۴.  کتابداري در عمل به نوعي محدود به چهار ديواري کتابخانه است، حتي اگر اين ديوارها مجازي باشد، اما علم اطلاعات اين محدوديت را براي خود قائل نيست و به تعامل آدمي با منابع اطلاعاتي در زمينه ها و بسترهاي متفاوت مي پردازد.

5.      پژوهشهاي "محتوا محور" در کتابداري به منابع کتابخانه اي و پژوهشهاي "کاربر مدار" آن به کاربر کتابخانه  محدود مي شوند اما در علم اطلاعات اين محدوديتها وجود ندارند. از اين رو، گستره فعاليتهاي علم اطلاعات وسيعتر از کتابداري است.

6.      در کتابداري محور فعاليتها عمدتا مبتني بر منابع اطلاعاتي و سازماندهي آنها است، اما در علم اطلاعات اين فعاليتها مبتني بر پديده و عنصر بنيادي "اطلاع" و تعامل کاربران با آن است.

7.      گرچه کتابداري ماهيتي ميان رشته دارد، اما اين رويکرد در علم اطلاعات به مراتب پررنگتر است. ضمن آنکه بر اساس نوع  و زمينه هاي فعاليت ارتباطات ميان رشته اي در اين دو متفاوت است. 

8.      کتابداري بيشتر به "جامعه استفاده کنندگان" مي انديشد اما علم اطلاعات عمدتا به "فرد استفاده کننده".

9.      در مقايسه با کتابداري علم اطلاعات پيوندي محکمتر با "فناوري اطلاعات" دارد و زمينه هاي بيشتري براي تعامل بين متخصصان آن با متخصصان رايانه قابل تصور است.

10.  وجود جنبه آموزشي کتابداري و پيوند آن با آموزش کاربران باعث شده که گروههاي کتابداري در دانشگاههاي دنيا معمولا در دانشکده هاي علوم تربيتي مستقر شوند در حالي که پيوند علم اطلاعات با رايانه آن را اغلب در دانشکده هاي فني و مهندسي جاي داده است.

11.  با وجود تمام تفاوتهاي موجود که کتابداري را از علم اطلاعات متمايز مي سازد اين دو حوزه بيش از آنکه با هم متفاوت باشند به هم شباهت دارند و همچنان وجوه اشتراک آنها زمينه ساز فعاليتهاي مشترک کتابدارن و متخصصان علم اطلاعات است. بر همين اساس، کساني که در هر کدام از اين دو زمينه فعاليت مي کنند هيچ امتيازي نسبت به يکديگر بر اساس منزلت اجتماعي يا معيارهاي ديگر ندارند و هرگز توسعه يکي به معني نفي ديگري نيست. يزدان منصوريان، آبان 1387 .گروه بحث دانشگاه فردوسي