برگي از تاريخ : مسأله كپي رايت در ايران

در سال 1976 نيز همانند سال‌هاي گذشته مسأله حقوق ناشران و مؤلفان و عدم پايبندي ايران به پيمان بين‌المللي كپي‌رايت يكي از موضوعات مورد اختلاف ايران و بريتانيا بود. در سال‌هاي گذشته مسؤولان ايراني و به خصوص شخص اميرعباس‌هويدا نخست وزير با دفع الوقت و وعده‌هاي عملي نشده سعي داشتند خارجي‌ها و به خصوص بريتانيايي‌هاي نگران از انتشار بدون مجوز آثارشان در ايران را آرام و اميدوار به پيوستن به پيمان كپي‌رايت كنند. ولي در سال 1976 لحن مسؤولان ايراني به مرور عوض شد و صريحاً و يا از طريق انتشار مقالاتي در نشريات ابراز كردند كه ملحق شدن به كپي‌رايت به سود ايران، صنعت نشر و مصرف‌كنندگان آن كشور نيست.
اين تغيير لحن را مي‌توان از گزارش 24 مارس (4 فروردين) ديدار پارسونز با «امير اسدالله علم» وزير دربار دريافت: «من از علم پرسيدم كه آيا اميدي به تصويب قانوني در اين باره (كپي‌رايت) هست، چون كه ما بيشتر از اين نمي‌توانيم ناشران بريتانيايي را در انتظار بگذاريم. علم با صراحت گفت كه اين قانون آماده است، ولي تصميم گرفته شده تا به مجلس ارائه نشود. از يك‌سو اين ديدگاه وجود دارد كه ايران بايد مانند يك كشور متمدن رفتار كند و از سوي ديگر، اين قانون منافع كوتاه مدت ايران را ضايع خواهد كرد. او هيچ تلاشي براي تكذيب اين نكته نكرد كه سرمقاله روزنامه‌ها توسط وزارت اطلاعات نوشته شده است
اشاره پارسونز عمدتاً به مقالات روزنامه‌هاي انگليسي زبان چاپ تهران از قبيل مقاله مورخ 11 فوريه 1976 (22 بهمن 1354) «تهران ژورنال» (متعلق به مؤسسه اطلاعات) و مقالات 25 و 26 فوريه (6 و 7 اسفند) «كيهان اينترنشنال» (متعلق به مؤسسه كيهان) عليه پيوستن ايران به پيمان كپي‌رايت بود كه مسؤولان ايراني را از پذيرش درخواست‌هاي خارجي‌ها در تصويب اين معاهده برحذر مي‌داشتند.
در اين ديدار وزير دربار ايران تأكيد كرد كه شاه نيز به طور اصولي با پيوستن ايران به معاهده جهاني كپي‌رايت موافق است، ولي مخالفت افكار عمومي و خسارت‌هاي ناشي از اين اقدام، مانع از اجراي چنين تصميمي شده است.
پارسونز به علم گفته بود كه دولت ايران نبايد توقع داشته باشد كه ناشران انگليسي بيش از اين ساكت بمانند و دست به اقدام نزنند. در نامه ديگري خطاب به بخش خاورميانه وزارت خارجه كشورش توصيه كرد كه در صورت عدم ارجاع لايحه كپي‌رايت توسط دولت هويدا به مجلس ايران بايد گام بعدي و اقدام ديگري را در اين باره آغاز كرد.

نكته جالب مسأله اين جا بود كه فردي كه به شدت پيگير حقوقي مسأله انتشار غير قانوني و بدون قرارداد آثار ناشران و نويسندگان بريتانيايي در ايران و ضرورت پيوستن اين كشور به معاهده جهاني كپي‌رايت بود، «سر راجر استيونس» ديپلمات بازنشسته، سفير سابق لندن در سال‌هاي جنگ جهاني دوم در تهران و رئيس وقت «اتحاديه ناشران» و يكي از اعضاي هيأت رئيسه «شوراي توسعه كتاب» بريتانيا بود و در اين راه حتي چندين بار نيز با مقامات ايراني چه در لندن و چه در تهران مذاكره كرد.

استيونس در 14 سپتامبر (23 شهريور) نامه مفصلي به «پرويز راجي» رئيس دفتر سابق نخست وزير و سفير جديد ايران در لندن نوشت و طي آن با دلايل حقوقي و سياسي بر ضرورت تمكين ايران به پيمان بين‌المللي كپي‌رايت تأكيد كرد.

 استيونس در اين نامه عنوان كرد كه زيبنده نيست حكومت كشوري چون ايران كه در مسير توسعه فرهنگي و اقتصادي گام برمي‌دارد نسبت به تضييع حقوق ناشران و نويسندگان خارجي بي‌تفاوت باقي بماند.
ديپلمات سابق بريتانيايي در اين نامه تلاش كرد تا نشان دهد پيوستن ايران به پيمان جهاني كپي‌رايت لزوماً خسارت بار نيست و از طريق صادرات كتاب، فروش حق انتشار آثار و همكاري‌ها و سرمايه گذاري‌هاي بين‌المللي مي‌توان اين مشكل را به يك فرصت اقتصادي تبديل كرد.
در يك سند غير رسمي به تاريخ 17 سپتامبر (26 شهريور) از قول راجي اعلام شده كه در ايران يك لابي قدرتمند براي پيوستن كشور به كپي‌رايت ايجاد شده و تلاش‌هاي بين‌المللي مي‌تواند موضع اين گروه را تقويت كند.

سفير ايران در لندن همچنين اعلام كرد كه از آن جايي كه شاه معمولا در مواردي از اين دست، نظر كارشناسان را جويا مي‌شود، بهتر است هيأت كوچكي از متخصصان و دست‌اندركاران صنعت نشر كتاب در بريتانيا به ايران سفر كرده و با آن دسته از مسؤولان ايراني كه مستقيماً درگير با بحث كپي‌رايت هستند، رايزني و تبادل آرا كنند.
اين پيشنهاد مورد موافقت بريتانيايي‌ها قرار گرفت و در هفته آخر نوامبر، يك هيأت از شوراي توسعه كتاب آن كشور براي مذاكره با مقامات مسؤول ايراني راهي تهران شدند. با همه اين تمهيدات، مسأله پيوستن ايران به پيمان كپي‌رايت نه در آن زمان و نه سال‌هاي بعد حل نشد. به گفته پارسونز، مشكل اصلي در اين جا بود كه بيشتر كارشناسان و دست‌اندركاران صنعت نشر، مخالف اين امر بودند و در بين مسؤولان و حتي هيأت دولت در اين باره دودستگي جدي حاكم بود. اين معضل و دودستگي درباره پيوستن يا جدايي از كپي‌رايت جهاني، امروز نيز پس از گذشت بيش از سه دهه همچنان در بين مسؤولان، نويسندگان، ناشران و جامعه فرهنگي ايران مطرح و زنده است.

منبع :‌ اسناد سري بريتانيا در سال 1976 كه بتازگي در بريتانيا آزاد شده است