تابستان سال گذشته در همین روزها، خبری کام همه ما کتابداران را تلخ کرد. ناباورانه شاهد رفتنش بودیم و چه با شتاب رفت. آن روز تلخ را هرگز فراموش نمیکنم. روزی که نامش را روی صفحه نمایش در بهشت زهرا دیدم...نامی که پیش از این روی مقاله هایش-کتابهایش- پایان نامه های هدایت شده شاهد بودیم و باید می دیدیم. چهره دوست داشتنی- صدای مهربان- رفتار خضوعانه و منش پاکش- ایده هایش هنوز در خاطرمان هست. فراموشش نکردیم و نخواهیم کرد. حتی اگر جسمش پیش ما نباشد و خوب میدانیم اکنون چه آسوده در کنار دکتر حری عزیز و سایر رفتگان به ما می نگرد و به ما که چقدر بی حد و حصر درگیر این جهان خاکی شده ایم لبخند میزند. برای بازماندگانش به ویژه همسرش خانم متینه معین، آرزوی شکیبایی و بقای عمر داریم.

روحش شاد و یادش جاودان