دغدغۀ تغییر نام
با تمام عشق و علاقهای که نسبت به اساتید بزرگوار خودم دارم، باید عرض کنم که کمی هم به حرف شاگردان و دانشجویان خود گوش کنند. مشکل تغییر نام بیشتر مشکل جوانان و آینده است. به نظر من حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات با نام و محتوای فعلی از انسجام و استحکام لازم برای ماندگاری در آینده برخوردار نیست. مگر این که از نظر محتوایی و ظاهری (از جمله اصطلاحشناسی و نامگذاری) مورد بازنگری و ارزیابی قرار گیرد و به کارایی و توانایی لازم و انسجام درونی و بیرونی دست یابد.
میگویند عاقل کسی است که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کند. اگر چنین شود، هر چند استخوان در گلو صبر کردن دشوار است، اما رویکردی عقلانی و علمی است و نتایج و ثمرات ارزشمندی خواهد داشت. یکی از دلایل به تأخیر افتادن انقلابها (از جمله انقلابهای علمی) یا عدم تغییر در بسیاری موارد، عدم وجود یک جایگزین مناسب بوده و خواهد بود. در مورد اسم حوزۀ ما هم این مسئله وجود دارد. من بسیاری از آلترناتیوها را به دقت بررسی کردهام و هیچ یک را کامل و جامع ندیدهام، اما به هر حال در این زمینه هم بد و بدتری وجود دارد. اسامی بد کتابداری که مورد تأیید بنده بوده و علی رغم مشکلاتی که دارند، بهترین گزینههای موجود برای تغییر نام هستند، عبارتند از:
1- علم اطلاعات، 2- مدیریت اطلاعات و 3- مدیریت دانش
نمیدانم چرا در اسامی پیشنهاد شده از علوم یاد شده، ما که خود در معنی علم درماندهایم، چگونه است که دم از علوم میزنیم، چیزی که باکلند در مورد علوم اطلاعات گفته را نباید بدون تحلیل وارد حوزۀ نامگذاری کرد. کار ما با علوم نیست، همان عنوان علم به صورت مفرد برای ما کفایت میکند. عبارت علوم، انسان را یاد علوم تجربی، اجتماعی و انسانی میاندازد. مگر نه این که علم اطلاعات علمی است که فرایند اطلاعات ( از تولید تا استفاده و ارائه) را مطالعه میکند، پس دیگر علوم چه صیغهای است. تازه ما در این حوزه تنها با اطلاعات مدون و مضبوط سر و کار داریم یا حداقل تاکید ما بر این قسمت از مفهوم اطلاعات است.
عنوان علم اطلاعات به خاطر کلمۀ علم و بُعد علمی آن بیشتر مورد توجه اینجانب قرار دارد. پیتر دراکر هم در تعریف نقشهای جدید در عصر جدید اطلاعات و دانش به دو قشر دانشکاران و مدیران اشاره میکند و البته تأکید دانشگاه بیشتر بر علم و دانش است تا مدیریت و اجرا.
میخواهم یادآوری کنم که بنده به نقاط قوت و ضعف هر یک از اسامی پیشنهادی خود واقف هستم و چنانچه لازم باشد میتوانم استدلالهای خود را ارائه کنم. اما به عنوان یک علاقهمند و کسی که دغدغۀ خود را با مطالعه همراه کرده است، باید عرض کنم که با اسامی پیشنهادی گروه تصمیمگیری مخالف هستم.
بحث تغییر نام نباید در مقابل و در تضاد با تغییر محتوا دیده شود. تغییر محتوا نسبت به تغییر نام مثل قانون بیست هشتاد است، یعنی محتوا معرف بیش از هشتاد درصد کار ما است، اما به این بهانه نباید از تغییر نام هم به راحتی گذر کرد. البته که نام بالاخره تغییر خواهد کرد. من این را قبلاً هم یادآوری کردهام. پس چه بهتر که با مشورت و مطالعه باشد.
نوعی سردرگمی در عبارات پیشنهادی مورد نظر در گروه بحث وجود دارد که از دو قسمتی بودن نامهای پیشنهادی نشأت میگیرد و در واقع به نظر میرسد قسمت اول و دوم هر عنوان میخواهند مفهوم یکدیگر را روشن کنند و اصلاً این گفتار و عبارات سادگی لازم را هم ندارند. بنده برحسب احساس مسئولیت مواردی را ذکر کردم، به هر حال بهتر است واژگان و عبارات ارجح جمعآوری شوند و به دیدگاه متخصصان و دانشجویان این حوزه توجه شود و در نهایت باید از کسانی که در این زمینه دغدغۀ خود را با مطالعه پیگیری کردهاند، و از خلاقیت و نگرش جوانان و همت و تجربۀ پیران یاری خواست.
30/1/1388
غلامرضا حیدری
دانشجوی دکتری و بورسیۀ گروه کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه شهید چمران اهواز
وبلاگ گروهي كتابداران ايران با همكاري كتابداران وبلاگ نويس ايراني جهت اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف در علوم كتابداري و اطلاع رساني تهيه شده است.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما خوانندگان عزيز ما را در بالابردن كيفيت اين وبلاگ ياري خواهد كرد. جهت همكاري با اين وبلاگ با مدير وبلاگ تماس بگيريد.