جالب اینجا بود که برخی  مدارس و دانش‌آموزان آنها از عضو شدن امتناع می‌کردند. از  مرکز استان لیست دانش‌آموزان عضو انجمنهای مختلف را فرستادند. به کلی درگیر عضو گیری و ثبت آنها در دفتر ثبت و ورود اطلاعاتشان به کامپیوتر و صدور کارت شدیم. در ابتدای سال 89 هم گفتند که باز هم این ماه رایگان عضوگیری کنید. اردیبهشت هم گذشت و آمار ما در یک کتابخانه درجه سه در یک شهر کوچک از 250 نفر به 2500 نفر رسید. در روز 26 اردیبهشت هم دوباره نامه‌ای برایمان آمد که تا آخر این ماه (اردیبهشت) یعنی تا سه چهار روز بعدش باید تعداد 1000 نفر دیگر به آمار اعضای فعال خودتان  اضافه کنید!!! دیگر از کجا و چطوری خدا می‌داند. فقط آمار را بالا ببرید. خلاصه باز هم سعی کردیم و به هر دری زدیم ولی این آمار در این مدت کم جور نمی‌شد. اومدیم به تعداد لازم، از کسانی که مدت اعتبار کارتشان تمام شده بود برایشان تمدید کردیم. نکته جالب توجه اینجا بود که خیلی از این افراد از اینکه عضو کتابخانه شده‌اند خودشان خبر نداشتند. یک جایی یکی از همکاران به نقل از یکی از مدیران رده بالا تعریف می‌کرد که فلانی گفته فقط و فقط عضو گیری کنید به هیچ کدام از کارهای دیگر کتابخانه اهمیت ندهید. ولی خدائیش فقط به همین کار هم به زور می‌رسیدیم. . .

الآن آمار اعضای ما تقریباً رشدی معادل 800 درصد و در کل استان هم به همین اندازه رشد داشته است. اما . . .

اما با این مقدار رشد آماری و عددی اعضاء، تعداد کارکنان و کتابداران همان تعداد است. تعداد میز و  صندلی و قفسه و فضا همان مقدار است. بعد از این چند ماه که سرسری یک نگاهی به سایر آمارها انداختم دیدم که آمار تعداد کتابهای امانت رفته یا رشدی نداشته یا رشدی معادل چند درصد داشته است. آمار تعداد مراجعین به کتابخانه یا رشدی نداشته یا چند ده درصد رشد داشته است. این آمارها با هم نمی‌خوانند. چرا؟

اگر حتی یک دهم این آمار هم به کتابخانه برای ارائه خدمت مراجعه کنند صد و هزار البته پیداست که با این امکانات نمی‌توان پاسخگوی آنها بود. با یک نفر کتابدار در هر شیفت، فضای سالن مطالعه با گنجایش حداکثری 50 نفر، و مجموعه اندک نمی‌توان حداقل خدمات را هم به آنها ارائه داد. نمی‌خواهم بیشتر از این در این مورد بحث کنم چون در حد یک کتاب باید سخن گفت. مشخص است که هر چه قدر تعداد کتابخوانهای یک جامعه بیشتر باشد به همان نسبت هم فرهنگ آن جامعه رشد خواهد کرد. اما این تعداد چگونه باید بالا برود؟

 

فقط این مدت این سؤالات برایم پیش آمده است؟

·        شاخص رشد فرهنگی چیست؟

·        اعضای فعال یعنی چه؟

·        اگر با آمارهای . . . ی بگوییم تعداد کتابخوانهای ما افزایش پیدا کرده و جامعه کتابخوانی داریم، چه کسی را گول زده‌ایم؟

·        آیا آمار فرهنگ می‌آورد؟

·        آیا با این بضاعت می‌توان جوابگوی رشد چند صد درصدی اعضا بود؟

·        چرا آمار تعداد کتابهای امانت رفته با رشد اعضا نمی خواند؟

 

بنده اصلاً قصد و غرضی نسبت به هیچ شخص حقیقی و حقوقی ندارم. فقط خواستم یکسری واقعیتها را مطرح کنم و برای سوالاتم جواب پیدا کنم.

موید باشید

راوند