آنچه در زیر می خوانید جوابیه یا به اصطلاح نامه دوم نویسنده (گان) محترم کتاب وبلاگ برای کتابداران و اطلاع رسانان است که به درخواست ایشان در این وبلاگ منتشر می شود. لازم می دانم چند نکته را یادآوری کنم. انتشار این نامه فقط و فقط به درخواست نویسنده(گان) کتاب بوده است. از دوستان عزیز بلاگر خواهشمندم به این مطلب هیچ گونه واکنشی اعم از کامنت یا انتشار مطلبی در وبلاگ نشان ندهند.(بدین منظور قسمت کامنت برای این پست فعال نخواهد بود). ضمنا تاخیر در ارسال مطلب به خاطر کسالت شخص بنده بوده و پس از گذشت مدتی که حرف و حدیث ها درباره این کتاب کمتر شده بود به هیچ عنوان قصد نداشته و ندارم آب را دوباره گل آلود کنم و تنها به خاطر اصرارهای مکرر نویسنده(گان) اقدام به انتشار این نامه کردم.
به نام خداوند پاک
همه اوست دیگر چه باک
جوابیه اینجانب به سرکار خانم کرمی واکنش هایی را بر انگیخته که برخود لازم دیدم جهت روشن شدن موضوع به جند نکته اشاره و همه دوستان و خوانندگان عزیز را به داوری طلب کنم
اول. موضوع چیست
اینجانب کتابی تالیف کرده ام که بیست صفحه از آن که شامل ضمیمه می باشد را به کتابشناسی وبلاگ اختصاص داده ا م وابتدای ضمیمه نیز درج کرده ام که کلیه مطالب این قسمت از وبلاگ کتابداری خانم طاهره کرمی می باشد .البته علت عدم کسب اجازه وجود عبارت "استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است " در وبلاگ ایشان بود. مع الوصف اگر خانم کرمی این عبارت را در وبلاگشان تغییر دهند و بر این آزادی قید بزنند بنده با افتخار حاضرم موضوع را عطف به ماسبق کنم.
دوم .کدام مادر کدام دایه؟
دوستان عزیز همانطور که مستحضرید رشته کتابداری و اطلاع رسانی
یک رشته بین رشته ایست لذا چه اشکالی دارد که یک فردی از رشته کامپیوتردر این حوزه کتاب بنویسد و از قضا مورد اقبال بخشی از جامعه کتابداری (عمدتاجامعه عملی ) واقع شود. آیا اصولا این رشته با این مرزهای باز می تواند دارای مادر باشد چه رسد به دایه؟؟؟
بنظر شما مباحثی مانند نمایه سازی ماشینی وکتابخانه های دیجیتالی می توانند بدون رشته کامپیوتر موضوعیت داشته باشند؟؟
در ضمن کتاب های بنده درحوزه هایی ازکتابداری است که با فن آوری اطلاعات مرتبط است نه دروس محض کتابداری. ضمنا فکر نمیکنم ورود به مباحث یک رشته نیاز به کسب اجازه از مرجعی خاص باشد.
سوم. پا در کفش کتابداران
به عبارات زیر عنایت فرمائید
البته این آقای محترم بار اولش نیست که پا در کفش کتابداران می کنند (از داریوش علیمحمدی)
مهندسان کامپیوتر که دلشان برای وضعیت کتابداری ما لک می زند
(از سید مهدی حسینی)
از اساتيد محترم رشته کتابداري و اطلاع رساني گلايه دارم که چرا اجازه مي دهند چنين افرادي با استفاده از تخصص خود که مطمئنا تخصص کتابداران ما هم در حوزه موضوعي خود کم از آنان ندارند اين چنين بر صورت کتابداري ايران سيلي محنت بزنند.(از خانم کرمی)
عزیزان پیام عبارات فوق جز ارائه نگاه بسته، فرهنگ خودی غیر خودی وعدم تحمل رقیب چه می تواند باشد.
چهارم . وبلاگ برای کتابداران و اطلاع رسانان
چه کسی می تواند ادعا کند اثری بی عیب میتواند بیافریند . با این وجود من هنوز نقدی علمی ودر خور در باره این اثر ندیده ام .هر چه خواندم یا مثله کردن بوده یا وجب کردن اثر ..
این را هم بگویم دوستان در اظهار نظرشان اصلا به این اصل رانگاناتان التفات نکرده اند که "هر کتابی خواننده اش و هر خواننده ای کتاب اش"
کتاب اینجانب کمکی است برای کتابدارانی که می خواهند برای خود ویا کتابخانه خود وبلاگی ایجاد کنند و سعی دارند این موضوع را عملی فرابگیرند آیا این توهین به جامعه کتابداری است یا خدای ناکرده بی اهمیت کردن رشته؟؟
البته با کمال افتخار اعلام میکنم که کاربردهای وبلاگ درحوزه کتابخانه وکتابداری دریک فصل بیشتر آورده نشده چون احساس کردم بیش ازاین حرافی و تکرار مکررات خواهد بود البته ادعایی ندارم که فقط همین قدر می تواند باشد. حاشا وکلا . بر این مبنا اگر دوستان اطلاعات جدیدی از کاربردهای وبلاگ در کتابداری وکتابخانه بدست آورند حتما مرا در جریان بگذارند
اعتقاد دارم اگر همین قدر از وبلاگ در کتابخانه ها استفاده شود ظرفیت
اطلاع رسانی آنها در ضریب خوبی ضرب خواهد شد.
هیچوقت آن دانشجوی شهر رضایی را که در قم با من درس نرم افزار های کتابخانه ای داشت از خاطرم نمی رود که با نرم افزار پاور پوینت توانسته بود یک کتابخانه عمومی را بدون نرم افزار کتابخانه ای مدیریت کند کارش حرف نداشت .مخاطب کتاب من او و افراد مانند اوست هر چند لوح فشرده آن به کار علاقمندان درسطوح بالاتر نیز میاید.
پنجم : یک سوال
راستی هیچ از خود پرسیده اید چرا کتابخانه های ایران از وبلاگ خیلی کم استفاده می کنند اما وبلاگ های کتابداران فراوان است؟؟
ششم :وجب کردن و وزن کردن کتاب
باور بفرمائید اگر این کتاب با حفظ همین بار ارزشی جحمی به اندازه سیصد صفحه داشت این همه سرو صدا به پا نمی کرد
عزیزان فکر میکنید اضافه کردن مطلب در قالب آمار و عدد و ارقام
های عجیب وغریب و... برای افزایش حجم کتاب چقدر زحمت دارد. خودمان را گول نزنیم از این نوع کتاب ها در حوزه های اطلاع رسانی( نه کتابداری محض فراوان وجود دارد) ولی چرا هیچ صدایی بر نمی اید.
هفتم:وبلاگ واخلاق
این درست است که وبلاگ فضایی مجازی بوجود می اورد که هر کس زوایای پنهان خود را آشکار می کند اما اخلاق را چه شده ؟؟این همه بد و بیراه وسیاه نمایی نویسنده و ناشر وذکر مسائل خصوصی بر اساس کدام موازین اخلاقی و کاربردهای وبلاگ توجیه می شود
باز هم تکرارمیکنم
بنده در نامه اول هم تاکبد کردم که اولا در کتاب منبع را ذکر کرده ام ثانیا جواز عدم اجازه از خانم کرمی جمله " استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است " بوده است لذا اگر خانم کرمی این جمله را دروبلاگشان اصلاح کنند باز حاضرم بر اساس جمله ایشان عمل کنم.
داود محمدی فرد
کارشناس کامپیوتر وعضو موسسه توسعه دانش شرق
رونوشت
گروه بحث مشهد
آ قای موسی محمدی بزنج مدیر نشر چاپار
آقای محمد ایرانشاهی همکار عزیز