ازچند صباحي كه وارد اين رشته شده ام –چيزي درحدود 5 سال- همواره موضوع اسم رشته به عنوان يكي از نقاط نگراني ودل مشغولي جامعه كتابداري واطلاع رساني ، به عنوان مورد برجسته اي درذهنم نقش بسته است. مطالب بسياري دراين خصوص مطرح شده است به عنوان مثال درمقاله آخري كه با عنوان "كتابداري واطلاع رساني درجستجوي هويتي نو" دردسترس قرار گرفت به خوبي به اين مطلب پرداخته شده بود.مطالعات فراواني در اين زمينه صورت گرفته است به عنوان مثال درمطالعه اي كه توسط نگارنده به سال 1386 دردانشگاه علوم پزشكي ايران انجام شد ودرآن نگرش دانشجويان نسبت به رشته تحصيلي خود به تحقيق كشيده شد ،چيزي درحدود 48 درصد ازجامعه  از بيان اسم رشته وتوضيح وتشريح آن ابا ودرمواردي خجالت مي كشيدند.خلاصه مطلب اينكه بحث از تغيير اسم رشته ،بحث جديدي نيست .درمجمع عمومي كتابداري مطرح شد واخيرا" درگروه بحث مشهد هم مطرح شده ونام هاي پيشنهادي براي آن ارائه شده است .جالب است بدانيد نتابج يكي از مطالعات اكادميك  توسط رازيو گاسول دوهويتس ازدانشگاه كلمبيا ،بركلي نشان داد كه "اگرچه توافق درمعنای لغات وکلمات نمی تواند به حل مساله بیانجامد وحل مساله نمی تواند بدون درک کامل قضیه انجام گیرد،اما یک اسم جدید برای این رشته که بتواند مفهوم ومعنای کلی رویکرد کتابداری را برساند،آن حرفه را قادر می سازدتا باچالش های عصر اطلاعات بهتر روبه روشود".

واما غرض از اين مقدمه:

حركت اخير جامعه ما حركت خوب و مثبتي است البته سواي همه بحث هاي كه بر اين قضيه وارد است. كارشناسان ومتخصصان وجامعه فهيم كتابداري واطلاع رساني بايستي توجه داشته باشند كه بايد با اين قضيه بسيار محتاطانه ونه ازروي احساس برخورد كرد.مطالعات وبررسي هاي لازم دراين خصوص  بايستي انجام گيرد. تغييربايستي تغيير محسوس وهمه جانبه باشد. تغيير درمحتوا وسرفصل مطالب بسيار مهمتراست چون عنوان جديد ، عناصر جديد ومحتواي جديد راخواهد طلبيد ودرآخر:

به خود بپرداز،كه اگر ازدرون به خود نرسي ،هرگز به برون نخواهي رسيد.