تغییر نام و محتوای آموزشی حوزۀ کتابداری
تغییر نام و محتوای آموزشی حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات بر اساس مفهوم هستۀ این حوزه و پارادایم غالب عصر حاضر: تدوین چارچوبی برای تفکر
غلامرضا حیدری[1]
چکیده
این پژوهش به بررسی موضوع تغییر نام در حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات اختصاص دارد. در ابتدا ضرورتها، دلایل، موانع، مشکلات و عواقب تغییر نام به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه اشاره شده که بحث تغییر نام نباید در تقابل و در تضاد با تغییر محتوا دیده شود، زیرا این دو اجزای یک نظام واحد هستند و از این رو قبل از هر چیز باید چارچوبی برای چگونگی تغییر و انتخاب نام و حتی محتوای آموزشی تدوین شود. در این راستا اسامی پیشنهادی کمیتۀ برنامهریزی کتابداری و علم اطلاعات به اختصار مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در جستجوی یک جایگزین مناسب برای عنوان فعلی این حوزه، به اختصار به تعدادی از مطالعات صورت گرفته در این زمینه اشاره شده و سپس عبارات علم اطلاعات (اطلاعشناسی یا دانششناسی)، مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش و ابعاد مثبت و منفی این جایگزینهای احتمالی مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه بر اساس پارادایم غالب زمان و مفهوم هسته و پایۀ حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات، یک چارچوب فکری یکپارچه به منظور تفکر دربارۀ تغییر در نام و محتوای آموزشی این حوزه پیشنهاد شده است. این چارچوب فکری بر اساس مفاهیم اصلی و پربسامد در دامنۀ حوزۀ مذکور شکل گرفته است. در نهایت ملاکها و معیارهایی برای کمک به انتخاب یا خلق نام مناسب، و چند مورد از اسامی پیشنهادی که از منظر این پژوهش از بیشترین هماهنگی با این معیارها برخوردارند، معرفی شده است.
کلیدواژهها: تغییر نام، تغییر محتوا، کتابداری و علم اطلاعات.
مقدمه
چندی پیش دکتر فتاحی (1388) در گروه بحث الکترونیکی کتابداری و علم اطلاعات (LIS) سه دسته از عبارات را از طرف «کمیتۀ برنامهریزی و گسترش کتابداری و اطلاعرسانی» وزارت علوم، برای تغییر در نام این حوزه ذکر کرده و فرموده بودند که دانشجویان، علاقهمندان و استادان میتوانند نظر خود را اعلام نموده یا یکی از این موارد را انتخاب کنند. این موارد عبارتند از:
-
علوم کتابداری و مدیریت اطلاعات؛
-
مدیریت اطلاعات و علوم کتابداری؛ و
-
علوم اطلاعات و کتابداری.
وی یادآوری کرده بود که با توجه به محدودیتها و دیدگاههای وزارت علوم باید تلاش شود تا حد امکان از میان عنوانهای پیشگفته یک گزینه انتخاب شود تا در نهایت بتوان به تصویب آن در این وزارتخانه امیدوار بود. به هر حال بسیار عالی است که بالاخره پیشکسوتان این حوزه ضرورت تغییر نام را تایید کردند، و باید سپاسگزار بود که صاحبنظران این حوزه به ندای خیل عظیم دانشجویان و کارشناسانی که خواستار تغییر در عنوان این حوزه هستند، پاسخ مثبت دادند. اما پیش از هرگونه اقدامی لازم است به چند نکته که در ادامه خواهد آمد، توجه شود:
اول این که ضرورت تغییر نام، تنها به خاطر تحولات تاریخی، علمی، فنی و بازار کار و هماهنگی با این موارد شکل نگرفته است، بلکه دلایل دیگری هم برای این موضوع وجود دارد. برای مثال، نامناسب بودن کلمات موجود در عنوان فعلی از نظر دانشجویان و جامعه یکی از این دلایل است. یکی دیگر از دلایل لزوم تغییر نام، این است که در ابتدا معادل خوبی برای این حوزه در زبان فارسی انتخاب نشده است. به عبارت دیگر، عنوان این حوزه بد ترجمه یا انتخاب شده و لازم است تا عنوان فعلی با توجه به مفاهیم این حوزه در زبان انگلیسی و زمینههای فرهنگی جامعۀ ایرانی، مورد بازنگری قرار بگیرد. بنابراین باید روشن شود که بازنگری در کدام سطح مورد نظر است: در سطح معادلسازی یا در سطحی کلی. برای مثال، نگارنده مدتی است که از اصطلاح «کتابداری و علم اطلاعات» - که در سرتاسر این نوشته هم نمایان است- استفاده میکند که هماهنگی بالایی با معادل جهانی این حوزه دارد. البته دلایل دیگری هم برای استفاده از این عبارت وجود دارد که در ادامه مورد توجه قرار میگیرد. به هر حال برخی عقیده دارند که در کشور ما هنوز چارچوب این حوزه به خوبی مطالعه، درک و بومی نشده است و این پرسش را مطرح میکنند که آیا به راستی این حوزه در ایران جایگاه خود را یافته است؟ و بنابراین آیا میتوان یک عنوان بومی برای آن برگزید؟ یا باید بر اساس مطالعۀ بسامدی عنوان گروههای کتابداری و علم اطلاعات در جهان عملکرده و تنها به تصحیح معادلسازی اکتفا کرد؟ بنابراین، پیش از هر گونه تصمیمگیری دربارۀ تغییر نام باید به این پرسشها پاسخ داده شود.
دوم این که نباید در جایگزینی نام عجله به خرج داد و وقت اندکی را به عنوان ضربالاجل انتخاب نمود. تغییر باید با آرامی و با تامل، مطالعه و بررسی ابعاد، جوانب و عواقب بعدی آن صورت بگیرد. بد نیست در این جا به نکتهای اشاره شود که منصوری (1377) در کتاب «ایران 1427» دربارۀ جرم و لختی (اینرسی) مطرح نموده است. وی خاطر نشان میکند که نیوتون برای نخستینبار مفهوم جرم و لختی را فرمولبندی کرد. نیوتون نشان داد که هر جسم در حال حرکت در مقابل تغییر حرکت، یعنی تغییر سرعت یا جهت حرکت، مقاومت نشان میدهد. نیوتون این مقاومت را اینرسی، و پارامتری که در جسم بیانگر این مقاومت است را جرم، نام نهاد. بر اساس این قانون هر چه جرم چیزی بیشتر باشد، برای تغییر حرکت آن باید نیروی بیشتری صرف شود. منصوری عدم توجه به این قانون را عامل بسیاری از مشکلات کشور ما در تصمیمگیریهای کلان و ملی ذکر کرده است. در حوزۀ ما هم ایجاد تغییر در عنوان حوزه یقیناً دشواریها و مشکلاتی را در پی خواهد داشت که پیشبینی تمامی این مسائل آسان نیست. یکی از عواقب تغییر نام ممکن است جدایی واژگانی این حوزه از پیشینۀ گرانبار و تاریخی آن باشد. به علاوه این که تغییر نام بدون توجه به اسامی شناخته شدۀ جهانی و عدم هماهنگی با معادل جهانی این حوزه، باعث عدم درک هماهنگ این مفاهیم، عدم بازیابی یکدست مفاهیم موجود در عنوان این حوزه و عدم کاربرد یکپارچۀ اصطلاحات میشود. بنابراین، باید با این مساله به صورت یک موضوع تخصصی برخورد کرد، هر چند در نهایت باید به نظرات افراد این حوزه در سطحی گسترده توجه شود.
سوم این که بحث تغییر نام نباید در تقابل و در تضاد با تغییر محتوا دیده شود، بلکه اتفاقاً این دو را باید در چاچوب یک نظام کلی و هماهنگ مورد بررسی قرار داد. تغییر محتوا نسبت به تغییر نام مثل قانون بیست به هشتاد است، یعنی محتوا معرف بیش از هشتاد درصد کار ما است، اما به این بهانه نباید از تغییر نام هم به راحتی گذر کرد. البته این یک قیاس معالفارق است که برای درک مطلب مورد اشاره قرار گرفته است، وگرنه روشن است که نام و محتوا از نظر اهمیت قابل مقایسه نیستند.
چهارم این که همانگونه که نتایج مطالعۀ علیمحمدی و سجادی (2007) هم نشان میدهد- بیش از 98 درصد مدارس کتابداری و علم اطلاعات تغییراتی در نام خود اعمال نموده و 45 درصد از آنها هم نام خود را به طور کلی تغییر دادهاند- در ایران هم این نام بالاخره تغییر خواهد کرد. این نکته پیشتر هم یادآوری شده بود. پس چه بهتر که این مهم با مطالعه و مشاورۀ متخصصان مبانی و مفاهیم (زیرا از نظر این پژوهش، این مساله در وهلۀ اول یک موضوع تخصصی است) و دیگر کارشناسان این حوزه صورت بگیرد. کارکرد گروه بحث الکترونیکی کتابداری و علم اطلاعات (LIS) هم در این راستا قابل تحسین و قدردانی است.
و پنجم و بالاخره این که قبل از هر گونه اقدام عملی برای تغییر نام، باید چارچوب و راهبردی برای چگونگی انتخاب نام جدید تدوین شود. این چارچوب و مبانی فکری باید به گونهای برنامهریزی شود که قابل تسرّی به محتوای آموزشی حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات نیز باشد. این نوشته ضمن توجه به تمامی ابعاد پیشگفته، بیشتر در راستای تدوین چنین چارچوبی شکل گرفته است.
نقدی بر اسامی پیشنهادی کمیتۀ برنامهریزی
به نظر میرسد در ارائۀ اسامی پیشنهادی کمیتۀ برنامهریزی نوعی محافظهکاری وجود دارد که ممکن است مانع حرکت در مسیر درست شود. به این معنی که چنانچه عنوان مناسبی برای تغییر انتخاب نشود، بهتر آن است که اصلاً تغییر نامی صورت نگیرد. زیرا ارزش و مزۀ تغییر نام را از بین خواهد برد. در آینده هم به آن استناد نموده و خواهند گفت مگر نام تغییر نیافت، آیا مشکل حل شد؟ با تمام عشق و علاقهای که نسبت به اساتید بزرگوار خود داشته و دارم، گمان میکنم که بایستی به دیدگاههای دانشجویان خود نیز توجه کنند، زیرا بخش عمدهای از مشکل تغییر نام به جوانان و آیندۀ شغلی آنان برمیگردد. البته این نکته نافی این قضیه نیست که دانش و تجربۀ پیشکسوتان همیشه چراغ راه جوانان بوده و خواهد بود، بنابراین همواره باید با نور هدایت آنها پیش رفت.
متأسفانه در اسامی پیشنهاد شده از«علوم» یاد شده، این در حالی است که طیف وسیعی از دانشجویان و حتی متخصصان این حوزه در معنی علم درماندهاند، پس چگونه است که دم از علوم میزنیم. نباید به صرف به کارگیری این لفظ در عنوان تعدادی از مدارس کتابداری و علم اطلاعات در خارج از کشور و بدون تامل از این اصطلاح استفاده کرد، یا چیزی که باکلند در مورد علوم اطلاعات گفته را نباید بدون تحلیل وارد حوزۀ نامگذاری کرد. حتی باكلند[2] (1384) هم در استدلال خود، این حوزه را علم اطلاعات به معنای اخص ذکر کرده است. به هر حال کار ما با علوم نیست، همان عنوان علم به صورت مفرد برای این حوزه کفایت میکند. عبارت علوم، انسان را یاد علوم تجربی، اجتماعی و انسانی میاندازد. مگر نه این که کتابداری و علم اطلاعات علمی است که به مطالعه و مدیریت فرایند اطلاعات (از تولید و نیاز تا استفاده و اشاعه اطلاعات) میپردازد، پس دیگر علوم چه صیغهای است. مگر این که تک تک بخشهای موجود در چرخه اطلاعات[3] را یک علم به حساب بیاوریم که یقیناً تاکنون در این حد رشد نداشتهاند که هر شاخهای، علم جداگانهای محسوب شود. شاهد این مدعا شک در علم بودن کل حوزه است. یا این که کتابداری و علم اطلاعات را دو حوزۀ جداگانه بدانیم که با کلمۀ علوم جمع بسته شوند، که این مساله هرچند از نظر تاریخی قابل بحث است، اما در صورتی که این گفتار درست بود اکنون ما گروههای جداگانهای با دو عنوان بالا در ایران داشتیم. تازه ما در این حوزه تنها با اطلاعات و دانش مدون و مضبوط سر و کار داریم یا حداقل تاکید ما بر این قسمت از مفهوم اطلاعات و دانش است.
حتی در خارج از کشور هم بخش عمدهای از دیدگاه جدا فرض کردن کتابداری و علم اطلاعات از عدم آگاهی از تاریخ و فلسفۀ این حوزه نشأت گرفته است. اگر کسی توانست موضوع اصلی و مورد مطالعۀ این حوزه، تاریخ، هدف، کارکرد، و دیگر ابعاد اساسی این حوزه را از هم جدا کند، کتابداری و علم اطلاعات را هم میتوان جدا فرض کرد. چنانچه کسی بر این تمایزها تأکید داشته باشد باید سندداری را هم به این مجموعه بیفزاید. حتی طرح جداگانۀ این مفاهیم در یک دورۀ تاریخی هم حاصل عدم درک کلیت مسئله در آن دورۀ زمانی و به نوعی اختراع دوبارۀ چرخ بوده است. البته در طول تاریخ تفاوت در نقاط تأکید وجود داشته و خواهد داشت و این حاصل تغییر در پارادایمها است- و اتفاقاً همین نکته بیانگر ضرورت تغییر در نام و محتوای این حوزه است- اما مسئلۀ اصلی همواره یک چیز یعنی همان دانش مدون و مضبوط بوده است. البته هریک از مفاهیم نهفته در دل این حوزه را میتوان به عنوان یک موضوع و مقولۀ فرعی معرفی نمود. برای مثال مدیریت اطلاعات آرشیوی یا مدیریت فناوری اطلاعات از این مقولهها هستند. تمامی این مفاهیم در حوزۀ ما مبتنی بر یک فلسفه هستند.
نوعی سردرگمی در عبارات پیشنهادی مورد نظر در گروه بحث الکترونیکی (LIS) وجود دارد که از دو قسمتی بودن نامهای پیشنهادی نشأت میگیرد و در واقع به نظر میرسد قسمت اول و دوم هر یک از این عنوانها میخواهند مفهوم یکدیگر را روشن کنند. و بالاخره این که اصولاً این گفتار و عبارات از سادگی و روانی لازم هم برخوردار نیستند.
در آخر باید از نگرش مثبت و ارزشمند کمیتۀ برنامهریزی و گسترش و طرح این بحث جدی قدردانی شود و یادآوری شود که ابعاد سودمند این کار را نمیتوان نادیده گرفت. برای مثال، سعی بر آن بوده تا عنوان انتخابی بُعد عملی و کاربردی به خود بگیرد، یعنی وزارت علوم در عمل آن را تصویب نموده و زحمات صورت گرفته به نتیجۀ مطلوب برسد. یا این نکته که عنوان انتخابی از معادل انگلیسی خود فاصله نگیرد. نگارنده خود واقف است که در این نقد بیشتر به جنبههای منفی و نواقص کار اشاره شد. البته این کار با امید یاری به متخصصان این حوزه در دستیابی به یک راهکار مناسب و مشترک صورت گرفته است.
در جستجوی یک جایگزین مناسب: مرور پیشینه
پژوهشگران زیادی در خارج و داخل کشور مسئلۀ نام و نامگذاری برای این حوزه را مورد مطالعه و بررسی قرار دادهاند. برخی از مطالعات صورت گرفته در این زمینه به اختصار عبارتند از: (شریدر[4] ، 1984؛ یورلند[5]، 2000؛ زینس[6]، 2006، علیمحمدی و سجادی، 2007 ؛ ابرامی، 1356؛ حرّی، 1372، 1383، 1385؛ سعادت، 1377؛ کوکبی، 1382؛ رهادوست، 1386؛ فدایی، 1386).
شریدر (1984، ص 231) 40 واژه و اصطلاح را در هفت دسته، شناسايي و تنظيم نموده كه در طي زمان براي جنبههايي از آنچه كه ما اكنون کتابداری و علم اطلاعات ميناميم، به كار رفتهاند. این هفت دستۀ اصلی عبارتند از: كتابشناسي، سندداري، اطلاعات علمي، بازيابي اطلاعات، علم اطلاعات، انفورماتیک و کتابسنجی. او تصويري از آشفتگي واژهشناختي به دست ميدهد که نشان دهندۀ تكامل اين زمينه طی هشتاد سال قبل از زمان انجام این پژوهش و حاكي از فقدان اتفاق آراي عالمانه درباره نحوۀ شكلگیری شالودۀ نظري آن است.
ابرامی (1356) در خلق اصطلاح دانششناسی نشان داد که یک قدم از زمان خود جلوتر بود. طرح دوبارۀ این مفهوم توسط زینس (2006) پس از حدود بیش از 30 سال دلیلی بر درستی این ادعاست. زینس به پارادایم عصر حاضر توجه دارد و معتقد است دانش به خاطر جایگاه آن- که بالاتر از داده و اطلاعات است- مناسبترین اصطلاح برای حضور در عنوان این حوزه است.
در مقابل سعادت (1377) که در جستجوی عنوان جامعی برای این حوزه میگردد، حرّی (1372، 1383، 1385) کتابداری را عنوان جامعی برای این رشته میداند و معتقد است که در حوزۀ کتابداری هر دو مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش حضوری قطعی دارند و حضور یکی بدون دیگری، این رشته را ابتر و معلول خواهد ساخت. فارغ از اختلافنظری که نگارنده دربارۀ ضرورت تغییر در عنوان حوزه با توجه به تغییر پارادایمها و لزوم هماهنگی با پارادایم زمان با او دارد، دیدگاههای جامع حرّی از نظر مفهومی و نگرش عمیق و بنیادی او جای تامل دارد.
دقت نظر کوکبی (1382) در وفاداری به معادل خارجی و ترجمۀ اصطلاحات و معادلهای انگلیسی این حوزه قابل تقدیر است. مطالعۀ علیمحمدی و سجادی (2007) از نظر توجه به معادلهای جهانی و بینالمللی و ضرورت تغییر در اسامی سودمند است. یورلند (2000) نگاهی فلسفی و معرفتشناختی به نامگذاری دارد و معتقد است انتخاب هریک از اسامی و پيشرفت در زمينۀ مسالۀ «نامگذاري» بستگی به نگرش نظری و پیشفرضهای ذهنی افراد دارد. وی (1381، ص 13) اظهار میدارد كساني كه به كاربرد فناوري اطلاعات تأكيد میکنند، گرايش بیشتری به اصطلاح «علم اطلاعات» دارند. آنهایی كه به تاريخ كتابداري اشتغال دارند، غالباً اصطلاح «مطالعات كتابداري» را ترجيح ميدهند. یورلند خود به واژه «سندداري» علاقة بسيار زيادي دارم و «مطالعات كتابداري و اطلاعات» را گستردهترين و فراگيرترين نام براي این حوزه ميدانم.
رهادوست (1386، ص 83) در بحث از مشکلات حرفۀ کتابداری و علم اطلاعات اولین چالش این حوزه را جدال یا سردرگمی بر سر نام رشته یا حرفه میداند و البته در ادامه به دیگر نگرانیها و از جمله محتوای آموزشی این حوزه هم اشاره میکند. فدایی (1386) معتقد است کتابداری نام مناسبی برای این رشته نیست. نام پیشنهادی او «دانششناسی و اطلاعرسانی» است. وی موضوع این رشته را طبقهبندی علوم و مسائل آن را بررسی روابط بین حوزههای مختلف دانش به صورت طولی و عرضی میداند. به نظر میرسد فدایی رویکرد محدودی به چرخه اطلاعات و دانش داشته و از کل فرایند اطلاعات تنها به طبقهبندی و سازماندهی آن توجه داشته است.
در مجموع این مطالعات بیانگر تفاوت دیدگاههای پژوهشگران دربارۀ مسئلۀ نام و تغییر آن است. هر پژوهشگری در بررسی پیشینهها و برخورد با چنین اختلافات نظری، در مییابد که یک جایگزین مناسب و مورد توافق و اجماع نسبی برای این حوزه وجود ندارد. با این وجود چاره چیست؟
میگویند عاقل کسی است که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کند. اگر چنین شود، هر چند استخوان در گلو صبر کردن دشوار است، اما رویکردی عقلانی و علمی است و نتایج و ثمرات ارزشمندی خواهد داشت. یکی از دلایل به تاخیر افتادن انقلابها (از جمله انقلابهای علمی) یا عدم تغییر در بسیاری موارد، عدم وجود یک جایگزین مناسب بوده و خواهد بود. در مورد اسم حوزۀ ما هم این مساله وجود دارد. نگارنده در این راستا بسیاری از نامها را به دقت مورد بررسی قرار داده و متأسفانه هیچ یک را کامل و جامع ندیده است، شاید ابهام در معنای اطلاعات و دانش و عدم امکان اخص نمودن این اصطلاحات مهمترین دلیل این امر باشد، اما به هر حال در این زمینه هم بد و بدتری وجود دارد. اسامی بدی که مورد تایید این پژوهش بوده و علی رغم مشکلاتی که دارند، بهترین گزینههای موجود برای تغییر نام محسوب میشوند، عبارتند از:
-
علم اطلاعات (اطلاعشناسی یا دانششناسی)
-
مدیریت اطلاعات
-
مدیریت دانش
در معرفی اسامی پیشگفته اصل سادگی و یک قسمتی بودن نام مورد توجه بوده است و البته چنانچه تاکید کمیتۀ برنامهریزی و تصمیمگیری بر دو وجهی بودن نام باشد، اسامی دیگری را هم میتوان به فهرست ارائه شده اضافه نمود. باید یادآوری شد که نگارنده به نقاط قوت و ضعف هر یک از اسامی پیشنهادی خود واقف است. روشن است که هریک از اصطلاحات قابل استفاده در عنوان این حوزه دشوارهای خاص خود را دارند. در ادامه به برخی از ابعاد مثبت و منفی اسامی پیشنهادی اشاره میشود.
علم اطلاعات (اطلاعشناسی یا دانششناسی)
عنوان «علم اطلاعات» به خاطر کلمۀ علم[7] و بُعد علمی آن – حداقل در سطح معادلسازی- بیشتر از دیگر جایگزینها قابل تامل است. پیتر دراکر هم در تعریف نقشهای جدید در عصر نوین اطلاعات و دانش به دو قشر دانشکاران و مدیران اشاره میکند و البته تاکید دانشگاه بیشتر بر علم و دانش است تا مدیریت و اجرا. مفهوم علم اطلاعات در هماهنگی کامل با معادل انگلیسی و جهانی این حوزه یعنیInformation Science است. اهمیت این مساله در آن است که درک مطالب، بازیابی اطلاعات و یکپارچگی در استفاده از این اصطلاح، دچار مشکل نمیشود.
متاسفانه در مورد به کارگیری اصطلاح علم اطلاعات اختلاف نظر زیادی وجود دارد. از نظر برخی «علم اطلاعات» یک مفهوم گسترده است که گاهی برای تمام علوم و دانشها به کار میرود. باکلند (1384، ص 36- 37) عقیده دارد که علم رایانه و کتابداری دو حوزه در قلمرو و علم اطلاعات هستند که نام یک کل را به جای بخشی از کل به کار بردهاند، در حالی که این ادعا نسبت به کل، معتبر نیست. در مورد دیدگاه کتابدارانه به این نام حتی برخی از «مطالعات اجتماعی اطلاعات» نام بردهاند. وی عقیده دارد دامنۀ علم اطلاعات بسیار گسترده است و منطق، ریاضیات، زبانشناسی، ادبیات، علم بدیع، عصبشناسی، مهندسی الکترونیک، سایبرنتیک، کتابداری، مطالعات مربوط به تصمیمگیری، ارتباطات جمعی و تمامی علوم دیگر به اطلاعات مربوط هستند. البته حتی باکلند هم در نهایت به اطلاعات از منظر رشتۀ ما و «علم اطلاعات اخص» اشاره دارد.
یورلند (2000) هم بیان میدارد که مفاهیم اطلاعات، بازیابی اطلاعات و علم اطلاعات به طور جدی آسیب پذیر شدهاند و حوزههایی غیر از کتابداری و دکومانتاسیون هم میتوانند مدعی علم اطلاعات باشند. از نظر یورلند ابهام در معنای اطلاعات و اعم بودن این اصطلاح کفۀ نامگذاری را به نفع دکومانتاسیون سنگین میکند.
نگارنده مدتی است در نوشتههای خود از عنوان «کتابداری و علم اطلاعات» استفاده میکند. این موضوع تنها یک سلیقۀ فردی نیست، بلکه اعتقاد بر این است که عنوان مذکور، برای عنوان انگلیسی این حوزه معادل بهتری است. از طرفی از اصطلاح کتابداری به دو دلیل استفاده شده است: نخست به خاطر توجه به پیشینۀ تاریخی این حوزه و دوم به دلیل برداشتی که از پیشینۀ این گونه تغییرات در اسامی دیگر حوزهها وجود دارد و معمولاً از عبارت قدیمی هم تا مدتها برای معرفی و شناساندن عنوان و اصطلاح جدید استفاده میشود. از این رو به طور موقتی لازم است تا از این اصطلاح هم استفاده شود، اما در اصل و در نهایت منظور از به کارگیری این اصطلاح انتخاب و معرفی عبارت «علم اطلاعات» بوده است.
انتخاب این عنوان بستگی به رویکردی دارد که برای تغییر در عنوان این حوزه انتخاب میشود، یعنی چنانچه رویکرد به تغییر عنوان در سطح معادلسازی باشد، اصطلاح «علم اطلاعات» جایگزین مناسبی برای عنوان فعلی است و میتوان از این نام بینالمللی استفاده کرد، اما چنانچه تغییر در سطح کلیتر و بالاتری مدنظر باشد، در بومی سازی این اصطلاح بهتر است مفاهیم خلاقانه و خوبی مانند دانششناسی (ابرامی، 1356) و اطلاعشناسی[8] (حری، 1372) مورد تامل و استفاده قرار گیرند. به نظر میرسد در زبان فارسی در نامگذاری حوزههای پایۀ علمی از نظام خاصی تبعیت شده است که قابل تسرّی به حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات هم هست. اسامی شناخته شده و پایهای مانند جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی، تاریخشناسی، مردمشناسی، ستارهشناسی، کیهانشناسی، انسانشناسی و غیره حکایت از تبعیت از این الگوی خاص دارند[9]. البته این نکته در مورد اسامی انگلیسی این علوم هم صادق است، بنابراین انتخاب این عنوانها با نظام و ساختار گزینش عنوان برای حوزههای پایۀ علوم انسانی و اجتماعی هم همخوانی و هماهنگی دارد. از این رو شاید اصطلاحات «اطلاعشناسی» یا «دانششناسی» در چارچوب این نظام قابل تامل باشند.
مدیریت اطلاعات
برخی از ابعاد مثبت این مفهوم شامل وضوح و سادگی مفهوم برای دانشجویان و جامعه، قابلیت تنظیم محتوای آموزشی بر اساس فرایند اطلاعات، و همچنین همخوانی آن با شرایط فعلی کتابداری است که در آن بیشتر بر بُعد اجرا تاکید میشود و کمتر به تولید دانش توجه دارد.
ابعاد منفی هم شامل برداشت اطلاعاتی و امنیتی کردن از این مفهوم، و یک قدم عقبتر بودن از پارادایم زمان یعنی دانش است. هر چند این نکته مورد قبول فلاسفه و معرفتشناسان امروز نیست. زیرا آنها اعتقاد دارند که تقابل پاردایم اطلاعات و دانش اتمام نیافته، و دانش از قطعیت و اعتبار گذشته برخوردار نیست، بلکه حتی در عصر کنونی دانش تا حدود زیادی زمینی، نسبی و تبدیل به اطلاعات شده یا به مفهوم اطلاعات بسیار نزدیک شده و تا حد اطلاعات فروکاسته است. بنابراین، چه بسا مفهوم اطلاعات همچنان غالب بماند. به علاوه این که در این عنوان بُعد علمی کم رنگ است و بر بُعد مدیریتی بیشتر تاکید شده است. همچنین این مفهوم با معادل خارجی این حوزه هماهنگی اندکی دارد.
مدیریت دانش
از جمله ابعاد مثبت این عنوان این نکته است که با پارادایم زمان هماهنگی دارد؛ قابلیت تنظیم محتوا بر اساس فرایند دانش در این عنوان نهفته است؛ از طرفی اگر اصطلاح مدیریت دانش را مصادره به مطلوب نکنیم، بعداً فعالان این مقوله در دیگر حوزهها نخواهند گذاشت که از این اصطلاح استفاده کنیم.
ابعاد منفی هم شامل بین رشتهای بودن و تعلق آن به حوزههای مختلف (هم مثبت است و هم منفی)؛ ابهام در مفهوم دانش و خلط مبحث (دانش با توجه به زمینه موضوعی، معانی متفاوتی به خود میگیرد)؛ و این نکته است که بُعد دانشی در ابتدا و آغاز عنوان حضور ندارد. در عنوان مدیریت دانش بُعد علمی کم رنگ است و بر بُعد مدیریتی تاکید شده است. فقدان عنصر شناخت یا شناسی مثل دانششناسی بُعد علمی حوزه را کم رنگ نشان میدهد.
پارادایم غالب زمان و مفهوم هستۀ حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات به عنوان یک چارچوب فکری
یکی از خلاءهای رشتۀ ما این است که از مغز دانش تغذیه نشده است. یعنی در حالی که مفهوم هستۀ این حوزه و پارادایم غالب عصر حاضر یک چیز، یعنی همان دانش است، مطالعات بنیادی و معرفتشناختی کمتری در این باره صورت گرفته و این حوزه بهطور معمول دیدگاههای خود را از حوزههای همجوار و به صورت سطحی دریافت نموده است. این در حالی است که پیوند و ارتباط با نظریههای بنیادی دانش باعث زایندگی و خلاقیت در این حوزه و برانگیختن متخصصان و پژوهشگران آن خواهد شد.
با استعاره از نظریۀ ذرات بنیادی در حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات میتوان گفت که امروز ذره یا سلول بنیادی این حوزه «دانش» است. البته نباید فراموش کرد که تاکید این حوزه بر دانش مدون و مضبوط است، ولی از کلیت دانش هم غافل نیست. بنابراین، تمام فعالیتهای این حوزه باید با این مفهوم هسته هماهنگ شوند و تمام اجزایی که از این ذرۀ بنیادی نشأت میگیرند، باید خصوصیات آن را در خود داشته باشند. این موضوع در مورد نامگذاری هم که بحث روز است، صادق است. شاید به همین خاطر است که زینس (2006) اصطلاح علم دانش Knowledge Science یا همان «دانششناسی» ابرامی (1356) را به کار میبرد.
زینس پیشنهاد میکند که نام «علم اطلاعات» به «دانششناسی» تغییر یابد. وی معتقد است که استفاده از نام «علم اطلاعات» دشواریهایی دارد. زیرا از نظر وی سه رکن اصلی علم اطلاعات عبارتند از: داده به عنوان ماده خام اطلاعات، اطلاعات به عنوان ماده خام دانش و دانش که در رأس این هرم قرار دارد:
«داده» ç «اطلاعات» ç «دانش»
از نظر زینس علم اطلاعات با هر سه عنصر فوق سرو کار دارد. بنابراین، پیشنهاد میکند که «دانششناسی» نامگذاری شود. زیرا «دانششناسی» میتواند به بحث و بررسی پیرامون «دانش» و عناصر سازنده آن یعنی «داده» و «اطلاعات» بپردازد، اما علم اطلاعات نمیتواند به مطالعه و پژوهش پیرامون «دانش» بپردازد؛ چون «دانش» نسبت به اطلاعات در ردۀ بالاتری قرار دارد (زینس، 2007؛ نقل در نوروزی، 1385).
هرچند حقیقتاً در دنیای امروز مفهوم و پارادایم غالب دانش است و اکنون این اصطلاح مبنای به کارگیری بسیاری از اصطلاحات دیگر مانند شهروند دانا، جامعۀ دانایی، جامعه دانشبنیاد و اقتصاد دانش مدار و غیرآن شده است، اما از سوی دیگر فلاسفه اعتقاد دارند که در دنیای کنونی دانش نسبی و زمینیتر و تبدیل به اطلاعات شده است. بنابراین مفهوم اطلاعات هم همچنان مطرح بوده و خواهد بود. پس به طور کلی و با کمی تسامح میتوان گفت که حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات با «فرایند اطلاعات و دانش» از نوع عالم سوم پوپر سروکار دارد.
جداییناپذیری عنوان و محتوا در حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات و تحلیل این دو با پارادایم غالب زمان و مفهوم هستۀ این حوزه
همانطور که ذکر شد ارتباط و همخوانی مفهوم پایه و هستۀ این حوزه با پارادایم غالب زمان کارآمدی و تناسب آن را برای حل مسائل جاری رقم خواهد زد. از سوی دیگر و به نظر میرسد در یک ارتباط طولی، مفهوم موجود در عنوان هم تأثیر زیادی بر چگونگی تدوین و تنظیم محتوای آن و حتی دیگر مسائل این حوزه دارد. به طوری که میتوان گفت که نقش تعیینکنندهای داشته و اغلب محتوای آموزشی این حوزه پیرامون این مفهوم پایه شکل میگیرد.
حسنزاده (1388) در ایمیلی به گروه بحث بیان داشتهاند که در کمیتۀ برنامهریزی و گسترش برای برنامهریزی آموزشی، تغییر محتوایی قابل ملاحظهای در محتوای دروس دورۀ کارشناسی انجام شده است. باید پرسید این تغییر محتوایی حول کدام محور یا مفهوم پایه و هسته یا در هماهنگی و همخوانی با کدام پارادایم غالب زمان صورت گرفته است؟ درست است که به بازارکار و بستۀ پیشنهادی هم اشارهای شده است، اما اینها تنها ابعادی از کل مساله هستند و در آینده نمیتوان به صورت فرمایشی بستۀ پیشنهادی ارائه داد. یعنی انتخاب وجود دارد و مثل گذشته کسی مجبور به تحصیل در این رشته نیست. پس باید کارآمدی و هدف را در نظر گرفت.
اکنون برای بسیاری روشن شده است که حرکت در چارچوب مفهوم کتابداری یک استراتژی شکست خورده است. در مورد محتوای آموزشی این حوزه، چارۀ کار آن است که موضوعها و دروس ارزشمند تحت هر عنوان یا گرایش دیگر (البته با تامل و نه از چاله به چاه افتادن) زیر یک یا چند گرایش اصلی، گرد آید. این چتر در گذشته، به صورت سنتی و اکنون در دروس فعلی این حوزه «علم کتابخانه[10]» بوده و هست. برای همین، عمده دروس سنتی کتابداری دور محور کتابخانه و فعالیتهای آن (آشنایی با کتابخانه و کتابداری، مجموعهسازی شامل سفارش و انتخاب، حفاظت و نگهداری، ساختمان و تجهیزات کتابخانه، خدمات عمومی در کتابخانه، سلسله دروس سازماندهی مواد کتابخانه و مرجعشناسی و مبانی و اصول کار مرجع در کتابخانهها، و مدیریت یا ادارۀ کتابخانه) میچرخد. کتابخانه مرکز این فعالیتهاست و تعدادی دروس عمومی هم- با تامل یا بدون تامل کافی- به این مجموعه اضافه شده است. امروز «پارادایم کتابخانه» مانند دیوار کتابخانه در مالکیت داشتن بر کل اطلاعات، فرو ریخته و تا حدودی مغلوب یک پارادایم دیگر شده است و آن «دانش مدون و مضبوط» فارغ از چارچوب تنگ کتابخانههاست. به تعبیری چنانچه دانش مدون و مضبوط را محور و هستۀ این رشته در عصر حاضر و آیندۀ نزدیک فرض کنیم، حدس زدن دروس قابل طرح، و محتوای آموزشی این حوزه خیلی سخت نیست.
هر چند امروز دیگر به کتابخانه به عنوان یک مفهوم توجه میشود نه یک مکان و در این راستا حرّی (1383، ص 9) سعی دارد تا تعریفی گشوده از کتاب و کتابخانه ارائه کند که کتابخانۀ دیجیتالی را هم در بر بگیرد و برای این کار بر سه عنصر فراهمآوری، سازماندهی و ارائۀ خدمات تاکید دارد و معتقد است جوهرۀ کار حوزۀ ما همین فرایند است. اما درک این مساله در شرایط و زمان ما تا حدودی دشوار شده است. به همین خاطر این سؤال پیش میآید که چرا باید لقمه را دور سر خود چرخاند؟ از آنجا که کار ما با اطلاعات و دانش است، تمام برنامهها باید با این پارادایم هسته و حاکم بر حوزۀ ما (فرایند دانش با تاکید بر دانش مدون و مضبوط) هماهنگ باشد. اگر برنامهریزی دروس بر اساس پاردایم منسوخ کتابخانه صورت بگیرد، دردی را دوا نخواهد کرد و بدون مبانی و تفکر و دانش، کاری از پیش نمیرود (البته کار از نوع آنچه در حوزههای علمی مطرح است).
حتی چنانچه هدف توسعۀ رشته و ایجاد گرایشهای جدید باشد، باید بر اساس یک سری اصول و مبنای قوی و برگرفته از همان مفهوم بنیادی در حوزۀ ما یعنی دانش (و البته نه هر نوع دانشی که خود نیاز به تعریف و توضیح دارد) باشد. برای مثال، باید مشخص شود که یک مقولۀ فرعی خاص در دامنۀ حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات در کجای این حوزه از دانش قرار میگیرد تا بتوان آن را به عنوان یک زیر شاخه از این حوزه معرفی کرد. که هم مورد قبول واقع شود و هم به صورت منطقی امکان ادامۀ مسیر وجود داشته باشد.
رسالت اصلی ما پشتیبانی از دسترسی به دانش مدون و مضبوط است. این که دانش مدون و مضبوط از تولید تا استفاده چه فرایندی را طی میکند، نیازمند موضوعی است با عنوان «مدیریت دانش مدون و مضبوط». مطالعۀ دقیق عناصر اساسی این فرایند و برنامهریزی دقیق درسی برای آن کاری است که باید خبرگان این حوزه انجام دهند. البته ابعاد علمی، اجرایی و حتی فناوری این فرایند را نباید نادیده گرفت. یا همانطور که رابین (1383، ص4) به عوامل زیرساختی در چرخۀ اطلاعات شامل تولیدکنندگان اطلاعات، محصولات اطلاعاتی، توزیعکنندگان اطلاعات، اشاعهدهندگان اطلاعات و استفادهکنندگان از اطلاعات اشاره میکند، محتوای آموزشی این حوزه میتواند پیرامون این چرخه شکل بگیرد.
کتابداری و علم اطلاعات در وهلۀ نخست باید یک دیدگاه و نگرش نظری و بنیادی نسبت به علم و مدیریت اطلاعات و دانش با رویکرد عینی داشته باشد، وگرنه از نظر استفاده از ابزار هیچگاه به گرد پای متخصصان رایانه، فناوری و اینترنت نمیرسد، و چنانچه بر این کار اصرار ورزد، همواره به سختی به این حوزهها وامدار و وابسته (به صورت زیردست) خواهد بود.
کتابداری و علم اطلاعات اگر هم به تمام اطلاعات و دانش نظر داشته باشد، رویکرد اصلی آن عینی است و عمدۀ کار آن با دانش مدون و مضبوط است. باید از شعار دست بردارد و در موضوع خود بازنگری کند تا خود را به درستی دریابد. ما در مدیریت دانش مدون و مضبوط درماندهایم و جایی برای شعار مدیریت کل دانش باقی نمانده است، البته چنانچه این بازنگری انجام بگیرد و جایگاه حوزه شناخته شود، حتی میتوان از مفهوم مدیریت دانش در عنوان این حوزه استفاده کرد و این مساله را این طور تبیین کرد که رویکرد ما مشخص است ما به دانش عینی میپردازیم. البته از کل دانش هم غافل نیستیم، اما جایگاه خود را میشناسیم. در این صورت جایگاه ما روشن خواهد شد و کسی به آن اعتراض نخواهد کرد. اگر هم اعتراض بشود به صورت منطقی قابل پاسخگویی است.
گسترۀ مفهومی حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات و چالش گزینش عبارت اصلی عنوان (چارچوب انتخاب نام)
شکی نیست که مفاهیم موجود در عنوان حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات نیاز به بازنگری و بازتعریف دارند. نگارنده پیشتر در مقالهای با عنوان «بازنگری در تعریف کتابداری و اطلاعرسانی» (حیدری، 1388) به این موضوع پرداخته و در سال 1387 نیز دربارۀ آن یک سخنرانی هم داشته است. ضرورت توجه به تعریف و درک روشن این مقوله از آنجا نشأت میگیرد که بدانیم با یک مقولۀ پویا روبرو هستیم و بنابراین اسم این حوزه نباید به یک مکان خاص مثل کتابخانه یا یک محمل خاص مثل کتاب محدود شود. به قول باکلند تعریف حوزه را باید از این ضیق و محدودیت رها ساخت. در واقع ما با «فرایند اطلاعات و دانش» سروکار داریم. یعنی «علمی که به مطالعه و مدیریت فرایند اطلاعات و دانش میپردازد». این فرایند مبتنی بر اصول و مبانی خاص خود است. نباید هدف این فرایند را که پشتیبانی از تسهیل دسترسی به اطلاعات و دانش است، فراموش کرد.
برخی مفاهیم در تعاریف موجود از حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات از بسامد بالایی برخوردارند. در نامگذاری هم باید به این مفاهیم پربسامد و به خصوص سه مقولۀ نخست آن توجه بشود: بُعد علمی، فرایند اطلاعات یا دانش و مدیریت این فرایند. یعنی غیر از اتفاقاتی که در درون فرایند مذکور روی میدهد، دو نکتۀ با اهمیت، شناخت ماهیت اطلاعات یا دانش و فرایند مذکور و مدیریت و اجرایی کردن آن است. این سه بُعد در عنوان «دانششناسی و مدیریت دانش یا اطلاعات» وجود دارند. مدیریت بر بُعد اجرا تاکید دارد و دانش بر بُعد علمی و نظری. تازه حوزۀ ما در طول تاریخ سخت به فناوری زمان خود وابسته بوده است. پس اشاره به فناوری هم در عنوان این حوزه بی وجه نیست. حتی میتوان دامنۀ مفاهیم اصلی مورد نیاز در نام این حوزه را این گونه ذکر کرد: دانششناسی و مدیریت دانش و فناوری (یا معادلهای دیگر این عنوان: علم و مدیریت اطلاعات و فناوری یا اطلاعشناسی و مدیریت اطلاعات و فناوری). البته شاید انتخاب این عنوانها غیرمعمول، طولانی و نامناسب به نظر برسد، یا این که برای مثال انتخاب معادل انگلیسی برای عنوان «دانششناسی و مدیریت دانش و فناوری» دشوار به نظر آید. حرفی نیست، اما این عنوان دامنۀ مفهومی این حوزه را نشان میدهد. بین رشتهای بودن را هم میتوان به این مجموعه افزود. این مفاهیم در تعاریف موجود این حوزه از بسامد بالایی برخوردارند، بنابراین باید به عنوان چارچوب فکری انتخاب نام جدید مورد توجه قرار گیرند. البته باید یادآوری شود که نگارنده خود طرفدار عنوانهای ساده و روان به هنگام تلفظ است، به همین خاطر چند عنوان ساده را پیشنهاد نمود، اما اگر بتوان این مفاهیم را در آن عنوان نهایی جای داد، بسیار عالی است. شاید بتوان به منظور تلخیص و سادهسازی عنوان از مفاهیم فناوری و بینرشتهای بودن چشم پوشید، اما از مفهوم علم و مدیریت (اجرا یا کاربرد) و فرایند اطلاعات نمیتوان به راحتی گذر کرد. هرچند نوعی مدیریت هم در دل بسیاری از حوزهها وجود دارد که کمتر در بیان به آن اشاره میشود، از این رو شاید طرح این مفهوم در عنوان هم به اندازۀ توجه به کلمۀ کلیدی (اطلاعات یا دانش) و بعد شناختی آن اهمیت نداشته باشد. شاید هم بهتر باشد این مفهوم در یک شاخۀ فرعی از این حوزه اعمال شود.
معیارهایی برای انتخاب یا خلق عنوان جدید
به هر حال انتخاب یا خلق عنوان جدید کار یک یا گروهی از هنرمندان و افراد خلاق این حوزه است. البته این فرد یا افراد علاوه بر چارچوب کلی پیشنهادی و پایۀ این نوشته، باید به هنگام خلق این عنوان به چند ملاک و معیار اصلی دیگر هم توجه داشته باشند. تعدادی از این معیارها عبارتند از:
-
اصالت داشتن در مقابل اصطلاحات برگرفته از دیگر حوزهها؛
-
سادگی و روانی؛
-
مقبولیت نسبی در میان عموم دانشجویان و متخصصان این حوزه؛
-
هماهنگی با پارادایم زمان؛
-
هماهنگی و همخوانی با معادلهای بینالمللی؛
-
هماهنگی با محتوای علمی و آموزشی حوزه: بیانگر ماهیت و ویژگیهای اصلی حوزه باشد و مفاهیم اصلی موجود در دامنۀ حوزه در نام آن انعکاس یابد.
-
امکان ترسیم محتوای آموزشی با عبارت اصلی عنوان: برای مثال چنانچه اطلاعات یا دانش در عنوان حضور داشته باشند براساس فرایندی که این دو طی میکنند، میتوان محتوای آموزشی را تنظیم کرد.
-
کارآمدی و سودمندی به هنگام به کارگیری آن در محیطهای علمی و حرفهای؛
-
زیباییشناسی[11]؛
-
بومی بودن و تناسب نام با فرهنگ ایرانی؛
-
تلقین اعتماد به نفس و قدرت برانگیزانندگی: انرژی مثبت بدهد نه احساس بیارزشی و منفی (نامطلوب) را تلقین کند.
-
حفظ منزلت و شأن دانشجویان و متخصصان این حوزه در بین دیگر حوزههای علمی و حرفهای؛
-
قدرت جذب دانشجویان جدید (چرا این رشته آخرین انتخاب کنکوریهاست؟)؛
-
پویایی در مواجهه با تغییرات و عدم وابستگی عنوان به یک مکان یا محمل خاص؛
-
رعایت اصول علمی و معیارهای تخصصی انتخاب نام در جهان به طور کلی و در ایران به طور خاص یا الگوهای از قبل موجود و آزمایش شده؛
-
اخص بودن اصطلاح تا حد امکان یا جامعیت و مانعیت: اطلاعات یک اصطلاح کلی است، شاید مهمترین مشکل انتخاب نام همین نکته باشد؛ و
-
توجه به دو بُعد نظر و عمل.
باید یادآوری شد که ممکن است دستیابی به تمامی این معیارها در یک عبارت یا عنوان جدید قابل حصول نباشد. بنابراین هرگونه تلاش برای رسیدن به تعداد بیشتری از این ملاکها نیز سودمند است. باید سعی بر آن باشد که در انتخاب و خلق عنوان جدید تا حد امکان به تعداد بیشتری از این معیارها دست یافت.
نتیجهگیری
نگارنده به عنوان یک علاقهمند و کسی که دغدغۀ خود در این زمینه را با مطالعه همراه کرده است، با اسامی پیشنهادی کمیتۀ برنامهریزی مخالف است و اعتقاد دارد حوزۀ کتابداری و علم اطلاعات با نام و محتوای فعلی از انسجام و استحکام لازم برای ماندگاری در آینده برخوردار نیست. مگر این که از نظر محتوایی و ظاهری (از جمله اصطلاحشناسی و نامگذاری) مورد بازنگری و ارزیابی قرار گیرد و به کارایی و توانایی لازم و انسجام درونی و بیرونی دست یابد.
امید آن میرود که چارچوب پیشنهادی این نوشته قادر باشد به تفکر دربارۀ تغییر در عنوان و محتوای این حوزه انسجام بدهد و تفکر خلاق دانشجویان و متخصصان این حوزه را برانگیزد تا در چارچوب مبانی فکری و استدلالی مذکور، در راستای گزینش عنوان و حتی محتوای مناسب این حوزه رویکردی منطقی و خلاقانه در پیش بگیرند.
به هر حال بهتر است در ابتدا و قبل از هر چیز بر اساس چارچوب پیشنهادی ارائه شده- شامل مفهوم پایۀ حوزه و پارادایم غالب زمان که اتفاقاً یک چیز، یعنی دانش است- و در مرحلۀ عمل بر اساس معیارهای انتخاب و خلق عنوان مناسب، واژگان و عبارات ارجح جمعآوری شوند. به دیدگاه متخصصان و دانشجویان این حوزه توجه شود و در نهایت باید از کسانی که در این زمینه دغدغۀ خود را با مطالعه پیگیری کردهاند، و از خلاقیت و نگرش جوانان و همت و تجربۀ پیران یاری خواست.
هرچند نگارنده علاقهای به اظهار نظر نهایی نسبت به جایگزین مورد نظر خود ندارد و آن را نوعی فروکاهی مساله میداند، اما در این جا به خاطر آن دسته از افرادی که دوست دارند پاسخی ساده در جواب سؤال خود بگیرند و تنها با بررسی اجمالی و سردستی معیارهای پیشگفته، معتقد است در سطح معادلسازی «علم اطلاعات» اصطلاح مناسبتری است. اسامی «مدیریت اطلاعات» و «مدیریت دانش» با تعدادی از ملاکها این پژوهش همخوانی دارند. چنانچه قرار باشد یک عبارت دو وجهی به عنوان نام این حوزه معرفی شود، عبارت مورد استفادۀ این پژوهش یعنی «کتابداری و علم اطلاعات» مناسبتر است، البته به امید آن که زمان حذف اصطلاح کتابداری از این نام هم فرابرسد. در نهایت در سطح بومیسازی و تغییر بنیادی دو اصطلاح «اطلاعشناسی» و «دانششناسی» قابل تامل و توجه هستند.
منابع
ابرامي، هوشنگ (1356). شناختي از دانششناسي (علوم كتابداري و دانشرساني). تهران: انجمن كتابداران ايران.
باكلند، مايكل كيبل (1384). خدمات كتابخانه در نظريه و عمل. ترجمة مرتضي كوكبي، تهران: چاپار.
حري، عباس (1372). مروري بر اطلاعات و اطلاع رساني. تهران: دبیرخانۀ هیأت امنای كتابخانههای عمومی کشور، نشر کتابخانه.
حری، عباس (1383). مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات در کتابداری. کتاب ماه کلیات، آذر، ص 8-11.
حري، عباس (1385). اطلاعرساني: نگرشها و پژوهشها. (چاپ دوم)، تهران: نشر كتابدار.
حسنزاده، محمد (1388). ایمیل ارسالی به گروه بحث الکترونیکی در تاریخ 21/4/ 2009 (1/2/1388). به آدرس: LIS@ferdowsi.um.ac.ir
حيدري، غلامرضا (1387). بازنگري در تعريف كتابداري و اطلاعرساني. سخنرانی ارائه شده در: دانشگاه شهيد چمران اهواز، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، گروه كتابداري و اطلاعرساني، 20 آبان 1387.
حيدري، غلامرضا (1388). بازنگري در تعريف كتابداري و اطلاعرساني. فصلنامه كتاب، ويژه كتاب، كتابداري و اطلاعرساني. در دست چاپ.
رابين، ريچارد اي. (1383). مباني علوم كتابداري و اطلاعرساني. ترجمة مهدي خادميان؛ ويراستار محمدحسين دياني، مشهد: كتابخانه رايانهاي.
رهادوست، فاطمه (1386). فلسفۀ کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: کتابدار.
سعادت، عليرضا (1377). مفهوم و جامعيت عنوان كتابداري براي معرفي حرفه. پيام كتابخانه، سال هشتم، شماره چهارم، ص 46-50.
فتاحی، رحمتالله (1388). ایمیل ارسالی به گروه بحث الکترونیکی در تاریخ 14/4/2009 (25/1/1388) به آدرس: LIS@ferdowsi.um.ac.ir
فدایی، غلامرضا (1386). کتابداری و اطلاعرسانی: در جستجوی هویتی نو. فصلنامه کتاب، 72، زمستان، ص 175-192.
کوکبی (1382). اطلاعرسانی، علم اطلاعرسانی، یا علم اطلاعات؟ فصلنامه کتاب، 540، دورۀ چهاردهم، شماره دوم، تابستان، ص 70-80.
منصوری، رضا (1383). ایران 1427: عزم ملی برای توسعهی علمی و فرهنگی. ویرایش دوم، تهران: طرح نو.
نوروزی، علیرضا (1385). دانششناسی: از داده تا دانش. وبلاگ دانششناسی. موجود در: http://www.nouruzi.blogfa.com/post-2.aspx
يورلند، بيرگر (1381). مدارك، نهادهاي نگهدارنده، و علم اطلاعرساني. ترجمۀ علي رادباوه، در: مباني، تاريخچه و فلسفه علم اطلاعرساني. به كوشش عليرضا بهمن آبادي، تهران: كتابخانه ملي جمهوری اسلامی ايران، ص 143-164.
Alihmohammadi, D., & Sajjadi, M. (2007). What our schools are named? An investigation among information leaders. VINE: Journal of Information and Knowledge Management Systems, 37 (4), 532-546.
Hjorland, B. (2000). Documents, memory institutions, and information science. Journal of Documentation, 59(1), 27-41.
Schrader, A.M. (1984). In search of a name: information science and its conceptual antecedents. Library and Information Science Research, 6 (3), 227-71.
Zins, C. (2006). Redefining information science, from "information science" to "knowledge science". Journal of Documentation, 62 (4), 447-461.
Zins, C. (2007). Conceptual approaches for defining "data", "information", and "knowledge". Journal of the American Society for Information Science, 58(4), 479-493.
1. دانشجوي دكتري و بورسیه گروه كتابداري و اطلاعرساني دانشگاه شهيد چمران اهواز E-mail: ghhaidari@yahoo.com
[3]. Information cycle
[4]. Schrader
[5]. Hjorland
[6]. Zins
1. منظور خودباختگی در مقابل این کلمه نیست، بلکه توجه به بعد علمی این حوزه نکتۀ با اهمیتی است.
1. حری (1385، ص 18) در تعریف خود از این مفهوم مانند باکلند که به علم اطلاعات اخص اشاره میکند، اطلاعشناسی را یکی از مقولههای علم اطلاعات کلی میداند. پوپر در بحث از مبادی معرفت از سه عالم معرفت یاد میکند: عالم اشیای مادی و پدیدههای طبیعی، عالم حالات ذهنی و عالم سوم پوپر یعنی عالم دانش به معنای عینی و مدون و مکتوب. این پژوهش هم به اطلاعشناسی به عنوان هرآنچه که به علم اطلاعات در معنای اخص مربوط میشود و به روشنی یعنی تاکید بر اطلاعات و دانش مدون و مضبوط نظر دارد.
1. حتی به نظر میرسد چنانچه بر اساس این الگو در ابتدا عنوان «کتابشناسی» برای حوزۀ ما انتخاب میشد، ابعاد علمی و جذابیت بالاتری نسبت به کتابداری داشت.
1. پیشنهاد افزودن دو معیار کارآمدی و زیباییشناسی ایدۀ دکتر کوکبی بود. از ایشان به خاطر این موضوع سپاسگزارم.
وبلاگ گروهي كتابداران ايران با همكاري كتابداران وبلاگ نويس ايراني جهت اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف در علوم كتابداري و اطلاع رساني تهيه شده است.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما خوانندگان عزيز ما را در بالابردن كيفيت اين وبلاگ ياري خواهد كرد. جهت همكاري با اين وبلاگ با مدير وبلاگ تماس بگيريد.