دوست غيابي بسيار عزيز جناب آقاي نظامي سلام
من دانشجوی كارشناسي کتابداری ورودی ۱۳۵۳ دانشگاه تهران هستم و همانگونه که همه می دانند درس خواندن من با نظریه انحطاط دکتر سید جواد طباطبایی در مجموعه زوال اندیشه سیاسی در ایران انطباق ‍پیدا کرده و هر چند وقت یکبار دچار انقطاع شده ام و هنوز دوره دانشجویی من ادامه دارد. ما در سال اول کارشناسی منتظر نمی شدیم دیگران به ما بخندندُ بلکه دست پیش را می گرفتیم وخودمان برای خودمان مضمون کوک می کردیم. مثل این بیت :
اگر این رشته ناقص بدست آرد دل ما را به بخش مرجعش بخشم پلی تکنیک زیبا را
خوب باید خاضعانه عرض کنم من با اينكه خيلي هم كم توقع نيستم كتابداري دل من یکی را بدست آورد و گنده تر از پلی تکنیک هم مرا از رشته جدا نکرد و ماندم تا کار کنم و آینده خودم را که اینک در گذشته قرار گرفته بسازم. البته همه چيز را مديون استادم نوش‌آفرين انصاري هستم. مدير وقت گروه كتابداري كه حتي براي دروس عمومي ما اساتيدي دعوت مي كردند كه در خواب هم نمي ديديم. خيلي از خود راضي نيستم كه فكر كنم حالا با اين استادان چيزي شدم يا كسي هستم ولي همين نقطه كه قرار دارم ‏ به پشت سر كه نگاه مي كنم دچار افسردگي نمي شوم و همين برايم كافي است.
جناب آقای دکتر علی حسین قاسمی هم که به شما می گوید باشه بابا خودکشی کن درست می گه ولی به شیوه ایشان. من جناب آقای قاسمی را فکر می کنم از داد و بیداد می شناسم (درست ميگم استاد؟تابستان ١٣٥٦ بود يا ١٣٥٧) یعنی از همان سالهایی که پشت چهره تقریبا عبوس که خیلی خودشان را تو شلوغی ها و شيطنتهاي دوستان كمترشرکت می دادند ولی با پشتکاری عالی مشغول خودکشی کردن بودند که نیجه اش را هم امسال دیدیم و مجددا به ایشان تبریک میگوییم.
و اما به شيوه نسل قبلي خودمان نصيحتي ميگويم‏ هرچند كه نسل جديد ساختار شكن!!!!!!!! ما با نصيحت ميانه اي ندارد و ديگراز شيخ سعدي عليه ال...... (هرچي خواستيدجاي سه نقطه بگذازيد و حكيم نظامي كسي براي حرف زدن استفاده نمي كند ‏ خوب حق دارند چون ارزشهاي ما با سعدي و نظامي فرق دارد. ارزشها عوض شده ولي اجازه بدهيد من نصيحتم را بگويم. يك دزد خوب بهتر از يك دانشمند بد است و يك رفتگر خوب بهتر از يك پزشك بد است. بوسه بر پاي دزد زدن بايزيد بسطامي را بخوانيد كه چقدر ظريف است. دزدي را در ميدان شهر دار زدند و بايزيد پاي او را بوسه داد ودر جواب مريدان گفت بوسه بر پاي كسي
زده ام كه تا آخر كار خود رفت و جان بر آن گذاشت.
بنا براين سعي كنيد كتابدار يا اطلاع رسان خوبي باشيد و تلاش كنيد تا آنجا كه جا دارد برويد. دكتر قاسمي فعلا تا دكتري رفته اند و شما از ايشان هم سبقت بگيريد. و نكته مهمتربا كمك همه كتابداران ‏ جامعه را با رشته خود آشنا كنيد تا ارزش كارتان بر همه روشن شود . آشنا سازي جامعه با حرفه كاري است سخت و طولاني و خسته نشويد. شوخيها و طعنه هاي اطرافيان را هم با طنز پاسخ دهيد.
توصيه مي كنم حتما آثار منثور عبيد زاكاني‏ و جوواني گوارسكي را بخولنيد‏ فيلمهاي فدريكو فليني و امير كوستاريتسا را ببينيد و كاركاتورهاي اردشير محصص را دريابيد‏ مخصوصا مجموعه وقايع اتفاقيه. نه همين فردا كه به مرور و پاسخهايتان را با ظرافت بدهي و با اعتماد به نفس جلو برويد و موفق باشيد..

ابراهیم عمرانی

۲- هر کتابی خواننده اش ٬ هر حرفه ای عاشقش

بيشتر از موهاي سر يك آدمي كه مو هاي پرپشت دارد، رشته تحصيلي وجود دارد و خيلي از آدم ها هم بعد از خواندن يك يا دو سال، تحصيل به فكر عوض كردن آن مي افتند و هيچ اتفاقي هم نخواهد افتاد.  بريم به قديم ها ابراهيم خان حكيم الملك پزشك مخصوص مظفر الدين شاه در يك جرياني پزشكي را بوسيد و گذاشت كنار و تا درجه نخست وزيري هم پيش رفت . شهريار كه آوازه شهرتش از كل آذربايجان هم بيشتر است دانشجوي رشته پزشكي بود،  چشم سياهي اورا به شا عري كشاند و پزشكي را گذاشت كنار.  ديگر اينكه همين كارگردان وطني خودمان كه همين چندي پيش (حس برتر) را از او ديديم و بعد هم (هم نفس ) را و پيشترهم (ولايت عشق)او، همه را شگفت زده كرده بود،  رشته پزشكي را تا دوره عمومي هم گذراند و بعد عشق سينما او را مهدي فخيم زاده كرد . اين تازه انصراف دادگان از يك رشته لوكس و پول ساز بود آنها رفتند اما پزشكي راه خود را رفت .و به بريدن و دوختن هم ادامه مي دهد. حال رشته پر مايه و جامع الاطراف كتابداري هم چنين است. آقا جان بجاي خود كشي شب كشي كن و بيدار خوابي و دوباره در يك رشته مردم پسند دهن پر كن شركت كن و رشته كتابداري را براي عاشقان او واگذار. بنظر اينجانب اساتيدم نبايد حتي به اندازه سر سوزني نزد حضرتعالي رشته كتابداري را توجيه كنند .
اصغر پور انتظاري