چند سال است که مفهوم کار گروهی، مشارکتی یا  در محافل مختلف علمی مطرح شده است و چنین استدلال می شود که در کارهای گروهی، دو یا چند فکر و ایده کنار هم هستند و حصول به نتیجه را سریعتر، با کیفیت بالاتر و پخته تر ممکن می شود. گفته می شود از بزرگترین محصولات این کار تیمی، اقبال عمومی می تواند باشد، یعنی یا اثری پر استنادتر می شود یا اینکه به طور کلی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. البته کارهای گروهی فقط در حوزه های علمی خلاصه نمی شود. حوزه های فنی، فرهنگی، ورزشی و غیره نیز شامل این قضیه می شوند و خلاصه هر جا تجمیع افکار و یکدستی صورت می گیرد، کار گروهی خود را نشان می دهد. گروهی انجام دادن کارها به فرهنگ افراد نیز وابسته است و اینکه چقدر روحیه انجام این کار را دارند. هر چند روحیه کار گروهی، بین افراد قوی تر باشد، محصول غنی تر خواهد بود لیکن در صورتی که هریک از زنجیره های کار گروهی، متزلزل باشد مثل ضعف در انجام کار محول شده و کم کاری و غیره، محصول ضعیف خواهد بود و نتیجه کار سایر افراد هم هدر می رود. حالا منظورمان از این همه صغری کبری چیدن چیست؟ حقیقتش را بخواهید، امروز به طور اتفاقی چشممان به یک آگهی تبلیغاتی افتاد که خیلی تعجب انگیز بود. مضمون آن اعلان این بود که نخستین اثر مستقل... از اعضای گروه موسیقی... منتشر شده و یک پوستر تمام قد از آن خواننده نمایان بود. بیش از یک دهه است که از تشکیل آن گروه موسیقی، می گذرد و همه اعتبار گروه، به کار گروهی و تیمی آن بود. لیکن جدا شدن یک به یک اعضا به تدریج گروه را تضعیف می کند و به مرز نابودی می رساند. این آگهی را که دیدیم با خود گفتیم واقعاً انتهای جاده کار گروهی کجاست؟ اینکه یک کار هنری است بعد از ده سال تکلیفش این است وای به وقتی که کار گروهی بخواهد علمی و در راستای تهیه طرحهای تحقیقاتی، کتاب و مقاله باشد. دقت در انتخاب شرکای کارهای گروهی، به خصوص در کارهای علمی، از عوامل موفقیت در کارهای گروهی می تواند باشد. در نهایت می توان گفت آن کار گروهی می تواند موفق باشد که محدود به یک دوره زمانی خاص نباشد بلکه به صورت زنجیره وار و مستدام باشد.