جدی گرفته نشده و به آن توجه نشده است. باید جلسات مشترک بین دانشجویان و  استاد کارآموزی برگزار شود تا مشکلات مطرح و برطرف گردد و تبادل ایده ها صورت گیرد. آموخته ها در کارورزی با واقعیت همخوانی ندارد. کتابداران شاغل در کتابخانه ها بر فناوری های روز تسلط ندارند. اغلب دانشجویان تمایل داشتند در مراکز تحقیقاتی، روابط عمومی و مراکز مشاوره نیز فعالیت کنند. بهتر است توانمندی­های دانشجویان قبل از رفتن به کارورزی شناسایی شود و بر اساس توانایی های آنها کار دانشجویان صورت گیرد. آقای عظیمی پیشنهاد نمود دانشجویان برای کارورزی کتابخانه های مختلفی را تجربه کنند. معیارهای ارزیابی مشخصی برای سنجش کارورزیها معین شود و نظر مدیریت کتابخانه با استاد کارورزی در مورد وضعیت کاری دانشجو تلفیق شود.

بعد از آقای عظیمی، آقای رستمی و دکتر معرف زاده به ارائه تحقیق خود درباره وضعیت کتابخانه دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز پرداختند. یافته های تحقیق ایشان نشان داد که مجموعه این کتابخانه دارای تناسب و توازن موضوعی نیست. کتابها و مجلات این کتابخانه روزآمد نیستند. میزان خرید منابع کاهش یافته است. در فهرست نویسی منابع مشکلات فراوانی وجود دارد. به کاربران، نحوه استفاده از کتابخانه آموزش داده نمی شود. فضای کتابخانه، جذاب و کافی نیست. بسیاری از منابع باید وجین شوند. در پایان سخنرانی، خانم یاقوتی کتابدار کتابخانه در مورد برخی مشکلات کتابخانه توضیحاتی ارائه داد و در نهایت این نتیجه گرفته شد که باید صبور بود و آرام و سخت!! این جلسه در ساعت دوازده به کار خود پایان داد.

در حاشیه:

·          قرار بود سخنرانی ساعت نه آغاز شود و گویا مستمعین از همان ساعت در سالن نشسته بودند اما سخنرانی رسما ساعت ده و بیست دقیقه آغاز شد.

·       برای همگان جالب بود که چرا آقای عظیمی از اسلایدهای پاورپوینت برای ارائه سخنرانی خود استفاده نکرده است. دکتر کوکبی این سئوال را از طرف همه از آقای عظیمی پرسید و ایشان پاسخ داد که به نظرم رسید جمع تمرکز بیشتری به این ترتیب بر مطالب ارائه شده خواهد داشت.

·       در حالی که آقای رستمی مشغول ارائه مطالب خود بود یک لحظه یک صدای خروپف توجه همگان را جلب کرد...مسئول سالن که گویا حوصله اش به سر آمده بود همچون کودکی معصوم، به خوابی خوش و آرام فرو رفته بود!