من حال و روز و احساسات تمام دوستان دانشجويي كه به فكر عوض كردن نام رشته هستند را درك ميكنم. هنوز خيلي از دوران دانشجويي خودم و آن روزها كه در اتوبوس خط واحد وقتي كسي اسم رشته را مي پرسيد نمي‌دانستم چي بگم وحتي يكي دوبار براي خلاص شدن از توضيحات خسته‌كننده بعدي، اسم رشته‌ام را يك اسم آشنا و بي دردسر مي‌گفتم، نگذشته است. آن روزها گذشت و من هم مانند همه كتابداران فكر ميكردم كه چرا اسم رشته ما اينقدر ناشناخته و به قول بچه‌هاي امروزي بي‌كلاس است. اعتراف ميكنم كه هرگز و هرگز نتوانستم به كسي بگويم كه دقيقا كتابداري چيست وچكار ميكند و شايد همان صحبت دكتر حري كه كتابداري مانند مرگ است كه نه كسي كه در آن است مي‌تواند براي بقيه توصيفش كند و  كسي كه وارد آن نشده نمي‌تواند تصوري از آن داشته باشد. اما تجربه شخصي به من نشان داد كه عملكرد و كارهايي كه ما انجام مي‌دهيم خودش بهترين توضيح براي كساني است كه از بيرون به رشته ما نگاه مي‌كنند. سعي من اين بود كه با كارم به ديگران نشان دهم كتابدار كيست و چكار ميكند و يك تحصيلكرده كتابداري چقدر مي تواند در جامعه امروز موفق باشد. اين تجربه من بود حالا نميدانم بقيه با اسم رشته چكار كردند....

شما چكار كرديد؟.....