جناب آقای دکتر زاهدی

مقام عالی وزارت  

سلام علیکم  

به استحضار می­رساند پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، در آزمون کارشناسی ارشد رشته «کتابداری و اطلاع­رسانی» مواد درسی­ای گنجانده شده است که هرچند در سال­های آغازین انقلاب کمی معقول می­نمود چون دانش آموخته کارشناسی این رشته در ایران کم بود، اما اکنون بخشی از این مواد درسی خیلی بی­ربط به نظر می­رسد و ارتباطی با رشته یاد شده ندارد. مواد امتحانی به شرح زیر است:  

1.       زبان‌عمومي ‌و تخصصي (30 سؤال با ضریب 3)،  

2.       دروس‌ معارف اسلامي و اخلاق و تربيت اسلامي (30 سؤال با ضریب 2)

3.       درك‌وتجزيه وتحليل مطالب درزمينه علوم كتابداري (90 سؤال با ضریب 4).

 گنجاندن درس زبان در مواد این آزمون برای رشته یاد شده طبیعی به نظر می­رسد ولی ضریب آن قدری ظلم در حق دانش آموختگان این رشته به حساب می­آید چون دانشجویان رشته­های تحصیلی زبان خارجی (انگلیسی و فرانسه) به راحتی و با توجه به تبحرشان در زبان بالاترین امتیاز را در این درس می­گیرند و به گواه آمار خود سازمان سنجش بیش از نیمی از پذیرفته شدگان هر سال را در مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع­رسانی ایشان تشکیل می­دهند. البته ناگفته نماند که ماده امتحانی بعدی هم به این امر کمک می­کند.

گنجاندن دروس معارف اسلامی و اخلاق و تربیت اسلامی در یک آزمون تخصصی برای رشته­ای که در سطح تخصصی هیچ ارتباطی به این دروس ندارد، واقعاً غیرطبیعی است و هیچ منطقی ندارد. اگر استدلال این است که چون این دانشجویان دو درس عمومی با این نام­ها در مقطع کارشناسی می­گذرانند، بنابراین تمام رشته­های تحصیلی همه گروه­های آموزشی همین کار را می­کنند و باید برای آن­ها هم به همین دلیل این ماده آزمون در مقطع کارشناسی ارشد گنجانده شود، اما در غیر این صورت باید از مواد امتحانی حذف گردد. در ضمن این ماده امتحانی نیز به پذیرفته شدن دانشجویان غیررشته (به ویژه رشته­های زبان) نیز کمک می­کند، چون این دو ماده امتحانی با هم 40 درصد سؤال­های آزمون را به خود اختصاص می­دهد و می­توان امتیاز خوبی برای دانشجویان غیر کتابدرای کسب کند.

اما در مورد آخرین ماده یعنی «درک و تجزیه و تحلیل در زمینه علوم کتابداری، باید گفت که خود عنوان این ماده باعث می­شود، طراحان محترم سؤال­های این بخش که از متخصصان کتابداری هستند، نیز به در مواردی به طرح سؤال­هایی بپردازند که هیچ ربطی به دروس تخصصی و اصلی این رشته ندارد، و سازمان هم در مقابل اعتراضات مکرر دانشجویان این رشته نسبت به طرح این گونه سؤال­ها حداقل تا کنون هیچ پاسخی به کسی ارائه نکرده است. دلیل آن را باید حضرتعالی از مسؤولان آن سازمان جویا شوند. در این زمینه سؤال این است که اگر از نظر مسؤولان محترم آن وزارت و سازمان سنجش این رشته یک رشته تخصصی و علمی است، مانند سایر رشته­ها دروس تخصصی دارد و نباید از تمام دروس ارائه شده عمومی و پایه و تخصصی به طرح سؤال پرداخته شود. اگر به عنوان رشته­ای تخصصی آن را نمی­شناسد، حتماً این نکته را رسماً به اطلاع تمام کسانی که مشغول تحصیل در این رشته هستند برسانند تا آن­ها نیز مطلع باشند.

نکته دیگر این که در اردیبهشت ماه سال 1383 مسؤولان دانشکده­های علوم تربیتی و روانشناسی کشور طی نشستی که در دانشگاه الزهرا (س) برگزار شد، پس از بحث و بررسی­های کامل و نظر خواهی اولیه از متخصصان علوم کتابداری و اطلاع­­رسانی، در زمینه مواد امتحانی این رشته تصمیم­گیری کردند و مواد تخصصی جدیدی را با ضرایب جدید به سازمان سنجش آموزش عالی کشور ارسال کردند که حتماً سوابق آن نامه در آن­جا موجود است، ولی تا کنون هیچ پاسخی به آن داده نشده است.

اکنون از حضرتعالی به عنوان بالاترین مقام این وزارت خاضعانه و مصرانه تقاضا می­شود دستور فرمایند هرچه سریع­تر به این مشکل رسیدگی شود و پاسخ آن را به اینجانب ارسال فرمایند تا دانشجویان عزیر و محترم از نتیجه کار مطلع شوند. امیدوارم این بار نامه­ام که خواسته تمام دانشجویان کتابداری و اطلاع­رسانی سراسر کشور است، بی­پاسخ نماند.

                                                                                                               
محسن نوکاریزی (استادیار گروه کتابداری و اطلاع­رسانی دانشگاه بیرجند )

 

و متن نامه آقای نوروزی چاکلی:

جناب آقاي دكتر محسن نوكاريزي

     با سلام

     از پيشنهاد و پيگيري هاي بي شائبة حضرتعالي و ساير همكاران محترم آن گروه سپاسگزارم. همان گونه كه مستحضر هستيد لزوم ارسال چنين نامه اي بسيار زودتر از اين نيز احساس مي شد و اميدوار است كه در نهايت، با پيگيري هاي جنابعالي به نتيجه برسد. در عين حال معتقدم كه به منظور ارائة نمونه، عنوان هاي پيشنهادي برخي از مفادّ امتحاني مورد نظر گروه هاي آموزشي علوم كتابداري و اطلاع رساني كشور نيز از طريق پست الكترونيكي دريافت شود و به پيشنهادات مزبور اضافه شود. البته اگر اين پيشنهادات مبتني بر سرفصل هاي جديدي كه در برخي از دانشگاه ها به تصويب رسيده و هم اكنون توسط گروه هاي آموزشي علوم كتابداري و اطلاع رساني آن ها مورد استفاده قرار مي گيرد باشد مطلوب تر است و موجبات سرعت بخشيدن فرايند روزآمدسازي سرفصل هاي آموزشي ساير گروه هاي علوم كتابداري و اطلاع رساني را نيز فراهم مي سازد.  همچنين با توجه به اين كه مشكل حاضر، مسأله اي مشترك براي تمامي گروه هاي آموزشي مربوطه محسوب مي شود و در سطحي ملي براي اين گروه ها مطرح است، به نظر مي رسد كه طرح آن نيز بايد در همين سطح صورت پذيرد و از ارسال آن توسط يك گروه آموزشي خاصّ پرهيز شود، چرا كه هرگونه اقدام غيرمشاركتي در اين خصوص مي تواند به منزلة اتفاق نظر نداشتن ساير گروه هاي آموزشي نيز قلمداد شود. به عقيدة من تنها با مشاركت اكثريت گروه هاي آموزشي علوم كتابداري و اطلاع رساني كشور، دستيابي به نتايج مورد نظر در اين خصوص قابل حصول است. بنابراين اگر اين نامه با همكاري و از طرف جامعة كتابداري و اطلاع رساني كشور تنظيم و ارسال شود مطمئنّاً نتايج مثبت تري را به ارمغان خواهد آورد. در پايان لازم مي دانم به استحضار برسانم كه گروه علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شاهد آمادگي خود را براي هرگونه همكاري در اين زمينه اعلام مي دارد. همچنين براي دريافت امضاء از جامعة كتابداري و اطلاع رساني كشور نيز پيشنهاد من به شرح زير است:

  1. از طريق ارتباط دانشجويان شهرستاني با گروه هاي كتابداري شهر خود.
  2. از طريق هماهنگي با مديران محترم گروه ها و ارسال از طريق پست
  3. از طريق جمع آوري امضاء در همايش هاي ماهيانة انجمن

 

با آرزوي موفقيت و بهروزي براي حضرتعالي و ساير همكاران محترم

عبدالرضا نوروزي چاكلي

دانشگاه شاهد