اگر دوستان مطالب جهان کتاب در سالهای 76 و 77 را به خاطر بیاورند، از بهترین گزارش هایی که در آن دوره در  آنجا ارائه می شد و خیلی هم طرفدار داشت، گزارشهای جناب آقای آذرنگ بود در معرفی کتابخانه های عمومی تورنتو، واشنگتن، مایکروسافت و برخی کتابخانه های مهم دیگر دنیا. البته ایشان بعدا این گزارش ها را در کتابهایی که منتشر کردند هم ارائه کردند که هنوز هم خواندن آنها لذت بخش است. نکته مهمی که در آن دوره  هم خیلی مورد توجه و عکس العمل قرار گرفت برخاسته از این موضوع بود که جامعه ایرانی مشتاق آگاهی از واقعیتهای زندگی در کشورهای غربی است. واقعیت این است که به دلایل مختلف، از جمله تبلیغات منفی دولتی در خصوص جامعه غربی، گرایش ایده ال سازی درباره جامعه غربی در کشور و مردم شکل گرفته است. نظرات ارائه شده دوستان در خصوص نوشته خوب خانم مرادی هم موید این نکته است که همه تشنه دانستن در مورد واقعیتهای موجود هستند نه خیالپردازی های پرداخته ذهن. یکی دیگر از گزارش های خوب ارائه شده در یکی از شماره های سال گذشته جهان کتاب، نوشته ای بود از جناب آقای جمالی ممهوئی در مورد کتابخوانی در متروهای لندن و تجربه خودشان نوشته بودند. (من متاسفانه الان دسترسی به منابع ندارم که کامل آنها را معرفی کنم و از این بابت پوزش می خواهم). کار جناب آقای آذرنگ در ارائه این معرفی ها بسیار مورد استقبال قرار گرفت و ویژگی آن در این بود که کس دیگری این کار را به این صورت انجام نداده بود. افراد مختلفی در کشورهای مختلف حضور داشته و دارند اما سنت مکتوب و ارائه آنچه از جامعه آن سوی مرزها به دست می آورند کمتر صورت می گیرد. 

نوشته سرکار خانم مرادی رویکرد بسیار خوبی است که من به سهم خودم از این کار جالب ایشان تشکر می کنم. اتفاقا بر عکس تصور خودشان، ایشان خیلی شیرین و خودمانی می نویسند که لذت خواندن مطلب را دوچندان می کند. به نظرم یکی از رسالتهای کسانی که در خارج از کشور هستند، به خصوص کتابداران، این است که واقعیتهای زندگی روزمره و موجود را به اطلاع کسانی که در داخل کشور هستند برسانند. این کار می تواند حتی در رسانه های دیگر از جمله مجله های کتابداری و اطلاع رسانی اتفاق بیافتد و طیف گسترده تری از آن بهره مند شوند.