تشکر نامه
چهارشنبه دوم خرداد حدود ساعت یک بعد ظهر در حال رفتن به کتابخانه مجلس برای دیدن دوست عزیزم داریوش علیمحمدی بودم تا از آنجا با هم به کتابخانه ملی جهت شرکت در جلسه هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی برویم، ناگهان ابتدای خیابان مصطفی خمینی انتهای خط عابر درحالیکه چراغ برای عابر پیاده سبز بود متوجه شدم که با سرعتی بیش از حد انتظار به جلو پرت شدم،بعد از حدود پنجاه تا شصت متر به درختی برخورد کردم پای چپم به یک طرف درخت افتاد و پای راستم باهمان شتابی که گرفته بودم به صورت قائمه به درخت اصابت کرد و از ناحیه ران شکست.با توجه به اینکه چند مدت پیش در جلسه پایان نامه ای با موضوع مدیریت بحران در زلزله تهران شرکت کرده بودم و و یکی از مهمترین نتایجی استخراج شده از این پایان نامه این بود که در موقع حادثه،افراد مصدوم اگر جابجا نشوند بهتر از آن است که بد جابجا شوند.در این لحظه که گرما اذیت می کرد و وسط خیابان افتاده بودم نکته پایان نامه مثل یک چراغ در ذهنم روشن و خاموش می شد، به همین خاطر چند بار مردم خواستند لطف کنند و مرا جابجا کنند و من در آن وضعیت از آنها خواهش کردم که با 115 تماس بگیرند.باورم نمی شد 115 کمتر از ده دقیقه رسید ولی کل بدنم می لرزید.تا اینکه به بیمارستان سینا منتقل شدم و در آنجا مورد عمل جراحی قرار گرفتم و پلاتین در محل شکستگی قرار دادند.
در اینجا جا دارد از دوستان و همکاران در قالب گروههای زیر تشکر و قدردانی کنم زیرا که واقعا اگر حضور و محبت دوستان نبود تحمل بی حوصلگی های زمان بیماری برای من بسیار دشوار بود. و واقعا با دیدن هر یک از دوستان یادم می رفت که تصادف کردم.الان وضیعت روحی خوبی دارم ولی از لحاظ جسمی باید تا چند مدت دیگر با عصا راه بروم.
بچه های وب لاگ گروهی :خانم کرمی،فرشاد مرادی،خانم پاکدامن، عباس رجبی و...
هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران:جناب آقای عمرانی، دکتر منصوریان، خانم رویا مکتبی،فرزاد دادرس،داریوش علی محمدی
همکاران دانشگاه شهید بهشتی:جناب آقای دکتر مهرداد(ریاست قبلی کتابخانه مرکزی)، دکتر خاتمی (ریاست فعلی کتابخانه مرکزی)، سرکار خانم نقدی وشوهر محترمشان آقای نجاری،سرکار خانم خشنودی و شوهر محترمشان آقای سروش سرمد،خانم طالبی شوهر محترمشان آقای محمودی، خانم تفکری، خانم بینش پور،خانم پوریان، خانم انصاری و دیگر همکاران...
کلیه دوستانی که از طریق پست الکترونیکی یا تلفن جویای احوال بنده بودند.
کلیه دوستانی که در وب لاگهای مختلف کامنت گذاشتند.
تشکر ویژه از دوستان عزیزم امیر رضا اصنافی،خانم مکتبی،آقای رستمی که زحمت کشیدند و از اهواز که تا منزل پدری بنده (شهر سوق در استان کهگیلویه و بویر احمد زادگاه هنرمند مرحوم حسین پناهی) که حدود چهار ساعات فاصله داشت زحمت کشیدند وتشریف فرما شدند و مرا خیلی خیلی مسرور و شاد نمود.
حال با یک کلیک در اینجا شما دوستان عزیز رابه شندیدن و دیدن یک کلیپ زبیا با عنوان I want to be librarian دعوت می کنم.
پی نوشت پست بعدی اینجانب با عنوان نزدیک دو ماه بدون اینترنت می باشد.
وبلاگ گروهي كتابداران ايران با همكاري كتابداران وبلاگ نويس ايراني جهت اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف در علوم كتابداري و اطلاع رساني تهيه شده است.پيشنهادات و انتقادات سازنده شما خوانندگان عزيز ما را در بالابردن كيفيت اين وبلاگ ياري خواهد كرد. جهت همكاري با اين وبلاگ با مدير وبلاگ تماس بگيريد.