جناب آقای اشعری
با سلام
صبح امروز پنجشنبه 6/2/86 با دلی خوش از اینکه کتابخانه ملی خوبی داریم و با یک دنیا امید برای پژوهش و نگارش وارد کتابخانه ملی شدیم. متاسفانه از همان اول صبح سر ناسازگاری همکاران شروع شد. فرمودند که جناب آقای اشعری دستور داده اند که بیشتر از 20 برگ نباید همراه داشته باشیم. و شاهد بودم که با چند نفر دیگر هم همین معامله و جر و بحث را داشتند. به فکر افتادم که هفته پیش در چند وبلاگ و در محافل کتابداری مختلف گفته ام چه کتابخانه ملی خوبی داریم و خدا را شکر که این کتابخانه درست شد و برخورد خوب کارمندان و مدیران آن باعث آرامش قشر اهل مطالعه و پژوهش است. اما این برخوردها خیلی تاسف انگیز بود. کتابخانه ملی اگر فکر می کند که اینجا برای مطالعه پشت کنکوریها استفاده می شود، بهتر است فکر دیگری به حال آنها بکند نه همه را با یک چوب براند. شما خود بهتر می دانید که پژوهش کیلویی و برگی نیست. و اینهایی که ما همراه خود داریم بخشی مکمل آنچه است که شما در کتابخانه ملی دارید. اگر کتابها و مقالات تخصصی ما را هم در کتابخانه داشته باشید یا تهیه بفرمائید، ما همان 20 برگ را هم با خود نمی آوریم.  لازم می دانم عرض کنم که بنده و بسیار ی از دوستان دیگر برای کتابخانه ملی زحمات زیادی کشیده ایم و به همین دلیل واقعا دلمان نمی آید که چهره خوب کتابخانه ملی بد شود یا خدماتش دوباره دچار مشکل شود. ترا به خدا قسمتان می دهم این یک پناهگاه را هم از اهل مطالعه دریغ نکنید و نگیرید. و تمام می کنم با این نقل: "مداد العلماء، افضل من دما الشهدا". در جای بس خطیری نشسته اید که چشم امید بسیاری به دستورات و تصمیمات شماست و قضاوت دنیوی و آخروی سخت خواهد بود.
از همه تلاشی که برای آسایش کاربران کتابخانه ملی می کنید، صمیمانه سپاسگزارم.