مرگ پایان کبوتر نیست
به نام او
" مرگ پایان کبوتر نیست "
"او"را ندیده بودیم اما انگار سالها با هم آشنا بوده ایم.
"تو"را ندیده ایم و انگار سالها با هم زبسته ایم.
اگربا هم نبوده ایم اگر با هم آشنا نبوده ایم و اگر با هم بودن را تجربه نکرده ایم
چگونه است که این درد مشترک این غم مشترک ما را در مکانی دیگر و در زمانی دیگر اینگونه بیقرار کرده است.
چگونه است که غروب آفتاب سرزمین شما ، اینگونه دیار ما را نیز در تاریکی فرو برده است . امّا بدان که دستان مرگ از ابتذال بسیار بسیار شکننده تراست چرا که اگر گل را می پژمراند امّا توان خشکاندن باغ را ندارد و هیچ باغی هرگز خاطره ی گل های خود را فراموش نخواهد کرد .
" آن مرگ های کوچک
چگونه اورا انتظار می کشیدند
همچون دلداری منتظر آمدنش بودند " ( تدهیوز)
مریم عزیز مارا درغم خود شریک بدان .
با قلبی سرشار از اندوه – ازطرف خانواده سیّدی
وبلاگ گروهي كتابداران ايران با همكاري كتابداران وبلاگ نويس ايراني جهت اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف در علوم كتابداري و اطلاع رساني تهيه شده است.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما خوانندگان عزيز ما را در بالابردن كيفيت اين وبلاگ ياري خواهد كرد. جهت همكاري با اين وبلاگ با مدير وبلاگ تماس بگيريد.