۱. در هر حرفه و شغلي و در هر زمان و مكاني رعايت اصول اخلاقي همواره پسنديده و مورد تأكيد و تأئيد صاحبان فن و شغل بوده و خواهد بود. پژوهش و پژوهش‌گري نيز از اين قاعده مستثني نيست. در پژوهش با مفهومي با نام اخلاق پژوهشي روبرو هستيم. كه براساس آن پژوهشگر موظف به رعايت يكسري اصول اخلاقي و انساني در قبال ساير پژوهشگران و انديشمندان است مانند رعايت حق مولف، استناد دهي، احترام به نظريات و دستاوردهاي پژوهشي دانشمندان گذشته و غيره.

۲. اين روزها پژوهش و پژوهشگر بودن طرفداران فراواني در ميان قشر كتابدار پيدا كرده است. به طوريكه شاهد ظهور طبقه‌اي با نام كتابدار پژوهشگر در ميان كتابداران ايراني هستيم. كتابداراني آشنا با مفاهيم و بنيانهاي پژوهش كه كنار وظايف اجرايي و كتابدارانه، پژوهش‌هاي متعدد كيفي و كمي را به منظور مساله‌يابي در حوزه كتابداري انجام مي‌دهند.نگاهي گذرا به مجلات كتابداري شاهدي بر اين مدعا است. اگر به اين افراد دانشجويان تحصيلات تكميلي و اساتيد اين رشته را هم اضافه كنيم، گروه نسبتاً بزرگي را در داخل جامعه كتابداري تشكيل مي‌دهند كه به پژوهش و پژوهشگري در باب مسائل روز اين رشته در حوزه‌هاي متعدد مشغولند و نتايج تحقيقات خود را در قالبهاي متعدد مانند گزارش، كتاب، سخنراني، مقاله، منتشر مي‌كنند. در ميان اين قالب‌ها، انتشار مقاله در نشريات علمي داخلي و خارجي بنا به دلايل مشخصي مانند اعتبار و امتياز علمي و زودبازده بودن، شكل غالب انتشار دستاوردهاي علمي محسوب مي‌شود.

۳. تعداد مجلات تخصصي كتابداري ايراني نسبت به تعداد پژوهشگران بسيار اندك است. اگر از مجلات بين‌رشته‌اي كه شايد بتوان از راههاي مختلف!!! مقالات كتابدارانه در آنها چاپ كرد، بگذريم؛ تنها يك مجله علمي‌ ـ پژوهشي و دو يا سه مجله علمي ـ ترويجي و تعداد انگشت شمار مجله تخصصي ديگري كه حالا به هر دليلي موفق به اخذ درجه علمي نشده‌اند، سهم جامعه كتابدار ايراني است كه هرگز و هرگز جوابگوي تعداد روزافزون مقالات كتابداري نيستند و نخواهند بود. اين مسأله بارها به شكلهاي مختلف مورد توجه و بحث قرار گرفته و راهكارهاي مختلفي نيز براي حل اين معضل پيشنهاد شده است. از طرفي ديگر نويسندگان مقالات نيز به دنبال راهكارهايي هستند كه در حداقل زمان ممكن حداكثر سود معنوي را از مقاله خود ببرند. مثلا مقاله سريع‌تر چاپ شود، امتياز بيشتري بگيرند و غيره. بنابراين ناخودآگاه مجلاتي كه امتياز بالاتري دارند يا فرايند انتشار مقالاتشان سريع تر است بيش از ساير مجلات مورد اقبال عمومي قرار خواهند گرفت.

۴.  قبول دارم كه فرايند داوري و انتشار مقالات در مجلات ما با مشكلات و چالش‌هاي فراواني روبرو است و حق نويسندگان كه بنا به دلايل مادي و صدالبته معنوي دنبال پذيرش و  انتشار هرچه زودتر مقالاتشان هستند در موارد بسياري ضايع مي‌شود و مقالات بسيار ارزشمند چه بسا بر اثر گذشت زمان از ارزش علمي و اعتبار محتوايي خود دور ميشوند ... اما به عنوان كسي كه درگير فرايند دريافت، داوري، پذيرش و انتشار يكي از نشريات كتابداري اين كشور هستم، طرف ديگر سكه را هم مي‌بينم و آن صرف زمان و هزينه‌هاي مادي است كه يك مجله براي داوري يك مقاله و انتشار آن مي‌كند كه مسلما با مشكلات اداري و بوروكراسي كشور ما پروسه زماني طولاني را مي‌طلبد.

۵. هريك از مجلات خط مشي و قوانين پذيرفته شده و ثابتي براي داوري و انتشار مقالات خود دارند. اين خط مشي كه بنا به سياست و هدف مجله مزبور تدوين شده است به عنوان يك چارچوب و  اصل بديهي سياست‌هاي كلان مجله را مشخص مي كند. براساس همين اصول و خط مشي است كه فرايند داوري و انتشار مقاله  در مجلات مختلف متفاوت است. و فرايند داوري درجات مختلف سختگيري را از يك مجله به مجله ديگر تجربه مي‌كند و برهمين اساس مدت زمان دريافت تا پذيرش و انتشار مقاله در يك مجله با مجله ديگر متفاوت است.

۶. انتشار مقاله در يك مجله علمي پروسه و قوانين خاص خود را دارد. يكي از اين اصول اينست كه نويسنده به‌منظور جلوگيري از هرج و مرج علمي تا زماني كه جواب قطعي مبني بر پذيرش يا عدم پذيرش مقاله خود را از يك مجله دريافت نكرده، مقاله خود را به مجله ديگري براي داوري و چاپ ارسال نكند. اين اصل در بين تمام مجلات علمي و تخصصي به عنوان يك اصل و قانون پذيرفته شده و قابل احترام است.

۷. متأسفانه اين روزها مشاهده مي‌شود كه نويسندگان برخلاف اصل مندرج در بند ۶ عمل مي كنند و هم‌زمان مقاله خود را به منظور تسريع در فرايند بازدهي و انتشار همزمان به چند مجله مختلف مي‌فرستند. يا اينكه وقتي اصلاحات مرحله اول داوري را دريافت مي‌كنند با انجام اصلاحات بدون اطلاع به دفتر مجله و انصراف مقاله را براي انتشار به مجله‌اي ديگر (كه با تسامح بيشتر فرايند داوري را انجام مي‌دهند) مي‌فرستند. بعد از ماهها به صورت تصادفي با يك سرچ ساده مقاله‌اي را كه در دستور كار مجله است و زمان و هزينه فراواني براي داوري، اصلاحات و كارهاي ديگر آن شده است را در رديف مقالات منتشرشده يا در نوبت انتشار مجله‌اي ديگر مشاهده ميكني!!!! شما به جاي دست‌اندركاران مجله.... واقعاً چه سياستي در پيش مي‌گيريد؟؟؟؟

۸. اصلاً به شخصه معتقد به سياست تنبيهي و اعمال ليست سياه!!! (كه برخي مجلات براي اين مشكل در پيش گرفته‌اند) نيستم. برخي نويسندگان شايد به صورت غيرعمد و نادانسته چنين كاري مي‌كنند اما وقتي كه اين كار چندبار تكرار شد يا از سوي برخي نويسندگاني كه دستي در نوشتن و پژوهشگري دارند  چنين رفتاري مشاهده شد فرض غيرعمد بودن خودبخود از ميان مي‌رود و تنها عبارتي كه به ذهن مي‌رسد، بي‌توجهي به اخلاق پژوهشگري يا همان  "بداخلاقي پژوهشي" است....