیداشت هفته دفاع مقدس در کتابخانه ملی

به مناسبت هفته دفاع مقدس نمايشگاهي از نشريات، اسناد، عكس ها و تصاوير دوران دفاع مقدس در بخش نشریات سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران برگزار مي شود.
به گزارش سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، به منظور گراميداشت و حفظ ارزشهاي دفاع مقدس، سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران اقدام به برگزاري نمايشگاهي از نشريات، اسناد و عكس هاي دوران جنگ تحميلي نموده است.
در اين نمايشگاه، كتابشناسي نشريات موجود در كتابخانه ملي ايران با بيش از 5200 مقاله در حوزه ي دفاع مقدس، اخبار، اطلاعات، تصاوير و عكس هايي از عمليات ها و فرماندهان دوران دفاع مقدس و نشريات پرتيراژ مربوط به آن دوران به نمايش عمومي گذاشته خواهد شد.
نمايشگاه دفاع مقدس چهارشنبه 30شهريور ماه ساعت 30/10 در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران افتتاح خواهد شد. ين نمايشگاه از 30 شهريور تا 5 مهر ماه برپا مي باشد و بازديد براي عموم علاقمندان آزاد است.
به نقل از وب سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران 

 

سه شنبه تابستانی- پاییزی

دوستان عزیز- کتابداران ارجمند- بعد از حدود دوماه، همایش ماهانه انجمن کتابداران با موضوع رفتار اطلاع یابی در کتابخانه ملی ایران برگزار می شود. فراموش نکنید که این بار همایش، روز سه شنبه 29 شهریور برگزار می شود نه چهارشنبه! سخنران ها عبارتند از: خانمها دکتر خسروی، دکتر کامران و آقای دکتر قاضی زاده.

بعد از ظهر سه شنبه یعنی پس فردا را از ساعت شانزده و سی دقیقه تا نوزده همراه انجمن بگذرانید.

جا نمونی...آخریشه!

معلوم نیست که این فروشنده های دوره گرد از جان ما چه می خواهند؟ آخر مگر  مردم یک کوچه در طول روز چقدر میوه و سبزی لازم دارند که از هشت صبح ساعت اداری این دوره گردها شروع میشود و تا ده شب باید صدای نخراشیده بلندگوهای وانت بار های دوره گرد فروشنده را تحمل کنیم؟ اجاره مغازه که نمی دهند هیچی، تازه حقه بازی هم می کنند. مثلا یکیشان می گفت چهار کیلو خیار، 1000 تومان، پنج کیلو 2هزارتومان! با کدام سیستم و منطق حساب کرده نمیدانم! البته جالب اینجاست که صدای هیچکس در اعتراض به آلودگی صوتی این رفقا در نمی آید هیچ، مشتاقانه هم برای خرید به سویش می شتابند. دیروز خسته از سروصدای این فروشندگان خوش الحان و هزار دستان، فکر کردم که ای کاش میشد برای ترویج مطالعه بین خانواده ها و تشویق آنها برای رفتن به کتابخانه ها، از این شیوه دوره گردها استفاده کرد.
 هرچند تا حدود خیلی کمرنگ و بعضا بیرنگ، کتابخانه های سیار ممکن است این کار را بکنند ولی باز تبلیغ کوچه به کوچه و پرسر و صدا چیز دیگری است. مردم دنبال چیزی می روند که برایش زیاد تبلیغ شود. مثلا در کنار اینکه یک فروشنده دوره گرد، میوه و تره بار عرضه میکند، یکی هم با بلندگو به تبلیغ خدمات کتابخانه عمومی محل بپردازد یا عرضه کتاب و حتی مجلات را با کمترین هزینه تبلیغ کند. شاید به این ترتیب، بتوان نقشی را در ترویج مطالعه بین خانواده ها ایفا کرد. یک بار امتحانش ضرر ندارد که! در بدترین شرایطش مردم کوچه میگویند چرا نمیگذارید آسایش داشته باشیم سر ظهری؟! فرض ماهم این است که بین سروصدای فروشندگان و نوع جنسی که می فروشند رابطه ای معنا دار حاکم است. کافیست فرضیه را امتحان کنیم. یا تایید میشود یا رد! مگر نه؟! پس مواد لازم: یک عدد وانت بار، تعداد قابل توجهی کتاب و مجله، یک نفر خوش صدا، یک عدد بلندگو، نام و خدمات کتابخانه. حالا نفر اول کیست؟

irnetbook.com

از بدو پیدایش راه اندازی شبکه کتابخوانان حرفه ای نسخه آزمایشی خودم و تعدادی از دوستانم را در آن عضو کردم، از آن موقع تا حالا تغییرات خیلی خوبی در سایت شاهد هستیم.

برای شرکت در مسابقه این ماه، کتاب زیر توجه ام را جلب کرد:

هنر رضایت از زندگی
نویسنده : عباس پسنديده

متأسفانه اطلاعات زیادی برای معرفی کتاب ارائه نشده است.  برای آشنایی بیشتر با این کتاب با یک جستجوی ساده در گوگل خوشبختانه سایتی که حاوی نسخه کامل این کتاب به شیوه اچ تی ام ال بود را یافتم.

جالب بدانید سایتی را یافتم که پاسخ مسابقات فرهنگی را با دریافت هزینه می فروخت!

 

دیدار مسؤولان کتابخانه های بزرگ و عمومی و جمعی از کتابداران سراسر کشور

امروز مسؤولان کتابخانه های بزرگ و عمومی و جمعی از کتابداران سراسر کشور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ديدار داشتند.

 مقام معظم رهبري از ابعاد مختلف در حوزه كتاب و كتابخانه صحبت كردند. "ایشان با تأکید بر اینکه کتابداران منبع و مرجعی برای راهنمایی مراجعین به کتاب هستند خاطر نشان کردند: یکی از نیازهای کنونی، نظم مطالعاتی در میان دوستدارن کتاب است که کتابداران با راهنمایی صحیح می توانند این خلاء را برطرف کنند"

در ابتدای این دیدار آقای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اقدامات انجام گرفته در عرصه کتاب و کتابخوانی گفت:

- افزایش حدود 48 درصدی کتابخانه های عمومی

-  20 برابر شدن خرید کتاب در شش سال گذشته

-   آغاز برنامه مطالعاتی سند نهضت مطالعه مفید و سند چشم انداز نهاد کتابخانه،

برگزاری مسابقات متعدد کتابخوانی و جشنواره های کتاب،

برگزاری نمایشگاههای عمومی و تخصصی کتاب،

 راه اندازی شبکه کتابخوانان حرفه ای،

 و آموزش و ارتقاء علمی کتابداران از جمله تلاشها و اقدامات انجام گرفته است.

 

در عین ایجاز..قابل فهم

بررسی...، امکان سنجی...، با استفاده از شیوه... و امثالهم عناوین آغازینی هستند که مکرر و مرتب در مقاله­های مجلات حوزه کتابداری و نیز پایان نامه های این حوزه می بینیم. عناوین آغازین کلیشه ای و تکراری که گاهی واقعاً هم از آنها گریزی نیست. چند وقت پیش در جلسه پنجم سردبیران نشریات کتابداری، این بحث مطرح شد که عناوین مقالات مجلات کتابداری در ایران، خیلی تکراری و کلیشه ای شده است. دکتر افشار زنجانی در آن جلسه بیان داشت که اخیراً از طرف دکتر رضایی شریف آبادی مسئولیت تغییر عناوین مقالات، جذاب و خواننده پسند کردن آنها را برعهده گرفته است که گام و اقدامی مثبت در راستای تغییر عنوانهای تکراری، حداقل در فصلنامه کتاب به شمار می رود.

چند روز پیش داشتم عناوین پایان نامه های حوزه کتابداری و  نیز آرشیو در دست اجرا در دانشگاه یو سی ال انگلستان را نگاه می کردم. اولین چیزی که جلب توجه می کرد، کوتاهی عنوان بود. گویا آنجا لازم نیست که پایان نامه حتماً عنوانی طولانی و پیچیده داشته باشد. مثلاً، چند نمونه از عناوین پایان نامه هایی را که در گروه کتابداری و نیز مطالعات آرشیوی این دانشگاه در حال انجام است به این شرح هستند. ملاحظه می فرمایید که عناوین در عین ایجاز، چقدر جذاب و گویا هستند. نکته قابل تأمل این که مشخصات کامل رساله، چه کارشناسی ارشد و چه دکتری، در وب سایت گروه مربوط، آمده است و حتی امکان مکاتبه با دانشجویان وجود دارد. توجه به این موارد می تواند به ما کمک کند تا از یکنواختی و روزمره گی در گزینش عناوین مقالات و پایان نامه های خود برون آییم و در آنها تنوع ایجاد کنیم. البته منوط به این نکته که این بار از آن سوی بام سقوط نکنیم! یعنی دیگر به حدی نیفتیم که عناوین از ریخت و شمایل بیفتند! گاهی اینطور میشود دیگر!

Mohamed Al-Kaabi
   Thesis Title: Towards Activating the Role of School Libraries in Education in the State of Qatar
   Supervisor: Lucy Gildersleeves
   Second Supervisor: Vanda Broughton
   Email: oxfordlondon1@hotmail.com

Alexandra Eveleigh
   TNA Collaborative Award Winner
   Thesis Title: We Think Not I Think: Harnessing collaborative creativity to archival practice; implications of user participation for archival theory and practice
   Supervisor: Andrew Flinn
   Second Supervisor: Elizabeth Shepherd; Valerie Johnson of TNA
  Rachel Howse-Binnington
   Thesis Title: Indigenous Archival Protocols and their impact on the Community Archives Movement
   Supervisor: Andrew Flinn
   Second Supervisor: Beverley Butler, Institute of Archaeology
   Email: rachel.binnington.09@ucl.ac.uk

ششمین سال فعالیت

سلام. تولد شش سالگی وبلاگ نزدیکه و من امیدوارم همزمان با روز تولد وبلاگ فعالیت دوباره خودم رو شروع کنم. لازم می دونم از همه دوستانی که در این سالها و خصوصا یک سال و نیم اخیر که من نتونستم چیزی بنویسم اینجا رو سرپا نگه داشتن صمیمانه تشکر کنم. به دکتر اصنافی هم تبریک می گم. امیدوارم بعنوان یه استاد جمع  ما رو ترک نکنن. (بدون سوگیری)

پی نوشت: دوستان عزیز نویسنده با اجازه شما چون تعداد نظرات تایید نشده و خصوصی زیاد بود اونها رو سرو سامان دادم ولی از این به بعد خواهشمندم خودتون زحمت اش رو بکشید.

موسسات فرهنگي آستان قدس رضوي و انتشارات در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی!

 طراحی و بهینه‌سازی نظام توزیع کتاب در ایران

هفته قبل وقتی برای مشاهده کتابهای جدید انتشار یافته در حوزه کتابداری به فروشگاه کتاب آستان قدس رضوی مشهد رفتم، اثری از کتاب­های تازه ندیدم!  مسئول فروشگاه لطفی به من کرد و کتابی با عنوان "طراحی و بهینه سازی نظام توزیع کتاب" به من هدیه داد. شاید منظوری داشت؟! شما چه فکر می کنید؟

اطلاعات مشخصات کتاب را در ادامه ببنید:

ادامه نوشته

دوره آموزشی «استاد بزرگی ایمیل و جیمیل»

فکر کنم خبر ثبت نام دوره آموزشی «استاد بزرگی ایمیل و جیمیل» در گروه مباحثه فردوسی مشهد منتشر شد. با وجود اینکه همیشه خودم را کاربر حرفه ای پست الکترونیکی معرفی  و آنچه را در این راستا می دانستم را به دیگران آموزش می دادم برای بازآموزی در این دوره شرکت کردم.

سرفصل های دوره خیلی مفصل هستند اگر به آنچه بیان شده عمل شود  می توان دوره بازآموزی خوبی را  انتظار داشت. شما هم می توانید این دوره آموزشی را تجربه نمایید. 

 سرفصل ها را در ادامه ببنید:

ادامه نوشته

کتابخانه ای که فاطمه معتمدآریا را فاطمه معتمد آریا  کرد

چند وقتی است که کتاب "نقش آبی سیمین" گردآوری و تالیف زاون قوکاسیان اثر انتشارات نشر چشمه را از کتابخانه عمومی محله امانت گرفته ام.

این کتاب به روایت هنرمندان سینما و تئاتر(از جمله پرویز پرستویی، آتیلاپسیانی،مهدی فخیم زاده و ..) سعی در بازشناخت ابعاد شخصیتی خانم فاطمه معتمد آریا از دیدگاه کاملا هنری-اجتماعی دارد. در بخشی از کتاب نگارنده با خانم معتمد آریا مصاحبه ای صمیمانه میکند و سوالاتی زیبا و هنری از وی می پرسید

آنچه که نظر بنده را به عنوان کتابدار جلب کرده است این است که در صفحه 91 کتاب ، پاراگراف سوم خط چهارم ، سیمین عزیز در پاسخ به سوالی که از وی پرسیده میشود با عنوان

"عشق به بازیگری چطور در شما آغاز شد؟" اینگونه پاسخ میدهد که

"کلاس های هنری کتابخانه نیاوران"

کتابداران به هوش باشید که چقدر خدمات عمومی کتابخانه های شما میتواند در آینده سازی فرزندان این مرز و بوم موثر باشد . از امروز 6 تیر که ابتدی تابستان است در جهت برداشتن گامی برای کشاندن نسل نوجوان به کتابخانه هایتان کوشا باشید

شاید فاطمه ای دیگر ساختید ...

بهشتی باشید

دعا برای آقای دارینی

آقای محسن دارینی از وبلاگ نویسان و همکاران قدیمی در وبلاگ گروهی کتابداران ایران بودند. ایشان را در همایش وبلاگها در کتابخانه ملی ایران حدود 5 سال پیش دیدیم. از طریق یکی از کامنتها که گویا برادر ایشان ارسال کرده مطلع شدیم ایشان دچار عارضه و بیماری ریوی شده اند. از کتابداران عزیز درخواست میکنیم برای بهبودی ایشان دعا بفرمایند.

با سپاس

کوچک ولی اثر گذار

امروز صبح که وارد اتاق مدرسان مدعو دانشگاه... شدیم، دیدیم که یکی از مدرسان با دقت مشغول یادداشت برداری از روی یک مجله است. بعداً که ایشان رفتند، با کنجکاوی رفتیم مجله ای که روی میز، رها کردند و رفتند و آن مطلبی که از آن یادداشت بر می داشتند چه بود؟ دیدیم که مجله، خبرنامه انجمن کتابداری یکی از شاخه های استانی است که مطلبی درباره شیوه های استناد نظیر شیکاگو، ای پی ای و غیره دارد. جای خوشحالی بود که چنین مطلبی که برای ما کتابداران بدیهی است توانسته فردی خارج از حوزه را هم که به آن اطلاعات نیاز داشته است، به خود جلب کند. یک خبرنامه، هرچند کوچک، ولی میتواند این چنین اثرگذار باشد. این قدرت منبع اطلاعاتی است. هنوز هم یک خبرنامه، منبع دست اول اطلاعاتی برای بسیاری از افراد است.خبرنامه ها را بیشتر جدی بگیریم.

یک مفهوم: پذیرش یا تأمل؟

در اکثر متون، مقالات یا کتابهایی که طی حداقل ده سال اخیر خوانده ایم، کلمه ((عصر اطلاعات)) یا ((عصر انفجار اطلاعات)) بیشتر از همه نمود داشته است. اکثر مقاله ها با این جمله معروف ((امروزه، در عصر اطلاعات به سر می بریم...)) شروع شده اند. خلاصه همگان دیگر بر این قضیه واقف شده اند که عصر حاضر، عصر اطلاعات است. اطلاعات هم قدرت است. همه اینها صحیح. ولی چند وقت پیش یادداشت وبلاگی را دوست عزیز و کتابدار همیشه آنلاین ما، آقای رجبی ارسال کردند که کمی باعث شد در مورد نظریه عصر اطلاعات دچار تردید شویم. رابرت دارنتون در یادداشتی تحت عنوان 5 Myths About the 'Information Age  نکات قابل تفکر و تأملی را مطرح کرده است. وی در بحث اول خود می گوید که اینکه گفته می شود دیگر عصر کتابها به سر آمده، اندیشه ناصوابی است. به عنوان نمونه، در اکتبر امسال، فقط در بریتانیا، 800 کتاب جدید منتشر شد. یا اصلاً چرا راه دور برویم. نگاهی به کتاب هفته و آمارهای کتابهای منتشر شده بیندازید. انتشار کتاب نه تنها متوقف نشده بلکه روزبروز هم بیشتر می شود. یا در بحثی دیگر، عنوان داشته است که اینکه بیان می شود اکنون در عصر اطلاعات به سر می بریم، گفته صحیحی نیست. یعنی در دوران و اعصار گذشته، اطلاعات وجود نداشته؟ کسی از اطلاعات بهره ای نمی برده؟البته هیچکسی منکر نقش فناوری و نیز رسانه های ارتباطی در انتقال سریعتر اطلاعات نیست ولی وجود رسانه های قوی ارتباطی دلیل بر این نیست که پیشینیان ما از اطلاعات بی بهره بوده اند. در مورد آینده دیجیتالی و نیز تغییر نقش کتابخانه ها و وظایف آنها مسائل قابل تأملی مطرح شده است. اگر تاکنون این یادداشت بحث برانگیز را نخوانده اید حتما مطالعه اش کنید. یادداشت هرچند کوتاه است ولی هر یک از نکات مطرح شده آن، در چارچوب یک مقاله نظری می گنجد.

سال نو بر دانشجویان، اساتید و کتابداران مبارک باد

ا عیدمبارک وبهارتان جاودانه باد

امید آنکه سال 1390 سالی سراسر موفقیت برای کتابدارن ایران زمین باشد. بهشتی باشید

عجب رسميه رسم زمونه قصه برگ و باد خزونه ميرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا ميمونه ....

ایرج افشار ایرانشناس برجسته کشور پس از طی یک دوره بیماری بعد از ظهر امروز چهارشنبه در بیمارستان جم تهران درگذشت.
کامران فانی : کتاب و کتابشناسی بزرگترین نماینده‌اش را از دست داد.

مراسم نکوداشت این استاد فقید از ساعت 15 تا 30: 16 روز دوشنبه در مرکز دایره المعارف اسلامی به نشانی کاشانک، خیابان دارآباد برگزار می‌شود.
همچنین مراسم دیگری از طرف خانواده ایرج افشار از ساعت 17 تا 18:30 روز یکشنبه (22 اسفند) در مسجد نور واقع در میدان فاطمی  برگزار می‌شود.

 خدایش بیامرزد......

 

 

فراخوان دوازدهمین جایزه ترویج علم ایران

انجمن ترویج علم ایرانبه منظور قدرداني از كوشش‌هاي مروجان علم و تشويق عموم به فعاليت و زمينه‌سازي براي ارتقاي بينش و تفكر علمي در جامعه، دوازدهمين دوره جايزه ترويج علم را برگزار و از افراد يا سازمان‌هايي كه بهترين و مؤثرترين فعاليت‌ها را براي علاقه‌مند كردن مخاطبين، همگاني كردن علم، ‌گسترش انديشه و فرهنگ علمي در ايران و كاربرد علم در هر يك از سطوح زندگي اجتماعي انجام داده‌اند، طي مراسمي تقدير مي‌نمايد.

از این رو از كليه اشخاص حقيقي و حقوقي (دولتي و غيردولتي) دعوت مي‌كند كه خود يا ديگر نامزدهاي مورد نظر خويش را از ميان آموزشگران، سياست‌گذاران، طراحان، برنامه‌ريزان، سرمايه‌گذاران و حاميان ترويج علم و نهادهاي فعال به همراه يك طرح مشخص در زمينه ترويج علم به دبيرخانه انجمن معرفي كنند.

این فراخوان در چهار محور زیر ارائه شده است

لازم به ذکر است مهلت ارسال مدارک 1389/12/28 می باشد.
اطلاعات بیشتر در این خصوص را در این لینک دنبال کنید 

بهشتی باشید

قاف: نشريه الکترونيک توسعه علمي ايران

قاف: نشريه الکترونيک توسعه علمي ايران است که به همت جمعی از دانشجويان علاقه مند به  «توسعه ایران»، گرد هم جمع شده اند در این مجموعه با رویکرد به مباحثی در زمینه تولید علم به نقش متقابل علم و جامعه و راهکارهای توسعه علمی ایران می پردازد. برخی از موضوعاتی که «قاف» به تبادل نظر درباره آنها علاقمند است عبارتند از:
- علم و جامعه
- نقش علم در توسعه پایدار
- جامعه علمی و خصوصیات آن
- مفهوم علم و فرایند علمی
- جایگاه علمی ایران در دنیا
- اولویت گذاری در علم و پژوهش
- شبکه سازی در علم (networking)
- مراکز تولید علم و ویژگیهای آنها
- نهاد های موٍثر در سیاستگذاری علم
- علم مدرن و نقد آن
- بررسی انزوای علمی کشور های در حال توسعه
- مدیریت علم و پژوهش
- آموزش علم و تربیت دانشمندان
- آسیب شناسی رسالت دانشگاه در تولید علم
- رفتارها و خصوصیات دانشمندان
- تاثیر گذاران در علم جهانی
- شاخص های علم سنجی
- مدیریت نخبگان و جایگاه آنها در توسعه علمی
- انتشار علم
- تاثیر متقابل فلسفه ، دین و علم
...
مطالب «قاف» بیستم هر ماه به روز رسانی میشود.

اسلام پدیا: دایره المعارف اسلامی

سایت اسلام پدیا ( islampedia.ir )به عنوان دایره المعارف اسلامی باز اینترنتی به همت موسسه علمی تحقیقاتی رواق حکمت تحت نظر آیت الله هادوی تهرانی همزمان با میلاد پیامبر، به صورت رسمی افتتاح شد.
به گزارش خبرآنلاین بنا بر توضیحات آیت الله هادوی تهرانی، سایت اسلام پدیا یک سایت مرجع است که در قالب یک دایره المعارف اسلامی در اینترنت عرضه شده است. این سایت امکان دسترسی آسان و سریع برای محققان مسائل اسلامی را در حوزه مجازی فراهم می‌آورد تا بتوانند پاسخ پرسش‌های مسائل گوناگون مربوط به اسلام را در آن بیابند

تسلیت به یک همکار

سلام. متاسفانه باخبر شدم که مادر گرامی همکار قدیمی و عزیز مان در وبلاگ گروهی جناب آقای دکتر نوروزی دار فانی را وداع گفته اند٬ بدین وسیله از طرف وبلاگ گروهی به ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای  این همکار عزیز و استاد برجسته کشور طلب صبر و شکیبایی می نمایم.

گزارش برگزاري جلسه نقد كتاب" سفر دانه به گل" :

جلسه در ساعت 9 صبح روز دوشنبه 18/11/89 باحضور مولف كتاب به عنوان سخنران (سركار خانم دكتر عاملي رضايي) و برخي از علاقمندان و كارشناسان حوزه تاريخ معاصر درسالن اجتماعات طبقه هفتم ساختمان گنجينه اسناد ملي برگزار شد . درابتدا سخنران مطالبي را در ارتباط با موضوع كتاب يعني سير تحول نقش زنان در  سه مرحله زمان : دوره فتحعلي شاه ، دوره ناصري وسپس مشروطه در خلق متون و نثرآن دوره  مطرح كردند. و پس از آن حاضران در جلسه به طرح پرسش هايي در اين خصوص پرداختند كه از سوي  خانم دكتر رضايي پاسخ داده شد. اين نشست در ساعت 10 صبح با  پذيرايي از مهمانان  به كار خود پايان داد.

اين مطلب بنا به درخواست آقاي سادات گذاشته شد

کتاب انوشه

خاطراتان می آید آقای سید مهدی حسینی پستی در این وبلاگ در خصوص وبلاگ نویسی از فضا منتشر کردند

رویای من: انوشه دختر ایرانی و پیشگام فضا

عنوان کتابی است که توسط انتشارات شادان در تابستان 1389 به چاپ رسیده است

این کتاب که به قلم روان و گویای انوشه نوشته شده . بسیار زیبا خاطرات کودکی وی را در ایران شرح میدهد که پله های ترقی را یک به یک طی کرد تا از انوشه آن را بسازد که ما ایرانیان به او افتخار کنیم

انوشه دختری متولد مشهد در خانواده ای سنتی که بعد ها از او دختری که فرزند طلاق بود ساخت . اما انوشه با تلاش و لطف خدا توانست موانع را یک به یک پشت سر گذارد و با همراهی همسرش(حمید) به آرزوی دیرینی که داشت برسد .

این کتاب گویای مفهوم خواستن ، توانستن است . چرا که انوشه فکر فضا را از شب هایی که در پشه بند منزل مادر بزرگ در مشهد به ستاره ها فکر میکرد در ذهن پروراند و سال ها بعد در روسیه توانست به این آرزوی کودکی اش برسد.

البته لینک دانلود این اثر برای موبایل اینجاست

سفارش خرید تلفنی این کتاب را نیز میتوانید اینجا انجام دهید

پیشنهاد میکنم دوستان اهل مطالعه این کتاب را تهیه و از آن لذت ببرند. البته این امکان هم هست که دوستان علاقه مند در بخش کامنت های این پست علاقه مندی خود را اعلام نمایند(+ایمیل) تا در صورت امکان کتاب به طریقی به این عزیزان امانت داده شود.

بهشتی باشید.

lexicool.com

lexicool.com راهنماي واژه نامه هاي يک زبانه و چند زيانه رايگان دز محيط وب است. هم اينک 7500 واژه نامه در اين راهنما قرار د ارد. براي انتخاب واژه نامه مورد نظر خود کافي ا ست تا زبان مبدا و مقصد و موضوع خود را گزينش نمود.

بایگانی اسناد بر روی هزاران باکتری و نگهداری از آن در یخچال خانه

در حالي كه آرشيو ملي آمريكا، مساحتي بيش از هشتصد كيلومتر قفسه، آرشيو ملي فرانسه بيش از 160 كيلومتر و آرشيو بريتانيا هم مساحتي مشابه را از آن خود کرده اند و آرشیو ملی ایران در زميني به مساحت 7500 متر مربع احداث شده است و داراي 36000 مترمربع زير بنا، در 17 طبقه مي باشد .

محققان «هنگ كنگي»، موفق به نوشتن اطلاعات روي يك باكتري شدند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، گروهي از دانشجويان دانشگاه چيني هنگ كنگ، پيشرفت جالبي در نگهداري حجم عظيمي از اطلاعات روي يك مكان جديد داشتند؛ باكتري «اي كولي» كه يكي از باكتري هاي معروف در ايجاد مسموميت هاي غذايي است.

«آلدرين يم»، از دانشجويان اين پروژه و برنده مدال طلاي رقابت «جي يي ام» انستيتو تكنولوژي ماساچوست در سال 2010 مي گويد: اين كار بدين معني است كه شما مي توانيد حجم بسیاری از داده ها را در جعبه اي از باكتري در يخچال نگهداري كنيد.

«بيو»، ذخيره كردن يا همان هنر ذخيره و نوشتن اطلاعات بر ارگانيسم هاي زنده پديده تازه اي است كه نزدیک يك دهه سن دارد.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید

بهشتی باشید

علم و مهارت کتابداران کشور عزیزمان ایران؟!

امروز بعدازظهر در سالن خواجه نصیر مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما در همایش سیستم مالی یکپارچه نوسا در جمع بی نظیر شرکت کنندگان حسابداری از سراسر کشور ، جناب آقای محمدزاده حضور فعال جامعه کتابداری در همایش های علمی را چشم گیر دانسته و فعالیت های علمی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی را نسبت به رشته حسابداری خیلی پویاتر اعلام کردند و روز آمدی اساتید کتابداری نسبت به تحولات نوین حوزه رشته شان را ارزشمند دانستند و از پژوهش های فراوانی که در حوزه نرم افزاری انجام شده است تقدر و تشکر نمودند.

این موضوع شاید باعث افتخار ما کتابداران است در همایش صبح در میان جمع شرکت کنندگان کتابداری از ما تشکر نمایند و از حضور غیرفعال جامعه حرفه ای حسابداری هم در غیابشان و هم در میانشان انتقاد شود.

متاسفانه در شماره ۵۸۳ نشریه بازار کار (شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۹) در صفحه سه می خوانیم:

رئيس نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور؛

اغلب فارغ التحصلان كتابداري مهارتهاي كافي ندارند

"رئيس نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور، با بیان این که سالانه 500 نفر از فارغ التحصلان رشته كتابداري جذب كتابخانه های کشور مي شوند كه متاسفانه اغلب آنها مهارتهاي كافي در امر كتابداري ندارند از اين لازم است تا وزارت علوم نسبت به ايجاد تحول در اين رشته اقدام كنند تا مهارتها و توانايي هاي لازم براي ورود به عرصه فعاليت در اين حوزه را داشته باشند...

به نظر شما این انتقاد قابل قبول است؟ وزارت علوم به چه نحو می خواهد تحول ایجاد کند؟ به نظرم چه خوب می شد در همایش فوق الذکر  مدیران عالی رتبه نهاد کتابخانه های عموی شرکت می کردند و با تغییر در نظام اتوماسیون کتابخانه های عمومی قدم مؤثری در رفع چالش های نرم افزاری و امر خطیر اطلاع رسانی کتابخانه های عمومی سراسر کشور بر می داشتند.

امیدوارم همه دوستان کتابداری سراسر کشور گزارش مفصل این همایش را از خبرگزاری لیزنا مطالعه نمایند.

 

" کدام کتابخانه، کدام کتاب، کدام کتابدار؟"

عنوان بالا بخشی از مطلب کوتاهی است که در ضمیمه روزنامه اطلاعات تحت قسمتی با نام نظر به اینکه ... و با عنوان کتاب و کتابخانه در مدارس از نویسنده‌ای با نام مستعار حاشیه نویس درج شده است. نویسنده در دو پاراگراف و با دو سبک خاص نوشتاری به زعم خویش مساله کتابخانه‌های مدارس را به حاشیه برده است.جملاتی پراکنده با زبانی محاوره‌ای با شاکله‌ای نسنجیده و تیتری نامناسب کل متن را تشکیل داده است. نویسنده در پاراگراف دوم درخواستی را مطرح می‌کند و در پایان جملاتی بر سر زبان می‌آورد که.... . از سبک نوشتاری متن پیداست که نگارنده هم در امر نوشتن و هم در امر مسائل کتابخانه و کتابداری قلمی بغایت ناآشنا دارد و بیشتر قلم فرسایی کرده است تا روشن گری.اگر چه به نظر می‌رسد که دغدغه ذهنی نگارنده متن اوضاع نابسامان کتابخانه‌های مدارس است اما ای کاش که نویسندگان این متون زمان بیشتری را صرف نگارش کنند و با دقت خاطر بیشتری این گونه مطالب را مطرح کنند. البته روی سخن اینجانب تنها با نویسنده این جستار نیست بلکه مایلم از بزرگوارانی که در وبلاگ‌ها از جمله وبلاگ گروهی و گروه بحث و سایر بنگاه‌های نوشتاری مطلب می‌نویسند، این خواهش را داشته باشم. صرف نوشتن و کنار هم نهادن عبارات نیست که ارزشمند است بلکه این زیبا نوشتن است که با ارزش است.

ببینید که صفحه‌های این نشریات زرد با چه مطالب و با چه جملات و با چه ادبیاتی پر می شود؟! با کمی دقت مشخص می‌شود :

نگارنده این متن سواد دبستانی و نه بالاتر دارد و در نهایت به قول خودش "یادش رفته قرصاشو بخوره"

خودتان در ادامه مطب بخوانید و قضاوت کنید.

ادامه نوشته

کتابداران خوشحال باشند حذف کلمه از نام رشته فقط مختص به ما نيست

يکي از دوستان من تعريف مي​کرد که دوستي داشت دانشجوي دکتراي رشته تغذيه طيور بود. متوجه شد زماني که مي خواهد رشته تحصيلي خود را به ديگران بگويد کلمه طيور را از آن حذف مي​کند و مي​گويد تغذيه مي​خواند. او نيز دليل خود را عدم آگاهي مردم از اين رشته و اهميتش مي​داند و شايد او هم مانند ما از گفتن نام رشته اش براي کساني که فرهنگ و قدرت درک آن را ندارد يا در کل مردم عامي عار مي​داند. جالب آنکه اين رشته نقش حياتي در زندگي انواع پرندگان و تغذيه آنها دارد و تمرکزش تنها بر تغذيه انواع پرندگان است. 
اگر شما نمونه​هايي اين چنيني از رشته​ها مي​شناسيد معرفي کنيد.

بررسی نقش اساتید راهنما در پایان نامه های ارشد و دکتری کتابداری

طرح پژوهشی با عنوان نقش اساتید راهنما درپایان نامه های ارشد و دکتری کتابداری توسط خانم لیلا لاجوردی در دست انجام است .

با استفاده از این رسانه از تمامی دانشجویان ارشد و فارغ التحصیلان ارشد و دکتری کتابداری درخواست میشود با صرف اندک وقت در تکمیل اطلاعات. پژوهشگر را همیاری نمایند.

لینک دریافت فایل پرسشنامه :
http://www.4shared.com/dir/MsiKReuk/sharing.html

خواهشمند است فایل تکمیل شده را به آدرس زیر ارسال نمایید
lajevardi65@yahoo.com

درج شده به درخواست سرکار خانم لیلا لاجوردی
بهشتی باشید

سلام

یه سلام بلند و طولانی به اندازه این (تقریبا)یک سالی که در خدمت تون نبودم. اول از تمامی دوستانم در وبلاگ گروهی که جور منو کشیدند و وفادارانه با این وبلاگ موندن متشکرم و برای تک تک شون آرزوی موفقیت می کنم. دوم از همه خواننده های عزیزی که همچنان به اینجا سر زدن و تنهاش نزاشتن متشکرم. امیدوارم بتونم از این به بعد گاهگاهی بهتون سر بزنم. دلم برای همه تون خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود.

به امید دیدار (البته از نوع وبلاگی اش)

پی نوشت:  کامنت هاتون رو تایید کنید لطفا (بدون سو گیری)

رگلاژ توليدات علمي و علم سنجي

دکتر علي رضا نوروزي در ميل خود به گروه بحث مشهد و ايران کيس Irankis از تب توليدات علمي در کشور به هر شيوه انتقاد کرده و راهکارهايي براي ارتقاء سطح علمي ايران ارائه داده که خلاصه اي از آن بيان مي شود:

- انتظار بيش از حد توان در توليد مقاله علمي و پژوهشي از دانشجوي کارشناسي ارشد در نشريات داخلي و خارجي حتي در نشريات مورد تاييد آي اس آي ISI

- گنجاندن نام دانشگاه متبوع در فهرست 500 دانشگاه برتر جهان به هر طريق ممکن ( منوط کردن ارتقاء استاد، فارغ التحصيلي دانشجو و حتي ادغام دانشگاه ها براي توليد مقاله خارجي بيشتر ) 

وي مي گويد: علم صرفاً تولید مقاله نیست. کشورهای صنعتی بیش‏تر به پروانه‏های ثبت اختراع توجه می‏کنند. به تجاری‏سازی علم و صنعتی کردن دانشگاه و رابطه صنعت و دانشگاه می‏اندیشند؛ به بازارسنجی می‏پردازند؛ محتوای دروس را با بازار هماهنگ می‏کنند؛ امکانات لازم را برای استاد و دانشجو فراهم می‏آورند؛ اما ما فکر می‏کنیم که با بالا بردن آمار تعداد مقالات علمی، یک کشور به سمت صنعتی شدن پیش می‏رود.

ای کاش علم‏سنجی در این کشور به جای شمارش تعداد مقاله علمی آی اس آی که برخی از این مقالات به ندرت به آن‏ها استناد می‏شود و برخی اندک استنادی ناشی از خوداستنادی  دارند به پروانه‏های ثبت اختراع و به صنعت توجه می‏شد. ای کاش در رشته‏های مختلف علمی مطالعات علم‏سنجی انتقادی و دقیق صورت می‏گرفت که تا چه حد این تولیدات علمی بین‏المللی ما در سطح ملی کاربرد داشته‏اند؟ تا چه حد این تولیدات انگلیسی ما بر دانش ملی و بومی تاثیر گذاشته و تاثیر پذیرفته است؟ این تولیدات علمی بین‏المللی ما تا چه حد برخاسته از نیاز ملی و بومی است؟ تا چه حد به نیازهای سازمان‏ها، شرکت‏ها و کشور در این تولیدات علمی توجه شده است. تا چه حد  مساله‏سازی شده است؟ تا چه حد مساله‏یابی است؟ سؤالات بی‏شماری وجود دارد که متاسفانه در مقالات علم‏سنجی توجهی به آنها نمی‏شود

کتابخوانی مدرن

مقاله ای از آقای دکتر زین العابدینی در روزنامه اطلاعات منتشر شده است که جالب و قابل توجه است. توصیه می شود هم کتابداران و هم غیر کتابداران آن را مطالعه کنند.

کتابداران آینده

   فناوری اطلاعات به عنوان یک صنعت نوظهور و البته پررونق در سال‌های اخیر به تدریج به یکی از ماشین‌های استخدامي‌ بازار کار و اشتغال تبدیل شده است. تجارتهای مختلف وابسته به این صنعت هم سهم قابل توجهی از جذب نیروی کار را در سال‌های اخیر به خودشان اختصاص داده اند. براساس بررسی‌های انجام شده ده عنوان شغلی كه در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در سال 2010 به عنوان برترین مشاغل شغلی محسوب مي‌شدند و بیشترین نیاز برای آنها احساس مي‌شود كه عبارت هستند از: متخصص امینت، مدیریت سیستم‌های مجازی، مهندس شبکه، متخصص سیستم‌های باز، مهندس فرآیند بازرگانی٬ مدیریت ابزار، مدیر پشتیبانی خدمات، مدیریت سیستم‌های ذخیره‌سازی اطلاعات پزشکی، متخصص منابع و مدیر فهرست کردن خدمات. شغلهای ذکرشده انتهایی به نظرتان آشنا نمی‌آیند؟
   دنیای امروز٬ دنیای تغییر و تکاپو است و برای پررنگ نگه‌داشتن حرفه٬ باید به آن رنگ و بوی آینده بخشید!

لینک خبر

اگر قطار کتابخانه داشت...

سفر با قطار، بهترین موقعیت است تا با تماشای مناظر بیرون و صدای آرام قطار، فکر کنید و احیاناً دستی هم به قلم ببرید و سر خود را گرم کنید. اگر هم کتابی روزنامه ای همراه داشته باشید سر خود را به آن گرم کنید یا اینکه از همان اول چشمان را ببندید و بدون توجه به اطراف خود، آسوده بخوابید. گاهی اوقات هم هست که در کوپه راحت نیستید و دلتان میخواهد در پرتو چراغ روشن و با خیال راحت مطالعه کنید ولی نه..نمیشود! یکی میخواهد بخوابد یکی قصد دود کردن سیگار دارد و غیره. اما...اما امان از اینکه یک خانواده عجیب و غریب به پستتان بخورد. خانواده ای شلوغ که از ابتدا تنها چیزی که برای آنها فعال است و می جنبد، آرواره هایشان است و بی رحمانه بسته های چیپس، پفک و امثالهم را روانه خندق بلا می کنند و از همه بدتر، اینکه دو سه تا بچه تخس داشته باشند که هوس کوهنوردی از صندلی ها را داشته باشند و با صدایی که بی شباهت به فشششش گربه نیست، جیغ بکشند و از اینکه چنین صدای ملکوتی دارند لذت ببرند. گاهی هم بچه ها با هم دعوا کنند و مشاجره به حدی بالا بگیرد که پای خاندان یکدیگر، اعم از پدر، یا مادر و دیگر نیکان خود را به وسط کشیده و با نام آنها لفاظی کنند. در چنین شرایطی، چه باید کرد؟ چطور میشود راحت بود و با خیال راحت مطالعه کرد؟ چند راه پیش پای شماست. یا با چند حرکت فیزیکی بچه ها را آرام کرد، یا از محیط غیر امن و مخل آسایش بیرون زد و یا اینکه به تمرین صبوری و بردباری پرداخت!

اما...اما اگر قطار دارای کتابخانه بود می شد با خیال راحت به واگن مخصوصش رفت، کتابها را ورق زد، مجلات را دید زد، رایانه همراه را روشن کرد و با خیال راحت به کار پرداخت بدون اینکه متغیر مداخله گری مزاحم آسایش شما شود. حیف که قطارهایمان کتابخانه ندارند...یک چیزی مثل آنکه در تصویر می بینید. حداقل آنجا از دود سیگار و خیلی چیزهای دیگر خلاص بودید.

کتابداران زيست بان

روز جمعه برنامه اي از تلويزون پخش شد که در آن به سه عامل تخريب ساز محيط زيست در جنگل هاي شمال کشور  اشاره شد: دولت با واگذاري معدن و راه سازي، مردم با قطع درختان براي منافع شخصي، دولت و  مردم در توليد پلاستيک هاي غير قابل تحليل و دفن زباله هاي حاصل از آن در جنگل ها و آلودگي محيط زيست. اما آيا کتابداراني که در استان هاي شمالي و حتي ساير استان ها کار مي کنند تنها وظيفه تهيه و سازماندهي و آماده سازي و امانت کتاب را بر عهده دارند؟ آيا نمي توانند با تهيه جزوات و برگزاري کارگاه هاي آموزشي حتي در مدارس به کودکان و مردم روستا و شهر آموزش اهميت محيط زيست و حفاظت از آن را بدهند؟ بياييم پاس بان زميني باشيم که به رايگان امکان زندگي در خود را به ما داده است. 

انتهای جاده کار گروهی...

چند سال است که مفهوم کار گروهی، مشارکتی یا  در محافل مختلف علمی مطرح شده است و چنین استدلال می شود که در کارهای گروهی، دو یا چند فکر و ایده کنار هم هستند و حصول به نتیجه را سریعتر، با کیفیت بالاتر و پخته تر ممکن می شود. گفته می شود از بزرگترین محصولات این کار تیمی، اقبال عمومی می تواند باشد، یعنی یا اثری پر استنادتر می شود یا اینکه به طور کلی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. البته کارهای گروهی فقط در حوزه های علمی خلاصه نمی شود. حوزه های فنی، فرهنگی، ورزشی و غیره نیز شامل این قضیه می شوند و خلاصه هر جا تجمیع افکار و یکدستی صورت می گیرد، کار گروهی خود را نشان می دهد. گروهی انجام دادن کارها به فرهنگ افراد نیز وابسته است و اینکه چقدر روحیه انجام این کار را دارند. هر چند روحیه کار گروهی، بین افراد قوی تر باشد، محصول غنی تر خواهد بود لیکن در صورتی که هریک از زنجیره های کار گروهی، متزلزل باشد مثل ضعف در انجام کار محول شده و کم کاری و غیره، محصول ضعیف خواهد بود و نتیجه کار سایر افراد هم هدر می رود. حالا منظورمان از این همه صغری کبری چیدن چیست؟ حقیقتش را بخواهید، امروز به طور اتفاقی چشممان به یک آگهی تبلیغاتی افتاد که خیلی تعجب انگیز بود. مضمون آن اعلان این بود که نخستین اثر مستقل... از اعضای گروه موسیقی... منتشر شده و یک پوستر تمام قد از آن خواننده نمایان بود. بیش از یک دهه است که از تشکیل آن گروه موسیقی، می گذرد و همه اعتبار گروه، به کار گروهی و تیمی آن بود. لیکن جدا شدن یک به یک اعضا به تدریج گروه را تضعیف می کند و به مرز نابودی می رساند. این آگهی را که دیدیم با خود گفتیم واقعاً انتهای جاده کار گروهی کجاست؟ اینکه یک کار هنری است بعد از ده سال تکلیفش این است وای به وقتی که کار گروهی بخواهد علمی و در راستای تهیه طرحهای تحقیقاتی، کتاب و مقاله باشد. دقت در انتخاب شرکای کارهای گروهی، به خصوص در کارهای علمی، از عوامل موفقیت در کارهای گروهی می تواند باشد. در نهایت می توان گفت آن کار گروهی می تواند موفق باشد که محدود به یک دوره زمانی خاص نباشد بلکه به صورت زنجیره وار و مستدام باشد.

ذکر مصیبتی چند باره بر پژوهش

گاهی وقتها، ماندن در منزل و بیرون نرفتن، ارجحیت دارد به حرص خوردن به خاطر دیدن خیلی چیزها که مطابق میل آدمیزاد نیست. واقعاً گاهی دورکاری، به آرامش فکری و روحی آدمیزاد کمک می کند و لازم نیست برای هرچیزی کفرتان در بیاید و بدتر از همه اینکه، کاری از عهده تان ساخته نباشد! زیاد حاشیه نرویم. یکی از روزهایی که در خیابان انقلاب، ویترین کتاب گردی می کردیم، از قضا چشممان به یک آگهی افتاد که نظایر آن را همه جا دیده و شنیده و خوانده بودیم  اما این مدلش را دیگر ندیده بودیم. گفته بودند و خوانده بودیم که عده ای کارشان نوشتن پایان نامه برای دیگران است یا از پایان نامه های دیگران سود(!) استفاده می کنند تا کسانی که به جای بهره گیری از ذهن خلاق، از جیب پر بار خود برای تهیه پایان نامه بهره برداری میکنند، بتوانند پز آن پایان نامه را بدهند، اما دیگر این شکل از آگهی کم نظیر بود. تکه هایی متن آگهی به شرح زیر است:

((انواع پروژه، تحقیق و پایان نامه ها کمیاب، برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد. مقاله های دانشجویی، سرچ اینترنتی، تحقیق آماده و...))

همین کلمه کمیاب که به عنوان صفت به پروژه و تحقیق و پایان نامه اضافه می شود کفر آدم را در می آورد. حق باشماست. ذکر مصیبت است و آنقدر از این چیزها دیده و شنیده و خوانده ایم که دیگر طبیعی شده. دستمان هم کوتاهست و نمی توان به جایی عارض شد. تنها کاری که شاید از دستمان بر می آید آگاه کردن جامعه است. به خصوص دانشجویان و کسانی که حوصله انجام تحقیق را ندارند، دستشان با قلم یا کی بورد آشنا نیست ولی می خواهند محقق باشند! حال به هر ترتیبی که شده! بیشتر باید مراقب بود. به خصوص مراقب درندگان و سودجویان علمی.

شايد دست به دست بچرخد و به مهران مديري برسد...

سلام آقاي مهران مديري.

اميدوارم كه حال شما و تيم‌تان خوب باشد. اين كه مي‌گويم خوب باشد، يعني واقعن دوست دارم حال‌تان خوب باشد. قهر نكرده باشيد و بمانيد و براي مردم كار كنيد. براي مردم كار كنيد، دقيقن! نه احتمالن براي جيب خودتان، يا آقايان تهيه‌كننده. اگر از احوالات ما هم خواسته باشيد يك كمي شاكي هستيم. سال پيش در يك پروژه‌اي كار مي‌كردم. آن‌جا هم شاكي شده بودم. رنجشي بود از كسي كه مسئوليت مستقيم كار را داشت و فقط به خودش فكر مي‌كرد. رفتم شكايت‌ام را به او گفتم. حرف آخرش اين بود كه چون پروژه زياد داشته كنترل خيلي از كارها و ريزه‌كاري‌ها از دست‌اش در مي‌رود و نمي‌تواند به همه توجه كند. گفت مي‌داند كه ممكن است من مشكلي داشته باشم ولي چون او مشغله‌اش زياد است و افراد زيادي مثل من زير دست او كار مي‌كنند طبيعي است كه خيلي هم مشكلي كه من دارم ذهن او را درگير نكند. اما من جواب دادم ببين آقاي بالادستي، ممكن است شما خيلي زير دست داشته باشيد، اما من تنها با يك بالادست كار مي‌كنم و او شما هستيد. ممكن است مسئله من براي شما مهم نباشد اما براي من، مسئله مهمي‌است. مسئله‌ايست كه تمام زندگي‌ام را تحت تاثير قرار داده و بي‌توجهي شما تاثير بدي روي ذهنيت من دارد. خب اين بود كه از دست طرف شاكي بودم. حالا نقلِ شكايت من از شما و تيم‌تان است(البته اين‌جا نقل بالادست پايين دست نيست‌ها، نقل آدم‌هاييست كه سرشان شلوغ است). مي‌خواهم بگويم شما كه سرت خيلي شلوغ است و با خيلي‌ها در ارتباطي و با خيلي‌ها كار مي‌كني و بايد خيلي‌ها را راضي نگه داري، آيا به چيزي كه تمام زندگي من را تحت تاثير قرار داده توجه مي‌كني؟ اصل قضيه اين است:‌ كتابداري!!! مي‌خواستم بپرسم آيا شما يا نويسندگان با ذوق شما چيزي از كتابداري مي‌دانند؟ آيا يك جمله، فقط و فقط يك جمله مي‌توانند راجع به آن توضيح دهند؟ آيا مي‌دانيد حرفه‌مندان اين حرفه، اساتيد و دانشجوهاي اين رشته را چقدر رنجانده‌ايد؟ از همه مهم‌تر دانشجويان هستند البته، دانشجوياني كه با تبليغ ِ صدا و سيما درباره اين رشته وارد آن شده‌اند. بله، با تبليغ صدا و سيما. داشتم فرم انتخاب رشته‌ام را پر مي‌كردم. رتبه‌ام ده‌هزار ِ رياضي شده بود و اميدي به قبولي نداشتم. تلويزيون روشن بود و داشت برنامه كوله‌پشتي را نشان مي‌داد. آن زمان ظهرها پخش مي‌شد. يك كارشناس انتخاب رشته اين رشته را به داوطلبان معرفي مي‌كرد. فرزاد حسني هم نشسته بود و در برنامه او اين رشته تبليغ شد. همان فرزاد حسني كه سال‌ها بعد وقتي يك برنامه راديويي اجرا مي‌كرد از يك شركت‌كننده مسابقه كه كارشناس كتابداري بود پرسيد: «مگه رشته كتابداري هم وجود داره؟» و چند نظر فاضلانه هم داد راجع به اين رشته. با انتشار كار جديد شما، جناب مديري، باز هم نا‌آگاهي‌ها و اهانت‌هاي شما به كتابداران شروع شده انگار. آخرين باري كه يك خبر از شما را در خبرگزاري‌ها ديدم، مربوط به معذرت‌خواهي شما از مردم به‌خاطر تاخير چند روزه در پخش شدن سي‌دي كارتان. نمي‌دانم روزي خبري مبنتي بر معذرت‌خواهي شما از جامعه كتابداران بشنوم؟

اميدوارم اين نامه دست به دست بچرخد،‌خدا را چه ديدي، شايد يكي از افراد تيم شما اين نامه را خواند و شما و نويسندگان هم از آن مطلع شديد.
اميرحسين رجب زاده عصارها

دانشجوي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني


دانشگاه تهران

ارزیابی رابط‌ كاربر وب سایت­های کتابخانه­ های كودكان و نوجوانان :دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد

در میان کاربران اینترنت،کودکان از جمله گروههایی هستند که بیشترین سرعت رشد را دارا می باشند. اگرچه بعضی از مطالعات نشان میدهد که کودکان مهارتهای لازم برای جستجو توسط موتورهای کاوش را دارند و به راحتی از این ابزارهای کاوش استفاده می کنند،ولی این گروه همیشه نمی توانند به اطلاعات مورد نیازشان توسط این قبیل ابزارهای کاوش به صورت جامع ومانع دسترسی پیدا کنند. حوزه پژوهشی تعامل میان انسان و رایانه در زمینه کتابخانه ها دیجیتال و سیستم های اطلاعاتی کودکان از موضوع های جذاب مطالعات اطلاع رسانی است که تلاش می کند که با طراحی بهتر این سیستم ها به کودکان در جستجوی  اطلاعات  به صورت پیوسته کمک کند. در این راستا پایانامه ای با عنوان " ارزیابی رابط‌كاربر وب سایت­های کتابخانه­ های كودكان و نوجوانان، به منظور ارائه راهكاری برای طراحی یك رابط‌ كاربر مناسب " توسط خانم مونا میرحسینی به راهنمایی دکتر یزدان منصوریان و مشاوره دکتر حمیدرضا جمالی مهموئی در گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شهید بهشتی جهت اخد درجه کارشناسی­ارشد رشته علوم کتابداری و اطلاع­ رسانی انجام شده  که در روز دوشنبه 22 شهریور 1389، ساعت 10 صبح در سالن همایش هشتاد نفری کتابخانه ملی دفاع خواهد شد.

درنگی کوتاه!

امروز برای انجام پاره ای امور رهسپار خیابان انقلاب شدیم. موقع برگشتن که ویترین کتابفروشیها را هم مرور میکردیم، پیرمردی را دیدیم که سوار بر ویلچر برقی نشسته بود و از پیاده رو عبور میکرد. گاهی با کنجکاوی می ایستاد و ویترینها را  تماشا می کرد و گاهی هم از بین افراد قیقاج می رفت و سبقت می گرفت. عابران انگار یک چیز عجیب دیده باشند حیرتزده و با دهانی بعضا باز، اینجوری اااا، به وی نگاه می کردند. انگار که موجودی از سیاره ای دیگر بر زمین فرود آمده باشد. کمی جلوتر رفتیم دیدیم که نرسیده سر چهارراه ولیعصر، را کمی کنده کاری کرده اند و قصد آسفالت کردن را دارند و برای اینکه خدای نکرده پای عابران خالی یا قیراندود نشود، کتابی را مثله کرده اند و مردم با دقت کامل بر روی صفحات این کتاب می پرند و خود را به آن سمت می رسانند. شاید این مساله عادی بوده که کسی حیرتزده و با دهانی باز، اینجوری اااا، به این فکر بکر بزرگ نگاه نمی کرده.. حیف که دوربین همراهمان نبود..حیف!

فراخوان همکاری با ماهنامه ارتباط علمی

با سلام و احترام
ماهنامه الکترونیکی ارتباط علمی از اساتید ارجمند، متخصصان و دانشجويان دكتري حوزه‌هاي علمي کتابداری، اطلاع‌رسانی، فناوری اطلاعات، مدیریت فناوری اطلاعات،کامپیوتر، علوم مدیریت و سایر حوزه‌های علمی مرتبط براي داوری مقالات دعوت به همکاری می‌نماید.
خواهشمند است درخواست خود را تا تاریخ دهم شهریور  ۱۳۸۹ به همراه سوابق علمی( رزومه) به ایمیل 
ejournal@irandoc.ac.ir  ارسال نمایید. همکاری با ماهنامه پس از بررسی درخواست‌ها در هیات تحریریه آغاز خواهد شد.
 

نسخه الكترونيك كتاب ارزيابي و رتبه‌بندي وب‌گاه‌ها منتشر شد

نسخه الكترونيك كتاب "ارزيابي و رتبه‌بندي وب‌گاه‌" در وب‌گاه دبيرخانه شوراي عالي اطلاع‌رساني با آدرس www.scict.ir قابل دسترسي است.

اين كتاب حاصل دومين جشنواره ارزيابي وب‌گاه‌هاي دولتي است كه 29 تيرماه در سالن همايشهاي بين‌المللي صداوسيما با حضور جمعي از مسئولان برگزار شد.

برگزيدگان:

بخش "خدمات تعاملي سازماني":  شهرداري تهران، شركت پست جمهوري اسلامي ايران و دانشگاه علوم و صنعت ايران را به ترتيب به عنوان رتبه‌هاي اول تا سوم 

بخش "خدمات تراكنش مالي":  بانك ملي ايران، شركت ارتباطات سيار و بانك صنعت و معدن به ترتيب به عنوان رتبه هاي اول تا سوم   

بخش "خدمات اطلاع‌رساني"‌‌ :  سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران(راديو اينترنتي ايران صداپژوهشگاه علوم و فناوري اطلاعات ايران و سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني به ترتيب به عنوان رتبه هاي اول تا سوم

در بخش ويژه وب‌گاه جامع، كميته علمي، با توجه به شاخص‌هاي تعيين شده، هيچ وب‌گاهي را شايسته احراز جايزه ويژه اين بخش ندانست و با توجه به نتيجه ارزيابي، صرفاً سه وب گاه شهرداري تهران، دانشگاه صنعتي اميركبير و شهرداري همدان (شهر الكترونيك همدان)، را به عنوان وب گاه‌هاي قابل تقدير در اين بخش معرفي كرد.

ای کتابداران درون گرا!

ای فعان! ای امان! ای درد! آخر فروتنی و گذشت و حوصله هم دارای مرز و حدی است! هر چقدر فروتنی می کنیم و چیزی نمی گوییم هر بار یک داستان برایمان درست می کنند! هنوز خبر اینکه در هفته نامه چلچراغ، باز یک نویسنده ای که واقعا نمی دانیم باید اسمش را چه گذاشت، راجع به کتابداری و کتابداران چه چیزهایی را که سرهم نکرده است، هضم نکرده بودیم که دیروز چشممان به جمال یک مطالب در ضمیمه خانواده روزنامه اطلاعات، مربوط به شنبه 26 تیرماه 1389 در صفحه 7 افتاد و دود بی رنگی از گوشهایمان فوران کرد و بیرون زد. عنوان مطلب چنین است:

امان از این آش رشته

این مطلب راجع به انتخاب رشته برای دانشجویان است و توصیه هایی به والدین برای این مورد می کند. در این مطلب، افراد به دو دسته درونگرا و برونگرا تقسیم شده اند. متعاقب آن رشته ها مشمول همین دسته بندی شده اند. مشاغل زیر مجموعه درون گرا به این ترتیب ذکر شده اند: خلبانی، کارهای آزمایشگاهی، پژوهشی، مهندسی رایانه، کتابداری و ... اما مشاغل برون گرا شامل: روانشناسی، حقوق، مشاوره، خبرنگاری و ...

ویژگی اساسی درون گراها هم به این ترتیب ذکر شده است: تعداد دوستها کم، معمولا کمتر از سه تا، علاقه مند به تمرکز روی یک موضوع، در زمان تنهایی حوصله شان سر نمی رود، سرگرمی ها معمولا کتاب خواندن، نقاشی، بازیهای رایانه ای است.

معلوم نیست نویسنده محترم، خانم نرگس عزیزی، بر چه مبنایی و مستنداتی چنین مطالبی را در یک جریده دارای گستره توزیع وسیع بین عموم، منتشر کرده است. همین امروز صبح با روزنامه اطلاعات تماس گرفتیم و خواستیم مراتب اعتراض را به  گوش ایشان برسانیم که از آن سوی گوشی گفتند ایشان در دفتر روزنامه نیستند و این ضمیمه، به صورت کنتراتی از بیرون تهیه میشود. حیرت زده گوشی را قطع کردیم. واقعا چه باید بکنیم؟ آیا اساساً مساله ای است که وقت و ذهن را روی آن بگذاریم؟ حیاتی هست؟ نیست؟ ضروری هست؟ نیست؟ نمیدانیم. الله اعلم.

از امروز ثبت نام وام خوداشتغالی صندوق مهر امام رضا آغاز شد.

شرايط استفاده از تسهيلات اشتغال، ميزان اين تسهيلات و موارد پرداخت آن از سوي صندوق مهر امام رضا (ع) در آدرس زیر بخوانید:

http://tehran.mehrereza.ir/index.php?Content=EshteghalHelp


افرادي كه داراي مدارك تحصيلي، فني و حرفه‌اي، كارودانش و ديگر مراكز معتبر آموزش مرتبط با فعاليت انتخابي باشند نيز مي‌توانند از اين تسهيلات استفاده كنند.


گزارش مصاحبه مدیرعامل صندوق مهر امام رضا در رابطه با وام خوداشتغالی:

http://banki.ir/akhbar/1-news/3542-vam

در تمام زندگی ام مادرم تنها دلیل بودنم بود..

                                                      

چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی

تو زهرایی , تو زهرایی . . .    

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر

قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد .             

عطر سنبل، عطر خنده های بدون لهجه...

امروز طی یک اقدام ضربتی از یکی از کتابفروشیهای خیابان وصال، سه کتاب ابتیاع نمودیم تا سبد خانوار از کتاب خالی نماند!  یکی از این کتابها، مجموعه قصه های رسول پرویزی است که بسیار بامزه است و به دل می نشیند. قصه عینکم را در اتوبوس میخواندیم و وقتی به آن قسمت رسید که معلم پیر درس عربی با لهجه شیرازی خطاب به راوی می گوید: ((به به! مثل قوالها صورت زدی؟...)) و از تصور چهره او، بنای قاه قاه خنده را گذاشتیم و فراموش کردیم که الان در یک خودروی جمعی و عمومی هستیم! نگاههای ملامت بار و سنگین اطرافیان حاکی از حرفهای زیادی بود! کتاب دوم که فقط فرصت کردیم دو سه فصل اولش را بخوانیم، کتاب جدیدی است از نویسنده کتاب پرفروش و محبوب عطرسنبل، عطر کاج. این بار خانم فیروزه جزایردوما، کتاب بدون لهجه خندیدن، یعنی ماجراهای یک ایرانی آمریکایی در میهن و خارج. این کتاب نیز دست نوشته های خانم فیروزه است. بسیار جذاب است و دلنشین. البته به نظر می رسد که ترجمه کتاب عطر سنبل، عطر کاج روان تر و فصیح تر بوده است. در هر صورت، اگر این دو کتاب را نخوانده اید حتماً ورقی بزنید. کتاب سوم؟! آن را در یک فرصت دیگر معرفی میکنیم! به قول معروف، در این مقال نمی گنجد!

راه اندازی کتابخانه و مرکز اطلاع رسانی تخصصی

چقدر سخته که کارها تنهایی بخواهی انجام بدهی

امروزه هر یک از مراکز تحقیقاتی نیاز مبرم به راه اندازی کتابخانه و مرکز اطلاع رسانی تخصصی خواهند داشت.در ابتدای امر نحوه راه اندازی و توسعه منابع و خدمات و ... برای هر یک از آنها  به نحوی که از دوباره کاری به دور باشد خیلی راحت نیست. با خودم گفتم شاید که هر یک از ما در طول تحصیل و کار حرفه ای با این موضوع  چالش هایی داشته ایم.

امروز در اپک کتابخانه ملی نزدیک ۲۰ کتاب را انتخاب کردم که در ادامه اطلاعات آنها را قرار داده ام. فکر کنم با مطالعه برخی از آنها ممکن است ایده های خوبی برای راه اندازی یک کتابخانه در اختیارم قرار بگیرد.

اگر امکان دارد دوستان بلاگر به لیست کتابها نظر داشته باشند و حتی کتابهایی دیگری که بتواند در ایجاد کتابخانه تخصصی به کار آیند را معرفی نمایند.

با تشکر

ادامه نوشته

راهنمایی در مورد تدوین دستنامه

۲۹ روز از خدمت دوره آموزشی سربازی ام گذشت. از همان ابتدای امر به اتفاق پنج نفر دیگر مسئولیت امور بخشی از یگان را برعهده گرفتیم. بعد از هفته اول توانستیم  از کلیه کارهایی که باید روزانه و هفتگی انجام می شد فهرستی تهیه نماییم هفته دوم کارها را مدون سازماندهی و اجرا کردیم.

هفته سوم با مسائل نیروی انسانی (کم کاری بعضی ها و شکوه سایرین و ... ) مواجه شدیم، برای رفع این مسائل، هفته چهارم با تهیه فرم ارزشیابی تا حدودی مشکلات حل شدند. قصد دارم تجربیات و برخی از کارهایی که مدون شده اند را به صورت "دستنامه" در بیاورم تا مسئولان دوره های بعدی پادگان برای اداره آن بخش از آن استفاده کنند. از هفته چهارم می خواستم دو منبع مرجع شناسی /مرادی و ترجمه کتاب کتز را تهیه کنم و بخوانم(متأسفانه تا حالا فرصت فراهم نشد).

سئوال:

به نظر شما به غیر از دو منبع فوق، مطالعه چه منابع دیگری می تواند در تدوین دستنامه به صورت اصولی به من کمک نماید؟

قابل توجه بلاگرهای محترم

سلام. امیدوارم همه تون موفق و شاد باشید. راستش از ایمیل استفاده نکردم تا این مطلب زودتر به اطلاع همه برسه. وضعیت مدیریت کامنتها کمی نگران کننده است و باعث دلخوری خوانندگان شده. خواهش می کنم دوستان عزیز در مورد تایید یا رد کامنتهای مطالبشون کمی سرعت عمل داشته باشن. با آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه

 

تبریک به داریوش علیمحمدی به خاطر قبولی در دکتری  

نتایج دکتری دانشگاه تهران اعلام شد. داریوش علیمحمدی به عنوان برگزیده اولین مرحله این آزمون انتخاب شده است. وی مدرک کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی خود را در سال 1378 از دانشگاه علامه طباطبایی گرفت ،علیمحمدی  در سال 1382 موفق به دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان "ارزیابی ابر نشانه های وب سایت های ایران" از گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران شد. وی تا کنون آثار ارزشمندی را در حوزه های نوین کتابداری و اطلاع ر سانی به زبان های فارسی و انگلیسی  به رشته تحریر در آورد. بیشتر آثار علیمحمدی به زبان انگلیسی در قالب مقاله مجله است، تنوع و نوآوری در انتشارات این پژوهشگر یکی از نکات متمایز وی است.وی از معدود پژوهشگران حوزه کتابداری و اطلاع رسانی است که چند کتاب به انگلیسی به جامعه علمی خود به صورت تالیف ارائه کرده است. وی علاوه بر کارهای علمی سوابق اجرایی خوبی دارد که می توان به عضویت در دوره قبلی هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی اشاره کرد.داریوش علیمحمدی همواره به صورت حضوری و الکترونیکی سعی دارد که دانش خود را به هم حرفه ای های خود را جهت ارتقا سطح کمی به اشتراک بگذارد. وی اکنون به عنوان مربی در گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تربیت معلم تهران مشغول به کار است، باشد که نسل مدرسین از این نوع در گروههای کتابداری و اطلا رسانی ایران روز به روز بیشتر شود. برای آشنایی بیشتر با این پژوهشگر و مدرس می توانید به وب سایت وی مراجعه نمایید.

معلمی از جنس احساس ایل درگذشت

محمد بهمن بیگی بنیانگذار آموزش عشایر در  آستانه روز معلم در گذشت. بهمن بیگی یکی از افراد تاثیر گذار در حوزه تعلیم و تربیت در ایران است. وی در سال 1299 در ایل قشقایی و در خانوادهٔ محمودخان كلانتر تیره بهمن‌بیگلو به هنگام كوچ دیده به جهان گشود. او پس از پایان دورهٔ كارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاست های دولت وقت كوشش خود را برای بر پایی مدرسه‌های سیار برای بچه‌های ایل آغاز كرد و با پی‌گیری‌های خود توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر را به تصویب برساند. بهمن بیگی در اقدامی سخت موفق شد دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیار جلب و نخستین مركز تربیت معلم عشایری را بنیان گذاری کند.در سال 1973 موفق به دريافت جايزه بين‌المللي يونسكو شد و آثارش مورد توجّه استادان برجسته‌اي چون زنده‌ياد زرّين‌كوب و ديگران قرار گرفت. وی  فراز و نشیب های آموزش و پرورش را با قلم شیوا و جذاب خود در قالب کتابهای مختلف چون.بخارای من ايل من، اگر قره‌قاچ نبود، به اجاقت قسم، طلای شهامت و... به رشته تحریر در آورد که خواندن این آثار مخصوصا بخاری من ایل من را به همه دوستان توصیه می کنم.وی بر اثر عفونت ریوی بامداد روز شنبه یازدهم اردیبهشت ماه 1389، به دیار باقی شتافت، روحش شاد و راهش پر رهرو باد.