ادواردز در کتاب سرگذشت کتابخانه ها(1859) می گوید:
از هر خمیره ای نمی توان کتابدار ساخت.
(تاریخ و اصول کتابداری)
از هر خمیره ای نمی توان کتابدار ساخت.
(تاریخ و اصول کتابداری)
سلام. 17 مرداد (سه روز پیش) یازدهمین سالگرد تاسیس وبلاگ گروهی کتابداران ایران بود. برای خودم هم باورش مشکله که هنوز با وجود رقبای جدیدی مثل وایبر, واتس آپ, اینستاگرام و تلگرام و ... هنوز این وبلاگ سرپاست. فقط لازم می دونم بابت عدم حضورم در سالهای اخیر از خوانندگان عزیز عذرخواهی کنم و از دوستان بسیار عزیزم که همچنان می نویسند و از خوانندگان بسیار گرامی که هنوز بهش سر می زنن, تشکر کنم. به قول خندوانه ای ها.... شما خیلی خوبین.... ما شما رو خیلی دوست داریم...
سلام . مطلبی در گروه بحث خوندم درمورد مراسم رونمایی از کتاب «ادبستان» شامل فرهنگ ادبیات کودک و نوجوان تالیف صوفیا محمودی، که شنبه شب 16 آذر با حضور هوشنگ مرادی کرمانی، نوشآفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک، مصطفی رحماندوست و نویسنده اثر در فروشگاه مرکزی شهر کتاب برگزار شده.
پی نوشت: قصدم از گفتن این مطلب اطلاع رسانی در مورد این مراسم نبود شکر خدا الان دیگه خبرا خیلی زود منتشر می شه. راستش همیشه دوست داشتم (یکی از بزرگترین آرزوهام بوده) خانم انصاری رو ٬که متاسفانه افتخار شاگردی اش نصیبم نشد٬ از نزدیک ببینم و همینطورم هوشنگ مرادی کرمانی رو٬ که واقعا با قصه هاش خیلی گریه کردم و خندیدم. اگر ایشون رو می دیدم حتما ازشون گله می کردم که چرا داستان بچه های قالیباف خانه رو نوشتن؟
سال گذشته بطور اتفاقی این کتاب سر راهم قرار گرفت و واقعا تا انتهای کتاب گریه کردم. کتاب و متن اش مثل همیشه عالیه اما واقعا متاثر کننده (اگر این اصطلاح غلطه بهم بگین.
)است.
پیشنهاد می کنم این کتاب رو هرگز نخونین.![]()
سلام. روز دانشجو رو به تمامی دانشجویان عزیز خصوصا دانشجویان علم کتابداری و اطلاع رسانی و بازهم خصوصا نویسندگان عزیز این وبلاگ که دانشجو هستند و خوانندگان عزیزتر دانشجو تبریک می گم. امیدوارم همگی در تمامی مراحل تحصیلشون موفق باشن. قدر روزهای دانشجویی تون رو بدونین.![]()
سلام. با گسترش وب و انواع محمل های اطلاعاتی که قابلیت های تعامل دوسویه دارن اکثر کتابخونه ها هم به پورتال رو آوردن به جای وب سایت های قدیمی که امکان تعامل در اونها وجود نداشت یا خیلی خیلی کم بود. اما واقعا پورتال های کتابخونه ها تا چه اندازه موفق بودن. یادمه در محل کار قبلی ام موقعی که قرار بود پورتالی برای مجموعه کتابخونه های دانشگاه تهیه بشه یا بهتر بگم خریده بشه همون اول کار رئیس کتابخونه مرکزی گفتن اصلا چرا باید پورتال بخریم؟ سوال به جایی بود اما جواب دادنش چندجلسه طول کشید و بالاخره بعد از کلی بالا پایین کردن٬ پورتال مذکور خریداری شد. القصه بعد از کوچ از پایتخت و بازگشت به وطن دیگه از ادامه کار اون پورتال اطلاعی ندارم اما اینجا هم همون آش و کاسه بود و هست. با کلی جشن و ساندیس و کیک تولد پورتال رو جشن گرفتیم اما خب که چی؟ غیر از یه سری منابع الکترونیکی که از طریق پورتال قابل دریافت هستن اونم در صورتیکه اعضا قبلش در کتابخونه هم عضو بشن و شماره عضویت بگیرن٬ و همینطور جستجوی آنلاین منابع کتابخونه از هر جایی که به اینترنت دسترسی باشه٬ دیگه چه استفاده هایی می شه از پورتال یه کتابخونه کرد؟
اونطوری که فروشنده های اینجور پورتالها می گن امکانات خیلی زیادی برای تعامل بین کتابداران و مراجعان کتابخانه اونم از راه دور وجود داره اما آیا واقعا این امکانات همه شون کار می کنن؟
اگه توی کتابخونه هاتون پورتال دارین و تجربه اینجور تعامل ها و اطلاع رسانی های آنلاین و مجازی رو داشتین لطفا اطلاع رسانی کنین.
سلام. سالهاست که با قفسه بسته یا باز در کتابخانه های مختلف دست و پنجه نرم می کنیم آخرشم نفهمیدیم بالاخره قفسه باز باشه خوبه یا بسته؟ اما آنچه الان منو ناچار به یادآوری این مسئله قدیمی کرد این بود که یه دانشجوی ارشد امروز پرسید که آیا می تونه وارد مخزن کتابها بشه یا نه ؟ وقتی بهش گفتم فقط برای دانشجویان دکتری باز هست٬ خیلی مودبانه گفت : وقتی کارشناسی بودیم بهمون می گفتن برای ارشدها بازه حالا که ارشد شدیم می گن برای دکتری فقط بازه. جوابی نداشتم بهش بدم. این سیاست نیمه باز و نیمه بسته رو من ننوشتم. اینها سلیقه ایه. خواستم بهش بگم خود منم سرگردانم و مبهوت که علت این تبعیض (من اسمشو گذاشتم تبعیض تحصیلی
) چیه؟ اما مودبانه تشکر کرد و رفت و این علامت سوال بزرگ همچنان بر جای خودش باقیه.
باور این مسئله برام وقتی سخت تر می شه که فهمیدم خیلی از بچه هایی که درخواست کار دانشجویی می دن فقط برای اینه که راحت بتونن وارد قفسه های کتاب بشن
. ترم پیش یه دانشجوی کارشناسی بهم مراجعه کرد و خیلی صادقانه گفت می خوام برم به کتابها دست بزنم. البته این ماجرا تبدیل به یه لطیفه شد بین همکاران اما من تا حدودی درکش کردم که لمس کردن کتاب اونهمه این همه یه جا می تونه لذتبخش باشه. یاد یه دانشجوی دیگه افتادم که ده سال پیش توی دانشگاه آزاد می اومد کتابخونه. صبحها می اومد و عصرا به زور بیرونش می کردن. یه بار بهمون گفت اونقدر عاشق کتابه که شبها به جای بالش کتاب زیر سرش می زاره. کتابهای نو رو بو می کرد و می گفت بوی تازگی می دن.
.
حالا از عشاق کتاب که بگذریم بیشتر دانشجوها به خاطر نیازهای درسی شون خواهان وارد شدن به مخزن کتابها هستن. با تجربه ای که دارم تا حدودی بهشون حق می دم. هنوز فهرستنویسی و بازیابی اطلاعات ما مشکلاتی دارن که اکثر دانشجوها در جستجوی کتاب مورد نظرشون ناکام می مونن. خیلی هاش البته قابل رفعه. مثلا کتابی با عنوان مبانی فیزیک که سه جلده و هر جلدش برای دانشجوهای فنی مهندسی و علوم پایه جداست همه با یه شماره رده معرفی شدن. یا مثلا اگر توی بازیابی اطلاعات از سیستمهای کتابخونه ای یه فاصله اضافه زده بشه یا عینا همونی که ورود اطلاعات شده نوشته نشه نتیجه ای نداره. و دست آخر اینکه برای دانشجوهای تازه وارد تور آشنایی با کتابخانه یا درسی به نام آشنایی با کتابخانه در اکثر رشته ها نداریم یا اگر داریم مدرسانی تدریس اش می کنن که اصلا نحوه جستجوی کتاب و آشنایی حضوری با کتابخانه توی شرح درس شون نیست.
حالا به نظر شما قفسه باید باز باشه یا بسته؟
سلام. باخبر شدم که دوتن از همکاران سابق کتابی درمورد طراحی کتابخانه برای کودکان منتشر کردن. ضمن آرزوی موفقیت برای این دوستان عزیزم به کتابدارانی که علاقمند به این موضوع هستند پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانند.

سلام. دیروز مطلبی در گروه بحث ایرانکیس مطرح شد درباره واژه رابط کتابخانه که بد ندیدم اینجا بهش اشاره کنم. آقای دکتر نوروزی در وبلاگشون در این مورد به روشنی توضیح دادن. ایشون معتقدن:
رابط کتابخانه (Library Liaison)، کارمند یا مسؤولی است که به طور رسمی از طرف کتابخانه به عنوان مسؤول، نماینده یا رابط بین کتابخانه و یک واحد علمی یا پژوهشی خاص (مانند: گروه، دانشکده، مرکز پژوهشی، برنامه درسی خاص، و ...) در سطح یک دانشگاه، دانشکده، مرکز پژوهشی یا یک شرکت به کار گماشته میشود. این سمت یا مسؤولیت بیشتر در کتابخانه های دانشگاهی، دانشکده ای، پژوهشگاهی و تخصصی (شرکتهای بزرگ و مراکز علمی تخصصی) مطرح میشود.... بقیه مطلب را در وبلاگ مشاوره اطلاعاتی بخوانید.
این مطلب به این دلیل برایم جالب بود که چند سال پیش در کتابخانه محل کارم در دانشگاه علوم پزشکی تهران چنین طرحی مطرح شد و قرار بر این شد که یکی از کتابداران کتابخانه به عنوان رابط پژوهشی با اساتید و گروه های آموزشی در طرح های پژوهشی مشارکت کند البته مدیر آنوقت کتابخانه معتقد بود که از این راه می توان بخشی از بودجه مادی این طرحها را برای کتابخانه جذب نموده و کسب درآمد کرد لیکن به محض به میان آمدن مسئله پول متاسفانه گروه ها مخالفت کردن چون از نظر اونها کارهایی که قرار بود کتابدار برایشان انجام دهد خودشان می توانستند انجام دهند. البته واقعیت این بود که کتابداران کتابخانه همان کارها را در قالب وظایف روزمره شان برای همان اساتید و دانشجویان انجام می دادن مثلا گاهی مطلبی از کتابی یا مجله ای در مقاله هایشان می نوشتند و برای یافتن آدرس آن منبع در منابع و ماخذ دچار مشکل می شدند و در اینجا حتما به کتابخانه مراجعه می کردن و طبیعتا کتابدار کتابخانه مشکل شان را به هر نحوی بود حل می کرد رایگان و بدون هزینه.
البته همانطور که دکتر نوروزی گفتن: نقش اصلی رابط کتابخانه تقویت ارتباطات بین کتابخانه و برنامه های علمی دانشگاه یا مرکز علمی مربوطه است. لیکن در آنزمان درک این مسئله برای پژوهشگران دانشگاه ما کمی مشکل بود بنابراین این طرح در همان روزهای آغازین به اتمام رسید (متاسفانه
)
سلام. به اطلاع علاقمندان مي رسانم كه آقای صالح رحیمی دانشجوي دكتري علم اطلاعات و دانش شناسي (كتابداري و اطلاع رساني سابق
) دانشگاه شهید چمران اهواز چهارشنبه اين هفته در دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي از رساله دكتري خود با عنوان: بررسی تأثیر شیوههای نمایهسازی بر بهسازی بازیابی تصاویر با استفاده از موتور جستجوی گوگل دفاع خواهند كرد. چكيده اين تحقيق را مي توانيد در ادامه مطلب بخوانيد.
استاد راهنما: پروفسور مرتضی کوکبی
استادان مشاور: پروفسور فریده عصاره ٬ دکتر علیرضا نوروزی
داوران خارجی: دکتر سعید رضایی شریف آبادی٬ دکتر حمید رضا جمالی
داوران داخلی: دکتر غلامرضا حیدری٬ دکتر علیرضا عصاره
زمان: چهارشنبه 27/6/1392 ساعت: 9 صبح
مکان: دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، تالار دکتر پاک سرشت
سلام. ۱۷ مرداد سالروز تولد وبلاگ گروهی بود. یادم نرفته بود.![]()
۱۷ مرداد1384 اولين پست وبلاگ رو نوشتم و از اون روز تا امروز دوستاي زيادي با اين وبلاگ همكاري كردن و بهش نظر لطف داشتن و همينطور خواننده هاي زيادي كه با نظرات شون مارو دلگرم و تشويق كردن. از همه اين دوستان صميمانه تشكر مي كنم و براي همه آرزوي موفقيت و سلامتي دارم. تشكر ويژه هم دارم از اندك دوستاني كه تا آخرين نفس همراه اين وبلاگ موندن و با وجود مشكلات كار و درس و زندگي همكاري شون رو قطع نكردن. و همينطور هم تشكر ويژه از خواننده هاي عزيزي كه با وجود ركود سالهاي اخير وبلاگ همچنان همراه ما هستن و مي خونن.
به اميد روزهاي بهتر
سلام. ظهر تابستانی داغ تون به خیر. یکی از خوانندگان عزیز حدود ۲۰ روز پیش این سوال رو پرسیده که با عرض پوزش از ایشون همینجا بایداعلام کنم که مسئولیت این تاخیر در پاسخگویی تماما به عهده اینجانب بوده
و از این بابت از ایشان عذر می خواهم. دوستان عزیز متاسفانه من در این مورد تجربه ای ندارم خواهشمندم اگر کسی تجربه ای داره این خواننده محترم رو راهنمایی کنه.ممنونم.
سوال: سلام و خسته نباشید . من دانشجوی ارشد هستم و می خواهم یک کتاب هرچند کم حجم انگلیسی یا ترکی استانبولی را به فارسی ترجمه کنم. از کجا باید شروع کنم؟ از کجا می توانم بفهمم کتابی را که انتخاب کرده ام قبلا ترجمه نشده است.لطفا جواب بدهید و مثل دیگر وبلاگها مردم را سر کار نگذارید. با تشکر
پی نوشت: تا شهریور در خدمت دوستان نخواهم بود. پیشاپیش عید فطر را هم تبریک می گویم.
سلام. به اطلاع دوستان عزیز می رسانم که بنده تا شهریور ماه در تعطیلات خواهم بود و ممکن است ایمیل ها یا کامنتهای شما را با تاخیر پاسخ بدهم پیشاپیش ضمن آرزوی تعطیلاتی خوب و خوش و قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان٬ عذرخواهی می کنم اگر تاخیری در این مورد پیش آمد. موفق باشید
کرمی
جناب آقاي سمیعی چندروز پيش لینکی به گروه بحث فرستادند كه درباره نيمه عمر وبلاگ ها بود كه ايشان در وبلاگشان نوشته بودند. چون اين مطلب عين مطلبی بود كه من در سال 85 در وبلاگ خودم نوشته بودم نامه اي در پاسخ به ايميل ايشان فرستادم كه گويا اشتباها (حالا نمي دانم چه جور اشتباهي!!) به ايميل آقاي ايزدي رفته بود. متاسفانه هرچه تلاش كردم نتوانستم در وبلاگ آقاي سميعي برايشان در اين مورد كامنت بگذارم (اينهم مايه بسي تعجب بود!!)...برای همین مجددا برای ایشان و البته گروه بحث کتابداری ایمیل فرستادم اما هنوز هیچ پاسخی نگرفته ام ... نمی دانم آیا هنوز صدای من به گوش ایشان نرسیده یا ترجیح می دهند نرسد؟!... به هر حال این اولین بار نیست که مطلبی از وبلاگ من (یا هر یک از دوستان وبلاگ نویس دیگر) اینگونه مورد بی رحمی قرار می گیرد. لازم به توضیح است که مطلب مورد نظر را من از جایی ننوشته بودم بلکه بخشی از کارهای تحقیقی خودم بود که در همان سال در چندید و چند سایت و وبلاگ دیگر هم دیدم که کپی شده بود٬ برخی با استناد و برخی بی استناد٬ به هر حال این اتفاق بارها و بارها برایم افتاده اما منهم هر بار اعتراض ام را به گوش عموم می رسانم و اینبار هم هدفم فقط همین است وگرنه جای بسی خوشبختی است که مطلبی که ۷ سال پیش نوشته ام هنوز مورد توجه است! (بدون سوگیری) در ادامه متن نامه اعتراضی ام را همراه با شواهد و مدارک خواهید خواند.
دوست/ استاد/ كتابدار عزيز
سلام. تولد وبلاگ تان مبارك باشه. مطالب خوبي در حوزه كامپيوتر و اينترنت مي نويسيد كه به قول خودتان فقط كتابداران بخوانند... اما
نويسنده عزيز آيا شايسته تر نيست وقتيكه مطلبي را از وبلاگي مي نويسيد به منبع آن استناد كنيد؟
متاسفانه اين مطلبي كه در مورد نيمه عمر وبلاگ ها نوشته ايدhttp://pclibrarian.
لازم به ذكر است كه پاراگراف اول اين مطلب بخشي از نتايجي است كه من در طرح تحقيقاتي كه با ايرانداك داشتم به آن نتايج رسيدم. اين طرح در مركز ايرانداك و دانشگاه تهران موجود است.
بخش سوم را هم من از همان مقاله اي كه اشاره شده ترجمه كردم. متاسفانه اين اطلاعات براي الان بسيار قديمي هستند. خصوصا آنچه در مورد وبلاگ هاي فارسي نوشته شده. اي كاش قبل از انتشارش حداقل يكبار مطلب را مي خوانديد!!
البته امكان دارد كه شما خودتان هم اين مطلب را از جاي ديگري گرفته باشيد چون به دفعات بسيار اتفاق افتاده كه اين مطلب را (و همچنين بسيار ياز مطالب ديگر وبلاگم را) با يا بدون استناد در سايتهاي ديگر خوانده ام. اما ما كتابداريم بايد اين فرق را با ديگران داشته باشيم كه حداقل در وبلاگ هايمان حق مولف را رعايت كنيم.
موفق باشيد
طاهره كرمي
نويسنده وبلاگ كتابداري
سلام. اين روزا هرجا مي ري و با هركي حرف مي زني (فارغ از ميزان تحصيلات و شغل و درآمد و ...) بحث بر سر گراني و تورم و قيمت خونه و ماشين و نان و روغن و كره و شكر و ... حسابي داغه. خيلي ها از اينكه زرنگي كردن و خونه كلنگي شون رو تبديل به چندتا آپارتمان و مغازه كردن خوشحالن... خيلي ها هم ناراحتن كه چرا خونه شون رو بزرگتر نكردن و بعضي ها هم البته اجاره نشين ان و اصلا اين بحث ها براشون رويايي دست نيافتني شده... همينطورم بحث ماشين... خيلي ها قيمت الان ماشين شون رو با دو سال پيش مقايسه مي كنن و خوشحالن كه نفروختن... و اونايي كه فروختن ناراحتن كه اي دل غافل عجب كلاهي سرمون رفت... حتي ديگه اونقدرها بحث پيش رفته كه خيليها از اينكه قبل از گراني چيزي رو خريدن خوشحالن و خيليها از اينكه دس دس كردن و نخريدن ناراحتن كه الان بايد به چندبرابر قيمت بخرن... هر روز توي كوچه و خيابون و اداره و خونه ها بحث بر سر اينه كه ديروز فلان چيز رو اينقدر خريدم و امروز اينقدر... و همه از اين مقايسه ها وارد بحث هاي داغ اقتصادي و بعدشم سياسي اجتماعي و ... مي شن... اما به قسمت فرهنگي قضيه كه مي رسه همه براحتي از كنارش رد مي شن... انگار نه انگار كه اين جسمي كه صبح تا شب به دنبال نان مي دوه روحي هم داره كه نياز به غذا داره و آب و هواي پاك... انگار نه انگار كه چيزي به اسم كتاب هم وجود داره... كسي (جز تعداد معدودي كه اهل كتاب خوندن ان يا اونايي كه از اين راه (چاپ يا فروش اش) امرار معاش مي كنن) خبر از گراني كاغذ و كتاب و كيفيت بسيار پايين چاپ هاي جديد اين كالاي دوست داشتني نداره... كم كم كتاب از سبد فرهنگي خانواده هاي ايراني داره حذف مي شه (هرچند كه معتقدم هنوز بدرستي وارد سبد خريد خانواده ها نشده بود)... هنوزم بازار كالايي مانند لپ لپ براي بچه ها از بازار كتاب داغتره... هنوزم اكثر ماها (هم مرد و هم زن)به آرايش ظاهر مون با لباساي مارك دار بيشتر اهميت مي ديم تا به آرايش فكر و روح مون با كتابهايي كه خونديم. همين روزاس كه كتابهاي فارسي ساخت چين هم سر از بازار فرهنگي ما در بيارن (اگر هنوز سر در نياورده باشن!!) ... متاسفانه كسي دلش به حال كتابها نمي سوزد... كسي دلش به حال روح هاي خسته نمي سوزد... كسي دلش به حال بچه هاي كوچك مان كه آينده از آن آنهاست نمي سوزد... آينده اي كه ما داريم برايشان درست مي كنيم... (بدون سوگيري)
پي نوشت: اين مطلب جنبه سياسي ندارد... آنچه در دل يك كتابدار بود فقط و فقط بر زبان كاغذ مجازي جريان يافت.
سلام. یکی از خوانندگان عزیز توی یه کامنت خصوصی (البته در وبلاگ شخصی خودم) سوالی ازم
پرسیده که من ترجیح می دم جوابش رو علنی بگم. اینجا بخوانید...
با سلام و احترام به خدمت شما
خاطره ای از میان فراوان خاطراتی که از دکتر حری داشتم به خدمت ارسال می کنم.
سال 84 از مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. دل کندن از آن فضا برایم سخت بود و تلاش فراوانی کردم که در آن محیط بمانم. دست قضا باعث شد که بعد از 84 به عنوان کارمند در کتابخانه دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران مشغول به کار شوم. به این سبب ارتباطم با اساتید بزرگوار و فیهم دانشگاه تهران ادامه یافت. سال 87 که در کنکور دکتری دانشگاه چمران پذیرفته شدم مثل هر دانشجوی این مقطع سراز پا نمی شناختم و دنبال این بودم که جایی بورس شوم تا مجبور نباشم فاصله هزار کیلیومتری تهران- اهواز را هر هفته له له کنان طی کنم. همان سال بود که دانشگاه شهرم (یکی از شهرهای غرب کشور) فراخوان پذیرش دانشجوی بورسیه داده بود و من هم یکی دو بار با ارسال نامههایی که بر من معلوم نگشت سرانجام به کجا راه یافتند! بخت خویش را آزموده بودم. اما دست من کوتاه و خرما بر نخیل.
روزی تصمیم گرفتم از دکتر حری کمک بگیرم. تصمیمم قطعی شد، در زدم.
دکتر حری: بفرمائید
من: سلام استاد
استاد با دیدن من از جایشان بلند شدند و من خجالت زده . . .، این خاصیت دکتر حری بود که با اینکه 2 سال شاگرد ایشان بودم و به قول خودشان 3 سالی هم بود همکارشان شده بود اما باز هم برایم سخت بود ایشان را به زحمت بندازم،چاره ای نبود، مساله را گفتم.
دکتر حری: بفرماید بشیند آقای رحیمی حالتون خوبه؟
من: خدا را شکر. به لطف شما.
دکتر حری: درسا چطورن؟
من: خوبه استاد. در حال سعی بین تهران و اهوازم. زحمتی داشتم.
دکتر حری: خواهش می کنم.
من: شنیدم با مدیر گروه شهر (؟) دوست هستید.
دکتر حری: آره، چطور مگه؟
من: درخواست بورس دادم، خواستم شما ریش گرو بزارید.
دکتر حری: حتما. شماره تماس مدیر گروه را دارید؟
من: نه ولی می گیرم میارم خدمت شما.
بعد از اتاق ایشان خارج شدم و با چند واسطه شماره مدیرگروه وقت را یافتم و مجددا به حضور ایشان رسیدم. بلافاصله تلفن را برداشت و شماره گرفت و به من تعارف کرد بنشینم.
بعد از خوش و بش با مدیر گروه سرآخر گفتن غرضم یه سلام روستایی بود. آقای رحیمی دانشجوی من بودن و همکنون هم همکارم هستن از لحاظ علمي و اخلاقي ایشان را تایید می کنم و گویا مایل هستن به زادگاهشون برگردن و بعد از چند دقیقه تلفن را گذاشتن. آری دکتر حری به دانشجویانش احترام می گذاشت. البته تماس ایشان راه گشا نبود ولی همیشه یادآوری این لطف ایشان برایم خوشایند است.
روحش شاد و یادش گرامی باد
صالح رحيمي- دانشجوي دكتري دانشگاه اهواز
سلام. یکی از خوانندگان وبلاگ به شدت از به روز نبودن وبلاگ شاکی بود و در یه پیام خصوصی نوشته بود: ... اگر نمی تونین به روزش کنین خب درش رو تخته کنین...چیزی ندارم به این دوست عزیز بگم. بهشون حق می دم. خیلی وقته که دوست دارم به فعالیت این وبلاگ پایانبدم راستش رو بخواهین بیش از چند ساله که توی فکرشم اما هربار به دلیل منصرف شدم. بسیاری از نویسندگان وبلاگ گروهی (از جمله خودم) به خاطر مشغله های کار و درس و زندگی دیگه فرصتی برای نوشتن در وبلاگ ندارن و شایدم انگیزه ای ندارن. به همه اونها هم حق می دم. بنابراین همینجا اعلام می کنم که این موضوع رو می زارم به رای خود نویسنده های عزیزی که در حال حاضر در این وبلاگ فعالیت دارن. اگر به اتفاق موافق بسته شدن وبلاگ باشند در اولین فرصت رسما از همین وبلاگ اعلام می کنیم.
با سلام.
اساتید محترم و کتابداران عزیز، جهت انجام یک کار پژوهشی با موضوع نمایه سازی تصاویر در وب نیاز به همیاری شما عزیزان داریم. احتمال می دهیم که در الگوریتم کاوش گوگل تغییری صورت گرفته باشدبه همین منظور می بایست سایت مربوط به این کار تحقیقاتی در ابتدا از ای پی های مختلف مورد کاوش قرار گیرد و دید آیا اتفاقی صورت می گیرد یا نه؟ خواهشمندم شما دوست عزیز هم در صورت امکان نسبت به انتشار و اطلاع رسانی در این مورد لطف خود را از این پژوهشگر دریغ ننمایید. مستدعی در طی کاوش های خود در وب آدرس زیر را در موتور جستجوی گوگل جستجو کرده و سعی نمایید از صفحه نتایج کاوش صفحه فوق را باز کنید.
با تشکر
از طرف صالح رحیمی، دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی
سال آینده هم امیدوار. پیشاپیش سال نو همه مبارک باشه.
سلام. دکتر اصنافی مطلبی در عطف نوشتن در مورد ارتباطات کتابداران...شاید خونده باشین اما نتونستم بهش اشاره نکنم. ایشون نوشتن:
گاهی اوقات، وقتی اسم میز امانت و خدمات عمومی می آید، افراد روی ترش میکنند. انگار میز امانت جایی است که موجب بدنامی میشود! در صورتیکه قلب تپنده و حیاتی کتابخانه محسوب میشود. ولی برعکسش را در نظر بگیرید. سالهاست در جامعه کتابداران ما این نکته نهادینه شده که کتابدار بخش سازماندهی و به طور کلی خدمات فنی، یک فرد شیک، با کلاس، فهیم، با درایت، به روز و واجد همه ویژگیهای مثبت است! چرا؟ چون در فضایی مجزا فعالیت میکند. با مراجعه کننده سروکار ندارد. با دانش سازماندهی سروکار دارد و غیره. تمرکز ما طی این سالها هم بیشتر روی سازماندهی منابع بوده تا بهره گیری مناسب از آنها.
دقیقا با گفته های ایشون موافقم… خود من بیش از یک سوم از سالهای کاری ام را در بخش خدمات فنی گذراندم و دوسوم دیگر را در بخشهای عمومی کتابخانه های مختلف بوده ام… هرجا رفتم بخش امانت را تبعیدگاه می دونستن و فنی را کعبه آمال و آرزوها٬ اما از روی تجربه می گم که کار امانت شیرین تر ولی پراسترس تره… برای خود من دیگه الان فهرستنویسی لطف زیادی نداره… همه چی در حد ایزو گرفتن و تصحیح مدارکه… خبری از شماره سازی و فهرست توصیفی و تحلیلی نیست… متاسفانه خطا و اشتباه هم خیلی زیاد شده… نرم افزارهای فارسی کتابخانه ها هم ماشالله که اصلا نمی شه روشون حساب باز کرد…به نظر من اگر همه به این جمله که بخش امانت قلب تپنده هر کتابخونه اس ایمان داشته باشن دیگه این جور مشکلات رو نخواهیم داشت… اون وقت منم کمتر غر می زنم.![]()
سلام. گاهی توی گروه بحث بر سر مسایلی بحث می شه که آدم توش می مونه... مثل همین چهره سال کتابداری. متاسفانه یا خوشبختانه از چند و چون ماجرا و کیفیت و کمیتش خبری ندارم... اما یکی دوتا بحث بین بزرگان دیدم توی گروه بحث که زیاد جالب نبود. به نظر شما چهره سال کی باید باشه؟ ملاک و معیارش چیه؟ معیار چهره بودن و انتخاب نمونه ها توی کشور ما تا چه حد منطقیه؟... وارد بحث های بودار و سیاسی اجتماعی نمی شم. به نظر من چهره سال اون کتابداری هست که توی کتابخونه عمومی کوچیک با کمترین امکانات و عواید مالی سعی می کنه تا جایی که می تونه نیازهای مراجعانش رو برآورده کنه. یا اون دانشجوی کتابداری که سعی می کنه در دریای پرتلاطم مقالات دهن پر کن پژوهشی مقاله کوچیک و پرمحتوای خودش رو جایی چاپ کنه... و خیلیهای دیگه که سالهای سال خاک کتابخونه ها رو خوردن و هزاران دانشجو و استاد و پزشک و معلم و ... رو به جامعه تحویل دادن... آیا عنوان پرطمطراق چهره سال برای کسانیکه اینهمه عناوین و القاب پشت سرشون به یدک می کشن چه چیز جدیدی خواهد داشت...که به این راحتی در فضاهای مجازی و عمومی از ادبیات بی ادبانه استفاده می کنن...
پی نوشت: جدیدا توی وبلاگ خودم خیلی غر می زنم و منفی می بینم... اینم جزو همون منفی دیدنمه...شما به بزرگواری خودتون ببخشید
انجمن علمی - دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تهران به منظور بزرگداشت هفته کتاب و کتابدار، مراسمی را در روز شنبه مورخ 08/27/ 1391، ساعت 14 - 16 در تالار کوثر داشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگذار میکند.
در دانشگاه رازی کرمانشاه هم روز یکشنبه 28 آبان ماه جشن کتاب با حضور کتابداران کتابخانه های این دانشگاه در دانشکده ادبیات برگزار خواهد شد.
پی نوشت: امیدوارم چنین جشن هایی باعث آشنایی و دوستی هرچه بیشتر با کتاب و درک منزلت کتابداران شود.
ایستادهام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که میجوی و میبلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز میکنی تا معدهاش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی میبرد و چنان کیفی میکند که اگر میتوانست چیزی بگوید، حداقلش یک “آخیش!” یا “به به!” بود. حالا من ایستادهام توی صف ساندویچی، فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به به برگردم سر کارم.
نوبتم که میشود .....ادامه مطلب را بخوانید
پی نوشت: داستان بالا از طرف یه گروهی که من هیچوقت یادم نمی یاد عضوش شده باشم به ایمیلم رسیده (گاهی از این داستانها برام می یاد و همه شون نکته های قشنگی دارن) حالا من می خوام ربطش بدم به کتابدارها (نه متخصصین علم اطلاعات و دانش شناسی
(بدون سوگیری))... گاهی یه لبخند یا برخورد ملایم و مهربون می تونه مراجعه کننده رو راضی از کتابخونه روانه کنه حتی اگر به کتاب یا منبعی که می خواسته دست نیافته باشه. شاید سخت باشه شما در یه روز به دهها نفر لبخند بزنین یا بهشون بگین موفق باشین اما بدون شک همه اونا راضی و خشنود از کتابخونه تون خارج می شن.
يك روز صبح پسري نه يا ده ساله وارد كتابخانه شد. معلوم بود در كتابخانه سرگردان است. با پوستي سيزه و لهجه اي متفاوت از مردم شهر كوچكي كه در آن كار مي كنم.
گفت: چطوري مي توانم كتاب ببرم؟
ادامه داستان را در ادامه مطلب بخوانید........این مطلب امروز به گروه بحث فرستاده شده بود و واقعا برای من به عنوان یه کتابدار (نه دانش شناس و متخصص علم اطلاعات
(بدون سوگیری))تاثیرگذار بود چون بعد از حدود یه دهه خاک کتابخانه را خوردن می دانم فرق یه کتابخوان واقعی با کسانی که فقط برای شب امتحان می یان کتابخونه چیه؟....البته من به خاطر کار در کتابخانه های دانشگاهی (در انواع مختلف) بیشتر با دانشجویان سرو کار داشتم تا قشرهای مختلف مردم..... اما به هر جهت شما خودتون بخونین و برداشت کنین.
با سلام! جای بسی تعجب است از وبلاگی به این قدمت هنوز بحثی و خبری از تغییر نام کتابداری نیست؟ جدی جدی خبر ندارید یا موافق اسم جدید نیستید؟
جواب: سلام دوست عزیز... بنده شخصا به عنوان یه کتابدار بارها و بارها در این وبلاگ مخالفت خود را با تغییر اسم کتابداری اعلام کردم و هیچوقت هم کوتاه نیامدم از موضع خودم... به نظر من این تغییر نام بسیار با عجله و فقط برای پاک کردن صورت مسئله بود...الانم نمی دانم به کتابداران تبریک بگم یا تسلیت...به قول دوستی همان یه ذره اعتبارمان را هم گرفتن... می گویند مقاله ها نوشتیم و طرح انجام دادیم و نظرسنجی کردیم و ... و... تا بالاخره اسم رشته را عوض کردیم....خب اگر اکثریت دوست دارن از جرگه کتابداری خارج شن و برن در حوزه علم اطلاعات و نمی دانم چه... به خودشان مربوط است... به قول خانم پوری سلطانی: من همچنان کتابدار می مانم.... عنوان کتابدار برای من به همان اندازه عنوان دکتر که برای یه پزشک اهمیت داره٬ مهمه. این از من..........
....و اما بقیه دوستان حاضر در این وبلاگ مختارن هر جور دلشان می خواد نظر خودشون رو در این مورد بنویسن......اما از اونجایی که به قول این دوست عزیز هنوز خبری از تغییرنام نشده احتمالا دوستان هم زیاد از اسم جدیدشان خرسند نیستن.......
پی نوشت: حالا ما هم شدیم مثل بچه های دو اسمی که مثلا اسم شناسنامه ای شون غضنفره (بدون سوگیری
)ولی کامی صداش می کنن......یا یه چیزی تو این مایه ها...
زنده باد کتابدار........کتابداری و اطلاع رسانی.........و کتابخانه (راستی به کتابخونه چی بگیم از این به بعد؟؟؟بگیم دانش خانه
)
سلام. نمی دونم بگم خوشحالم یا ناراحت از اینکه بالاخره یه نفر پیدا شد که واقعیت موجود در جامعه کتابداری ما رو به زبون بیاره و بخشی از حقیقت رو بگه. دکتر فتاحی، استاد گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد در مطلبی که در لیزنا منتشر شده گفته اند: روند تحولات در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی در ایران حکایت خاص خود را دارد برخی خوش شانسی آورده اند و برخی بدشانسی! چرا؟
من به شخصه یکی از کتابدران دهه ۸۰ هستم که جزو بدشانس ها بودم اما شاید از نظر دهه ۹۰ ها خوش شانس باشم که حداقل توانستم دستم را به عنوان یه کتابدار جایی بند کنم... اما نسبت به همردیف های دهه هفتادی خودم بدشانس به شمار می روم....بماند بحث من الان خوش شانسی یا بدشانسی من نیست.......حرف آقای دکتر را قبول دارم تا حدی درست است... اما به نظر شما همین خوش شانس های دهه های ۴۰ تا ۶۰ و نسبتا ۷۰ (به قول ایشان) چقدر در اقبال یا ناکامی دهه های بعد تاثیر داشته اند؟ استخدام را نمی گویم... ادامه تحصیل و رشد پژوهشی و این حرف ها منظورم است. بگذارید واضح بگم......چقدر خوش شانس های قبل از ما در ناکامی ما بدشانس ها در ورود به دوره های آموزش عالی و دانشگاه ها به عنوان هیئت علمی تاثیر داشته اند؟ (بدون سوگیری) ![]()
دکتر فتاحی عزیز گفته اند: من از همین نسل خوش شانس هستم که خرشان از پل گذشته است!.... در این شرایط، من به عنوان یک عضو هیئت علمی از "نسل خوش شانس ها"، هنگامی که با دانشجویان تازه وارد روبرو می شوم، چه باید بگویم؟ تنها تلاش می کنم آنها را نسبت به آینده امیدوار سازم، اما جرأت نمی کنم به چشمان آنها نگاه کنم.
به عنوان یه کتابدار آقای دکتر رو تحسین می کنم که واقعیت هرچند تلخ رو با این صراحت بیان کردن. در نسل ما وضعیت برعکس بود....نیمی از کلاس اشتباهی پا به عرصه کتابدرای گذاشته بودن و اساتید مون سعی می کردن بهمون بفهمونن کتابداری چیه؟... بزرگترین حسن اش هم نسبت به رشته های دیگه بازار کارش بود...
متن کامل سخنان دکتر فتاحی رو در ادامه مطلب می تونین بخونین.
سلام. این روزا خاطره تولد وبلاگ گروهی برایمان دوباره زنده می شود... در چنین روزهایی در چنین هوای گرمی ۷ سال پیش وبلاگ گروهی کار خود را شروع کرد. با جمعی دوستانه و بسیار صمیمی که هر کدام با نهایت تلاش خود هدفی مشترک را دنبال می کردند و امروز به پاس زحمات آن جمع دوستانه و دوستان دیگری که آمدند و رفتند یا ماندند وبلاگ های گروهی زیادی متولد شده اند که هر کدام رسالتی و هدفی دارند. خوشحالم که وبلاگ گروهی کتابداران ایران آغازگر این کار بود. کار گروهی کتابداران چیزی که در میان کتابداران ان زمان به ندرت دیده می شد. تعداد نویسندگان وبلاگ گروهی در زمانی از ۵۰ نفر هم گذشت و این موفقیت بزرگی بود که بدون شک با همراهی و همدلی تک تک دوستان شکل گرفت. بر خود لازم می دانم صمیمانه از تمامی دوستانی که از مرداد ۱۳۸۴ تا کنون در این وبلاگ نوشته اند و خوانده اند تشکر کنم.
اولين همايش کتابخانه 2.0 در کشور: «ثنا راهي به سوي کتابخانه 2.0»
به اطلاع علاقه مندان به استفاده از تکنولوژيهاي جديد در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني مي رساند که اولين همايش کتابخانه 2.0 در کشور، تحت عنوان " ثنا راهي به سوي کتابخانه 2.0 " توسط شرکت مهندسي ارتباطات پيام مشرق و با همکاري کتابخانه حسينه ارشاد و انجمن کتابداري و اطلاع رساني (شاخه کرمانشاه) با محورهاي اصلي ذيل برگزار ميگردد... ادامه مطلب را بخوانید.
پی نوشت: مطلب فوق به درخواست شرکت مهندسی ارتباطات پیام مشرق در وبلاگ درج شده است....
پی نوشت نویسنده: وقتی عنوان همایش را دیدم تعجب کردم با خودم گفتم همایش کتابخانه ۲.۰ ؟ آنهم در ایران که بیشتر محملهای وب ۲.۰ فیلتر هستند!! کمی تعجب برانگیز بود اما وقتی مطلب را خواندم دریافتم بیشتر به معرفی نرم افزار کتابخانه ای شباهت دارد تا کتابخانه ۲.۰ ٬ شاید هم تعاریف کتابخانه ۲.۰ تغییر کرده باشند... نمی دانم تا جایی که من این نوع مباحث را دنبال می کردم کتابخانه ۲.۰ بر مبنای وب ۲.۰ پایه ریزی می شود. البته اعتراف می کنم خیلی وقت است مطلبی نخواندم اما هر جا ردپایی از این موضوع ببینم سرک می کشم... از دوستانی که به این همایش می روند خواهشمندم درموردش توی وبلاگ توضیح بدهند.
البته دراین شرکت ظاهرا ۸ نفر کتابدار مشغول بکار هستند و این می تواند یکی از نکات مثبت نرم افزار ارائه شده باشد که با نظارت کتابداران تهیه شده است. اما راستش آنچه من از راهنمای موجود در سایت فهمیدم همان معرفی نرم افزار است.
پی نوشت دیگر: نمی خواهم در این مورد پیش قضاوت کنم (چی گفتم!!) اما تا جایی که من به یاد دارم همیشه در ایران شرکتها برای فروش خدمات خود از نام هایی استفاده می کنن که منطبق با واقعیتها نیستند مثلا به یاد دارم که اوایل که نرم افزارهای کتابداری شروع به گسترش در ایران می کردند با نامهایی مانند کتابخانه دیجیتال یا کتابخانه مجازی محصولات خود را به فروش می رساندند در حالیکه تمامی آنها چیزی جز یک نرم افزار کتابخانه ای نبودند٬ بعد هم که ویرایش های تحت وب همانها با نام هایی دیگری مثل پرتال و ... به بازار آمدند ... حالا هم من واقعا نمی دانم آیا این کتابخانه ۲.۰ اصولا می تواند نرم افزار باشد یا نه!!!! شاید هم امکانات وب ۲.۰ در آن تعبیه شده باشد...باید ببینیم.
مرد کتاب فروش روی شیشه نوشته:
"متناسب با در آمد شما کتاب دلخواه موجود است. اگرنه ,کتاب را به امانت ببرید."
گاه میشود انسانیت را پرینت کرد و به شیشه چسباند….
آدرس: اتوبان نواب- بالاتر از میدان جمهوری- بین آزادی و کلهر
پی نوشت: این مطلب را دوستی به ایمیلم ارسال کرده بود. از درستی یا عدم آن اطلاعی ندارم. اما به عنوان یک کار پسندیده آنهم در این روزگار لازم دیدم شما هم از آن اطلاع داشته باشید......که هنوز هم دیر نیست.
پی نوشت ۲: مطلب فوق در همشهری آنلاین هم منتشر شده.
پی نوشت۳: خواننده عزیز غزال خانم در کامنت پست قبلی سوالی پرسیدن٬ خواهش می کنم دوستانی که پیگیر این قضایا هستن ایشون رو راهنمایی کنن.
سلام دوستان
لطفاً در مورد آزمون ارشد در سال آينده هم اطلاع رساني كنيد ؟اصلاً كي ثبت نام مي كنند و كي تاريخشه ؟ در ضمن كتابداري را كجاها دارند ؟
البته تو دفترچه مياد ديگه . به هر حال دفترچه ي آزاد و فراگير پيام نور و سراسريش كي مياد ؟
سلام. قبل از هر چیز از تک تک دوستانی که همچنان به وبلاگ گروهی ارادت داشته و آن را سرپا نگه داشته اند خسته نباشید و دست مریزاد می گویم. از نویسندگان عزیز خواهش می کنم پستهای خود را به صورت پست ثابت در وبلاگ منتشر نکنند. پست ثابت برای مواقعی تنظیم شده که نویسنده (گان) یک وبلاگ بخواهند توضیحی یا توصیفی درباره وبلاگ خود داشته باشند که همواره در معرض دید خوانندگان قرار گیرد اما وبلاگ گروهی چنین سیاستی ندارد و از شما عزیزان خواهشمندم بدون هماهنگی با مدیریت وبلاگ از گزینه پست ثابت استفاده نفرمایید. متشکرم
سلام. بعد از اون جنجال دروغ سیزده درباره تغییر اسم رشته کتابداری نظرات زیادی در گروه بحث مطرح شد که هر کسی به نوعی مخالف یا موافقت خود و یا تحلیل اش رو بیان کرده بود. شاید اکثر شما این نظرات رو خونده باشین اما برای اون دسته از خوانندگان که به گروه بحث دسترسی ندارند تحلیل دکتر دیانی رو در ادامه مطلب می زارم که حق مطلب را به خوبی ادا کردن. درواقع ایشان به زبانی شیرین و ساده نظر خیلی از کتابداران را در این مورد توضیح دادن٬ اینکه با عوض کردن نام رشته نه تنها به شان کتابداران چیزی اضافه نمی شه بلکه هویتی رو هم که دارن به نحوی از دست خواهند داد. ایشان در پایان نوشته اند:
"حداقل خواسته من از نخبگانی که به حق برای کاری با ارزش گردهم آورده شده اند، این است با قرار ندادن تغییر نام رشته در دستورکار، در مسیر سابقه زدایی و بی هویتی رشته حرکت نکنند. "
پی نوشت: نمی دانم برای این نخبگان و اساتید عزیز نظر یک کتابدار ساده چقدر اهمیت دارد اما من هم خواهش می کنم قبل از مراجعه به آرا عمومی(که اکثریت آنها را دانشجویان عزیز کارشناسی تشکیل می دهند.) برای تصمیم گیری در مورد تغییر نام رشته کتابداری موارد دیگر را هم مد نظر قرار دهند. خود ماهم زمان دانشجویی این دوران را از سر گذراندیم و در سودای تغییر نام رشته مان بودیم اما هر چه به جلو حرکت کردیم و به عنوان یک کتابدار هویت پیدا کردیم بیشتر به این نتیجه رسیدیم که درد کتابداری نام رشته نیست بلکه دردش از درون است.
موفق باشید
سلام. شاید شما دوست کتابدار عزیز هم مانند من امروز صبح که ایمیل تان را باز کردید با این خبر مواجه شدید که اسم رشته کتابدای به مهندسی ناوبری اطلاعات تغییر کرده است. اولین فکری که به ذهن من خطور کرد این بود که چرا مهندسی؟ البته خبر کمی شک برانگیز بود که با توضیح دکتر فتاحی و دوستان مبنی بر اینکه دروغ سیزده است خیالم واقعا راحت شد. به یکی از دوستان به شوخی گفتم ترجیح می دهم نام کتابداری بشود حمالی کتاب (ببخشید بلانسبت همه) اما نشود مهندسی.... من شخصا یکی از مخالفان سرسخت تغییر نام کتابداری هستم بنابه دلایل خودم اما اینکه لفظ مهندسی را بچسبانیم به رشه کتابداری اصلا قابل تفسیر نیست(حتی به شوخی). مگر کتابداری چه کم دارد که مثلا با لفظ مهندسی رفع شود؟ حالا بماند دروغ سیزده باشد و فقط چندساعت یا نهایتا یک روز دوام داشته باشد یا دائمی باشد. حرف ما و دست ما که به جایی نمی رسد. اساتید بزرگواری که حرف شان به جایی می رسد خواهشا این جور الفاظ را به کتابداری نچسبانید.
سلام دوستان کتابدار. گفتم قبل از اینکه صدای خوانندگان دربیاد که بابا این چه مدیر وبلاگیه که خودش چیزی نمی نویسه؟ چند خطی درد دل کنم که دیگه دل و دماغ نوشتن ندارم. حالا دیگه بهانه سرکار نبودن و اینترنت بی سرعت (شما بخوانید کم سرعت) و وظایف مهمتر و ... رو ندارم اما دلم بدجور گرفته از این زمانه ، از جامعه کتابداری و دیگر هیچ. متاسفانه نه می شه حرف زد و نه می شه ساکت ماند. شاید سکوت بهتر باشه که سرشار از ناگفته هاست.
به هر حال شاید تا مدتی دیگه که نمی دونم کی؟ این وضعیت ادامه پیدا کنه. شاید از وبلاگ نویسی خسته شدم یا ... هر چه هست دلیلی برای نوشتن و ننوشتن ندارم. اما می خوانم، هر روز، و دوست دارم با شما باشم.
واحد بین الملل دانشگاه علوم پزشکی تهران واقع در جزیره کیش در نظر دارد برای کتابخانه مرکزی خود از بین کارشناسان/ کارشناسان ارشد کتابداری واجد شرایط دعوت به همکاری نماید. از متقاضیان واجدالشرایط درخواست می شود تا رزومه و سوابق کاری/ تحصیلی خود را تا 30/10/1390 به آدرس ایمیل ic@tums.ac.ir ارسال نمایند.
فرم ثبت نام و شرایط متقاضیان را در ادامه مطلب بخوانید.
پی نوشت: تا جایی که من اطلاع دارم دانشگاه از سال ۸۵ تا کنون بدنبال یک نیروی کتابدار برای این کتابخانه بوده است. جای تعجب است که با این همه نیروی کتابدار تحصیلکرده هنوز این کتابخانه بدون کتابدار مانده است.![]()
سلام. این روزها دوباره بازار پژوهش و تقدیر و جشن در دانشگاه ها و سازمانها داغ است. به همه کتابداران پژوهشگر خصوصا عزیزانی که به عنوان پژوهشگر برتر شناخته شدند تبریک می گوییم. از جمله دکتر فریده عصاره پژوهشگر برتر استان خوزستان٬ دکتر نوروزی چاکلی پژوهشگر برتر کشوری٬ آقای فرامرز سهیلی پژوهشگر برتر دانشگاه پیام نور کرمانشاه و همچنین دانشجوی پژوهشگر برگزیده دوره دکترای دانشگاه شهید چمران اهواز و خانم تاج الدینی پژوهشگر برتر استان كرمان.
بدون شک کتابداران پژوهشگر دیگری هم هستند که در این هفته مورد تقدیر قرار گرفتند٬ به تمامی این عزیزان تبریک می گوییم.
محورهای پیشنهادی مقالهها:
موضوعات شعرنوجوان و دنیای نوجوانان امروز
انتظارات نوجوانان از شعر
شعرهای بزرگسالی که نوجوانان هم میپسندند
نقد آسیبشناسانه شعرنوجوان ایران
مطالعات تطبیقی دربارهی شعرنوجوان ایران و دیگر کشورها
ویژگیهای شعرنوجوان در کشورهای دیگر
شعرنوجوان و سنتهای شعرفارسی
مطالعهی موردی دربارهی آثار شاعرانی که برای نوجوانان شعرمی گویند
گزارش از بازار کتاب کودک و نوجوان ایران و جایگاه شعر در آن
آخرین مهلت برای رساندن مقاله به دفتر یا ایمیل پژوهشنامه: ۳۰ آذر۱۳۹۰
به مقالههای پذیرفته شده حق التحریر پرداخت میشود.
متن فراخوان و اطلاعات تکمیلی را در از اینجا بخوانید.
این کتابخانه با موضوعاتی همچون محیط زیست , میراث فرهنگی , کوه و کوه نوردی , ادبیات و...در ارتفاع 3250 متری کوه یخچال همدان با نام کتابخانه کوهستان راه اندازی شد. اعضا گروه های کوهنوردی استان همدان , هیات کوهنوردی شهرستان همدان , نمایندگان برنامه صعود قلم و کمیته کوهنوردی انجمن ایران شناسی کهن دژ کتاب های اهدایی به این کتابخانه را به پناهگاه قله یخچال انتقال دادند. سلام. متاسفانه آدرس وبلاگ قدیمی مون تصرف شده. نمی دونم می شه برش گردوند یا نه؟ خیلی دلم گرفت.دلم براش تنگ شده بود. جاش یه وبلاگ در مورد آموزش وبلاگ نویسی اومده که من این باکس دانستنی ها رو ازش گرفتم. اگه خوشتون نیومد تو کامنت هاتون بگید تا برش دارم.
سلام. به لطف خداوند و پس از مدتها دوری از محیط کار و حرفه ام از امروز در خدمت شما کتابداران عزیز هستم. قبل از هر چیز بار دیگر از تمامی دوستان نویسنده و خواننده عزیز وبلاگ که در این مدت همچنان چراغ وبلاگ را روشن نگه داشتند تشکر و قدردانی می کنم و برای آنها آرزوی سلامت و سعادت دارم. ضمنا از کلیه دوستانی که در این مدت از طریق ایمیل از من درخواست راهنمایی٬ مقاله٬ مطلب و ... نموده یا تقاضای عضویت در وبلاگ یا ثبت وبلاگ در راهنمای وبلاگ های کتابداری داشته اند عذرخواهی می کنم که بدلیل مشغله و عدم دسترسی به اینترنت نتوانستم به موقع جواب ایمیل آنها را بدهم. به بزرگی خود بر من حقیر ببخشند.
ارادتمند همه شما
سلام. تولد شش سالگی وبلاگ نزدیکه و من امیدوارم همزمان با روز تولد وبلاگ فعالیت دوباره خودم رو شروع کنم. لازم می دونم از همه دوستانی که در این سالها و خصوصا یک سال و نیم اخیر که من نتونستم چیزی بنویسم اینجا رو سرپا نگه داشتن صمیمانه تشکر کنم. به دکتر اصنافی هم تبریک می گم. امیدوارم بعنوان یه استاد جمع ما رو ترک نکنن. (بدون سوگیری
)
پی نوشت: دوستان عزیز نویسنده با اجازه شما چون تعداد نظرات تایید نشده و خصوصی زیاد بود اونها رو سرو سامان دادم ولی از این به بعد خواهشمندم خودتون زحمت اش رو بکشید.
سلام. متاسفانه باخبر شدم که مادر گرامی همکار قدیمی و عزیز مان در وبلاگ گروهی جناب آقای دکتر نوروزی دار فانی را وداع گفته اند٬ بدین وسیله از طرف وبلاگ گروهی به ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای این همکار عزیز و استاد برجسته کشور طلب صبر و شکیبایی می نمایم.
یه سلام بلند و طولانی به اندازه این (تقریبا)یک سالی که در خدمت تون نبودم. اول از تمامی دوستانم در وبلاگ گروهی که جور منو کشیدند و وفادارانه با این وبلاگ موندن متشکرم و برای تک تک شون آرزوی موفقیت می کنم. دوم از همه خواننده های عزیزی که همچنان به اینجا سر زدن و تنهاش نزاشتن متشکرم. امیدوارم بتونم از این به بعد گاهگاهی بهتون سر بزنم. دلم برای همه تون خیلی خیلی خیلی تنگ شده بود.
به امید دیدار (البته از نوع وبلاگی اش)
پی نوشت: کامنت هاتون رو تایید کنید لطفا
(بدون سو گیری)
سلام. امیدوارم همه تون موفق و شاد باشید. راستش از ایمیل استفاده نکردم تا این مطلب زودتر به اطلاع همه برسه. وضعیت مدیریت کامنتها کمی نگران کننده است و باعث دلخوری خوانندگان شده. خواهش می کنم دوستان عزیز در مورد تایید یا رد کامنتهای مطالبشون کمی سرعت عمل داشته باشن. با آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه
لطفا اگر امکان دارد این آگهی را جهت اطلاع دوستان کتابدار در وبلاگ قرار دهید:
دانشگاه صنعتي اميركبير تعداد 43 نفر از افراد واجد شرايط مقيم تهران و ماهشهر را از طريق برگزاري آزمون ،مصاحبه و گزينش به صورت پيماني استخدام مينمايد.
نحوه تماس:
متقاضيان جهت كسب اطلاعات بيشتر و دسترسي به متن كامل آگهي استخدامي ميتوانند به شماره 507 هفته نامه بازاركار مورخ 6بهمن ماه و يا به آدرس سايت دانشگاه مراجعه نمايند.
آخرين مهلت:
١٣/١١/١٣٨٨
در این آگهی نیاز به نیروی کتابدارو سایر رشته ها آمده است که بدین صورت است
از دارندگان دانشنامه كارشناسي در يكي از رشتههاي روابطعمومي، ................، كتابداري، علوم كتابداري اطلاعرساني، برنامهريزي كتابداري، ............. دعوت به همكاري ميشود.
متقاضيان ميتوانند براي دسترسي به اطلاعيه استخدامي به شماره 507 نشريه بازاركار مورخ 6/11/88 مراجعه و براي ثبتنام حداكثر تا سيزدهم بهمن از طريق نشاني اينترنتي http://www.aut.ac.ir/ نسبت به ثبتنام اقدام نمایند
با تشکر
زهرا نامور
لطفا متن زیر را جهت اطلاع همکاران و دوستان در وبلاگ گروهی قرار دهید:
همایش "کتابخانه های دیجیتالی: با تاکید بر علوم و معارف اسلامی، چارچوبها و چالش های طراحی، بومی سازی و پیاده سازی "بنا به درخواست های مکرر مولفین محترم و با توجه به همزمانی مهلت ارسال اصل مقاله ها با امتحانات پایان ترم تحصیلی مهلت ارسال اصل اثر تا بیست بهمن ماه تمدید شد
با تشکر
دبیرخانه همایش
مدرس : آقای احسان محمدی
زمان: ساعت 9 الی 12 روز پنج شنبه مورخ 1 بهمن ماه 1388
مکان: کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد، خ شریعتی، بالاتر از سید خندان، نرسیده به میرداماد
مرکز آموزش های انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی ایران
جنب حسینیه ارشاد،کوچه روستا،پلاک 4، واحد 14
جهت اطلاعات بیشتر و نیز ثبت نام به وب سایت انجمن مراجعه نمائید.
درج در وبلاگ به درخواست سرکار خانم المیرا خانلرخانی
درج در وبلاگ به درخواست جناب آقای آیدین آذری
سلام. به مناسبت هفته کتاب تا ۲۹ آبان ماه می توانید از سایت زیر کتاب شنیداری دانلود کنید:
http://www.iranseda.ir/homeAudiobook/
كتابهايي چون روز بر ميآيد، افسانه رفيق خوب و رفيق بد، كودك حلوافروش، كبوتران و عقاب، شير و مرد روستايي، خاك سحرآميز، تبعيدي سال 3000، مسافر و پرنده، شيطان در تابستان، اطلسيهاي لگدمال شده، سومين فنجان قهوه، بانوي خيال، بازگشت عقابها، مسافر كربلا، پاي تخته سياه و ميمون دم دراز عناوين برخي از اين كتابهاي گويا هستند. (به نقل از روزنامه جام جم)
سلام. آنچه در ادامه می خوانید برگرفته از یکی از ایمیلهای گروه بحث کتابداری است٬ قصه ای که بارها و بارها برای ما کتابداران تکرار شده٬ اما هنوز گره کور آن باز نشده است:
صبح روز جمعه برنامه اي از راديو با مجري گري ... پخش شد تو ماشين بودم اتفاقي شنيدم که مجري با مهمان برنامه صحبت مي کند٬يک خانم بودند٬ابتدا پرسيد رشته شما چيه؟
مهمان:کتابداري
مجری:کتابداري مگه رشته است ، شما چي مي خونيد تو دانشگاه، مثلا راجع به نحوه چيدن کتابها تو قفسه، آره؟
خانم کتابدار که شديدا تحت تاثير و القائات مجري قرار گرفته بود با صدايي لرزان در جواب حرف هاي تمسخر گونه مجري فقط تاييد مي کرد و بله مي گفت
بعد مجري پرسيد: ببينم رشته شما کارشناسي ارشد هم داره؟
- بله داره
- تو کارشناسي ارشد ديگه چي مي خونيد،چينش پيشرفته کتابها توقفسه؟ - جواب: بله ديگه
مجري : لابد دکترا هم دارين؟ دکترهاتون ديگه مي خوان چيکاره بشن؟
جواب : اونها هم براي بقيه تدريس مي کنند
مجري: ببينم آخه اين رشته بود که شما خوندين٬ يه رشته هايي تو دانشگاه ميذارن که آدم شاخ در مياره
...........................................
پی نوشت: شخصا در مورد صحت و سقم این داستان نمی تونم نظری بدم اما این قصه برای خود من٬ نه البته در رادیو٬ که در مکالمات روزمره بارها و بارها تکرار شده٬ با این تفاوت که به طور کامل برای مخاطبم توضیح دادم که این رشته چیه و بدنبال چی هست٬ گاهی تونستم نظر برخی ها رو تغییر بدم و گاهی هم نه! اما آنچه که تو این جریان مهمه جایی هست که این مکالمه صورت گرفته٬ رادیو٬ یک رسانه عمومی که دست کم چندیدن هزار نفر اون رو شنیدن.
پی نوشت ۲: امیدوارم اون مجری محترم یکبار گذرش به کتابخونه ما بیفته!
سلام.
یک کتابدار عزیز از من درباره منابع ارشد امسال راهنمایی خواسته٬ اما متاسفانه در مورد منابع جدید و نحوه سوالات اطلاعات زیادی ندارم٬ از دوستانی که امتحان ارشد دادن یا قصد دارن امسال امتحان بدن تقاضا می کنم اگر اطلاعاتی دارند این دوست کتابدار رو راهنمایی کنن.
با تشکر
سلام.
یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ در کامنتی برایمان نوشته اند: "سلام وبلاگتون خوبه ولی قبول کنید که در جامعه ما همانطور که که کتاب وکتابخوانی کمرنگ تر شده نسل کتابداران هم دارد منقرض می شود.! ما فقط خودمان داریم خودمان را امیدوار می کنیم . در حالی که واقعیت چیز دیگری است . . .موفق باشید ."
البته شخصا فکر می کنم این حرف چیزی شبیه یک مزاح است اما تا حدودی هم جای تامل دارد٬ به نظر شما چه چیزی باعث می شود کتابداران فکر کنند در حال انقراض هستند؟ آیا این مسئله ارتباطی با شان اجتماعی کتابداری و ضعف مبانی نظری این رشته ندارد؟ از شوخی گذشته بهتر است کمی هم در این مورد نگران باشیم و فکر کنیم.
سلام. شنیده شده که در کتابخانه ای دانشگاهی استادی محترم نامه ای اداری به یک کتابدار محترم نوشته اند با این مضمون:
تحویلدار محترم کتابخانه
لطفا کتابهای زیر را به .................(نام شخص) به مدت یک هفته امانت دهید.
با تشکر
پی نوشت: قضاوت و تفسیر این داستان را به شما واگذار می کنم.
فقط لازم به ذکر است که آن شخص محترم/ محترمه (دریافت کننده کتابها) دانشجوی آن دانشگاه نبوده است.(بدون سوگیری و فقط محض اطلاع)
سلام. مطلب زیر را آقای امید علی پور جهت اطلاع رسانی فرستاده اند:
مدير محترم وبلاگ گروهي كتابداران ايراني
با سلام و احترام
همون طوري كه چند روز پيش به عرض رسونده بودم دفاع گروهي از دانشجويان كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه آزاد اسلامي همدان از 21 شهريور برگزار مي شود٬ در اين خصوص وبلاگی توسط ما فعال است كه مشخصات دفاع هاي ياد شده را اطلاع رساني مي كند و ليست دفاع هاي آن همچنان توسط دانشجوياني كه دفاع دارند به روز مي شود٬ لذا خواهشمندم لينك مزبور را همراه با متني مناسب براي شرح اين موضوع در وبلاگ گروهي قرار دهيد. شايد عزيزاني باشند كه بخواهند حضور داشته باشند و يا حداقل بخواهند بدانند كه روي چه موضوعاتي كار شده است.
http://www.lib86.blogfa.com/post-184.aspx
وبلاگ كتابداران ارشد 86 همدان
با تشكر و احترام
اميد علي پور
انجمن کتابخانه های دیجیتالی اسلامی ( ایدلا) برگزار می کند:
همایش کتابخانه های دیجیتالی: چارچوب ها و چالش های طراحی، بومی سازی، و پیاده سازی، با تاکید بر علوم و فرهنگ اسلامی
زمان برگزاری: اسفند ماه 1388
دریافت مقالات تنها از طریق( سامانه مدیریت همایش) به آدرس http://www.seminars.ir/idl
امکان پذیر است.
توجه: اطلاعات بیشتر را درباره اهداف كلي همايش٬ محورهاي همايش٬تاریخ های مهم و ... در ادامه مطلب بخوانید.
پی نوشت: درج در وبلاگ به درخواست آقای محمد علائی آرانی
سلام. چهار سال پیش در چنین روزی اولین پست وبلاگ گروهی کتابداران ایران ارسال شد و این وبلاگ رسما کار خود را آغاز نمود. چهار سال لحظه به لحظه با شما بودیم. از تامل شما و تشویقهای گرم تان و از همراهی تان متشکریم. از آنان که تلاش کردند و این وبلاگ را زنده و پویا به دوستان خود سپردند و در سکوتی زیبا ترک مان کردند و از آنان که ماندند و همچنان بر تلاش خود می افزایند سپاسگزاریم.
سلام. قبل از هر چیز باید یادآوری کنم که هدف از نوشتن این مطلب به هیچ عنوان حمایت یا جانبداری از کاندیدایی خاص نیست و تنها سوالی است بی جواب در ذهن یک کتابدار.
انتخابات ریاست جمهوری است و همه در تب و تاب و تبلیغ برای کاندیدای مورد نظر خود هستند٬ از هر گوشه شهر که می گذرم نشانه هایی می بینم که گاهی سوالات زیادی را در ذهن می آورد اما همه را همچنان بی جواب می بینم و انتظاری هم جز این ندارم٬ اما یک سوال را هر روز تکرار می کنم ٬ جایگاه من یا ما به عنوان کتابدار در میان تبلیغات خوش آب و رنگ٬ وعده و وعیدهای بزرگ و کوچک و امیدهای سبز و زرد و آبی و سفید و ... چیست؟ همه کاندیداها به روشنی از حقوق شهروندی٬ حقوق معلمان٬ کارگران٬ اصناف٬ مهندسین٬ پزشکان و ... سخن می گویند اما جای ما کجاست؟ آیا در زمره فرهنگیان هستیم یا هنرمندان؟ آیا دانشگاهی هستیم یا زیر سایه فلان وزارتخانه؟ مطالبات مان چیست؟ اصلا شما بگویید به عنوان یک کتابدار و یک متخصص (نه یک شهروند یا یک زن یا جوان) از رئیس دولت آینده تان چه می خواهید؟ آیا قبول داریم که کتابخانه ها قلب تپنده مراکز آموزشی خصوصا دانشگاه ها هستند٬ آیا قبول داریم که کتابخانه های عمومی دانشگاه های مردمی هستند٬ آیا قبول داریم که کتابخانه های آموزشگاهی می توانند سرنوشت کودکان مان را تغییر دهند؟ پس چرا هر کسی ساز خودش را می زند؟
پی نوشت: از دوستان خواهش می کنم بدون ذکر نام یا اعلام حمایت از شخص یا اشخاص خاص فقط انتظارات خود را بنویسند.
سلام. اول خرداد سالروز تولد عباس یمینی شریف شاعر کودکان بود. امروز بطور اتفاقی در ضمیمه روزنامه اطلاعات امروز مصاحبه ای با هومن٬ پسر ایشان٬ خواندم که در آن به معرفی برخی آثار و اشعار و زندگی پدرش پرداخته بود. عباس یمینی شریف در سال 1346 جایزه یونسکو را برای تالیف بهترین کتاب سال در ایران از آن خود کرده بود. همه ما بخشی از دوران کودکی خود را با اشعار کودکانه این شاعر گذراندیم (ما گلهای خندانیم/ فرزندان ایرانیم/ ایران پاک خود را/ مانند جان می دانیم/ ما باید دانا باشیم/ هوشیار و بینا باشیم/...) اما در این مصاحبه آمده است که متاسفانه در سالهای اخیر برخی اشعار یمینی شریف از کتابهای فارسی دبستان حذف شده اند این درحالی است که در کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان از اشعار این شاعر استقبال فراوانی می شود. مثلا شعر: " شد ابر پاره پاره/ چشمک بزن ستاره/ کردی دل مرا شاد/تابان شدی دوباره/دیدی که دارمت دوست/ کردی به من اشاره..." در افغانستان یکی از معروفترین تصنیفهاست که توسط یک خواننده مشهور افغان هم خوانده شده است. برای علاقمندان به زندگی ادبی و خدمات فرهنگی وی سایتی به آدرس: http://www.yaminisharif.com/ ایجاد شده است. در این سایت می توانید علاوه بر مرور شعرهای کودکانه مانند "کتاب"٬ "درخت" و "من و ماه" به صدای شاعر هم گوش کنید.
سلام. در خبرهای گروه بحث شنیدیم که مقاله آقای حمید کشاورز به عنوان منبع درسی برای دانشجویان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آلبرتای کانادا برای درس Digital Reference and information retrieval معرفی شده است. لینک خبر
وبلاگ گروهی این موفقیت را به ایشان و تمامی کتابداران تبریک می گوید.
Keshavarz, H. (2008). Human information behaviour and design, development and evaluation of information retrieval systems. Program, 42(4), 391-401
سلام. آقای حیدری دانشجوی دکتری دانشگاه اهواز مقاله جامع و کاملی درباره تغییر نام رشته کتابداری نوشته اند که روز گذشته برای اطلاع عموم به گروه بحث فرستادند٬ از ایشان اجازه گرفتم تامتن مقاله و ایمیل شان را در وبلاگ گروهی منتشر کنم که لطف کردند و اجازه دادند.
با سلام خدمت دوستان عزیز
مقالهای که به ضمیمۀ این ایمیل ارسال شده، حاصل تأمل و مطالعات اینجانب دربارۀ تغییر در نام و محتوای حوزۀ «کتابداری و علم اطلاعات» است. عنوان این مقاله بیانگر این مفهوم است: «تغییر نام و محتوای آموزشی حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات بر اساس مفهوم هستۀ این حوزه و پارادایم غالب عصر حاضر: تدوین چارچوبی برای تفکر» در ابتدا تصمیم داشتم که این مقاله را از طریق مجلات حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات به چاپ برسانم و بعد آن را به گروه بحث الکترونیکی و خدمت شما دوستان ارسال نمایم. حتی با مسئولین چند تا از مجلات کتابداری و علم اطلاعات هم صحبت کردم و البته به خاطر این که دوست داشتم این مقاله هر چه زودتر منتشر شود، این امکان میسر نشد. در نهایت به خاطر مطالعاتی که در این زمینه انجام دادهام خود را موظف دیدم تا پیش از آن که به چیز دیگری فکر کنم، در اندیشۀ ادای دین خود به جوانان و جویندگان معرفت در این زمینه باشم. به کسانی که در این زمینه دغدغه دارند توصیه میشود حتماً این نوشته را به دقت مطالعه و دربارۀ آن اندیشه کنند. لازم به ذکر است که این مقاله دیروز (19/2/1388) در دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، در قالب جلسۀ پرسش و پاسخ دربارۀ «تغییر نام رشتۀ کتابداری» و به عنوان یک سخنرانی، برای دانشجویان گروه کتابداری و اطلاع رسانی و در خدمت استادان بزرگوار این گروه ارائه شد. در آخر از دکتر نوروزی به خاطر مطالعه و نقادی این نوشته تشکر و قدردانی مینمایم. با سپاس غلامرضا حیدری
سلام. دوستی از من پرسیده بودند که چرا شما به رشته تان علاقه دارید؟ البته شاید این مسئله به نظر شخصی بیاید و تنها یک مکالمه دوستانه باشد اما بعد از اینکه پاسخ این دوست عزیز را دادم, که بخشهایی از آن را در ادامه مطلب خواهید خواند, با خودم فکر کردم اکثریت کتابدارها از رشته خود اظهار نارضایتی می کنند و بارها و بارها در وبلاگ ها در این مورد داد سخن داده شده اما کمتر دیده ام کسی یا کسانی بطور جدی از عشق خود به کتابداری یا دلیل علاقه شان بنویسند. مطمئنا آن تعداد کمی (شاید هم به نظر ما کم بیایند) که به کتابداری علاقه دارند حرف های جالبی برای گفتن خواهند داشت.
با سلام. سرکار خانم نوری زاد نظرات دو تن از اساتید (آقای منصور ترکیان تبار٬ معاون پزوهشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دورود و دکتر یزدان منصوریان٬ عضو هیئت علمی گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تربیت معلم تهران) را درباره تغییر نام کتابداری و اطلاع رسانی جویا شده و آن را برای انتشار در وبلاگ فرستاده اند٬ با تشکر از ایشان بدلیل طولانی بودن مطلب٬ کل آن را در بخش ادامه مطلب آورده ام. لازم به ذکر است که مطالب مذکور بدون تغییر و بصورت کامل و صرفا با هدف اطلاع رسانی و به درخواست خانم نوری زاد منتشر می گردد.
دانشگاه قم به منظور تکمیل کادر هیئت علمی خود برای سال تحصیلی 89-88 از بین دارندگان مدارک دکترای تخصصی و یا دانشجویان دکترا(به صورت بورسیه)در18 رشته عضو هیئت علمی استخدام می کند. داوطلبان واجد شرایط می توانند پس از تکمیل فرم تقاضانامه ثبت نام (موجود در پایگاه اینترنتی دانشگاه قم به نشانی :www.qom.ac.ir ) مدارک خود را حداکثر تا پایان وقت اداری 20 اردیبهشت ماه به آدرس دانشگاه قم (قم-بلوار الغدیر-دانشگاه قم-معاونت آموزشی) ارسال کنند.
درج در وبلاگ به درخواست آقای امید علی پور و فقط جهت اطلاع رسانی است.
به دلیل مأموریتی که از سوی گروه برای آموزش کتابداران کتابخانههای عمومی داشتم، چند روز را به صورت تمام وقت در دانشکده حضور نداشتم، بنابراین چند روزی بود که ایمیل خود را باز نکرده بودم. تا این که دیروز با پیغامهایی روبرو شدم که به بحث «تغییر نام» پرداختهاند.
دکتر فتاحی سه دسته از عبارات را برای این تغییر نام ذکر کرده و فرمودهاند که دانشجویان، علاقهمندان و اساتید نظرات خود را اعلام کنند یا یکی از این موارد را انتخاب کنند. بسیار عالی است که بالاخره بزرگان این حوزه ضرورت تغییر نام را تأیید کردند، اما نباید در جایگزینی نام عجله به خرج داد و وقت اندکی را به عنوان ضربالعجل انتخاب نمود. باید نظرات افراد بیشتری شنیده شود، به خصوص کسانی که همراه با این دغدغه، مرتب در مورد آن فکر و مطالعه کردهاند.
به نظر اینجانب در ارائۀ اسامی پیشنهادی نوعی محافظه کاری به چشم میخورد که ممکن است مانع حرکت در مسیر درست شود.
درج در وبلاگ به درخواست آقای امید علی پور و فقط جهت اطلاع رسانی است.
مشهد:دانشگاه فردوسی: 3-4 اردیبهشت ماه 1388
نخستین همایش ملی کتابخانه های آموزشگاهی: پویا سازی نظام آموزشی و مشارکت در فرایند یاددهی-یادگیری توسط دانشگاه فردوسی مشهد، انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران (شاخه خراسان) و با همکاری وزارت آموزش و پرورش در روزهای 3 و 4 اردیبهشت ماه 1388 برگزار خواهد شد.
دکتر مهری پریرخ دبیر علمی این همایش بر این نکته تاکید کرد که ایجاد و گسترش کتابخانه های فعال یکی از عوامل اصلی در تحقق تحولات کنونی نظام آموزشی کشور است. وی به این نکته نیز اشاره کرد که تنها با تأکید بر کتابهای درسی نمی توان دانش اندوزانی تربیت کرد که از شهروندان جامعه اطلاعاتی بشمار می آیند.
درج در وبلاگ به درخواست آقای مهدی زاهدی و فقط جهت اطلاع رسانی است.
سلام. نمی دانم بعد از مدتها وبلاگزدگی (شما بخوانید بدلیل تغییر آب و هوا!) آیا نوشتن از مسئله ای که فکر نمی کنم حالا حالاها بشه توی فرهنگ ایرانی اونو جا داد٬ درسته یا نه؟ اونم توی یه وبلاگ علمی! و با زبانی غیر رسمی! اما در هر صورت می ارزه یه بار بهش اشاره بشه. کتاب نگار نوشته صدای پای بهار میآید لطفا کتاب هدیده دادن را فراموش نکنید. تا حالا فکر کردید ما ایرانیها چقدر رسم و رسوم داریم و به مناسبتهای مختلف برای هم هدیه می گیریم؟! چشم روشنی٬ خونه نویی٬ تبریک زیارت٬ عروسی٬ عیدی و ...٬ چه خوبه تو بعضی از این مناسبتها به جای خرید کالای پر زرق و برق٬ یه کتاب هدیه بدیم. مطمئن باشید اگه بخواهید چشم و هم چشمی هم بکنین اونقدر کتابهای نفیس وگرانقیمت هم هست که بشه به این هدف هم رسید!! اما خب شک دارم به این زودی این فرهنگ جا بیفته که مثلا فلانی به عروس و داماد به جای طلا و سکه٬ کتاب هدیه داده!٬ اما می شه از مناسبتهای کوچکتر مثل تولد٬ عید٬ سالگردها و ... شروع کرد. خصوصا برای بچه ها. من چند وقت پیش این کار رو کردم و در حالی که امیدوار نبودم نتیجه خوبی بده برعکس خیلی ازش استقبال شد.
پی نوشت: اینهم عیدی ما به شما٬ متن کامل اشعار شاعران معاصر (یه جور کتاب اینترنتی
)
شركت تحقيق، طراحي و توليد موتور ايران خودرو (ايپكو) كارشناس كتابداري (آقا) با مشخصات زير استخدام مينمايد:
1) مدرك تحصيلي ليسانس (ترجيحا" دانشگاه دولتي)
2) تجربه كاري در زمينه كتابداري تخصصي (حداقل دو سال )
3) توانايي مكالمه و نگارش زبان انگليسي
4) آشنايي كامل با كتابخانه الكترونيكي، نرمافزارهاي كتابداري و office
علاقهمندان ميتوانند رزومه خود را از طريق آدرس الكترونيكي training@ip-co.com و يا شماره نمابر 44520880 به اين شركت ارسال فرمايند. جهت اطلاعات تكميلي ميتوانيد با شماره 44537032 تماس حاصل فرماييد.
Nader Taheri
Head of Human Resource Development & Training Department
چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ در سالن کنفرانس نهاد کتابخانه های عمومی کشور ساعت ۱۶ با حضور مدیر مسئول٬ سردبیر٬ اساتید دانشگاه و مدیران نهاد از فصلنامه علمی- تخصصی پیام کتابخانه رونمایی خواهد شد.
انتشار خبر در وبلاگ: به درخواست اداره کل پژوهش و برنامه ریزی نهاد
پی نوشت: من فکر می کردم رونمایی مال چیزهایی جدیدیه که تا به حال کسی اونها رو ندیده یا مثلا اختراع و اکتشاف هستن٬ راستش فلسفه این برنامه٬ با توجه به اینکه هیچوقت معلوم نشد که چرا این نشریه یه دفعه متوقف شد؟٬ یه کمی عجیبه. در هر صورت امیدوارم با همت مسئولین جدید این نشریه بتونه رسالتش رو خوب به انجام برسونه و دچار مافیای نشریات دیگه نشه.(بدون سوگیری!)
با سلام . ایمیل زیر توسط یکی از کتابداران بدست من رسیده خواهشمندم اگر دوستان اطلاعاتی دارند راهنمایی شان کنند.
با سلام
من فوق لیسانس کتابداری و اطلاع رسانی هستم و قصد گرفتن بورس تحصیلی از یکی از دانشگاه های خارج از کشور را دارم می خواستم اگر زحمتی نیست چند موضوع پایان نامه به روز و قابل توجه را که فکر می کنید ،در دیگر کشورهای دنیا اهمیت دارد و گرفتن بورس را امکان پذیرتر می کند،به من معرفی کنید.
با تشکر
دانشگاه زابل از بین افراد واجد شرایط به صورت استخدام و اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان دکتری دعوت به عمل می آورد.یکی از رشته ها هم کتابداری است. تخصصهای مورد نیاز٬ فرم درخواست و مدارک لازم در آدرس اینترنتی http://www.uoz.ac.ir درج شده است.
منبع: روزنامه ایران امروز
دانشگاه تهران هم ۳۱ نفر لیسانس کتابداری یا علوم کتابداری و اطلاع رسانی و برنامه ریزی کتابداری البته صرفا مرد و بومی جهت کار در شهرستان تهران و یک نفر در جزیره کیش بصورت پیمانی استخدام می نماید. جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس http://ureg.ut.ac.ir/eEmp/ مراجعه نمایید.
متقاضيان آزمون استخدامي دانشگاه تهران ميبايست از تاريخ 06/11/1387 لغايت 18/11/1387 به مدت 13 روز نسبت به انجام ثبت نام٬تكميل اطلاعات و ارسال مدارك خود بصورت الكترونيكي اقدام كنند.
دانشگاه علوم پزشکی تهران 12 کتابدار را به صورت پیمانی استخدام می نماید. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرسhttp://emp.tums.ac.ir مراجعه نمایید.
بر گرفته از گروه بحث کتابداری فرستاده شده توسط آقای میرزایی
پی نوشت: مهلت ثبت نام از ۵ تا ۱۰ بهمن است و مقاطع و رشته های مورد نیاز لیسانس و فوق لیسانس کتابداری٬ علوم کتابداری و اطلاع رسانی٬ برنامه ریزی کتابداری و کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی است ضمنا تا این ساعت فقط ۳ نفر ثبت نام کرده اند و هنوز ۳ روز فرصت هست.
پی نوشت ۲: مبلغ 70000 ريال (هفت هزارتومان) به حساب شماره 27619001/21 جاري الكترونيكي بانك ملت (جام) بنام وجوه اختصاصي شركت كنندگان آزمون استخدامي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تهران قابل پرداخت دركليه شعب بانك ملت (قابل توجه دوستانی که پرسیده بودند)
دانشگاه پيامنور در نظر دارد به منظور تكميل كادر آموزشي مورد نياز مراكز و واحدهاي خود در شهرهاي مختلف كشور از بين دارندگان مدرك دكتراي PhD در رشتههاي ذيل (جهت اختصار حذف شده ولی کتابداری یکی از رشته ها بود) به تعداد مورد نياز با رعايت ضوابط و مقررات مربوط به صورت پيماني و قرارداد همكاري يكساله عضو هيات علمي جذب نمايد.
متقاضيان ميتوانند درخواست و مدارك تحصيلي و پژوهشي خود را جهت بررسي به سازمان مركزي دانشگاه پيامنور به آدرس: ابتداي جاده لشكرك- صندوق پستي: 4697-19395 ارسال فرمايند. لازم به ذكر است دانشگاه در رد و قبول درخواستها مختار است.
مهلت ارسال چکیده به نشست تخصصی خلاقیت ونوآوری در کتابخانه های عمومی تا ۷ بهمن ۱۳۸۷تمدید شد.
نشانی وبلاگ نشست:
این خبر به درخواست اداره پژوهش و برنامه ریزی نهاد کتابخانه های عمومی کشور در این وبلاگ منتشر شده است.
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی در نظر دارد جهت تامین نیروی مورد نیاز خود به تعداد 194 نفر به صورت پیمانی استخدام کند که در بین آنها 5 نفر کتابدار نیز به چشم می خورد. برای کسب اطلاعات بیشتر به روزنامه ایران مورخ دوشنبه 23 دی ماه 13۸۷ مراجعه فرمایید.
برگرفته از گروه بحث کتابداری٬ فرستاده شده بوسیله خانم صرامی
با سلام. دوستان عزیز نویسنده خواهشمندیم به گروه بحث وبلاگ مراجعه نموده و در نظرسنجی موجود در آنجا نظرات خود را فقط با انتخاب گزینه ها و بدون توضیحات اضافی همراه با درج نام خود قید نمایید. ضمنا دوستانی که هنوز به دعوت نامه های خود برای عضویت در گروه بحث پاسخی نداده اند فقط تا پایان دی ماه فرصت دارند.
لازم به ذکر است پس از مهلت مقرر اکانت شما حذف خواهد شد.
سلام. با همت آقای رجبی گروه بحث وبلاگ دوباره احیا شد٬ در واقع از نو ساخته شد٬ از دوستان عزیز نویسنده تقاضا می کنم از این به بعد اخبار مربوط به وبلاگ را از این گروه بخوانند به آدرس: http://groups.google.com/group/lisiran
دوستانی که هنوز به ایمیل عضویت پاسخی نداده اند خواهشمندیم هر چه سریعتر (حداکثر تا ۱۰ روز آینده) اقدام به این کار نمایند٬ چون از این به بعد تمامی اخبار و گزارشات و سایر موارد مربوط به وبلاگ مانند تذکرات جمعی و تصمیم گیری ها از این طریق انجام می شود و جز در مواقع اضطراری از طرف بنده ایمیلی برای دوستان ارسال نخواهد شد.
با تشکر و آرزوی موفقیت
با سلام. خواهشمندم دوستان نویسنده نظرات خود را درباره موارد زیر حداکثر تا ۱۰ روز آینده به ایمیل من ارسال نمایند٬ یا در قالب کامنت در همین پست (جهت رفاه حال شما نظرخواهی این پست فعال است ) بنویسند:
۱- اصلاح آیین نامه و اساسنامه وبلاگ همراه با ذکر موارد پیشنهادی جهت حذف٬ اضافه یا تغییر
۲- تغییر موضوعات وبلاگ همراه با ارائه موضوعات پیشنهادی
۳- نظرسنجی درباره شیوه نظردهی در وبلاگ همراه با اعلام موافقت یا مخالفت با هر یک از انواع نظرسنجی جهت استفاده در وبلاگ در آینده همراه با دلیل آن
۴- تمایل به ادامه یا عدم ادامه همکاری مستمر با وبلاگ بر اساس موارد مندرج در آیین نامه
۵- ارسال رزومه های روزآمد بر اساس فرم موجود در وبلاگ یا فرم ارسال شده به ایمیل شما
۶- هرگونه نظر یا پیشنهاد در خصوص مدیریت بهتر وبلاگ
با تشکر (با تشکر از دوستانی که قبلا نظرات خود را ارسال نموده اند)

سلام. روز دانشجو را به تمامی دانشجویان عزیز خصوصا همکاران وبلاگ نویس تبریک می گوییم. به امید روزهای روشن و روشن تر
پی نوشت: عکس تزئینی است.
سلام. سوال زیر را یکی از اعضای انتشاراتی از کتابداران پرسیده اند٬ خواهشمندم ایشان را راهنمایی کنید:
"کتابداران در یک دفتر انتشاراتی چه کارهایی می توانند انجام دهند؟"
لطفا نظرات خود را در قالب کامنتهای همین پست بنویسید.
از خانم گلشاهی تقاضا می شود هر چه سریعتر با من از طریق ایمیل تماس بگیرند٬ ایمیلهایم به دست ایشان نمی رسد.
خانمها و آقایان جولایی٬ کفاشان٬ موسوی و آلبوغیبیش خواهشمندم وضعیت همکاری خود را روشن نمایید. تا کنون سه بار در این مورد برای شما ایمیل فرستاده ام.
تمامی دوستان می توانند نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را درباره آیین نامه و اساسنامه وبلاگ ارسال نموده یا در همین پست کامنت بگذارند.
موفق باشید
دوستانی که تا کنون در آزمون دکتری کتابداری دانشگاه آزاد شرکت کرده اند و یا از منابع آن اطلاعی دارند لطفا در این مورد به آقای عطاریه (خواننده وبلاگ )کمک کنند٬ لطفا اطلاعات خود را در کامنتهای همین پست درج فرمایید.
با تشکر
سلام.
از دوستانی که در بحثهای مربوط به وبلاگ شرکت کردند ممنونم و از سایر دوستان هم انتظار دارم هر چه زودتر در مورد موارد ذکر شده نظرات خود را ابزار دارند٬ در همین راستا تغییراتی در وبلاگ رخ داده که جهت اطلاع ذکر می شود:
۱- متاسفانه ۶ نفر از نویسندگان عزیز به دلیل عدم فعالیت از ۶ ماه تا بیش از یک سال (بطور متوسط) و عدم تعیین وضعیت همکاری خود بر اساس بند ه ماده 2 آیین نامه از لیست نویسندگان وبلاگ حذف شدند. همین جا از همکاری صمیمانه این دوستان در مدت فعالیت شان کمال تشکر را داریم و امیدواریم که در تمامی مراحل زندگی خود موفق و موید باشند.
۲- همچنین ۵ نفر دیگر از دوستان نیز هر کدام از ۴ تا ۶ ماه است که فعالیتی ندارند٬ برای این دوستان نیز ایمیل اخطار برابر بند ه ماده 2 آیین نامه ارسال شده است که خواهشمند است هر چه سریعتر وضعیت خود را مشخص نمایند.
۳- از سایر دوستان نویسنده هم تقاضا دارم در صورت عدم تمایل به همکاری قبل از ارسال ایمیل های اخطار شخصا موارد را اطلاع دهند.
۴- نویسندگان عزیزی هم که به تازگی عضو شده اند هر چه سریعتر نسبت به شروع همکاری خود یا لغو آن اقدام نمایند.
ضمنا تا روشن شدن وضعیت حل مشکلات موجود در وبلاگ از پذیرفتن اعضا جدید معذوریم. قبلا از کتابداران عزیز پوزش می طلبیم.
پی نوشت: نظرخواهی برای این پست باز است٬ هر چه دل تنگتان می خواهد بگویید. (البته بدون ... )
دوستان خواننده هم می توانند نقطه نظرات خود را در قالب نظر یا ایمیل بیان کنند.
آقای مهدی کریمی و خانم طاهره گلشاهی
سلام. متاسفانه ارسال پیغام های گروه به شما عزیزان از طریق آدرس ایمیل هایی که ارائه داده اید با شکست مواجه می گردد٬ خواهشمندم در اولین فرصت آدرس ایمیل معتبری ارسال نمایید.
با تشکر
کرمی
سلام. دوستانی که تمایل به همکاری با کودکان ایران زمین را دارند این مطلب را بخوانند. انجمن ریشه های دانش: لذتی به نام خواندن و دانستن
كتابي كه نيم قرن در راه ماند
اوكلاهاما: زني كه 61 سال پيش كتابي را از يك كتابخانه به امانت گرفته بود با تاخيري كه بيش از نيمقرن به طول انجاميد آن را به كتابخانه بازگرداند. اين زن كه در آن زمان يك دانشآموز دبيرستاني بود از كتابخانه مدرسهاش اين كتاب را براي 3 روز به امانت گرفت. اما فراموش كرد كتاب را بازگرداند و سالها بعد بدون اينكه اين كتاب را به مدرسه پس داده باشد از اين دبيرستان فارغالتحصيل شد. اين زن كه هماكنون صاحب چند نوه دبيرستاني است حين مرتبكردن انباري خانهاش، با كتابي كه سالها پيش به امانت گرفته بود، مواجه شد. او كه به شدت دچار عذاب وجدان شده بود، كتاب را همراه با يك چك 250 دلاري به عنوان جريمه ديركرد، براي مدرسه سابقش فرستاد. اين زن به همراه كتاب يك يادداشت عذرخواهي هم براي مدير كتابخانه كه مدتهاست بازنشسته شده است، ارسال كرد.
منبع: روزنامه همشهری امروز
سلام. خانم بیگدلی عزیز مطالبی درباره راه اندازی یک کتابخانه روستایی برایم ارسال نموده بودند (با پوزش از ایشان بدلیل تاخیر من در ارسال مطلب در وبلاگ)٬ بد نیست شما هم این مطالب را بخوانید و اگر می توانید به این کتابخانه کمک کنید. نام این کتابخانه گنجینه بهار است و ظاهرا برای بچه ها درست شده است. عکسهاش رو در اینجا و اینجا ببینید و همچنین شرح کامل چگونگی راه اندازی آنرا از وبلاگ کتاب نگار و وبلاگ حرفهای معمولی بخواید. اینهم آگهی افتتاح کتابخانه.
برای کمک به این کتابخانه با نویسنده وبلاگ حرفهای معمولی تماس بگیرید.
سلام.
امروز روز جهانی کودک بود اما افسوس ...
دیروز بروشوری بدستم رسید که از طرف برخی از انجمنهای حمایت از کودکان بود و روی آن نوشته شده بود:
" همین الان کودکی ام را به من پس بدهید"
این جمله برایم تداعی کننده دوران خوش و تا حدودی ناخوش (متاسفانه ما نسل پر استرسی بودیم) کودکی بود و افسوس برای اینکه زیاد کودکی نکردیم.
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی علوم پزشکی ایران بر اساس بند 5 ماده 7 اساسنامه انجمن و در جهت ترغیب و تشویق شاغلان حوزه کتابداری واطلاع رسانی پزشکی در پیشبرد اهداف آموزشی و پژوهشی انجمن، مبادرت به شناسایی و معرفی کتابداران نمونه در سطح انجمن های منطقه ای نموده است. بر اساس مصوبه هیئت مدیره انجمن، از هر انجمن منطقه ای یک نفر (توسط هیئت مدیره های انجمن های منطقه ای) و دو نفر نيز در سطح استان تهران و سایر استانهایی که انجمن منطقه ای ندارند (توسط هیئت مدیره انجمن)، بر اساس ضوابط مندرج در این دستورالعمل انتخاب، و هر سال طی مراسمی در ایام هفته کتاب از آنها تقدیر به عمل خواهد آمد.
کتابداران واجد شرایط می توانند در صورت تمایل به شرکت در انتخاب کتابدار نمونه سال، مدارک خود را بر بر اساس فرم مربوطه گردآوری نموده و به هیئت مدیره های منطقه خود تحویل نمایند.
برای دریافت فرم به سایت انجمن (www.imla.ir) مراجعه نمایید.
همچنین بر اساس مصوبه هیئت مدیره ، از امسال علاوه بر معرفی کتابداران نمونه، دانشجویان نمونه نیز در مراسم هفته کتاب معرفی خواهند شد. بر این اساس از هر گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در سطح کشور (گروههای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تهران، ایران، شهید بهشتی، کرمان، جندی شاپور، اصفهان، زاهدان، تبریز، بوشهر) یک نفر انتخاب و معرفی خواهد شد.
لازم به ذکر است که کتابداران نمونه منحصرا توسط اعضای محترم گروههای آموزشی انتخاب و به انجمن معرفی خواهند شد.
میرزایی
دبیر انجمن
سوال یک خواننده: از آنجا که مشغول مطالعه در خصوص تصویر اجتماعی کتابداران درایران و سایر کشورها هستم و رشته تحصیلی شما نیز کتابداری می باشد خواهشمندم در صورتی که منابعی در این زمینه به زبان فارسی و انگلیسی می شناسید که بتواند در انجام این کار پژوهشی مفید واقع شود معرفی نمائید.
پی نوشت: از کلیه دوستانی که در این مورد اطلاعاتی دارند تقاضا می شود اطلاع رسانی نمایند.
احتراماَ بدینوسیله به اطلاع می رساند که وب سایت ماهنامه اطلاع یابی و اطلاع رسانی برای مدتی تعطیل خواهد بود. علت این امر تعطیلی تابستانی دست اندرکاران نشریه و همچنین طراحی سایت جدید نشریه با استفاده از فرصت مذکور می باشد. لذا دوستان و سروران ارجمند در یکی دو روز باقی مانده تا پایان ماه می توانند مقالات خود را به ادرس ایمیل ارسال نمایند
|
با سلام و احترام پايان نامه ي بنده با عنوان : بررسي وب سايت هاي كتابخانه هاي دانشگاهي ايران در دست نگارش مي باشد.از كليه ي عزيزاني كه قبلا پايان نامه هايي با اين موضوع را مشاهده كرده اند - مشخصات و چكيده ي آن را در اختيارم قرار دهند.با تشكر |
مدیر محترم وبلاگ گروهی کتابداران ایران
با سلام و عرض تبریک ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه
خواهشمنداست با عنایت به پرسش در خصوص پذیرش مقاله در ماهنامه اطلاع یابی و اطلاع رسانی ، به اطلاع مخاطبان آن وبلاگ ارزشمند رسانده شود که:
بعلت تعداد زیاد مقالات دریافتی پس از پایان مرداد ماه، مدتی از پذیرش مقاله معذوریم و تنها آماده دریافت گزارش و اخبار مرتبط به حوزه کتاب، کتابخوانی،کتابداری ، کتابخانه ها و نظایر آنها هستیم.
حسین حسینی نثار٬ سردبیر ماهنامه
جلسه دفاع پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی
با موضوع:
طرح ترسیم جایگاه مفاهیم طب سنتی ایران در ساختار زبان مشترک ابر اصطلاحنامه و شبکه معنایی نظام زبان واحد پزشکی (UMLS)
توسط: علی ولی نژادی
اساتید راهنما: دکتر فریدون آزاده و دکتر عباس حری
اساتید مشاور: دکتر محمدرضا شمس اردکانی و دکتر مازیار امیر حسینی
اساتید داور: دکتر نرگس نشاط, دکتر عباس گیلوری و دکتر رضا صفدری
زمان: سه شنبه مورخه ۲۹ /۵/۱۳۸۷ ساعت ۱۰ صبح
مکان: خیابان پورسینا. ساختمان شماره 2 دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران. طبقه سوم. تالار شهدای دانشجو
پی نوشت:لازم به ذکر است که این پایان نامه اولین پایان نامه آماده دفاع در گروه کتابداری و اطلاع رسانی تازه تاسیس دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
با تشکر از آقای ولی نژادی برای ارسال این خبر به وبلاگ گروهی
سلام. خیلی بی سر و صدا و در غوغای گرما و تعطیلات تابستانی وبلاگ گروهی کتابداران ایران سه ساله شد. 17 مرداد امسال (دو روز پیش) وارد چهارمین سال فعالیت خود شدیم. ضمن تبریک به تمامی نویسندگان گرامی و تشکر از زحمات تمامی دوستانی که ما را یاری کردند و قدردانی از تلاشهای ارزنده کتابداران عزیزی که هنوز همراه این وبلاگ هستند و همچنین خوانندگان وفادار و عزیز, آرزو می کنم که تمامی کتابداران عزیز در زندگی حرفه ای و غیر حرفه ای خود موفق باشند و این وبلاگ بتواند سهم کوچکی در اطلاع رسانی به تمامی کتابداران ایرانی داشته باشد.
پی نوشت بی ربط: تا یک ماه آینده سرور دانشکده ما با بلاگفا مشکل دارد بنابراین ممکن است تقاضاهای دوستان کمی با تاخیر انجام شود, امیدوارم با صبر و حوصله مرا در این راه یاری نمایید.
کتابخانه آفتاب فرهنگسرای انقلاب طرح کتابدار محله را اجرا می کند. در این برنامه٬ کتاب توسط کتابدار به در منازل اشخاصی که امکان استفاده از فضای کتابخانه را ندارند ارسال می شود.
به نقل از همشهری امروز٬ صفحه آخر
پی نوشت: اگر واقعا این طرح اجرا می شود و مثل طرح های دیگر فقط روی کاغذ و در حد خبر نباشد باید از تمامی دست اندرکاران آن تشکر کرد.
سلام. مدتیه که زیاد وبگردی نمی کنم اما امروز با کامنت لطف آمیز یکی از دوستان بلاگر کتابدار به وبلاگ ایشان هدایت شدم و مطلبی خوندم که حیف ام آمد شما نخوانید. تلنگری دیگر به جماعت کتابدار (البته قبل از همه به خودم!) مطلب را از وبلاگ کتابنامه بخوانید.
با سلام. در خبرهای گروه بحث شنیدیم (البته بهتره بگیم خواندیم یا دیدیم... به هر حال) که خانم شیما مرادی همکار محترم این وبلاگ و دانشجوی دکتری کتابداری به سمت سردبیری مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی (نما) منصوب شده اند٬ ضمنا این مجله با کسب مجوز از وزارت ارشاد از این پس مجله ارتباط علمی خوانده می شود. این موفقیت را به خانم مرادی و جامعه کتابداران تبریک می گویم.
سلام. با عرض تبریک به دوستانی که درآزمون دکتری کتابداری مشهد پذیرفته شدند٬ به اطلاع بازماندگان محترم می رساند که می توانند نتیجه اعمال خود را از طریق سایت دانشگاه مشهد ببینند. ضمنا داوطلبان گرامی در صورت داشتن اعتراض می توانند حداکثر تا تاریخ ۱۰/۴/۱۳۸۷ کتبا با آدرس مشهد پردیس دانشگاه فردوسی ساختمان مدیریت امور آموزشی صنوق پستی 134-91735 مکاتبه نمایند.
پی نوشت: بازهم مرحبا (به قول بچه ها گلی به جمال) دانشگاه مشهد که مثل دانشگاه اهواز شرکت کنندگان را در حسرت دیدار کارنامه های خود نگذاشت. ![]()