بحث به رتبه بندي نشريه کشيده شد و ايشان با اکراه به برخي از مشکلات نشريه که عمده آنها عدم حمايت و دشواري ادامه انتشار نشريه و مسائل مالي است اشاره کردند. در خلال صحبت، ياد نشريه وزين بخارا و دل­نگرانيهاي آقاي دهباشي از تعطيلي نشريه اي که از شيره جانش تغذيه مي کند در سرمقاله شماره 37 (مرداد-شهريور 1383) آن، افتادم.

همانطور كه مي دانيد، مجله اطلاع شناسي با همه وزن علمي كه دارد با سرمايه بخش خصوصي منتشر مي­شود. هر سرمايه گذار خصوصي نيز با همه دغدغه هاي فرهنگي که ممکن است داشته باشد، مهمترين مساله­اش تامين مالي و اگر شد کسب درآمد است. نشريه اطلاع شناسي هم با عزمي راسخ آغاز به کار کرده است و همه شاهد درخشش آن بوده ايم، اما اکنون متاسفانه با مشكل ادامه انتشار مواجه شده است زيرا درآمدهاي حاصل از نشريه كفاف خرج و مخارج انتشار آن را نمي دهد.

شايد کساني که اطلاعي از چند وچون انتشار يک نشريه علمي با سرمايه خصوصي نداشته باشند، فکر کنند که  دست اندرکاران اين نشريات عجب درآمدي دارند! اما جالب است بدانيد که در خيلي از موارد نه تنها درآمدي وجود ندارد، بلكه سرمايه هاي شخصي مدير مسئول و سردبير محترم و ساير همکاران توانسته است نشريه را سرپا نگه دارد.

يكي از راههاي مجلات براي درآمدزايي انتشار آگهي است كه متاسفانه براي مجلات علمي مناسب نيست. چون هم در شان چنين مجلاتي نيست كه هر آگهي را منتشر كنند و هم براي گرفتن رتبه علمي-پژوهشي از وزارت علوم با مانع روبه رو مي شوند. تازه ميزان آگهي هاي مرتبط فرهنگي هم چندان زياد و درآمدزا نيست.

انديشه كسب كمك مالي از سوي سازمانهاي دولتي هم ممكن است به استقلال عمل مجله لطمه وارد كند و سازمان حامي انتظاراتي داشته باشد كه تحقق آنها، نشريه را از مسير اصلي خود منحرف سازد.

حمايت از فعاليتهاي علمي و فرهنگي هر حرفه­اي، وظيفه اهالي آن حرفه است. اما حداقل تا جايي كه اطلاع داريم، نشريات بخش دولتي با مشكلاتي از اين دست رو به رو نيستند و شرايط متفاوتي دارند. ولي مجلاتي كه مي خواهند مستقل باشند و از سطح كيفي آنها هم كاسته نشود، هيچ چاره­اي ندارند، جز اينكه به حمايت حاميان معنوي و مادي خود كه همان خوانندگان باشند، تكيه كنند.

لذا بر همه کتابداران واجب است که به ياري نشريات حوزه خود بشتابند. هر کسي به هر طريقي که مي­تواند بايد کمکي کند تا اين نشريه سرپا بماند و به حيات خود ادامه دهد. يكي از بهترين راههاي حمايت از اين نشريات، مشترك شدن آنها است. باور كنيد اشتراك يكساله چنين نشريه اي در مقايسه با خرج هاي ريز و درشت زندگي هاي امروزي، مبلغي به حساب نمي آيد اما به حيات يك نشريه كمك بزرگي مي كند.  از همه مهمتر، بزرگترين حاميان نشريات و ناشران کتابخانه ها هستند. بنابراين در هر کتابخانه اي که خود مسئول هستيد يا با آنها ارتباط داريد، حتما اين نشريه را مشترک شويد.

با اين كار حداقل آسوده خواهيم بود كه خداي ناکرده اطلاع شناسي هم به سرنوشت "کرانه" كه اولين نشريه خصوصي كتابداري و اطلاع­رساني بود و توسط آقاي دکتر نيکنام منتشر مي شد و به همين دليل، يعني عدم حمايت مجبور به تعطيلي شد، دچار نشود.

 

پي­نوشت: قرار بود اين نوشته را خيلي زودتر از اينها منتشر كنم، اما هربار يادم مي آمد كه "رطب خورده كي منع رطب كند" و چون تا امروز موفق نشده بودم كه براي اشتراك اطلاع­شناسي اقدام كنم، كمي در انتشار آن تاخير پيش آمد.